عمق فاجعه را ببین، سطحی برخورد نکن!

حالا نگاهی به تبلیغات رژیم اسلامی ایران که در تلویزیون های دولتی نشان داده می شود، می کنیم. در واقع این برنامه ها برای مخالفین این رژیم یک نوع سرگرمی و تئاتر و منبع خنده و طنز است، اما درعوض برای اکثر جامعه بویژه خارج از مرکز نشین و هم ولایتی های پاکدل بنده، یک نوع اعتقاد و باور است. افراد در سن و سالهای من، حتا برخی از شهر نشینان به دلیل وضع اسفبار اقتصادی و اجتماعی، برای آمدن مهدی هر روز دقیقه شماری می کنند.

این جمله بسیار کوتاه و پرمعنی را که من تیتر این نوشته قرار داده ام، یکی از دوستان عزیزم مقیم دانمارک، همراه چند قطعه بیت از یک "نماینده کشور" در مجلس جمهوری اسلامی، برایم فرستاده بود که من به شعرواقعا احمقانه این "نماینده مجلس" که درروزنامه های ایران اسلامی هم درج شده بود، نگاه کنم و سطح سواد سیاسی و ادبی این "نماینده مجلس" را که قصد رئیس جمهور شدن در ایران اسلام زده را هم داشت، بخوانم و عمق فاجعه را ببینم! که تا چه حد است؟ در واقع سطح سواد بقیه گردانندگان مملکت در سایه جمهوری اسلامی بهتر از آن نماینده مجلس، نه نماینده مردم، نمی تواند باشد. اکنون برای اثبات این ادعا به برخی از سخنان رئیس قوه مجریه یا رئیس جمهور مملکت و برخی از برنامه های تلویزیونی که یکی از آنها بنام "ظهور مهدی نزدیک است"، که بعد از این مقدمه کوتاه آورده می شود، توجه فرمائید. در هر صورت این نکات فوق، بظاهر کم اهمیت، باید برای نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور هشداری جدی باشد که کم توی سر هم بزنند و به فکر آموزش سیاسی و اجتماعی مردم باشند و با اتحاد خود سر یک موضوع و آنهم سرنگونی هر نوع دیکتاتوری و توافق برسر شیوه اداره مملکت بعد از این حکومت قرون وسطائی است. رهبر این انقلاب درهمان اوایل گفتند "ما هر چه مشکل داشته باشیم از این دانشگاه است، پس باید همه قلمها را بشکنیم" نقل به معنی. خوب قلمها را شکستند که توانسته اند تا امروز دوام بیاورند. پس خواهش می کنم شمای نوعی، ای روشنفکر عزیز، دیگر با جنگ و دعوای خود، به این قلم شکنها کمک نرسانید.

در اینجا روی سخنم بیشتر با قدرت طلبان و منم گویان باصطلاح روشنفکر است. بنده یکی از آن ایرانیان کردی هستم که واقعا نگران آینده نسلهای این سرزمین بعد ازخودم هستم. لذا از همینجا از نسل جوان تر تقاضا دارم، واقعا مارا ببخشند اگر کوتاهی کرده ایم. گرچه تعدادی از ما، فقط تعدادی بی تفاوت نبودیم، اما باز هم ببخشید مارا، همان طورکه ما نسل بی تفاوت پیش ازخود را بخشیدیم وستایش کردیم قهرمانان تاریخ را. آنانی که تعدادشان کم بودند ولی تا پای جان رفتند، شکنجه شدند، تهدید به مرگ شدند و عاقبت جام شوکران دشمن را سر کشیدند ودشمن را درنا آگاهی گذاشتند و به جهل وخرافات وهرچه دیکتاتوریست، نه گفتند. بهرحال انتظارداریم که فعالان مارا، نه قهرمان، بلکه نسل فداشده بنامید وسهل انگاری ها و توی سرهم زدنهای مارا بحساب عجله کردنمان بگذارید و مارا عفو کنید. بخشش وعفوما کم ترین خرجی دارد، فقط می خواهیم، اگر برخی از ماها بی تفاوت بوده ایم و برخی که فعالیت کرده ولی مرتکب اشتباهی درزندگی سیاسی خود شده ایم، شمادیگر بی تفاوت نباشید و همان طور که دیده می شود نیستید. اگر فعال سیاسی هستید، مطلقا، مرتکب اشتباهی که ما شدیم، شما نشوید. یعنی مخالف سیاسی و ایدئولوژیک را دشمن خود نشمرید. اگر در بحثها کم می آورید، مانند برخی از نسل من بالگد و مشت و زنده باد مرده باد باطرف رفتار نکنید، بلکه کوشش شود باسلاح منطق پیش رفت، نه با زور و دشمنی. امکان دارد برخی از ما این تجربه را کرده باشیم که برخی بجز زبان زور چیز دیگری نمی فهمند. خوب این را باید به حساب عادت صدها ساله گذاشت و باید این عادت مضر ترک داده شود و ترک دادن آن به طرف، همین برد باری و متانت و منطق شما است و این رمز پیروزی بر دیکتاتوران خواهد بود. من که امروز کمی فرصت کردم و با دقت بیشتر فیلمهای یوتوبی که یکی از هم میهنان عزیز دست چین می کند و برایم می فرستد، نگاه کردم. فقط دلم می خواهد نظرم را در باره دو فیلم کوتاهی که مرتب درتلویزیونهای ایران نظیر آنهاپخش می شود و در میان دهاتی های فامیل من نوعی بیننده هم زیاد دارد، توضیح دهم: یکی از این فیلمها، مصاحبه احمدی نژاد با خبر نگاران خارجی و سوء استفاده رژیم ایران برای عوامفریبی مردم، از آن ها است و دیگری تفسیرهائی هستند که در تی وی زیرنام "ظهور نزدیک است" به عنوان سریال تلویزیونی که کوشش می شود در این فرستنده علنا خود احمدی نژاد را مهدی موعود به بینندگانی مانند من دهاتی وامثال بقبولانند، خواهد بود!

حالا نگاهی به تبلیغات رژیم اسلامی ایران که در تلویزیون های دولتی نشان داده می شود، می کنیم. در واقع این برنامه ها برای مخالفین این رژیم یک نوع سرگرمی و تئاتر و منبع خنده و طنز است، اما درعوض برای اکثر جامعه بویژه خارج از مرکز نشین و هم ولایتی های پاکدل بنده، یک نوع اعتقاد و باور است. افراد در سن و سالهای من، حتا برخی از شهر نشینان به دلیل وضع اسفبار اقتصادی و اجتماعی، برای آمدن مهدی هر روز دقیقه شماری می کنند.

در این تبلیغات عوامفریبانه، کوشش می شود با دهها روایت و نقل قولها از امامان شیعه 12 امامی، شخصی بنام شعیب بن صالح را علم کنند که مورد تأیید سید خراسانی قرار دارد و باید فرمانده نظامی ارتش مهدی باشد. حالا نمی دانم این مهدی صاحب زمان چرا نیازش به ارتش قوی وفرمانده نظامی می افتد؟ مسلمانان شیعه دائم تبلیغ می کنند که وقتی مهدی سوار بر اسب شمشیرش را بکشد، به تنهائی سراسر جهان را مسخر می کند!! در هرحال این شعیب گویا دارای جسه ضعیفی و لاغر و نحیف و گندم گون است. اما دارای اراده قوی و استراتژی فرماندهی بسیار عالی است!! واقعا دلم می خواهد به آن هم ولایتی های عزیزم بگویم که اگرحقه و نیرنگی درکار نباشد، پس امام زمان مقتدر و کسیکه بیش از 1200 سال در غیبت زیسته و دوام آورده، هیچ نیازی به ارتش قوی و فرمانده با اراده قوی نباید داشته باشد، روی این نکته باید کمی فکر کرد و اندیشید.

در برنامه تلویزیونی واقعا مردم را نا آگاه و نادان می پندارند و با بی شرمی بیش از حد، بدون آنکه بیاندیشند که چنین برنامه هائی به برکت مدرن بودن ارتباطات درخارج از مرزهای محدود اسلامی دیده می شود، کمترین اثری را دارد، این شعیب را که توسط سید خراسانی تأیید شده، احمدی نژاد و  علی خامنه ای را سید خراسان بنامند. این شعیب خیالی و روایتی که فرمانده ارتش مهدی می بایستی باشد از طایفه بنی تمیم عرب بوده که در اوایل اسلام به ایران آورده شده اند و قبایلی از آنها در خراسان و خوزستان اسکان داده شده اند و اکنون گویا به غیر از چند آبادی آنها درخوزستان نمانده وبقیه ازبین رفته اند. حالا می خواهند جا بیاندازند که این احمدی نژاد همان شعیب از طایفه بن تمیم است و این سید علی خامنه ای هم آن سید خراسانی است. اینها خود می دانند اما با پرروئی علنا تکذیب نمی کنند.

برای اثبات این خیمه شب بازی واقعا احمقانه و قرون وسطائی ده ها آیت الله و طلبه های حوزه علمیه قم از جمله آیت الله طبسی متخصص "ظهور مهدی" و شاگردانش را بسیج کرده اند که در این باره تحقیق تبلیغی بکنند و حتا درجه دکترا داده می شود که نمونه بارز آنها آقای آخوند دکتر جعفری یکی از همین شگردان خانه زاد طبسی است. او همینکه در این فیلم تلویزیونی و تبلیغی دهان باز می کند با تعریف و تمجید از استاد بزرگ خود آیت الله طبسی که دهها صفات برایش ردیف می نماید، است.

درهر صورت، چه چیزی باعث شده که در این برهه از زمان احمدی نژاد علم شود و به عنوان فرمانده ارتش مهدی معرفی گردد وتوسط سید خراسانی یعنی همان خامنه ای تأیید گردد؟

بنظر بسیاری از متخصصین امور و صاحب نظران سیاسی و اجتماعی سه نکته مهم زیر باید بحساب آیند، که این موقعیت را برای این تئاتر مضحک تضمین می کند:

 1- مسئله اتمی و تهدید اسرائیل به نابودی، توسط احمدی نژاد و سرسپردگی او به آقای خامنه ای و دیگر آخوندهای تندرو نظیر مصباح یزدی و امثال ......

2- مسئله سرکوب وبوجود آوردن خفقان درداخل مملکت و نا آگاهی توده ها وتبلیغات داخلی و خارجی رژیم با پول باد آورده منابع طبیعی و از جمله پول نفت که صاحبان اصلی آن به نان شب محتاج اند.

3 فقدان اتحاد بین نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور. رژیم ایران به درستی این را می داند و باور دارد که نیروهای مخالفش هرگز متحد نمی شوند. بنابراین تئوری تفرقه بیانداز و حکمت کن چرچیل بهترین غذای زنده ماندن خود می دانند.

بنظر می رسد اینها نکات مهمی هستند که دراین مقطع زمانی این شانس رابه احمدی نژاد و گروه تندرو اسلامی می دهد که اینگونه با پر روئی به خود اجاز دهند چنین برنامه هائی را پخش کنند و بر خر جامعه سوار باشند و مردم هم صدایشان بالا نیاید.

اکنون اجازه دهید با شرح کوتاهی بر این نکات فوق اشاراتی بکنیم. نخست در رابطه با نکته یکم؛ احمدی نژاد نکته ضعف آمریکا را که همان تهدید اسرائیل در خاورنزدیک است و ساختن بمب اتم در دست دارد ومرتب برایش تبلیغ می کند ودولت اوباما نیز به خاطر مصالحه با ایران و بر گرداندن رابطه دیپلوماتیک با این کشور، همانند سابق و چاپیدن این سر زمین ثروتمند، خیلی کوتاه می آید و به اسرائیل هم اجازه نمی دهد که منابع بمب اتمی ایران را قبل از به ثمر رساندن، بمب باران کند، بنا به تشخیص صاحب نظران این مسئله اصلی است. بعلاوه اینها، سالی صد میلیون دلار کمک به حزب الله لبنان . بویژه سید حسن نصرالله که یکی از وسایل تبلیغی بسیار قوی در جهان عرب و دربیخ گوش اسرائیل است و احتمالا این کمک مالی هنوز باید ادامه داشته باشد، زیرا تاکنون هیچ ادعای رد یا تکذیبی از طرف رژیم تهران نشده است و برادران شیعه لبنانی و ترویج مذهب شیعه مهم تر از حد اقل وسیله زندگی برای هفتاد میلیون مردم از ملیتهای ایران است! بدون شک سید حسن نصرالله بدون رشوه، تعریف و تمجیدها و اغراق گوئی ها را درباره احمدی نژاد نمی کند. برای آگاهی خوانندگان عزیز، سید حسن نصرالله، هنگام رفتن احمدی نژاد به لبنان درسال 1384 نیروهای حزب الله رابسیج کرده بود که احمدی نژادرا طلایه دار مهدی معرفی کند. از محتوای تبلیغ اش این طور فهمیده می شودکه گویا هنگام ورود احمدی نژاد به دانشگاه لبنان، دانشجویان لبنانی(یعنی در واقع همان حزب الهی ها) فریاد زده اند، مهدی بیا مهدی بیا!!

این آقای احمدی نژاد در بیشتر سخنرانی هایش بر آزادی قدس و فلسطین تأکید می کند و آن را وعده می دهد، همانطور که آیت الله خمینی این آزادسازی را از راه کربلا وعده می داد! مبلغ برنامه تلویزیون ایران با پرروئی وشاید هم اعتقاد! این پرسش رامطرح می کند؛ آیاتعریف وتمجبید های سیدحسن نصرالله ازاحمدی نژاد، شعیب بودن اورا نمی رساند؟! مثلی است معروف که از روباه پرسیدند، شاهدت کیست؟ گفت دمم!

یکی دیگر ازمنابع تبلیغات شعیب بودن احمدی نژاد مسئله انتخابات ریاست جمهوری دور اول و دوم اوست که احمدی نژاد مخالفان خودرا یعنی موسوی و کروبی و خاتمی را که در واقع این ها از ناجیان اسلام در ایران هستند و گویا دیگر از خودیها نیستند، مافیای قدرت خواند. در این برنامه تلویزیونی آنان همدیگر را باسند و مدرک افشاء می کنند. در یک مناظره رسانه ای انتحاباتی احمدی نژاد یک خانم همکار نزدیک موسوی را به تقلب مدارک تحصیلی و اشغال جاه و مقام بالا متهم می کند و موسوی نیز برعکس به افشاگری مانند تقلبهای علی کردان وزیر کشور و استاد تقلبی دانشگاه در رشته حقوق و امثال، دست می زند. در اینجا نشان داده می شود که هردو طرف سر و ته یک کرباس اند و هردو برای یک هدف مبارزه می کنند و آن قدرت بیشتر و نجات اسلام در ایران است. اگر نیک بنگریم، راه نجاتی هم باقی نمانده است. گوینده تلویزیون یک نکته دیگر برای شعیب بودن احمدی نژاد "پیروزی" او در انتخابات بود که بر آدمهای سرشناستر غلبه کرد!! خوب خود این آقا شاید نداند، اما خواجه حافظ در قبرش وحداقل اربابان این گوینده تلویزیون هم می دانند که تقلب انتخاباتی احمدی نژاد را بالا آورد. از طرف دیگر، اگر ما ازکثافتکاریها و تقلب ها هم بگذریم، خود آقای سید علی خامنه ای خوب آگاه است که علم کردن مسئله "ظهور مهدی" و آمدن شعیب به عنوان فرمانده ارتش مهدی یک عوامفریبی و دروغ محظ است. بهمین دلیل در سفارشش به طلبه ها می گوید: "در فکر اثبات مهدویت نباشید، بلکه درباره تعمق بخشیدن آن باشید". نقل از برنامه تلویزیون ایران، ظهورمهدی نزدیک است. در همین برنامه می شنویم که قم مغز متفکر جهان شیعه است و رهبری جمهوری اسلامی گفته و دستور داده است: "هر کسی که سندی درباره این ظهور ندارد، ردش کنید". او غافل از آنست و یا خوب می داند و خودرا به کوچه علی چپ می زند که حتا با سندهایش نیز هجو می گویند و آن سندها نیز روایت دست چندم بیش نیستند و روایت ها بنا به گفته متخصصین خودی زیاد اعتباری هم ندارند.

آیت الله طبسی متخصص "ظهور مهدی" 17 روایت را در مورد مهدی بررسی کرده است و اکثر آنها را عامیانه خوانده و فقط سه روایت را جدی تر از بقیه گرفته است که یکی، روایت از امام زین العابدین است که بنا به گفته صاحب نظران مهدویت، پایش می لنگد و دوم روایت از اما رضا است یا به او نسبت داده اند که اینهم زیاد نمی تواند درست باشد و سوم روایت از امام جعفر صادق است، گویا در آن اشاره شده که شخصی بنام شعیب قبل از ظهور مهدی می آید. آقای طبسی خودش به این روایت هم باشک و تردید می نگرد. او می گوید: "درباره طایفه بنی تمیم که شعیب از آن قبیله می آید، سندی نداریم. اما تطبیق به احتمال درست است. او ادامه می دهد که گنجی گفته است: "شیعه هیچ گونه سندی درباره آمدن مهدی نیاورده است". خوب، دراینجا یک پرسش ساده برای آدمهای پاکدل مطرح می شود، آخر یک امامی که ازنیرنگ مسموم کردن خودتوسط دوانیقی خلیفه عباسی نتواند باخبرشود، چگونه می تواند شش نسل بعداز خودرا پیش گوئی کند؟ پس بنظر هر انسان عاقلی این روایت نیز پایش می لنگد و باید طبسی و امثال در آن شک کنند و یا آقای گنجی بگوید که: شیعه هیچ سندی برای ظهور مهدی ندارد. تازه این پرسش ساده برای امام رضا هم مطرح بوده که او تا آن اندازه عاجز بوده از نیرنگ مأمون دربیخ گوشش باخبر شود، پس چگونه از چهار نسل بعداز خود باخبر می شود؟ یکی دیگر از تبلیغات احمقانه تلویزیون ایران مسئله مصاحبه "سی. ان. ان." با احمدی نژاد است. در حالی که خبر نگار این تلویزیون خارجی با طنز ولی بظاهر جدی از احمدی نژاد می پرسد: "آیا شما با امام زمان تماس دارید"؟ این پرسش را گوینده تلو یزیون ایران جدی تلقی می کند و می گوید: "مسئله ظهور مهدی بقدری مهم است که خبرنگاران خارجی آن را از احمدی نژاد می پرسند"!! در جائی که این خبر نگار پرسش را مسخره آمیز و با نیش خند طرح کرده است.

درهرصورت این حضرات آن راجدی می گیرند و یامی خواهند برای عوامفریبی جدی جلوه اش دهند و در برنامه تلویزیونی خود به آن استناد کنند. تعجب نفرمائی و ببینید این آقای رئیس جمهور، احمدی نژاد در مصاحبه دیگرش چه می گوید: "اگرچه به من حمله کرده اند و ناسزا گفته اند، زیاد مهم نیست، اما من هنوز باطرح <دو بچه کافی است> مخالفم، زیرا یک اثبات علمی برایش دارم". آقای احمدی نژاد درتوضیح علمی آن می گوید: "اولا کلام الهی است و نباید جلو گیری از تولید مثل بشود، نقل به معنی. دوما می گوید: برای این که نسل انسانها منقرض نشود، هرجفت انسان باید برای جانشینی خود بیش از دوتا تولید کند، زیرا باید مرگ و میر و اتفاقات (شاید منظور از اتفاقات جنگ و انتحارجوانان برای رفتن به بهشت است) را در نظر بگیرید. برای مثال من یک زن و شوهر را می شناسم که هفت سال است ازدواج کرده اند، اماهنوز جانشینی برای خود ندارند و درادامه می گوید: معذرت می خواهم(باخنده تحقیر آمیز) این دیگر ......." و در میان صحبتهایش می گوید: کاری که غربیها کرده اند، اشتباه است و اکنون پشیمانند و حالا پول می دهند و حمایت می کنند که تولید مثل بیشتر بشود"!! اینها همه نقل بمعنی اند. برای آقای احمدی نژاد دستور الهی علمی است و یاهر دونفر بایستی حداقل دونفر جای گزین داشته باشند از تحقیقات ایشان است و علمی است. این نکته دوم بظاهر منطقی بنظر می رسد. اما آقای احمدی نژاد خیلی از فاکتورهای پیشرفت جهان را نا دیده می گیرد و بسادگی چشم می پوشد و ازکنار آنها رد می شود. خوب عوامفریبی از این جا شروع می شود. ایشان دلایل علمی رافقط تولید مثل و اتفاقات و مرگ و میر را درنظر می گیرد. اما همان گونه که اشاره شد، مدرن بودن دستگاههای زیست و دانش پزشکی که حد متوسط سن را به 75 تا 80 سال رسانده اند، هیچ بحساب نمی آید و در مغز کوچک احمدی نژاد و امثال نمی گنجد که انسانهای مدرن با تمام قوا علیه جنگ و خونریزی و انتحارها مبارزه می کنند ومطلقا نمی گذارند که انسانها بی جهت ازبین بروند. او در نظر نمی گیرد که جهان ما گنجایش بیش از 7 میلیارد انسان را ندارد و باید فکری بحال آیندگان کرد. این دلایل علمی هستند که از طرف احمدی نژاد ارائه نمی شود و اگر واقع بین باشیم، آن دلایلی که او ارائه می دهد، خدمت به عوامفریبی است نه خدمت به جامعه 70 میلیونی ایران. ایرانی که پای تختش فقط برای دو میلیون جمعیت ساخته شده، اما بطوری که می گویند درروز بیش از 14 میلیون و در شب 7 میلیون تخمین زده می شود!

این است که بنده و هزاران از میهن دوستان و انسانهای قلم به دست سالهاست گفته و می گوئیم، باید به آموزش اجتماعی توجه کرد که عوامفریبان شانسی نداشته باشند که سکان کشتی مملکت را در دست گیرند و این چنین برنامه ها را در تلویزیون پخش کنند و جلو پیشرفت مردمان جامعه را سد نمایند و یا آن رابرای مدت کوتاهی ازنظر تاریخی به عقب برگردانند.

مسئله دوم، سرکوب و بوجود آوردن خفقان درداخل مملکت ونا آگاهی توده ها و تبلیغات داخلی و خارجی رژیم با پول بادآورده منابع طبیعی است. درتاریخ دیکتاتوری ایران جنایت به این وحشت ناکی سابقه نداشته است. حتا به غل و زنجیر کشیدن زندانیان سیاسی ایران در قرن 19هم که بدترین نوع تحقیر انسانها بود، به اندازه این جنایتکاران که به زندانی تجاوز می کنند و زندانی را شلاق می زنند و توهین می کنند، تحقیر آمیز تر نبوده است. یکی از دوستان نزدیک و هم میهنم جملات طنز آمیز تلخی رابرایم فرستاده است. حالا نمی دانم ازخودش است یا از دیگران. اما لازم دانستم به دلیل مفهومش آن را در این جا وارد کنم که ماهیت اصلی جمهوری اسلامی را بهتر نشان می دهد: "اینجا ایران است! این که شما در خانه چه بر نامه‌اى می‌ بینید به ما مربوط است، اینکه درخیابان چه می‌ پوشید به ما مربوط است، آنچه می ‌نوشید و آنچه می‌گویید به ما مربوط است! با چه کسى بیرون می روید به‌ ما مربوط است، چه دینى دارید وچگونه آرایش می کنید به مامربوط است؛ اما امنیت، وضع معیشت، قدرت خرید، کیفیت تحصیل، آینده فرزندانتان، تفریح جوانانتان، امنیت راه‌ها، مشکل مسکن، ازدواج فرزندان ایران و بقیه موارد به ما مربوط نیست، مشکل خودتان است". این حضرات از قدرت مردم وحشت دارند، زیرا خود می دانند که نا حق اند. برای نمونه قوانین تظاهرات صلح آمیز را هم محدود کرده اند و تهدید می کنند اگر کسی را دوبار در تظاهرات بگیرند حکمش اعدام است و یامحدودیت شدید برای حجاب و لباس پوشیدن زنان. مثلا اخیرا سردار رادان رئیس پلیس تهران بزرگ گفته است: "چکمه روی شلوار دختران تحریک کننده است، لذا ممنوع باید باشد.

مسئله سوم فقدان اتحاد بین نیروهای اپوزیسیون در داخل وخارج از کشور است. این واقعیت را ماباید بپذیریم، تازمانی که نیروهای پیشرو جامعه به خود دروغ می گویند وهرکسی می خواهد رهبر باشد و همه از دمکراسی حرف می زنند، اما به آن هیچ عمل نمی شود، طبیعی است که اتحادی بین این نیرو ها بر قرار نخواهد شد و این بزرگترین شانس و امکان برای ارتجاعیون و دیکتاتوران است که برسر قدرت بمانند. اگراغراق نگفته باشم اکثر نیروهای اپوزیسیون کوشش می کنند که قدرت را به دست گیرند و یک دیکتاتوری که فقط خود حاکم شوند، بوجود بیاورند. این خطری است که آینده ایران آزاد و دمکراتیک را تهدید می کند. من در این جا آدرس آن فیلم هائی که به این مقاله مربوط می شوند، می آورم که بادقت بیشتری به محتوای آنها توجه شود تاعمق فاجعه بیشتر روشن گردد. آرزو دارم این مطالب، مارا توی فکر ببرد و بی تفاوت نباشیم!

هایدلبرگ آلمان فدرال 2 ژوئن 2012                                         دکتر گلمراد مرادی

g-moradi@t-online.de

 

http://www.youtube.com/watch?v=bsJaao63ooQ&feature=player_embedded

تجاوز و شكنجه نازنین صدیقی توسط ماموران زندان

http://www.youtube.com/watch?v=qBOCd0cnqfA&feature=player_embedded

مصاحبه احمدی نژاد با تلویزیون رژیم

http://www.youtube.com/watch?v=43xMNfHMrTE&feature=player_embedded

ظهور نزدیک است قسمت 5

برگرفته از: 
امیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
ایکاش افرادی که خود را عضوی از اپوزیسیون میدانند گوشی شنوا ، چشمی بینا و خردی در جهت تشخیص موقعیت زمانی و مکانی پیدا کنند.