تبریز( پایتخت استعمارستیزی) و تهران ( پایگاه استعمارگری)



داریم وارد مرحله ی جدیدی از جدال با استعمارگری می شویم.

 

ما بستیزیم یا نستیزیم آنها تبریز و آزربایجان را محو خواهند کرد.

مگر دریاچه ی ارومیه عبرت کمی است؟ مگر پروژه ی کمربند شیطانی که از ارمنستان تا عراق مرز بین تورک های ممالک محروسه با تورکیه را قطع کرده پیش چشم ما نیست؟ و هزار و یک مگر دیگر.

شاخه ی ملی گرای استعمارگری دارد جیغ و داد می زند که از بس بر طبل ناسیونالیسم قومی کوبیده اید که دیگر تبریز را امنیتی نیست. ناسیونالیسم قومی کیلویی چند است؟ داریم با استعمارگری در همه ی ابعادش می ستیزیم.

کسانی که در این شرایط سخت علیه استعمارگری می ستیزند دموکرات ترین، آزادیخواه ترین و مدنی ترین انسان‌های روی زمین اند.

و من برایشان جانم را فدا می کنم.

گور پدر امنیتی که تهران ( پایتخت استعمارگری ) می خواهد به ما بدهد. مگر ما ( سکوت کنیم یا نکنیم) امنیت داریم؟

جنگ و جدال بر سر آمدن و یا نیامدن اردوغان به تبریز یکبار دیگر به همه ثابت کرد که جدال استعمارشونده ها با استعمارکننده ها جدی است.

از حالا ممالک محروسه تا شکسته شدن مرزهای اسارت، دو پایتخت دارد؛ تبریز ( پایتخت مبارزان علیه استعمارگری) و تهران ( پایگاه فاشیست های استعمارگر ).

داریم وارد مرحله ی جدیدی از جدال با استعمارگری می شویم.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: