جمهوری پادشاهی اسماعیل نوری علا !

جمهوری پادشاهی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر،شکل نظام آینده ایران است به شرطی که نه شاه سلطنت کند و نه رییس جمهور ،ریاست جمهور باشد .یک نفر باشد که صبح برود کاخ ریاست جمهوری بشود رییس جمهور و شب برگرددپیش زن و بچه اش در کاخ سلطنتی و بشود پادشاه ،کسی‌ مشکلی‌ دارد؟

باور کنید آدم نمی داند تکلیف اش با آقای نوری علا چیست و در رابطه با ایشان باید از کجا شروع به سخن کرد و کجا پایان داد ؟
یک‌روز جمهوری خواه اسلامی  میشود ،یک‌روز جمهوری خواه پادشاهی ،روزی جمهوری خواه سبز سکولار ،روزی دیگر هم فدرالیست و این قصّه همچنان ادامه دارد.بیچاره جمهوریت که به واسطه آقای نوری علا مجبور است بار هر پسوند و پیشوندی را با خود بکشد .

علاوه بر همه اینها،واژه سازی‌های پی‌ در پی‌ ایشان همچون سکولاریزم نو و آلترناتیوساز واز این دست ،آنچنان سر گیجه ای‌ حد اقل درمن یکی‌ ایجاد کرده است که  دچار "دوفهمی" عجیبی‌ شده‌ام ! شاید که نه، حتما  کلمه دوفهمی را قبلا نشنیده ايد   و باید در باره آن عرض کنم یک چیزی در مایه های "دوبینی‌" است که شخص، یک چیز را دو تا می بیند .

البته این نا منظم و ناهمگون  بودن تعاریف قدیم با تعاریف جدید آقای نوری علا سبب انحنای قوّه ادراکه شده و  آستیگمات فکری در قوّه دراکه هم پدید می‌آورد که فعلا ما را با آن کاری نیست.
آخرین مقاله آقای نوری علا مربوط میشود به مقاله ایشان تحت عنوان چرا نباید از رضا پهلوی ترسید ؟البته این سبک مقاله نوشتن ایشان و  توصیه به اینکه در مصاف با شخصیت‌های معروف ،از آنها نترسیم و شجاع باشیم در نزد آقای نوری علا مسبوق به سابقه بوده وايشان قبلا هم به تاريخ ۲۳ آذرماه ۱۳۵۷ در مورد خمینی توصیه فرموده بودند که اصلا نباید از خميني بترسیم .
البته قصد و غرض من مقایسه آقای رضا پهلوی با خمینی نیست بلکه مقایسه مقایسات آقای نوری علا مدّ نظر من می‌باشد که ايشان در مقاله مورد نظر با مقایسه اردوگاه جمهوری خواهان با پادشاهی طلبان ،جمهوری خواهان راگروهی بدون برنامه و شخصيت قابل اعتنا و در کّل گروهی نااميد بدون سابقه   نشان داده و در مقابل پادشاهی طلبان را گروهی منسجم و دارای  شخصیتي معتبر چون آقای رضا پهلوی معرفی‌ کرده اند .
آقاي نوري علا،در همین مقاله با دادن تعاریف جدی وجديداز انواع سلطنت و پادشاهی و حتا اینکه این رضا پهلوی آن رضا پهلوی نیست و آن رضا پهلوی پدرش شاه بود و این رضا پهلوی که قبلا پدرش شاه بود الان پدرش شاه نیست و البته چون پدرشان شاه بود پس خودشان میتوانند هم پادشاه باشند به شرطی که سلطنت نکنند و یا میتوانند سلطنت بکنند اما آنگاه دیگر پادشاه نخواهند بود ،وهم با توجه به اینکه ما جمهوری خواهان از بین خودمان کاندید ریاست جمهوری نداریم و شخصیت و وزنه ای‌ بین مان نیست تا بتواند رییس جمهور باشد ،چه مانعي داردکه  رضا پهلوی را بعد از آن که شاه کردیم ،رییس جمهور اش هم بکنیم ؟یا اینکه اول رییس جمهورش بکنیم بعد شاه اش نماییم!
به این می‌گویند با یک تیر دو نشان که نه سه‌ نشان زدن؛اول اینکه مسئله  شاه شدن رضا پهلوی را حل کرده ایم ،دوم آنکه با اينکار مشکل کمبود شخصیت جمهوری خواهان  برطرف مي شود و در نهایت اتحادی قوی و غیر قابل خلل در بین جمهوری خواهان و پادشاهی طلبان ایجاد خواهد شد.
کور که از خدا چیز زیادی نمیخواهد ،دو چشم بینا میخواهد یکی‌ کج و یکی‌ راست! ما کور جماعت هم بیشتر از این چیزی ازخدا نمیخواهیم و خدایمان را شکر خواهیم کرد که ایندو کج و راست در همسایگی هم بنشینند و بینایي مان را به ما باز گردانند.
با این حساب مشکل نظام آینده ایران حل شد حال  میماند چطوری از شر جمهوری اسلامی خلاص شویم که اين،مشکل بزرگي نیست .مشکل ،همان اولی‌ بود که خدا را شکر حل گردید .
جمهوری پادشاهی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر،شکل نظام آینده ایران است  به شرطی که نه شاه سلطنت کند و نه رییس جمهور ،ریاست جمهور باشد .یک نفر باشد که صبح برود کاخ ریاست جمهوری بشود رییس جمهور و شب برگرددپیش زن و بچه اش در کاخ سلطنتی  و بشود پادشاه ،کسی‌ مشکلی‌ دارد؟من راضی‌ تو راضی‌ ،خدا هم راضی.
 
 من بهيچ عنوان با نظام جمهوري پادشاهي مشکلي ندارم اما کمي نگرانم ،میدانید چرا؟الان عرض می‌کنم .
چند روز قبل مطابق عادت و اینکه ببینم چه کشفیات جدید دیگری در حوزه سیاست  انجام شده سری به سایت فوق العاده سکولار و سر سبز  آقاي نوري علا زدم و با کمال تاسف این اطلاعيه را در بالای سایت دیدم"اطلاعيهء همکاران فنی سايت سکولاريسم نو
بعلت بيماری و عمل جراحی قلب سردبير سکولاريسم نو، آقای دکتر اسماعيل نوری علا، که کار انتخابات مقالات را بر عهده دارد،
همکاران فنی سايت قادر نخواهند بود از آغاز تا اواخر ماه ژوئن 2012 اين سايت را به روز کنندو يا نظرات خوانندگان را منعکس نمايند
در زير فهرست مقالات منتشر شده در پنچ سال اخير جهت استفادهء خوانندگان آورده شده است.
اول ژوئن 2012"
البته آرزو می‌کنم آقای نوری علا به زودی مثل سابق سر حال و سالم در میانمان باشند‌اما آنچه که باعث نگراني من شد همین اطلاعیه بالای سایت بود که  بواسطه آن، چند سوال در ذهن دوبين وآستيگمات من مطرح شد.
اول اینکه این سایت به نام شبکه سکولار‌های سبز شناخته میشود لذا چگونه با بیمار شدن فقط یک نفر در آن جمع بزرگ وفرهيخته ،کر کره شبکه ای‌ که می‌گویند بسیار گسترده است پایین کشیده میشود ؟و دوم اینکه چرا غیر از ایشان از بین انبوه همکاران سایت!کسی‌ توان انتخاب و چاپ مقاله اي را ندارد ؟زبانم لال یعنی‌ در بین آنهمه اعضای فرهیخته شبکه سکولارها ،یک نفر پیدا نمی‌شود  که  قدرت  درک مطلب  و بهره هوشی‌ اش به اندازه آقای نوری علا جهت انتخاب وچاپ مقاله بوده باشد؟!  یا اینکه نه، کلا آدم فرهیخته در این شبکه فراوان است اما کسی‌ پسورد سایت را نمی‌داند زيرا آقای نوری علا فراموش کرده که پسوردرا به کسی‌ از همکاران بسپارند و  آنرابا خودشان به اتاق عمل برده اند؟
 
همین موضوعات نگران‌ام می‌کند حال که  ما به توصیه آقای نوری علا در پی‌ برقراری نظام جمهوری پادشاهی هستیم ناگهان سایت خود ایشان یا "شبکه معظم خود ایشان" به دلیل بیماری خود ایشان تعطیل میشود و ما میترسیم که نکند فردا هم دولت جمهوری پادشاهیخود ایشان ...ببخشید ما، به دلیل بیماری" رییس جمهور پادشاه " یا فرقی‌ نمیکندهمان پادشاه رییس جمهور (در هر دو صورت صحیح است تا وقتی‌ که آقای نوری علا صلاح بدانند کدامیک به نظر ایشان نزدیک است و میتواند درست باشد)تعطیل شودوکليداتاق هیئت دولت سر از اتاق  عمل در آورد.
امیدواریم آقای نوری علا پیش بینی‌ شرایط بحرانی‌ را نیز بکنند تا مانند قضیه تعطیلی‌  سایت شبکه سکولار‌های سبز ایشان ،به دلیل بیماری ایشان ،سرمان بدون کلاه نماند .
 در هر حال من ضمن استقبال از  نظام جمهوری پادشاهی که در آن کسي از کسی‌ نمیترسد،اعلام می‌کنم که آدم‌های ترسو جایی‌ در چنین نظامی  نخواهند داشت پس بیایید شجاع باشیم .اصولاً، اصلا نباید از کسی‌ يا چيزي ترسید ،باید شجاعت روبه رو شدن با هر خطری را داشت  حتا  آنقدر بايدشجاع باشیم که به جای اینکه ما از آب و آتش بترسیم آنها از ما بترسند .ما و ترس؟ 
 
انتشار از: امین موحدی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.