از امروز؛ آمادگی و سازماندهی جامعه برای انتخاب نظام پس از حکومت اسلامی

خودمدیریتی ملی – دمکراتیک جامعه ایرانی، آلترناتیوهای همه گرایشات سیاسی ارتجاعی در ایران را بچالش می کشد. جمهوری خودمدیریت سوسیال و لائیک دمکراتیک، نظام آلترناتیو دمکراتیک شهروندی در برابر ناجمهوری های شورائی، دینی، طبقاتی و قومی است و بر اراده و خواست اکثریت مردم (جامعه) استوار می گردد.
 

 

 ژوئن 30, 2018

بار دیگر جامعه ایرانی در آستانه تلاطم های بزرگ ایستاده، بی آنکه در درون پیکر آن، اسکلت سیاسی پیشرو ایجاد شده باشد. اعتراضات خودبخودی مردم بخشم آمده از بیدادگری اسلامگرایان در ایران، می تواند تجربه شوم انقلاب بهمن را تکرار کند که جان به لب رسیدگان از حکومت پهلوی به اسلام سیاسی پناه آورده بودند، اکنون تدارک فرستادن آنها در آغوش دیکتاتور دیگری تدارک دیده می شود. در این دوره دشوار که جامعه ایرانی از سر می گذراند، ضرورت دارد روشنگری سیاسی، سازماندهی اجتماعی و همبستگی ملی لائیک دمکراتیک را در الویت برنامه سیاسی قرار دهیم و در ارتباط با پاسخگوئی عاجل به این نیازها، همکلام کنیم.

1- وضعیت خطیر کشور و جامعه

پس از خیزش دیماه 1396، مبارزه اقشار مختلف جامعه ایرانی برای تامین ابتدائی ترین حقوق انسانی شان همچنان ادامه یافت و صدای آنها از سوی حکومت اسلامی، همانند 40 سال گذشته شنیده نشد و پاسخ دادخواهی مردم، سرکوب، زندان و اعدام بود. خیزش های مردمی امسال، آهنگ سمتگیری بسوی یک خیزش همگانی را نشان می دهند. به نظر میرسد حکومت اسلامی یک انقلاب عظیم سیاسی را به جامعه ایرانی تحمیل می کند و ما نمی توانیم چنین چشم اندازی را در معادلات سیاسی و تبیین وظایف خود، نایده گیریم.

جامعه ایرانی از سوی قدرت های بزرگ و همسایگان بدخواه، حکومت جنایت پیشه حاکم، اسلام سیاسی موچود در اپوزیسیون و ارتجاع قومی – نژادی مورد تهدید قرار دارد. جامعه تنها و بی پشتوانه ما باید بخود متکی گردد و بدون یاری خدا، شاه، قهرمان و قدرت خارجی، خود  وارد کارزار پیکار برای نظامی گردد که در آن بازگشت به استبداد شاه و شیخ و جنگ های قومی ناممکن گردد. تجربه نشان داده عایق بندی کشور و جامعه در برابر استبداد و ارتجاع،  مستلزم پیکار بیوقفه  سیاسی، فرهنگی و اجتماعی  برای آزادی، استقلال، دمکراسی و استقرار نظام سوسیال و لائیک دمکراتیک جمهوریخواهانه می باشد.

اگر قرار است که ایرانیان با خودمدیریتی ملی و لائیک دمکراتیک آینده شایسته خود را رقم زنند، پس برای عملی ساختن این هدف، بایستی سیاست ما معطوف به نور افکندن بر راه پیشارو و آزادسازی و سازماندهی همه پتانسیل جامعه شهروندی ای باشد که چشم به خودمدیریتی ملی – دمکراتیک و انسانمدارانه ملت ایران دوخته است. در راستای تحقق این مشی سیاسی،  اپوزیسیون باید موفق شود که  تمام سرمایه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را فعال کند. از اینرو تسلیح جامعه به برنامه روشن سیاسی، آگاهی از خطراتی که ایران و جامعه ایرانی را تهدید می کنند و تدارک عملی برای اعمال قدرت در محیط کار، زیست، خیابان و تدارک برای ستاندن قدرت از حکومت اسلامی، در راس برنامه سیاسی قرار می گیرد.

ما باید بدانیم که پاشنه آشیل حکومت اسلامی خیابان است و نقاط قوت ما، آگاهی، فرهنگ برتر، اخلاق برتر سیاسی و همبستگی لائیک دمکراتیک ملی است. ما با عزم راسخ برای  تامین حق ملت ایران در سرنوشت خود و با فتح خیابان نه تنها می توانیم اراده سیاسی مان را به کرسی قدرت بنشانیم، بلکه تلاش های ارتجاعی داخلی و خارجی را نیز خنثی کنیم.

2- فقدان احزاب ارگانیک سیاسی – اجتماعی

چندی پیش کنفرانسی در امریکا برگزار شد. کنفرانسی که شرکت کنندگان آن خود را قیم بخشی های از شهروندان ایران معرفی کردند. شرکت کنندگان در این کنفرانس تدارک دیده شده، سلطنت طلبان، محافل فرصت طلب، گروه های سیاسی متوهم به کمک بی توقع قدرت خارجی و قوم پرستان ایران ستیز بودند.

اینگونه اقدامات در ایران پیشینه خوشی نداشته است. پس از استفاده  پان عربیسم صدامی از سازمان مجاهدین علیه پان اسلامیسم خمینی، همایش اخیر در امریکا نیز جلوه ای از تلاش برای “رژیم چنج” در ایران توسط اسلام سیاسی مجاهدینی،  سلطنت طلبان و قومپرستان بود. با این تفاوت که امروز بخش بزرگ جامعه، نام جمهوری ایرانی را بعنوان جایگزین این نظام نکبت بار زمزمه می کنند و زیر بار ننگ اسلام سیاسی و سلطنت نخواهند رفت.

در ارتباط با گندم نمایان جوفروشی که به قیمومیت جامعه ایرانی سخن می گویند، اشاره به موضوع فقدان احزاب دگراندیش در ایران استبداد زده ضروری می باشد. جامعه ایرانی به دلیل دوران طولانی دیکتاتوری پهلوی ها و سلطه بربرمنشانه اسلامگرایان، فاقد سنت های مبارزات دمکراتیک و علنی سیاسی است. در ایران هیچگاه برای زمانی طولانی امکانی برای مردم وجود نداشته تا در آرامش و امنیت احزاب سیاسی را تجربه کنند و از مجرائی جز فیلتر سلطنت و اسلام سیاسی اراده خود را نشان دهند. ادعای نمایندگی جامعه ایرانی و اقشار اجتماعی موجود، یک ادعا توخالی بوده و یادآور نمایش های “رژیم چنج”  در افغانستان، عراق و .. است که هیچ ربطی به آن مطالبات سیاسی ندارد که در زیر پوست جامعه ایرانی جاری است. جامعه ایرانی خواهان رژیم سیو حکومتگران، رژیم ابدیت “تداوم” طلبان، رژیم چنج غرب، نابودی ایران تاریخی و گسیختگی همبستگی ملی توسط قومپرستان نیست. ما با فرهنگ، سیاست و اخلاق سوسیال، لائیک دمکراتیک و ایران دوستانه می توانیم جامعه مان را در برابر خطرات موجود مقاوم کنیم. در جامعه ای که کلیت آن بر بنیاد خودمدیریتی لائیک دمکراتیک تکوین یابد، دیگر خریداری برای کالاهای مسموم عقب ماندگان گذشته گرای وابسته به محافل شاه، شیخ و قومپرستان باقی نمی ماند.

خودمدیریتی ملی – دمکراتیک جامعه ایرانی، آلترناتیوهای همه گرایشات سیاسی ارتجاعی در ایران را بچالش می کشد. جمهوری خودمدیریت  سوسیال و لائیک دمکراتیک، نظام آلترناتیو دمکراتیک شهروندی در برابر ناجمهوری های شورائی، دینی، طبقاتی و قومی است و  بر اراده و خواست اکثریت مردم (جامعه) استوار می گردد.

4- شرکت هدفمند در جنبش های سیاسی اجتماعی

برای 1) پایان دادن به تاریخ شوم  سلطه اسلام سیاسی در ایران، 2) پیشگیری از احیاء سلطنت و فرهنگ استبدادی ساواک پرور آن در کشور، و 3) آگاهی جامعه ایرانی نسبت به توطئه بازی گرفتن احساسات قومی شهروندان و ایجاد جنگ های قومی و نابودی همبستگی جامعه ایرانی، ما باید 4) با تمام انرژی به روشنگری سیاسی در باره ضرورت عاجل نفی کامل حکومت اسلامی و نقد سیاست های ایران ستیزانه و ویرانگرانه نیروهای وابسته به همسایگان و قدرت های توطئه چین بپردازیم.

روشنگری، تبلیغ و ترویج در باره نظام سیاسی خودمدیریت سوسیال و لائیک دمکراتیک در ایران و آماده سازی جامعه ایرانی برای براندازی حکومت اسلامی، مقابله با سیاست های ویرانگرانه مزدوران کشورهای همجوار و قدرت های بزرگ، با اتکاء به جامعه آگاه، متحد و مصمم میسر است.

برای متحقق ساختن سیاست های ذکر شده، معقول ترین راهکار، همانا استقرار نهادهای خودمدیریت لائیک دمکراتیک (مهستان ها) در جامعه می باشد.

مهستان های لائیک دمکراتیک و سوسیال با پشتوانه  آگاه ترین، رزمنده ترین و شجاع ترین کنشگران (رهبران عملی مبارزات اجتماعی) خواهند توانست به وظایف چندگانه جنبش براندازی حکومت و سازماندهی قدرت نوین جمهوریخواهانه و لائیک دمکراتیک در جغرافیای کار و زیست خود پاسخ دهند.

5- براندازی حکومت اسلامی و سازماندهی رژیم نو در بطن جامعه از هم اکنون!

ما با گفتمان و سیاست خودمدیریتی لائیک دمکراتیک (در شکل مهستان های محیط کار و زیست) ، می توانیم اعمال قدرت از پائین را سازمان دهیم.

ایجاد فرماندهی های مخفی مهستان های خودمدیریت لائیک دمکراتیک به منظور پاسخگوئئ به سه وظیفه حیاتی جنبش، یعنی؛

1- تسلیح سیاسی جامعه،

2- تدارک فرهنگی، سیاسی و اجرائی براندازی نظام

3- از هم اکنون آمادگی و سازماندهی جامعه برای انتخاب نظام پس از حکومت اسلامی از مجرای مجلس موسسان.

در اینجا لازم است درک خود را از مهستان روشن کنیم تا همانگونه که جمهوریت در حکومت اسلامی به لجن کشیده شد، این واژه شریف هم به سرنوشت مشابه گرفتار نگردد.

گروهی از مهستان سخن می گویند و مهستان مورد نظر آنها به مهستان عصر اشکانیان شباهت دارد تا مهستانی که بر نهادهای مستتقر در محیط کار و زیست استوار هستند. مهستان های مورد نظر ما، زنجیره های نهادهای خودمدیریت لائیک دمکراتیک در کشور، گردان های براندازی نظام، اسکلت جامعه سیاسی و برپا کنندگان هدفمند نظام فردا بر بنیاد قانون اساسی لائیک دمکراتیک و سوسیال هستند و از همینرو سیاست ما بر مدار اراده و اقدام اقشار آگاه جامعه آگاه قرار دارد و سنخیتی با سیاست ها و اسلوب کار بوروکراتیک، آمرانه و قیم مابانه مرسوم در میان محافل حزب نما ندارد.

 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: