«تجزیه ایران»؛ پیشکش اپوزیسیون به رژیم

نمی شود هم سلطنت طلب بود و هم در طرف دیگر با تجزیه طلبان ائتلاف کرد. نمی شود در کشور بیگانه ای چون آمریکا، قانون اساسی ایران را تنظیم نمود و با خط‌کش خود سیستان بلوچستان را به دو استان تقسیم کنیم و یا در پاریس از طرح «خودمختاری کردستان» صحبت کنیم و منتظر واکنش جمهوری اسلامی برای استفاده یا سواستفاده جهت جنگ تبلیغاتی نباشیم.

 

برکسی پوشیده نیست که در سال های اخیر، جمهوری اسلامی توانسته مردم را با کلید واژه «تجزیه ایران» در صورت سقوط نظام سرکوب روانی کند. مردمی که دل در گرو مام میهن دارند نیز حاضرند تحت سلطه حکومت اسلامی زندگی کنند ولی ذره ای از خاک این گربه نقش بسته بر دیوار آسیا را از دست ندهند. حال آنکه جنگ ها و بحران های کنونی خاورمیانه و زمزمه های تجزیه طلبی در کشورهای همسایه چون سوریه، عراق، ترکیه و .... به پروپاگاندای جمهوری اسلامی دامن زده است.

اما سوالی که در ذهن مطرح می شود آن است، چرا جمهوری اسلامی با قاطعیت، سقوط خود را برابر با تجزیه ایران معرفی می کند و مردم نیز بی درنگ آن را می پذیرند؟!

فارغ از تنوع قومیتی، زبانی و مذهبی، نقش فعال گروه های اپوزیسیون جدایی طلب و استقلال خواه در ائتلاف ها و کنفرانس های اپوزیسیون، دلیلی کافی برای رژیمی است که می خواهد با جنگ روانی، نظام خود را پابرجا نگاه دارد.

سه نشست و کنفرانس گروه ها و جریانات مختلف اپوزیسیون در یک ماه اخیر و حضور فعال نیروهای استقلال خواه یا «تجزیه طلب» و تاکید این گروه ها بر «فدرالیسم»، «خودمختاری» و ... گواهی بر این مدعاست.

در کنفرانس 9 ژوئن در دانشگاه واشنگتن که به همت دکتر علیرضا نوری زاده برگزار شد و به ائتلاف «تجزیه طلبان و سلطنت طلبان» معروف گشت، حضور چهره هایی از حزب کوموله زحمتکشان کردستان ایران، حزب مردم بلوچستان، جبهه متحد بلوچستان و حزب تضامن دمکراتیک اهواز که همگی تحت عنوان «ملیت های فدرال ایران» حضور یافته بودند، بسیار بحث برانگیز بود. بخصوص زمانی که کریم عبدیان به عنوان «مسئول کمیته بین المللی ملیت های ایران فدرال» و فعال عرب در سخنرانی خود بر «ایران غیر متمرکز» و «فدرالیسم» تاکید میکند و با پافشاری با عبارت «ملیت ها» برای زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشور هیچ مشروعیتی قائل نیست.

همچنین در کنفرانس 26 ژوئن که با دعوت «کنگره ملی ایرانیان» با هدایت امیر عباس فخرآور برگزار شد، حضور برخی از همین چهره های جدایی خواه از «شورای بلوچ در آمریکا»، «حزب تضامن دمکراتیک اهواز»، «حزب دمکرات کردستان» و «حرکت مقاومت ملی آذربایجان» چشمگیر بود. جالب اما حضور دوباره کریم عبدیان به عنوان یکی از سخنرانان اصلی این نشست بود. عبدیان در این جلسه نیز با متهم کردن رضاشاه به «عرب ستیزی» و تکرار ادعاهای جلسه 6 ژوئن، سرنوشت «ملیت ها» را در گرو تصمیم «پارلمان های محلی» دانست و رویای خود برای تجزیه ایران را با زبانی دیگر بیان کرد.

اما جالب تر از دو کنفرانس اخیر، نشست سالیانه مجاهدین خلق در 30 ژوئن در پاریس بود. مجاهدین خلق که با کمتر رسانه و گروهی از اپوزیسیون حاضر به همکاری و ارتباط هستند، در نشست اخیر خود، نماینده سازمان «خه بات کردستان ایران» را برای سخنرانی دعوت کرده بودند. فارغ از سخنرانی این فرد، تاکید مریم رجوی بر «خودمختاری ملیت ها» بویژه دفاع از «طرح 12 ماده ای» این سازمان برای «خودمختاری کردستان» به عنوان «یکی از جامع ترین الگوهای جهانی» بسیار قابل تامل است.

بنابراین، نیم نگاهی به چیدمانی که گروه های مختلف اپوزیسیون (از سلطنت طلب گرفته تا جمهوری خواه و یا حتی مجاهدین خلق) برای ائتلاف در نظر گرفته اند، همه بر تمایل ایشان جهت مشروعیت بخشی به فدرالیسم، خودمختاری و حتی تجزیه ایران حکایت دارد.

نمی شود هم سلطنت طلب بود و هم در طرف دیگر با تجزیه طلبان ائتلاف کرد. نمی شود در کشور بیگانه ای چون آمریکا، قانون اساسی ایران را تنظیم نمود و با خط‌کش خود سیستان بلوچستان را به دو استان تقسیم کنیم و یا در پاریس از طرح «خودمختاری کردستان» صحبت کنیم و منتظر واکنش جمهوری اسلامی برای استفاده یا سواستفاده جهت جنگ تبلیغاتی نباشیم.

در شرایط کنونی کشور که حرکت های مردم سقوط جمهوری اسلامی را نوید می دهد، اپوزیسیون نباید حتی به بهانه سقوط نظام به پرنسیپ و اصول بنیادی خود از جمله حفظ تمامیت ارضی، پشت کند و در آستانه سرنگونی نظام، چهره ای دیگر از خود برای مردم داخل به نمایش بگذارد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این وعده ها هیچکدام در عمل به ثمر نخواهد رسید. هرقدر سوریه فکسنی اجازه دادد استانهاش جدا بشه مردم ایران هم چنین اجازه ای خواهند داد. اما آنچه که لازم است انجام شود این است که در استانها انتخاب برای انتخاب استاندار انجام شود و از مرکز استاندار و فرماندار ارسال نشود درست مثل آمریکا. و هر استان بودجه اش را بگیرد و خرج مردمش بکند و نیز از جانب دولت مرکزی حمایت های لازم بعمل آید. ثروت ایران متعلق به همه ایرانیان. این چیزی از خودمختاری کم ندارد. خودمختاری یک طرفش این است که ما میخواهیم کارهایمان را خودمان بگردانیم. اما یک طرف دیگرش هم این است که شماها در مرکز حق دخالت ندارید و این بخش هست که مشکل دار است. حکومت مرکزی هرگز زیر بار این نخواهد رفت که نتواند در امور یکی از استانها به نفع کلیت کشور دخالت کند.