نوری علا را چراغی در دست دهید

گفتم قصدش تطهیر بوده است، چون بعید می دانم که نوری علا کتاب گذشته و آینده رضا پهلوی را نخوانده باشد، آنجا که رضا پهلوی خودش از سلطنت دم می زند و می گوید: «تفاوتی که بین سلطنت و جمهوری هست، این است که در نظام جمهوری، رئیس جمهور با رای مردم انتخاب میشود. در نظام مشروطه سلطنتی، نخست وزیر همان رئیس جمهور است در نظام جمهوری. رئیس جمهور در سیستم جمهوری در بعضی موارد هم رئیس مملکت است هم رئیس حکومت»

یکم: برای تطهیر سلطنت طلبی گفته است که چون سلطنت طلبی بار منفی دارد به جای سلطنت بگوییم پادشاهی تا بتوانیم شاهد برقراری دیالوگ بین پادشاهی خواهان و جمهوری خواهان باشیم؛ گو اینکه ایشان تصور می کند با عوض کردن اسم، رسم عوض میشود و ننگ، پاک! گفتم قصدش تطهیر بوده است، چون بعید می دانم که نوری علا کتاب گذشته و آینده رضا پهلوی را نخوانده باشد، آنجا که رضا پهلوی خودش از سلطنت دم می زند و می گوید: «تفاوتی که بین سلطنت و جمهوری هست، این است که در نظام جمهوری، رئیس جمهور با رای مردم انتخاب میشود. در نظام مشروطه سلطنتی، نخست وزیر همان رئیس جمهور است در نظام جمهوری. رئیس جمهور در سیستم جمهوری در بعضی موارد هم رئیس مملکت است هم رئیس حکومت».

دوم: به جمهوری خواهان اندرز داده است که از پهلوی طلبان یاد بگیرند، چون پهلوی طلبان نمادی چون رضا پهلوی دارند که دورش جمع شده اند  و جمهوری خواهان بی نماد مانده اند، و سرکوفت زده است که چرا جمهوری خواهان کسی را ندارند که با رضا پهلوی هماوردی کند؟ بایدش گفت که نوری علا یا جمهوری خواهی را درک نکرده است یا سلطنت طلبی را و یا هر دو را! اینکه پهلوی طلبان نمادی برای اسطوره شدن داشته باشند تا جلوس نکرده بر سریر سلطنت اعلی حضرت صدایش بکنند، طبیعی است و این عین ذات سلطنت طلبی است. اما چرا نوری علا فریب این دستگاه نمادساز را خورده است؟ اگر نوری علا دنبال نمادهای بی هماورد بود، چرا به اردوگاه جمهوری خواهی پیوسته است؟ مگر نمی داند که جمهوری خواهان قرار نیست اسطوره سازی بکنند؟ قرار است فردی از مردمان عادی جامعه که لزوما یک قهرمان هم نیست برای مدتی معلوم سکان جامعه را به نمایندگی از مردم در دست بگیرد و چون ایام معدودش به پایان رسید سکان فروگذارد و برود. چه نیاز است به  نماد سازی و ورود به بازی هماورد طلبی؟

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"حتی اگر حرفشان حق بود باید محکومشان کرد ، زیرا که مخالف نظر شما هستند. "

اظهار نظرهای اینچنینی وادار به فکر کردنمان می‌کند.. که اغلب نتیجه‌ای جز تأسف به حال خوب و ملتمان ندارد.

اینکه در طی‌ ۳۲ سال گذشته چه چیزی یاد گرفتیم که اینطور فتوا صادر می‌کنیم.

بدا به حالمان اگر شما رشنفکرانمان باشید، که این نظرات متحجرانه ،بدون فکر و احساسی‌، بار دیگر به ترکستانمان خواهد برد،...فقط برای مدتی‌ کوتاه با خود فکر کنید و سعی‌ کنید تا خود پوسیده متهجرتان را فراموش کنید و به جواننی که با شهامت در خیابانها و زندانها جنگیدند و یا هنوز زیر دست بازجو و جلادند.

شرمتان باد که هنوز در فکر خود هستید و ثمر نشستن افکار پوسیده تان. افرادی مانند این دوست گرامی‌ در صورت به قدرت رسیدن حکومتی بدکارتر از ج.ا خواهند ساخت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مطلب شما سرشار از غرض ورزی و مغلطه میباشد و چون در قالبهای اید یولوژیک خودتان گیر کرده اید از مقاله ایشان همان برداشتی را میکنید که خودتان میخواهید ، بنا بر این ارزش منطقی ندارد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کودتای 28 مرداد را فراموش کردید.
مگر نمی دانید که برای اثبات روشنفکری حتما می بایست از این تاریخ نام برد؟
نگذارید مردم نادان بمانند. آنها رو روشن کنید با روشنگری هایتان.
اصلا مچ همه را بگیرید . الکی فکر می کنند می توانند مردم را فریب دهند؟ قراموش کرده اند که هوشیارانی همچون شعبانی مراقب همه چیز هستند؟
دستشان را رو کنید با این تفسیر هایتان.
حتی اگر حرفشان حق بود باید محکومشان کرد ، زیرا که مخالف نظر شما هستند.
همبستگی و این حرف ها را هم ول کنید. مهم این است که شما با این روشنگری هایتان نگذارید حرفی زده شود. حال همه شان را با این آسمان ریسمان بافتنتان بگیرید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روند سیاسی کشورمان آن طور که نشان می دهد به بن بست رسیدن حکومت حاکم است این کار کارد را به اسخوان رسانده و موجب واکنش اعتراضی همانند سال 88 می گردد حرکت های غلط چند سال گذشته نبز خوزستان و بلوچ و آذربایجان و کردستان را برای جدایی تحریک می کند اپوزیسیون هم که در حال تفرقه و غیر اکتیو فقط در حال روشن گری بی حاصل و بدون جمع بنیست تلاشهای بعضی از افراد و نوشته هایشان نیز فقط تضعیف کننده و مانع است عملا هم که راه حل ندارند امان انفجار فشار هم که در داخل بالست چون حاکمیت از کوچک ترین تجمعات حتی برای روز کارگر جلوگیری کرده پس اگر اغتشاش شوند همچون سوریه وجود تانک در خیابان ها محتمل است اعرای و اسرائیل هم که تشنه حمله به ایران امریکا در حال تضعیف ایران مانند زمان بوش پدر برای حمله آینده است حالا با توجه به شرایط موجود همبستگی اپوزسیون واجب است یا بایست همچنان از دست روشنفکران عزیز سوخت و ساخت فردا دیر است