قطب جمهوریخواه؛ شانس ها، کاستی ها و بایدها

طیف گسترده جمهوریخواهان از سه سو به ویروس های مرگ آفرین سیاسی آلوده شده اند. هسته مرکزی این طیف که به اعتبار وفاداری به آزادی، دمکراسی و لائیسیته سالم مانده است، باید بخود آید و با متشکل شدن در جبهه (جنبش) لائیک دمکراتیک ملی، درمانگاهی برای بخش های بیمار ایجاد کرده و با روشنگری، سازماندهی و اقدام، چشم انداز سیاسی تازه در برابر کنشگران سیاسی و جامعه ایرانی قرار دهد.

 

1-قدرتمندترین نیروی سیاسی – اجتماعی

چهل سال از انقلابی گذشت که مهر بطلان بر سلطنت کوبید تا جمهوری را در ایران مستقر کند. اما هنوز انقلاب به  نقطه عطف خود نرسیده بود که مطالبه جمهوری، آزادی و استقلال در یک توافق جهانی، به اسلام و اسلامگرایان فروخته شد تا دیوار سبز مذهب (ایران مذهبی) مانع گسترش کمونیسم گردد. غرب با دخالت آگاهانه خود فرش سرخ برای هیولای اسلام سیاسی در ایران پهن کرد و همپیمانی بلندگوهای امریکا، انگلیس و مساجد، مردم را بدنبال  مرده های  از قبر برخاسته 1400 ساله کشاندند.

مردم که در نظام سلطنتی از شاه پرستی خسته شده بودند و تنها  خوراک سیاسی شان تبلیغات مسموم اسلام سیاسی بود، در جریان انقلاب بی آنکه دمکراسی و آزادی احزاب سیاسی را تجربه کرده باشند، به آسانی در دام اسلامگرایان افتادند.

جالب اینجاست که سلطنت طلبان احزاب غیرقانونی در حکومت شاه  که هیچگونه تریبونی نداشتند را عامل رفتن مردم زیر پرچم حکومت اسلامی معرفی می کنند و اعتراف به واقعیت که بربریت اسلامی از روی دیگر سکه سلطنت است را سانسور می کنند.

حکومت اسلامی جمهوریت را به صیقه اسلام سیاسی درآورد. آنرا در ویترین نظام اسلامی مبتنی بر ولی فقیه  و شبکه های مافیایی روحانیت شیعه قرار داد. اخیرن تعدادی از جمهوریخواهان لائیک دمکرات بخطا از مبارزه برای “جمهوری دوم” سخن می گویند و با وجود مواضع درست و براندازانه آنها، ناآگاهانه جمهوریت در حکومت اسلامی را برسمیت می شناسند و این توهم را ایجاد می کنند که 40 سال حکومت اسلامی بر بنیاد نظام مبتنی بر جمهوری بوده است.

همین استدلال را شاه پرستان در ارتباط  احیاء سلطنت طرح می کنند که کشورهای اروپائی هم  سلطنتی هستند. اما نمی گویند که سلطنت تنها نقش انگلی دارد و آنچه باعث زندگی بهتر مردم شده، انقلاب علیه نظام سلطنتی و برکناری ویا گرفتن زهر آن بوده است.

ایران ما هنوز جمهوریت را تجربه نکرده و تجربه جمهوری در پیوند ناگسستنی با دمکراسی و لائیسیته می تواند بستر آزادی، استقلال و رفاه همگانی را فراهم کند.

فرهیختگان جامعه امروز ایران اساسن در میان این طیف هستند و جامعه ایرانی هم بیش از صد سال است که در انتظار استقرار جمهوری می باشد.

2-دیوارهای کوتاه آن با حکومت اسلامی و سلطنت طلبان

طیف گسترده جمهوریخواهان از سه سو به ویروس های مرگ آفرین سیاسی آلوده شده اند. هسته مرکزی این طیف که به اعتبار وفاداری به آزادی، دمکراسی و لائیسیته سالم مانده است، باید بخود آید و با متشکل شدن در جبهه (جنبش) لائیک دمکراتیک ملی، درمانگاهی برای بخش های بیمار ایجاد کرده و با روشنگری، سازماندهی و اقدام، چشم انداز سیاسی تازه در برابر کنشگران سیاسی و جامعه ایرانی قرار دهد.

گروه نخست بیماران سیاسی طیف جمهوری خواهان، آلوده گان به اسلام سیاسی هستند. این گروه در قدرت ویا بیرون از نظام،  هنوز دل به فرهنگ، سیاست، منافع و حکومت اسلامی بسته و تا هنگامی نتوانند از سیستم پیشاقرون وسطائی و جنایتکارانه جدا شوند و با اندیشه، منش و فرهنگ حکومتی ها (اسلام سیاسی) تصفیه حساب نمایند، قابل اعتماد و شایسته همکاری سیاسی جبهه ای نیستند.

گروه دوم، بیمارانی هستند که به ویروس سلطنت طلبی مبتلا شده اند. این خطا را ما در دوره پس از انقلاب مشروطه داشتیم که   حزب اصلاح طلب، حزب تجدد .. (سال 1304 و 1305)، رضاخان را به قدرت رساندند و پایه های دیکتاتوری او را گذاشتند. فضای آنزمان را ملک الشعرا بهار چنین ترسیم کرده است:

“با درک این مسئله که عدم تمرکز ایالتی به آسانی منجر به  از هم گسیختکی ملی می شود من از دولت مرکزی حمایت کردم و از کوچک خان، خیابانی و تقی زاده، با وجود اینکه شخصن آنان را تحسین می کنم، انتقاد کردم. به همین دلائل من به حمایت خود به طرفداری از ایجاد دولت مرکزی قدرتمندانه ادامه داده و بر علیه  تشکیل خودمختاری های ایالتی هشدار دادم.”

اکنون  با بهانه پیشگیری از فروپاشی کشور، گروهی از جمهوریخواهان، وظیفه پادوئی رضا پهلوی و بیرون کشیدن استخوان های پوسیده  سلطنت از قبر  را بر عهده گرفته اند. احیاء سلطنت یک استراتژی متفاوت با استقرار جمهوری مبتنی بر لائیسیته و دمکراسی است.

گروه سوم که جمهوریخواهانی هستند که اندیشه های آنها در حال و هوای عصر قاجار منجمد شده و تحولات صد سال گذشته جهان و ایران را درنیافته اند. خیزگاه سیاسی آنها قوم ، قبیله و تبار بوده و یکقرن درهم آمیزی مردمان ایران را نمی توانند باور کنند. پذیرش واقعیت ایران بعنوان یک کشور و مردمانش بعنوان یک ملت، مترادف با تیر خلاصی بر اندیشه های قومی، قبیله ای و نژادپرستانه است. از اینرو جمهوریخواهان آلوده به قومپرستی، نمی توانند خود را با سامانه های جمهوریخواهانه و لائیک دمکراتیک ملی هماهنگ کنند و کوشش می کنند در اشکال مختلف سنگ های زیر ستون ایران را بردارند.*-

3-فقدان ستاد نیرومند برای ایجاد جبهه ملی جمهوریخواهان لائیک دمکراتیک

در میان طیف بزرگ و بالقوه قدرتمند جمهوریخواهان، جای ستاد مرکزی از زبده های سیاسی خالیست، تا بتواند امید و مشعلی در برابر این طیف و جامعه ایران قرار دهد. تا هنگامی ستاد اولیه و موتور حرکت سیاسی – سازمانی جبهه جمهوریخواهان لائیک دمکراتیک ایجاد نشود، ما باید شاهد پراکندگی این طیف و بارکشی نیروهای سرگردان این جبهه برای سه نیروی ارتجاعی ذکر شده باشیم. بنابراین وظیفه عاجل این طیف است که امروز بدان پاسخ دهد و فردا دیر است.

4-سردرگمی در استراتژی جمهوری خواهی و انعطاف در اقدام همگانی در خیابان برای تغییر توازن قوا

اینروزها هنگامی از ایجاد جبهه جمهوریخواهان سخن گفته می شود، از سوی سه گرایش ذکر شده سنگ اندازی  می شود و اقدام برای جبهه جمهوریخواهی را به تضعیف مبارزه مشترک همگانی، حذف سلطنت طلبان، اقوام و “خوش نیت های” درون نظام جنایتکار پیشه متهم می کنند.

مبارزه جمهوریخواهانه برای ایجاد یک نظام سوسیال و لائیک دمکراتیک در ایران، استراتژی و تاکیتک های خود را دارد که معطوف به آماده سازی جامعه برای براندازی حکومت بدست مردم و برای مردم است. سامانه ملی، سوسیال و لائیک دمکراتیک این طیف با سیاست، فرهنگ، منش و استراتژی سه جریان ارتجاعی ذکر شده اسلامی، شاهی و قومی تفاوت کیفی دارد..

پرسش این است که ایجاد جبهه ملی جمهوریخواهان لائیک دمکراتیک به معنای بی اعتقادی به همبستگی همگانی برای سرنگونی حکومت اسلامی است؟نه، چنین نیست. برای همکاری با همه نیروهائی که برای برچیدن حکومت اسلامی مبارزه می کنند، راه حل هست.

جبهه دوم ما، جبهه اقدام در خیابان (جنبش اقدام همگانی در خیابان) است. ما در جنبش خیابانی برای تغییر توازن قوا و انتقال قدرت به مردم، بر همگانی بودن جنبش و بر اقدام مشترک و همبستگی در خیابان تاکید داریم. در یک جنبش همگانی کسی مجاز نیست و نمی تواند برای حضور در خیابان و جنبش همگانی شرط و شروط بگذارد. بنابراین جبهه اقدام در خیابان، جبهه ای همگانی، عمومی و اتحاد در عمل معطوف به همبستگی ملی مردمی و سرنگونی حکومت اسلامی است.

5-توافق بر سر پذیرش رای مردم در مجلس موسسان نظام نوین

در “جنبش اقدام همگانی در خیابان” جمهوریخواهان لائیک دمکرات می توانند مبارزات را  در سه راستا نشانه گیرند.

نخست:همبستگی همگانی و ملی در اقدام و حرکت بسمت سازماندهی و هدفمند ساختن مبارزات و کوشش برای ارتقاء مبارزات پراکنده  به جنبش هدفمند سیاسی اجتماعی

دوم: ایجاد آمادگی و تدارکات برای تغییر توازن قدرت بسود مردم در خیابان با هدف فلج کردن حکومت و سرنگونی

سوم: آماده سازی جامعه برای تعیین سرنوشت خود از طریق تسخیر قدرت، ایجاد نهادهای قدرت ملی – مردمی، تشکیل مجلس موسسان و زندگی قانونمند بر بنیاد ارزش های ایراندوستانه، آزادیخواهانه سوسیال و لائیک دمکراتیک در ایران

6-مهستان لائیک دمکراتیک ایرانیان، اتوریته ای برای براندازی حکومت اسلامی و انتقال قدرت به مردم

با توجه به؛

الف-تشتت و پراکندگی در اپوزیسیون و حضور بخش عظیمی از کنشگران لایق برون مرزی و امکان ارتباط با کنشگران درون مرزی

ب- حضور محافل، گروه ها، کارشناسان و مبارزین حرفه ای که سازمان ها و احزاب کنونی توانائی جذب و هضم آنها را ندارند.

ج-جدائی از پراتیک اجتماعی و فقدان ارتباط ارگانیک با طبقات و اقشار جامعه

د- پیشینه درگیری های ایدئولوژیک و فرقه ای در اپوزیسیون و جان سختی ذهنیت های فرقه ای

لازم است چاره ای برای جبران فوری نقص فقدان اتوریته جمهوریخواهانه و لائیک دمکراتیک اندیشید.

دوسال پیش در نوشته با عنوان “موانع نظری – بوروکراتیک همپیمانی ملی و سکولار دمکراتیک باشندگان ایران”  به تاریخ 18 دسامبر 2016 ایده مجلس مهستان پیشنهاد شد که در کنار کار روتین برای ایجاد جبهه، مورد توجه قرار دهیم.  در تارنمای ایرانگلوبال آمده است:
“مجلس مهستان می تواند نماد همبستگی ملی باشندگان ایران، مسئولیت گذر از حکومت اسلامی و انتقال قدرت بمردم را داشته باشد و عمر آن محدود به دوران پیکار برای برکناری نظام اسلامی، و اعتبار آن تا هنگام تشکیل مجلس موسسان نظام نوین تعیین گردد.”

http://www.iranglobal.info/node/58114.

اکنون نیز بر همان ایده پافشاری کرده و بر این باور هستم که  فقدان اتوریته سیاسی جمهوریخواهانه و لائیک دمکراتیک را می توان با تشکیل مهستان بزرگ کنشگران سیاسی برون مرزی و درون مرزی رفع کرد تا انگلیس و امریکا “خمینی” دیگری را به مردم ایران تحمیل نکنند.

اقبال اقبالی

30.09.2018

http://www.tribuneiran.org/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A...

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: