بحران فروپاشی و جای خالی زنده یاد بختیار

بسیاری از سرنگونی خواهان یا به انکار خطر جنگ داخلی در پی سقوط نظام می پردازند و یا بخاطر هراس از خطر بازگشت دیکتاتوری پس از سرنگونی رژیم، به نفی نیاز به رهبری نیرومند برای عبور از خطر فروپاشی ایران می پردازند. سرنگونی نظام توسط مردم بدون وجود رهبری نیرومند برابر است با خطر فروپاشی ایران.
انچه بسیار هویداست، تلاش کشورهای اسراییل و عربستان برای فروپاشی و حتی تجزیه ایران است.

 

زمانی که بر اثر زلزله خانه ایی به لرزه می افتد، این وظیفه پدر خانواده است که فرزندانش را بدون اتلاف وقت و با اقتدارگرایی از خطر زیر اوار ماندن دور کند. پاسخگویی به بحران های جدی اجتماعی نیز مانند واکنش به یک زلزله، نیازمند سرعت العمل و اقتدارگرایی است.  

فقدان وجود یک رهبری نیرومند، در کنار بحران های جدی اجتماعی ایران امروز، کشور ما را در معرض خطر جدی فروپاشی قرار داده است.  اما این دلیل ان نمی شود که ما میان بد بازگشت دیکتاتوری و یا بدتر فروپاشی، دست به انتخاب بزنیم. ما هم می توانیم و هم وظیفه داریم که از اندک فرصت موجود برای ایجاد یک ایران ازاد و دمکراتیک استفاده نماییم.  اما بهای استفاده از این فرصت را باید با پذیرش واقعیت های موجود و گذر از دیدگاه های سنتی پرداخت.

این یک واقعیت است که در ان سوی کره زمین، اقای ترامپ بعنوان نماینده مردم امریکا تنها در جهت بدست اوردن منافع این کشورتلاش می کند و دراین  سوی کره زمین، روحانیون حاکم ایران، تنها در جهت منافع خود و نه مردم ایران حرکت می کنند. در چنین شرایطی است که بیشتر دوستان تا کنون چهار فرض متفاوت را برای اینده ایران پیش بینی می نمایند.

فرض اول: کودتای سپاه

فرض دوم: نرمش قهرمانانه و بوسیدن پای ترامپ

فرض سوم: رویارویی با امریکا تا فروپاشی نظام

فرض چهارم: سرنگونی نظام توسط مردم

 

شرایط اجتماعی برای چهار فرض بالا ثابت است. اقتصاد و دیگر ارکان کشور ما بخاطر فساد و سومدیریت دچار ورشکستگی است.  از همین رو؛ نه کودتای سپاه و نه نرمش قهرمانانه به بهبود وضع مردم ایران کمک نخواهد کرد. مشکل نظام ولایت فقیه مشکل کمبود درامد نفت نیست، مشکل بر سر تقسیم ان است.   

مشکل ایران، نظام اقا و اقازاده گی است. فساد نظام ولایت فقیه بخشی از ماهیت ان است.  بهبود رابطه با امریکا نیز بیش از هر چیز به نفع اقایان و کشورهای دیگر خواهد بود.  پس از چهل سال تجربه؛ به جرات می توان ادعا کرد که روحانیون تنها به منافع خود فکر می کنند و ادامه حاکمیت انان یعنی ادامه سقوط فزاینده ایران به دامان بدبختی و بی سرانجامی.

 

زبانم بریده که حتی بخواهم تصور فرض سوم یعنی انچه بر عراق گذشته است را برای ایران بیان کنم. علاوه بر ان  انچه بسیار هویداست، تلاش کشورهای اسراییل و عربستان برای فروپاشی و حتی تجزیه ایران است. هر دو کشور اسراییل و عربستان در پاسخگویی به رفتارهای نظام ولایت فقیه از هیچ تلاشی برای دفع خطر و پیشبرد منافع خود کوتاهی نخواهند ورزید.  در چنین شرایطی مردم ایران از فقر و گرسنگی به خیابان ها امده اند و هر روز اعتراضات گسترش می یابد. دیر یا زود اسلحه و پول عربستان سعودی در میان مردم مناطق محروم ایران، اعتراضات را به درگیری تبدیل خواهد کرد. از همین رو، حتی سرنگونی نظام توسط مردم بدون وجود رهبری نیرومند برابر است با خطر فروپاشی ایران.  

 

اما متاسفانه در چنین شرایطی، بسیاری از سرنگونی خواهان یا به انکار خطر جنگ داخلی در پی سقوط نظام می پردازند و یا بخاطر هراس از خطر بازگشت دیکتاتوری پس از سرنگونی رژیم،  به نفی نیاز به رهبری نیرومند برای عبور از خطر فروپاشی ایران می پردازند. این نفی خطر فروپاشی در کنار هراس از بازگشت دیکتاتوری به یک معضل جدی در برابر ایجاد جبهه متحد سرنگونی خواهان جمهوری خواه و مشروطه خواه مبدل گشته است.

شکی نیست که در پی بحران پدید امده توسط فروپاشی رژیم ولایت فقیه،  ایران با هر دو خطر جدی جنگ داخلی و بازگشت دیکتاتوری به صحنه سیاسی روبروست. اما نفی نیاز به یک رهبری نیرومند در شرایط کنونی کمکی به حل مشکل نخواهد کرد.

ایا واقعا هیچ عقل سلیمی باور دارد که یک مجموعه سیاسی و یا حتی اقتصادی بدون داشتن رهبری نیرومند قادر به  دستیابی به اهداف خود شود؟ بر همین اساس؛ چگونه می توان باور کرد که جنبش سرنگونی بدون داشتن یک رهبری نیرومند قادر به رویارویی با خطر جنگ داخلی در پی فروپاشی نظام خواهد بود؟

 

همزیستی پادشاهی و جمهوری برای ایجاد یک توافق ملی

اگر تا چند ماه دیگر نظام ولایت فقیه سقوط کند و رفراندومی تحت نظارت نیروهای بین المللی در ایران بر سر شکل حکومت اینده صورت پذیرد، چه جمهوری خواهان و یا پادشاهی خواهان پیروز شوند شرایط اجتماعی – اقتصادی ایران برای هر دو یکی خواهد بود و نیازهای اقتصادی – اجتماعی و یک توافق ملی سرنوشت ایران و ماهیت حاکمیت اینده ان را رقم خواهند زد.

خوشبختانه اکنون ما در شرایطی قرار گرفته ایم که می توانیم با یک توافق ملی بر سر ایجاد ابزارهایی مناسب در قانون اساسی، از بازگشت دیکتاتوری به حاکمیت سیاسی اینده ایران جلوگیری نماییم.

بعنوان نمونه اگر مشروطه خواهان (طرفداران پادشاهی) در رفراندم اینده پیروز شوند، ابزارهایی نظیر تعیین سن بازنشستگی برای پادشاه و تایید جانشین او با رای اعتماد نمایندگان مردم در مجلس شورای ملی می تواند از خطر بازگشت دیکتاتوری در شکل سلطنت دوری گزید.

در مقابل اگر رفراندوم به پیروزی جمهوری خواهان منجر شود،  شناسایی خاندان پهلوی به عنوان یک نهاد اجتماعی، بدون جایگاه سیاسی می تواند به عنوان پلی میان دو دیدگاه جمهوری و پادشاهی به کشور خدمت کند. نمونه موفق این مدل را در جمهوری سوسیالیستی صربستان (بخشی از یوگسلاوی سابق) می توان یافت.  

بازگشت خاندان سلطنتی سابق صربستان پس از دستگیری اسلوبودان میلوشویچ و اقامت محترمانه انان در کاخ پادشاهی بلگراد با حفظ عنوان خانواده سلطنتی صربستان امری قابل توجه برای ایرانیان است.  یک نظر به وب سایت این خانواده (1) نشانگر نقش فعال این نهاد اجتماعی و امکان همزیستی دو نهاد جمهوری و پادشاهی در یک جامعه دمکراتیک می باشد.

عصر اینترنت با دوران انقلاب فرانسه و اکتبر فاصله بسیار دارد. دیدگاه های نسل امروز نیز با دیدگاه های نسل انقلاب فاصله بسیار پیدا کرده است. در این دوران نسل جوان حتی با استفاده از مسابقات فوتبال نیز به جنگ دیکتاتوری می رود. جام جهانی و فرصتی بزرگ برای مبارزه با دیکتاتوری و حتی سرنگونی نظام در راه است که نمی توان از ان چشم پوشی نمود.  اما استفاده از فرصت های موجود امروز نیازمند فاصله گرفتن از دیدگاه های ناموفق دیروز است.

 

مدیریت بحران و تضمین دمکراسی برای ایران

سیاست صدور انقلاب و دخالت در امور منطقه و مسلح کردن دشمنان عربستان و اسراییل، این کشورها را به دشمنان جدی ایران تبدیل کرده است و پر واضح است که این کشورها در جهت فروپاشی ایران سرمایه گذاری می کنند.   از سوی دیگر چهل سال ستم مضاعف در حق بسیاری از مردم کردستان، خوزستان و بلوچستان، به حس همبستگی و اعتماد ملی میان اقوام ایرانی صدمات جدی وارد کرده است. عبور از بحران جنگ داخلی بدون گفتگوی دیپلماتیک با رهبران اقوام ایرانی و نمایندگان عربستان و اسراییل ممکن نخواهد بود.

ایا واقعا باور دارید که عربستان و اسراییل حاضر شوند که با یکی از جمهوری خواهان به عنوان نماینده مردم ایران به گفتگو بپردازند. حتی شاهزاده رضا پهلوی نیز هم تا زمانی که از حمایت اکثریت نیروهای سرنگونی خواه برخوردار نباشد، قادر به گفتگویی از موضعی نیرومند نخواهد بود.

تنها چاره کار، اتحاد بزرگ نیروهای سرنگونی خواه است.  امروز متاسفانه زنده یاد دکتر بختیار و یا حتی داریوش همایون در میان ما نیستند که شاهزاده رضا پهلوی "امکان" ان را داشته باشد که تنها در جایگاه رهبری یک نهاد ملی - اجتماعی به جنبش کمک کنند.  از یکسو ایشان را از رهبری برحذر می کنیم و از سوی دیگر حاضر به همکاری با او نیستیم. این شیوه برخورد با شیوه های رهبران سیاسی دنیای امروز فاصله دارد.

اقای مالکوم ترنبول رهبر جمهوری خواهان استرالیا و نخست وزیر کشور پادشاهی استرالیا است.  ایشان ضمن تلاش برای تغییر نظام پادشاهی استرالیا؛ در مقام نخست وزیری کشورش به انجام وظیفه می پردازد. اما بسیاری از جمهوری خواهان ایرانی تا امروز از نزدیکی با شاهزاده رضا پهلوی و پذیرش نقشی نظیر دکتر بختیار سر باز زده اند.     

دوستان جمهوری خواه، سرنوشت هشتاد میلیون ایرانی در گرو انجام وظیفه اخلاقی و میهنی شماست.  این اخرین فرصت برای جلوگیری از یک فاجعه و بهترین فرصت برای ایجاد یک جامعه دمکراتیک است. زنده یاد دکتر شاهپور بختیار زندانی سیاسی دوران شاه فقید است اما برای مقابله با خطر سقوط ایران قبول مسئولیت می کند و نام نیک او بخاطر این شجاعت و پذیرش مسولیت برای همیشه در تاریخ ثبت است.  تاریخ ایران اکنون در نقطه عطف انقلاب اسلامی پنجاه و هفت قرار دارد و ما نیازمند یک بختیار دیگر هستیم که در کنار شاهزاده رضا پهلوی اقوام مختلف ایرانی را دور هم گرد اورد و ایران را از تجزیه و سوریه ای شدن نجات دهد. شاهزاده رضا پهلوی نماینده یک نهاد اجتماعی – ملی است. حمایت از شاهزاده و مشارکت در رهبری جنبش قدم اول در جهت تضمین دمکراسی برای ایران اینده است.    

اقای شاهزاده رضا پهلوی، شما تنها کسی هستید که امروز می توانید مردم را گرد هم اورده و به مقابله با جنگ داخلی و برادر کشی در ایران بروید.  عدم پذیرش نقش رهبری نیرومند در کنار یکی از چهره های شاخص جمهوری خواه؛ چیز جزی تسلیم در برابر فروپاشی ایران و یک فاجعه انسانی نیست.

شاهزاده بزرگ ایران، کشور ما سرزمین حماسه های ملی است.  ایران امروز گرفتار و پریشان، چشم به راه تهمتن و سیاوش است.  مردم ما نام رضا شاه بزرگ را ندا می کنند. ایران در خطر است و چشم امید مردم ان به نواده رضا شاه بزرگ. باشد که در وصف شما بنویسند که "از پدر پسر چنین باید".   

خداواند بزرگ و مهربان؛ یار و یاور شما و همه مردم ایران باد

 

با ارزوی صلح و سربلندی مردم ایران

رضا فاضلی

(1)http://www.royalfamily.org/

 
منبع: 
ایمیل
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: