چهار ترجمۀ کوتاه

سرنوشت ترکیه، ایران، و روسیه به نقطه مشترکی رسید. اقتصاد هرسه کشور در معرض تهاجم "بین المللی" است. ابعاد تهاجم، بعد از گردهمایی پوتین، اردوغان و روحانی در ترکیه {4 آوریل} گسترش پیدا کرد. اگر خطاهای داخلی ترکیه را نیز بدان اضافه کنیم، تاثیر آن روز افزون تر می شود.

تهاجم اقتصادی، و دروغ های شیمیایی
عصمت اؤزچلیک *
ترجمه ی: علی قره جه لو

سرنوشت ترکیه، ایران، و روسیه به نقطه مشترکی رسید. اقتصاد هرسه کشور در معرض تهاجم "بین المللی" است. ابعاد تهاجم، بعد از گردهمایی پوتین، اردوغان و روحانی در ترکیه {4 آوریل} گسترش پیدا کرد. اگر خطاهای داخلی ترکیه را نیز بدان اضافه کنیم، تاثیر آن روز افزون تر می شود. تهاجم جدی است، و ترجیح دیگری جزء مقابله متحد در برابر تهاجم نیز، وجود ندارد.
روسیه
روسیه با مشکلاتی که منشاء خارجی دارند دست و پنجه نرم می کند. مداخله مستقیم در حوادث سوریه، آمریکا را غافلگیر کرد. تحریم های اقتصادی، کاهش ارزش اوراق سهام، ارزش برابری پول ... بدنبال هم بوقوع پیوستند.
وضعیت در ایران
آمریکا با تمام نیروی خود علیه ایران فشار می آورد. به تحریم های اقتصادی که سالها بود ادامه داشت، اکنون تحریم های جدیدی اضافه می شود. قبل از تحریم ها، یک دلار برابر هزار ریال بود، در حال حاضر یک دلار بالای چهار هزار ریال است. دولت ارزش دلار را در چهار هزار و دویست ریال تثبیت کرد، ولی در بازار آزاد، ارزش دلار بالای پنج هزار و هفتصد و پنجاه ریال است. از این رو، دو نوع قیمت ارز بوجود آمد، و بین ارز رسمی و ارز بازار تفاوت جدی پدید آمد. آمریکا در ایران روی عکس العمل مردم سیاست گذاری می کند. با دامن زدن به بحران اقتصادی می خواهد مردم را بحرکت در آورد. (1)
ترکیه
در ترکیه نیز سناریوی مشابهی دارد اجراء می شود. جریان محاکمه "رضا ضراب" {بعد از بازداشت معاون "بانک خلق ترکیه"، هاکان آتیلا در نیویورک، با نام "دعوی هاکان آتیلا" معروف شد} در دادگاه منطقه ای ایالت نیویورک نیز، که دولت آمریکا از آن علیه ترکیه استفاده می کند، در رابطه با بحران اقتصادی ترکیه، تنظیم می شود. چماق جریمه بانک های ترکیه در هوا می چرخد، تاکتیک "چماق" و " هویچ" در کار است. برای جدا کردن ترکیه از ایران و روسیه{ جریانی که با کنفرانس آستانا آغاز شد} به هر کاری دست می زند.
چین، وارد ماجرا می شود
حکومت گران روسیه و ایران به همه چیز واقف اند. آنها مصمم هستند که در مقابل تهاجم اقتصادی، سیاسی و نظامی، جبهه ی مقابله با تهاجم را تا حد ممکن گسترش دهند. لذا، خواستار وارد شدن چین به ماجرا هستند. تماس ها در این خصوص ادامه دارد. اشاراتی وجود دارد که چین، در آینده نزدیک، بشکل قدرتمندی وارد صحنه خواهد شد. هم در سوریه، و هم در منطقه.
دروغ ها
- همزمان، بازهم دروغ های "سیا" و "موساد" در صحنه است. در جریان جنگ اول خلیج، تمام دنیا را با "پرنده های آلوده به نفت کویت" فریب داده بودند، و تلویزیون ها در خبرهای جنگ، از آن تصاویر استفاده کرده بودند. در حالیکه، تصاویر مربوط به آلودگی، بر اثر غرق تانکر نفتی در سواحل فرانسه بود، که ده سال قبل از جنگ خلیج اتفاق افتاده بود.
- عراق به بهانه وجود سلاح های شیمیایی اشغال شد. در حالیکه حتی ذره ای سلاح شیمیایی در عراق پیدا نشد. وزیر خارجه وقت آمریکا "کالین پاول" نهایتا اعتراف کرد که، "سیا ما را فریب داد". ولی دروغ سیا سبب نابودی بیش از یک میلیون عراقی شد، صدها هزار زن عراقی مورد تجاوز قرار گرفتند، و عراق ویران شد. (2)
اینبار نوبت سوریه است
اکنون همین تاکتیک را در سوریه می خواهند پیاده کنند. ادعاهای استفاده حکومت اسد از سلاح های شیمیایی در "دوما" {گوتای شرقی}، در رسانه ها ظاهر شدند. در حالیکه مدرکی در این زمینه وجود ندارد. ترامپ در نقش، هم قاضی و هم مجری، از مجازات حکومت اسد صحبت می کند!
هم زمانی رخدادها
آمریکا در منطقه گیر کرده، و دنبال راه خروج است. هم زمانی تهاجم اقتصادی علیه ترکیه، روسیه، چین و ایران، حتی تهاجم اقتصادی علیه اروپا، با دروغ های شیمیایی، قابل تامل است، و هر دو، روی یک سکه اند. از یک طرف، وقتی روسیه و ایران که مستقیما در سوریه درگیرند، تحت فشار قرار گرفته اند، کشورهای اروپایی نیز برای وارد شدن به ائتلاف غرب بشکل فعال تحت فشار قرار می گیرند.
در این میان، ترکیه را نیز می خواهند با ایجاد بحران اقتصادی و چماق رضا ضراب "اقناع" کنند. ولی اینبار آشکار است که برایشان گران تمام خواهد شد. تحولات در این راستاست. تعداد کشورهایی که می خواهند با آمریکا همراهی کنند، کمتر و کمتر می شود. زیرا شرایط امروز با سالهای 1991 و 2003 بسیار متفاوت است! (3)
توضیحات مترجم:
* مقاله عصمت اؤزچلیک، گزارشگر دائمی "روزنامه آیدینلیک" در مجلس ترکیه، قبل از حمله نظامی مشترک آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه، که به بهانه کاربرد سلاح شیمیایی انجام گرفت نوشته شده است. (12 آوریل 2018) حملات نظامی علیه سوریه چه از طرف غرب، و چه از طرف اسرائیل، و نیز تحریم های اقتصادی علیه ایران، دارای هدف سیاسی مشترکی هستند. در این میان، کشورهایی که، با تهدید، زور گوئی، و شانتاژ آمریکا مخالف بوده، و به نحوی آنرا رد می کنند، مورد تهدید نظامی و تحریم اقتصادی قرار می گیرند. انعکاس این وضعیت، بویژه از دید یک تحلیل گر پر تجربه ترک، قابل دقت است.
1) "بولند اسین اوغلو" تحلیل گر سیاسی ترک در این رابطه می نویسد: "آمریکا بخاطر تداوم حاکمیت جهانی خود مجبور است مدام دست به جنگ بزند. اگر با فشار و شانتاژ نتواند به هدف خود برسد، جنگ اجتناب ناپذیراست. دلیل وجود هفتصد پایگاه نظامی آمریکا در چهارگوشه جهان همین است. این پایگاهها به آمریکا امکان می دهد که هر لحظه آماده جنگ باشد. جنگ برای آمریکا یک موضوع اقتصادی است. به همین دلیل است که می گویند "جنگ بیزینس خوبی است".
سلاح آمریکا در زمان صلح، دلار است. دلار ابزار اساسی حاکمیت مالی آمریکاست. حاکمیت مالی آمریکا، کشورهایی را که از سیستم مالی آمریکا خارج می شوند، با مداخله "نیروی متحد وظیفه مشترک" Combined Joint Task Force - Operation Inherent Resolve CJTF-OIR رو در رو می کند.
مداخله CJTF-OIR یا حکومت ها را تغییر میدهد، فرقی نمی کند، حتی آنهایی را که خود، سر قدرت آورده است، و یا از طریق فشار بر حکومت ها، تجدید نظر در سیاست آنها را مد نظر دارد. اگر در این مورد هم موفقیتی بدست نیاورد، مستقیما به تهدید دست می زند. سیاست امروز آمریکا در ایران براین اساس قرار دارد.
دلیل عمده دشمنی آمریکا با ایران، قرار نگرفتن ایران در چارچوب سیستم مالی آمریکاست. ایران، مانند عربستان سعودی نفت خود را به دلار نمی فروشد. آمریکا می داند، که اگر ایران را به تسلیم وادارد، مانع بزرگی را در به زانو در آوردن روسیه و چین پشت سر خواهد گذاشت. امروز، هدف سیاسی تهدیدهای نظامی و تحریم های اقتصادی علیه ایران، در جهت فلج کردن اقتصاد ایران، سازماندهی نارضایتی موجود در میان مردم با دست عوامل خود، و به حرکت در آوردن آن در جهت مقاصد خود، قرار دارد، همان کاری که زمانی بطور مدام در ترکیه انجام می داد. ما چندین دهه همین سیاست های آمریکا در ترکیه را به مردم توضیح می دادیم، و افشاء می کردیم، ولی همیشه عده ای پیدا شده، و از ما می پرسیدند: "برادر شما مگه به غیر از آمریکا چیز دیگری نمی دانید؟" ولی امروز، بیش از 70% مردم ترکیه بشکل رادیکال علیه آمریکا هستند.
http://www.ilk-kursun.com/haber/360154/dogal-karar...
2) عصمت اؤز چلیک در مقاله دیگری تحت عنوان، "2003 عراق، 2018 سوریه، فیلم همان فیلم است" {13 آوریل 2018} می نویسد: "آمریکا با ادعای کاربرد سلاح شیمیایی توسط اسد می خواهد قشقرق راه انداخته و همه را علیه اسد بسیج کند. کشتی های جنگی آمریکا به دستور ترامپ عازم آبهای منطقه شدند. این وضعیت را از ژنرال های بازنشسته، متخصصین سیاست خارجی، و سفیران بازنشسته جویا شدم، همه آنها یک زبان پاسخ دادند: "اسد پشت سرهم پیروزی بدست می آورد. گوتای شرقی را از تروریست ها پاکسازی کرد. نسبت به دیروز در جایگاه بسیار بهتری قرار دارد. حکومت و ارتش سوریه اعتماد به نفس پیدا کردند. حمایت مردمی از اسد کامل است. دنیا دیگر می داند که اسد در قدرت خواهد ماند، و هر کشوری، محاسبه خود را باید روی این واقعیت قرار دهد. آیا اسد آنقدر عقل خود را از دست داده است که در این شرایط از سلاح شیمیایی استفاده کند؟"
"آشکار است که دست های پنهان سیا و موساد در کار است. آمریکا خود نیز می داند که با دروغ سلاح شیمیایی نمی تواند کسی را متقاعد کند. آمریکا در منطقه در حال باختن است. با نشان دادن زور بازو می خواهد وضعیت را به نحوی اداره کند".
قبلا هم نوشتم، آمریکا به این سادگی شکست را قبول نخواهد کرد، و تاکید کردم، که آمریکا وارد "دوران دیوانگی" شده است، و اکنون دارد با سرعت در این مسیر پیش می رود. ولی عکس العمل در مقابل دیوانگی آمریکا نیز شدید خواهد بود. دلایلی نیز در این زمینه وجود دارد. کشورهای منطقه هر وضعیتی را پیش بینی کرده و آماده شده اند. عکس العمل مردم آمریکا در مقابل این دیوانگی چگونه خواهد بود نیز مسئله دیگری است. مسلم است که جای "سیندروم ویتنام" را "سیندروم خاورمیانه" خواهد گرفت. دنیا دیگر دنیای سابق نیست. امیدوارم، آنهایی که ترکیه را اداره می کنند، خطاهای گذشته را تکرار نکنند.
https://www.aydinlik.com.tr/2003-irak-2018-suriye-...
3) عصمت اؤز چلیک همچنین در مقاله دیگری با عنوان "آکپ {AKP} ترکیه را به سمت هرج و مرج می راند" {22 آوریل 2018} می نویسد: آکپ برای ماندن در قدرت به هرکاری دست خواهد زد. آکپ ترکیه را به خطر می اندازد. در اطراف مان این همه مشکلات است، و دشمنان در کمین نشسته اند، ولی آکپ فقط به فکر نجات خود است. در 24 جون (روز انتخابات نابهنگام ریاست جمهوری) هر کی انتخاب شود، مشکلات پا برجا خواهند بود. ولی با اطلاعاتی که به گوشمان می رسد، به نظر می رسد که به آمریکا قول هایی داده شده است. برای نجات از پیامدهای دادگاه رضا ضراب بعضی امتیازات داده خواهد شد:
- همکاری با آمریکا در سوریه
- بعهده گرفتن وظیفه جدید در عراق
- بازگشت دوباره به میز مذاکره در قبرس
- تعیین چارچوب برای سیاست "گشایش کرد"
دیدار هیئتی از آکپ همراه "افکان آلا" {وزیر کشورسابق} با "انستیتوی پیشرفت دموکراتیک " Democratic Progress Institute (DPI) در لندن، که نهادی نزدیک به دولت پنهان انگلیس است {طرفدار سرسخت پروژه ی کردستان بزرگ} شک و شبهه ها در این زمینه را افزایش داده است.
https://www.aydinlik.com.tr/akp-turkiye-yi-kaosa-s... 2018
لینک اصل ترکی مقاله:
https://www.aydinlik.com.tr/ekonomik-saldiri-kimya...
****************

 

آیا همه اینها تصادفی اند؟
عصمت اؤزچلیک
ترجمه ی: علی قره جه لو

گروه "شاهین" ها در آمریکا به مناصب حساسی دست یافتند. "اسرائیل موجود در آمریکا" قوی ترشد. ترامپ، قرار داد اتمی با ایران را یکطرفه باطل اعلام کرد.
سوریه:
در سوریه، در شرق رودخانه فرات "ارتش عرب" تاسیس می شود. از مداخله ناتو صحبت می شود. جای خطر داعش را خطرحضور ایران در منطقه گرفت. آمریکا اعلام کرد، تا برطرف کردن خطر ایران در منطقه خواهد ماند. به انبار کردن تسلیحات در شمال عراق وسوریه ادامه می دهد. تلاش می کند، تا رسوایی استقلال برای "اسرائیل دوم" را تلافی کند.
تهاجم اقتصادی:
تهاجم اقتصادی علیه روسیه، ترکیه و ایران آغاز شد. در هرسه کشور، از صعود قیمت ارز نمی توان جلوگیری کرد. با بحران اقتصادی تلاش می شود تا نقشه هرج و مرج داخلی عملی گردد. در عراق انتخابات شد. میزان شرکت در انتخابات پائین و امنیت انتخاباتی وجود نداشت.
عراق:
در عراق انتخابات شد. میزان شرکت در انتخابات پائین و امنیت انتخاباتی وجود نداشت. در کرکوک، آرای ترکمان ها و عرب ها دزدیده شد. تلاش می شود تا دموگرافی کرکوک تغییر یابد. تنش در عراق بالاست. می خواهند عراق را با تنش های داخلی رو در رو کنند.
فلسطین:
همزمان، آمریکا، در 14 مه سفارت خود در اسرائیل را به قدس منتقل کرد. فلسطینی ها بپا خاستند. اسرائیل شروع به قتل عام کرد. قدس تبدیل به مسئله روز جهان شد.
فعالیت ها تشدید شد:
فعالیت های آمریکا - اسرائیل در خصوص سوریه، ایران، ترکیه تشدید شد. اردوغان به انگلستان رفت. با محافل مالی جهان دیدار کرد. از طرف دولت انگلستان در حدی که انتظار نمی رفت مورد استقبال قرار گرفت! اردوغان در "چاتام هاووس" که نهادی نزدیک به سازمان اطلاعات انگلیس است سخنرانی نمود. جایی که تصمیمات جدی در مورد خاورمیانه گرفته می شود.
هم زمانی رخدادها:
تمامی حوادث فوق در عرض یک ماه اتفاق افتادند. در پشت همه آنها آمریکا و اسرائیل قرار دارند. آیا فقط اینها هستند؟ همزمان با حوادث فوق، ترکیه به سمت "انتخابات نا بهنگام" سوق داده شد. "دولت باهچلی" {رهبر "حزب حرکت ملی" MHP و متحد حکومت آکپ} باز هم نقش کلیدی (!) بازی کرد. ترکیه در همکاری با روسیه و ایران در منطقه بسیار تاثیرگذار بود، ولی اکنون با تصمیم به "انتخابات" به سوی کشمکش داخلی سمت گیری کرد. اکنون همه با انتخابات درگیرند. کاندیداهای ریاست جمهوری، احزاب سیاسی در میدان ها هستند. دستور کار ترکیه عمدتا معطوف به مسائل داخلی است. معلوم است، که هدف نیز همین بوده است.
دادگاه ضراب:
چه غریب است، دادگاه ضراب نیز، که علیه "هاکان آتیلا" رای داد در همان تاریخ است. دادگاه ایالتی منطقه نیویورک، که دعواهای دولت امریکا در آنجا طرح می شود، هاکان آتیلا را به 32 ماه زندان محکوم کرد. البته جریمه بانک های ترکیه نیز مسئله جدایی است. دادگاه جرم را تثبیت کرد، و اکنون وزارت خزانه داری آمریکا وارد ماجرا شده است. علاوه بر آن، دعواهای دیگری نیز وجود دارند که جنبه غیر علنی دارند. یعنی، تهدید علیه ترکیه ادامه دارد. در روزهای آینده، آنها نیز علنی خواهند شد.
بعد از انتخابات:
اردوغان می گوید، اگر در انتخابات موفق نشویم، طرح ها و برنامه های دیگری داریم؟ او می گوید: "اجازه نخواهیم داد ترکیه به بن بست برسد". اظهارات اردوغان سبب سردرگمی شده است، کسی نمی داند قصدش چیست. در این میان، محافلی روی هرج و مرج بعد از انتخابات حساب باز کرده اند. حوادث یک ماه گذشته گیج کننده است. آیا همه آنها تصادفی اند؟ آیا به نظر شما در اینجا غرابتی وجود ندارد؟
تضعیف ترکیه:
نقشه معلوم است. نتیجه انتخابات هر چه باشد، هدف بی ثبات کردن ترکیه است. محافلی چنین حساب می کنند که اگر ترکیه را تضعیف کنند، می توانند ترکیه را وادار کنند تا طبق خواست های آنها حرکت کند. وضعیت جدی است. اما هم رئیس جمهور اردوغان، هم رهبران "آکپ"، وهم اپوزیسیون موجود در مجلس، با بنزین به مقابله آتش سوزی می روند. این اواخر تعداد آنهایی که می گویند:
"عاقبت این وضعیت خوب نخواهد بود، اتوبوس در حال غلطیدن به پرتگاه است، همه سرنشین اتوبوس هستیم، بغیر از تشکیل یک حکومت ملی ترجیح دیگری وجود ندارد. حداقل به مدت دوسال یک حکومت ملی باید سرکار بیاید {متشکل از احزاب موجود}. بعد از برطرف شدن بحران باز می توان پای انتخابات رفت"، افزایش می یابد. و این، راه عقلانیت است.

 

سیاست ورزی در ترکیه، در امتحان  برخورد به آمریکا

رفعت باللی

ترجمه ی:  علی قره جه لو

 

هم چنانکه انتظار می رفت، دانلد ترامپ اعلام کرد، و آمریکا از قرار داد اتمی کنار کشید.

سوال روز این است:  آیا می توانیم بگوئیم که تصمیم آمریکا چه ربطی به ما دارد؟  آیا می توانیم  خود را کنار بکشیم، چون هدف آمریکا ایران است؟   صریحا می گویم،  کسی دچار خیال بافی نشود.  واشنگتن، امکان کنار ایستادن به ترکیه نمی دهد.

فراموش نباید کرد:  ترامپ تنها ایران را تهدید نکرد.  ترامپ گفت:  ابتدا، تحریم علیه ایران دوباره آغاز خواهد شد.  در عین حال، کشورهایی که تحریم علیه ایران را مراعات نکنند، آنها را نیز تحریم خواهد کرد.

حکومت اعلام کرد:  "ترکیه به تحریم ها نخواهد پیوست".  زیرا احتیاجات ملی مان آنرا ایجاب می کند.  معنایش این است، ترکیه نیز مورد هدف تحریم های آمریکاست.

به تحولات موازی با اظهارات ترامپ بنگریم.  ابتدا بخش اقتصادی.  دو چیز آغاز به صعود کرد، اول قیمت نفت، دوم قیمت ارز.  هر دو دارای اهمیت حساسی هستند.  خطرات در اقتصاد ترکیه سنگین تر می شوند.

دقت کنید، حکومت در حال آماده باش است.  رهبران اقتصادی در بئش تپه  Beştepe {کاخ ریاست جمهوری} گرد هم آمدند.  تلاش می کنند، که کنترل از دست شان خارج نشود. 

در این شرایط، اسرائیل می خواهد بحران را تبدیل به فرصت کند.  قصد دارد در زمان کوتاه به نتیجه برسد.  از منظر ترکیه سه حمله مهم است:

اول:  مانور نظامی مشترک.  کشورهایی که به مانور پیوستند، آمریکا، اسرائیل و یونان هستند.  مانور در 26 مارس از جزیره کرت آغاز و در 5 آوریل در بندر حیفا در اسرائیل خاتمه یافت.  همه می دانند، هدف اصلی ترکیه است.  البته، سوریه، ایران و روسیه نیز در هدف هستند.

دوم:  بین اسرائیل، یونان و قبرس جنوبی (بخش یونانی) در مورد گاز مدیترانه شرقی، اتحادیه ای تشکیل شد.  نخست وزیر اسرائیل بنیامین ناتانیاهو، نخست وزیر یونان الکس چیپراس، رئیس جمهور قبرس جنوبی نیکوس آناستاسیادیس در قبرس گرد هم آمده و به توافق رسیدند. {8 مه 2018}  گاز شرق مدیترانه با 1880 کیلومتر خط لوله از طریق دریا، ابتدا به یونان و سپس به کشورهای اروپایی منتقل خواهد شد.

هدف، کنار گذاشتن ترکیه از معادله انرژی است.  زیرا قرار بود، گاز شرق مدیترانه از طریق ترکیه انتقال یابد.  یعنی هدف، باز هم ترکیه است. 

سوم:  اسرائیل هم زمان با اظهارات ترامپ، وارد عمل شد.  به هدف های نزدیک دمشق حمله موشکی کرد.  باید اعتراف کرد، که سیستم دفاع هوایی سوریه خوب کار کرد.  حمله خنثی، و بی اثر شد.  ولی، به اشاراتی که از طرف اسرائیل می شود باید دقت کرد.  حکومت صهیونیستی در بن بست است.  زیرا موجودیت اش مطرح است.  از این رو،  در پی توطئه های جنگی است تا بتواند، آمریکا را نیز وادار به مداخله کند.  نتیجه، باید آماده باشیم، زیرا خطر جنگ در منطقه افزایش یافته است.

در اینجا یک جمع بندی کوچک کرده و روی برخی از واقعیت ها تاکید می کنم:

1)  آمریکا و اسرائیل محور شر در منطقه هستند.  عربستان و امارات متحده تفرعات اند. 

2) از هم اکنون آماده شویم، محور بحران به شرق مدیترانه و دریای اژه گسترش پیدا کرده است.  هدف محاصره ترکیه است.  با اسرائیل اول  و دوم {کردستان مستقل} از جنوب، و با یونان تحت حمایت آمریکا و اسرائیل از طریق مدیترانه، و دریای اژه.

3)  ترکیه در بحران سوریه چه کرد؟  ابتدا در جبهه آمریکا قرار گرفت و در باطلاق گیر کرد.  سپس:  به سوی اوروآسیا سمت گیری کرد.  اکنون با روسیه و ایران مشترکا حرکت می کند.  در سایه آن توانست هم عملیات "الباب" و هم عملیات "عفرین" را انجام دهد.

4)  جبهه کشورهای منطقه در کرکوک نیز به نتیجه دست یافت.  پروژه اسرائیل دوم {استقلال کردستان عراق} با خاک یکسان شد.

5)  هدف محاصره کنونی به تسلیم واداشتن ترکیه است.  چه با جنگ، و چه بدون جنگ.  برای ترکیه راه حل معلوم است.  تنها نماندن.  ایجاد زنجیره ای از اتحاد ها.  آمریکا و اسرائیل چه کردند؟  بحران عراق و سوریه را به سمت شرق مدیترانه و دریای اژه گسترش دادند.  ترکیه  نیز بایستی از دشمنان اش بیاموزد.  اتحادی را که در عراق و سوریه بوجود آورد {با روسیه، ایران، عراق}  تا دریای اژه گسترش دهد.

یعنی:  اتحاد ترکیه، روسیه، ایران، عراق، و نیز با پیوستن سوریه به این جبهه. این اتحاد در کرکوک، الباب، و عفرین آزمایش شد و نتیجه داد. بهمان ترتیب در شرق دریای مدیترانه و اژه نیز می تواند به نتیجه برسد.  چین را نیز می توانیم وارد این اتحاد کنیم.

سوال این است:  کشورهای دیگرچرا باید از ترکیه حمایت کنند؟  منافع آنها در شرق مدیترانه و دریای اژه چیست؟  روشن است، عقل استراتژیک نیروهای ارورآسیا سرجای خود است.  آنها نمی خواهند که شرق مدیترانه و دریای اژه تحت کنترل آمریکا و اسرائیل در آید.  از این رو، در اتحاد با ترکیه و همراه ترکیه حرکت خواهند کرد.

در اینجا مشکل خود ترکیه است.  حکومت ترکیه نمی تواند گره اسد را که خود بوجود آورده است، باز کند.  در مقابل حاکمین ترکیه دو راه وجود دارد.  یا باید روابط با سوریه را عادی کرده، و از این طریق اتحاد منطقه ای را تا دریای مدیترانه و اژه گسترش دهد و یا در مدیترانه و اژه تنها بماند.  راه دوم راهی است که به تسلیم منتهی می شود.  (1)

حال بیائیم به نتیجه گیری امروز، و رابطه آن با انتخابات ریاست جمهوری.  به 24 ژوئن، 45 روز مانده است.  احزاب و کاندیداهای ریاست جمهوری، در اتحادهای سیاسی داخلی مورد امتحان قرار نخواهند گرفت.  امتحان اصلی در سوریه، در عراق، در شرق مدیترانه و اژه است.  جان کلام در اینجاست، در این مناطق، علیه ائتلاف آمریکا، همراه کدام کشورها حرکت خواهیم کرد؟

خواهیم دید، کدام کاندیداها به پروژه آمریکا - اسرائیل تسلیم خواهند شد؟  و کدام کاندیداها راه مقاومت را انتخاب خواهند کرد؟  تاریخ، آنهایی که بخاطر ترکیه مقاومت کردند را، خواهد نوشت.

توضیح مترجم:

(1)  اردوغان به لحاظ ایدئولوژک یک فرد مذهبی و متعصب سنی، و منسوب به  "طریقت نقش بندی" یکی از ارتجاعی ترین طریقت های مذهب سنی است. او در عین حال متحد و حامی سرسخت "اخوان المسلمین" در مصر و سوریه  است.  گرفتار شدن در چمبره ی باورهای مذهبی عقب مانده ی وی و پیشینیان اش، تاکنون، سبب لطمات سیاسی -  اقتصادی - امنیتی جبران ناپذیری علیه ترکیه شده است.  دفاع اردوغان از اخوان المسلمین مصر و سوریه موجب قطع کامل روابط ترکیه با این کشورها گشته، و بویژه، دشمنی با بشار اسد، ترکیه را از یکی از متحدین اصلی اش در مبارزه علیه آمریکا و متحدین اش در منطقه محروم کرده است.  پیشینیان اردوغان از جمله "تورگوت اؤزال" در سالهای 80 از قیام اخوان المسلمین در حلب، علیه حکومت حافظ اسد، پدر بشار اسد، سرسختانه حمایت کردند، که نتیجه آن معامله به مثل کردن حکومت سوریه و اجازه دادن به  "پکک" PKK  به برپایی پایگاه در سوریه، علیه ترکیه گردید.  زیان سیاست های مخرب فوق متوجه ترکیه و نفع اش عاید کشورهای امپریالیستی حامی پکک گردید.  

 

**********

 

ایران و ترکیه هر دو، در محاصره آمریکا

رفعت باللی (14 مه 2018)

ترجمه ی:  علی قره جه لو

در غرب آسیا  بازی بزرگی در جریان است.  ترکیه و ایران، هر دو یکجا در دو جبهه مود هدف اند.  هدف جبهه آمریکا - اسرائیل روشن است:  جدا کردن، منزوی کردن، به تسلیم  واداشتن، و قطعه قطعه کردن کشورهای منطقه، بویژه ترکیه و ایران.

موضوع نوشته قبلی (10 مه 2018)  ترکیه بود.  خلاصه اش چنین بود:  آمریکا و اسرائیل می خواهند ما را در دو جبهه محاصره کنند.  در سوریه و عراق با اسرائیل دوم {کردستان مستقل تحت الحمایه آمریکا و اسرائیل}، در شرق مدیترانه و دریای اژه با یونان و قبرس جنوبی.  البته همه آنها پیاده نظام اند، نیروی اصلی و پشت سر آنها آمریکا و اسرائیل اند.

امروز در مورد ایران سخن خواهیم گفت.  تحولات در صحنه چنین است:  آمریکا و اسرائیل متفقا حمله کردند، یکی از جبهه سیاسی، و دیگری در جبهه نظامی.  حمله سیاسی از طرف واشنگتن انجام شد.  دانلد ترامپ اعلام کرد ( 8 مه 2018) آمریکا از قرار داد اتمی با ایران کنار کشید.  همان شب، اسرائیل وارد عمل شد، و شروع به بمباران پایگاههای نظامی سوریه نمود.  ادعایش این بود،  آنها ، هدف های نظامی متعلق به ایران بود.  منابع دمشق این ادعاها را رد کردند.  "نه، همه آنها متعلق به سوریه بودند".

آنچه که در جبهه سیاسی اتفاق افتاد از این قرار است:  ترامپ گفت، ما از قرار داد کنار کشیدیم.  امضاء کنندگان دیگر از جمله روسیه و چین از ابتدا طرفدار تداوم توافق نامه بودند.  انگلستان و آلمان و فرانسه، تردید نشان ندادند، هر سه به ترامپ اعتراض کردند.  حمایت از آمریکا بسیار بی رمق بود.  تشویق کنندگان خروج آمریکا از قرارداد عبارت بودند از، اسرائئیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، و بحرین.  معنایش این است که آمریکا در حمله سیاسی اش تنها مانده است.

ولی در صحنه نظامی، کارها متفاوت به نظر می رسد.  قبول باید کرد:  سیاست تهاجمی اسرائیل با اعتراضات قدرتمند مواجه نشد.  از روسیه آغاز کنیم،  وقتی اسرائیل در سوریه، ایران را مورد هدف قرار می داد، مسکو، یک موضع "میانه" گرفت.  معاون وزیر خارجه روسیه "مخائیل بوگدانف" اظهار داشت:  "با طرفین تماس گرفتیم، همه را به دعوت به اعتدال می کنیم" (10 مه 2018).  منظور از همه، سه کشور اسرائیل، ایران و سوریه است.  باید دانست، اسرائیل قبل از حمله روسیه را در جریان گذاشته بود.

در حالی که در اوایل فوریه، روسیه موضع متفاوتی گرفته بود.  "اگر اسرائیل مستقیما مواضع سوریه را مورد حمله قرار دهد" ... که نتیجه آن سرنگونی هواپیمای اسرائیل بود.  (10 فوریه 2018)  بعد از سال ها، این قدم متفاوت روسیه بود.  همه فکر کردند که روسیه نیز وارد ماجرا شده است.  ظاهرا به نظر می رسد که روسیه در این مرحله خواهان بحران نظامی با آمریکا و اسرائیل نیست.  البته وضعیت قابل درکی است.  زیرا،  جنگ های وکالتی از طریق سازمانها در سوریه به پایان رسید، و اکنون در خط جبهه، دولت ها صف آرایی کرده اند.  به صحنه بنگریم:

جبهه آتلانتیک:  آمریکا، اسرائیل، فرانسه، عربستان سعودی

جبهه اوروآسیا:  در راس آن صاحب خانه سوریه، روسیه، ایران، ترکیه.  نتیجه، خطر جنگ بین دولتها وجود دارد.

در این چارچوب به موضوع ایران ادامه دهیم.  به نظر می رسد،  شاهین ها (جناح افراطی و جنگ طلب هیئت حاکمه آمریکا) و "بلوک لیکود" در اسرائیل محاسبه ای کرده و می خواهند با تحریم و تهدید نظامی امتیازات بزرگی از ایران بگیرند.  آنچه می خواهند، عبارتند از:

1)  ایران باید برنامه موشک های بالیستیک دور برد خود را تعطیل کند.

2)  حضور نظامی ایران در سوریه باید خاتمه یابد.

اگر ایران قبول نکند؟  آمریکا و اسرائیل در این موضوع بی پروا هستند.

1)  علیه ایران تحریم ها را آغاز خواهند کرد.  ترامپ به همه کشورها هشدار داد، کشورهایی که تحریم ها علیه ایران را مراعات نکنند، آنها را نیز تحریم خواهند کرد.

2)  رهبر سوریه بشار اسد را با مرگ تهدید کردند.  وزیر انرژی اسرائیل "یووآل استینیتز" گفت، "اگر اسد، اجازه ادامه انجام عملیات به ایران در خاک سوریه بدهد، اسد را نابود و رژیم اش را تغییر خواهد داد"  (6 مه 2018)

طرفداران آتلانتیک چرا از موشک ها می ترسند؟  روشن است، موشک های بالیستیک دارای دو ویژه گی هستند:  دارای برد طولانی هستند، و می توانند کلاهک های اتمی و شیمیایی حمل کنند.  ادعا می شود که تهران دارای موشک هایی با برد 3- 2 هزار کیلومتر است، وحتی در آینده نزدیک خواهد توانست برد آنها را به 5 هزار کیلومتر برساند.

طبق ادعای طرفداران آتلانتیک، اگر ایران صاحب موشک های بالیستیک شود تمام هدف های غرب را که در تیررس 3-2 هزار کیلومتری هستند، می تواند مورد حمله قرار دهد.  اسرائیل، بخشی از اروپا، عربستان سعودی، دریای سرخ در تیررس قرار می گیرند.  برای آتلانتیک مسئله، مسئله "امنیت اسرائیل" است.  بدین دلیل است که خواهان ممنوعیت موشک های بالیستیک برای ایران هستند.

مسئله دیگر طرفداران آتلانتیک، حزب الله لبنان است.  همه می دانند، حزب الله دارای ظرفیت بالای جنگی است.  انبار موشکی آن کمتر از صد هزار موشک نیست.  در جنوب لبنان و سوریه موضع گرفته است.  یعنی هم بیخ گوش اسرائیل، وهم می تواند از طریق ارتباط زمینی عراق و سوریه، مدام از ایران کمک دریافت کند.

آمریکا و اسرائیل در مرز سه کشور می خواهند منطقه حایل بوجود آورند:  در مرز سوریه و عراق، در مررز سوریه و اردن، و در مرز سوریه و اسرائیل.  هدف شان روشن است:  قطع ارتباط زمینی ایران با شرق مدیترانه، تبدیل رژیم سوریه به رژیمی ضعیف، درمانده و دست نشانده، و قبولاندن سیستم فدرال به سوریه {مانند نمونه عراق} و قطع خطوط  لوجیستیک حزب الله.

طرح فوق را در گذشته در عراق آزمایش کردند.  یعنی اگر، اقدام به استقلال بارزانی موفق می شد، مرز عراق و سوریه تماما بسته می شد.  از این طریق هم راه ایران بسته می شد و هم، دولت دست نشانده با کریدوری به دریای مدیترانه وصل می شد.  در این شرایط سهم ترکیه هم معلوم بود.  از مرز ایران تا بندر اسکندرون از طرف جنوب به محاصره در پمی آمد.

امروز وضعیت در مرزها از چه قرار است؟

در نزد افکار عمومی ترکیه زیاد از آن بحث نمی شود، ولی دو سوم مرز سوریه و عراق تحت کنترل پکک/ پید است.  بدین دلیل است که آمریکا و اسرائیل نمی خواهند کارت پکک را از دست بدهند.

جبهه آتلانتیک، با خروج از قرارداد اتمی، راندن اسرائیل علیه سوریه و ایران، بعد از بهم خوردن بازی در کرکوک،  دست به بازی جدیدی  در کرکوک کرد.  اگر به بهانه خارج کردن ایران از سوریه، رژیم سوریه  دچار عجز شود، و خطوط لوجیستیک حزب الله قطع گردد، سوریه نخواهد توانست حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود را حفظ کند.  در اینصورت مانعی سر راه جنگ های مذهبی - قومی و تحقق پروژه اسرائیل دوم نمی ماند.

خلاصه:

اگر منطقه، بویژه ترکیه و ایران مقاومت نکنند، روسیه بخاطر آنها مقاومت نمی کند، حتی سعی می کند نمدی از این راه برای خود دست و پا کند.  "ملا عبدالحق"، شاعر خلق، 150 سال پیش نوشته بود:  "آماده جنگ شو، اگر خواهان صلح و صلاح هسی".  ما نیز امروز در همین احوال هستیم، اگر احتمال جنگ را قبول کرده و آماده باشیم، فقط در ان صورت است که می توانیم از جنگ جلوگیری کنیم.

 

 

 

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: