نقدی به سخنان آقای حسن شریعتمداری در گفتگو با کیانوش توکلی

من هرگز کوشش های کنشگران سیاسی خارج از کشور را نفی نکرده و اتفاقن در تکمیل و پشتیبانی مبارزات درون مرزی بسیار مثبت و سازنده می باشد، اما تا آنجاکه جنبه قیم مآبانه نیابد و گروهی نخواهند با بند وبست با جناحی از رژیم اسلامی و موج سواری، اراده سیاسی مردم را دور بزنند.

نقدی بر سخنان آقای حسن شریعتمداری در گفتگو با کیانوش توکلی

ایران در آستانه تلاطم بزرگ قرار دارد و حکومت اسلامی در بی رمقی کامل سیاسی و اوج انزوا و تنفر در جامعه ایرانی قرار دارد. شرایط فاجعه باری که اسلامگرایان در ایران آفریدند، راهی جز خیزش ملی و براندازی در برابر باشندگان ایران باقی نگذاشته است.

هرچه مبارزات مردم برای برچیدن حکومت اسلامی قوت می گیرد، مرده های سیاسی که دهه ها امید به جناح های حکومتی بسته بودند و به اعتبار آنها می خواستند در قدرت سهیم شوند، جان می گیرند و پرونده سیاه همکاری با جناح های حکومتی و خاک پاشی در چشم مردم را لاپوشانی کرده و عبای مدیریت دوران گذار را بر دوش می اندازند تا خود را برای موج سواری و احتمالن به انحراف بردن مبارزات مردم آماده کنند.

اکنون ورد زبان همه اینست که مبارزات دیماه 1396 نقطه پایان به فریب باندهای مافیائی حاکم گذاشته و کلیت حکومت توسط مردم بچالش کشیده شده، اما توضیح داده نمی شود که چرا متحدین آنها در حکومت مورد "بی مهری" مردم قرار گرفته اند؟ سیاست همکاری آنها با جناح های حکومتی چرا به شکست انجامید و جایگاه شان در توهم آفرینی میان مردم و بقاء عمر نظام کجاست؟

یک نیروی صادق باید به پرسش های بالا پاسخ های شفاف بدهد تا بتوان به آن اعتماد کرد.

حکایت بر سر ایجاد گروهی به نام شورای مدیریت دوران گذار می باشد که ظاهرن آقای حسن شریعتمداری سخنگوی آنها در خارج از کشور است. من گفتگوی آقای کیانوش توکلی با ایشان و آقای کاظم کردوانی را دیدم و حیفم آمد تناقضات اکنون ایشان را بی پاسخ بگذارم.

البته پیش تر هم اقای حسن شریعتمداری در پاسخ به سؤال خبرنگار «آمدنیوز» بند را آب داد و به سیاستی اشاره کرد که دقیقن ادامه نظرات گذشته ایشان و مهر فراوان شان به بخشی از مافیای موجود در حکومت اسلامی است:

"ما نمی‌خواهیم همه‌ی آن‌هایی كه در قدرت هستند را به زیر بكشیم، ما خواهان آن هستیم آنهایی كه باعث فساد هستند حذف كنیم و كسانی كه سالم هستند در نظام آینده اعم از كارمندان افراد خدوم و افراد میهن دوستی را كه بسیار هستند در استخدام نظام آینده در بیاوریم و از تجربیات‌شان استفاده كنیم." حسن شریعتمداری - آمد نیوز

ایشان اعتراف کردند که همه حاکمان را نمی خواهند از قدرت کنار بگذارند، بلکه احتمالن یک "شورای خبرگان" درست کنند تا عیار فساد دست اندرکاران حکومت را تشخیص داده و فاسدین را حذف کنند. هر دانش آموز کلاس اول سیاست هم می داند که کسانی که 40 سال در یک نظام دینی، خرافی، ایران ستیز و فاسد چریدند، نمی توانند از پرچمداران ساختن جامعه سالم باشند، زیر آنها نه فهم سیاسی لازم را دارند و نه فرهنگ و شعور اجتماعی لازم را.

بنابراین هنگامی آقای حسن شریعتمداری در باره جایگاه اسلام سیاسی به پرسش های آقای توکلی پاسخ می دهد و می گوید لائیسیته جدائی نهاد دین از نهاد حکومت است و برای تحریف خود از لائیسیته به نمونه امریکا و کوشش برای نفی آموزش نظریه داروین استناد می کند، باید اساسن در مورد نظریه "گذار" ایشان تردید کرد.

ایشان بر این باور هستند که نهاد دین از حکومت جداست و از سیاست جدا نیست. من سخن ایشان را به زبان روز ترجمه می کنم. باز ماندن دست روحانیت شیعه تحمیلی (اسلام سیاسی) به جامعه ایرانی به معنای باز گذاشتن دست اسلام سیاسی در "نهی از منکر" و .. برای تداوم خلافکاری های اسلامگرایان در ایران است. باز گذاشتن دست ایت الله ها برای فتوا دادن، سنگسار کردن و .. چه جایگاهی در تئوری سیاسی اقای شریعتمداری دارد؟

اگر ایشان به اسلام و اسلامگرایان تعلقات عاطفی، خونی و تاریخی دارند، برای اکثریت جامعه ایرانی چنین نیست. ما نمی توانیم اجازه دهیم که تدریس قرآن در کشور اجباری باشد، نمی توانیم اجازه دهیم جنایات 1400 اسلام سیاسی- تحمیلی، در گستره اجتماعی تداوم یابد و شکلی دیگر از آن چون موریانه بجان هستی مردم بیفتد.

لائیسیته مورد نظر ما، سیاستی دمکراتیک و ناظر جدائی و پیشگیری از دخالتگری دستگاه دین (در ایران شبکه های مافیائی روحانیت شیعه) در حکومت، آموزش و پرورش و زندگی مردم بوده و در عین حال دولت لائیک دمکراتیک موظف به تامین آزادی ادیان است.

در پایان اشاره ای به "شورای مدیریت دوران گذار" می کنم. این دوستان بر این باور هستند که حکومت نه از طریق سرنگونی و نه از راه براندازی، بلکه در نتیجه تحولاتی طولانی و از نظر زمانی نامعلوم، گذار انجام می گیرد. با توجه به سیستم اندیشه سیاسی ایشان، احتمالن بدنبال بده بستان و معامله با بخشی از حکومت هستند و هدایت این روند  را هم  می خواهند توسط "شورای مدیریت گذار" انجام دهند.

اما واقعیت جامعه ایران و کنشگران سیاسی، اجتمعی و فرهنگی چیز دیگری است. جامعه ایرانی از بیداد و تجاوزات بی حد و حصر اسلام سیاسی، جانش به لب رسیده است. مردم در اندیشه رهائی و برخاستن هستند. قشر روشنفکر و آگاه وزنه بالائی در کشور دارد. کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که در سنگرهای مقدم، خشت های زیر ساختمان نظام را از طریق روشنگری بر می دارند، همان ها در محیط زیست، کار و خیابان، مهستان های خودمدیریت را در متن جامعه سازمان خواهند داد و گذار از حکومت اسلامی را با تغییر توازن قوا در کف خیابان متحقق خواهند کرد.

من هرگز کوشش های کنشگران سیاسی خارج از کشور را نفی نکرده و اتفاقن در تکمیل و پشتیبانی مبارزات درون مرزی بسیار مثبت و سازنده می باشد، اما تا آنجاکه جنبه قیم مآبانه نیابند و گروهی نخواهند با بند وبست با جناحی از رژیم اسلامی و موج سواری، اراده سیاسی مردم را دور بزنند. 

من این گرایش سیاسی را به همه شرکت کنندگان در این "شورا" تعمیم نمی دهم. مخاطب من آقای شریعتمداری بوده و سخنانم به استنادات نظرات مکتوب ایشان می باشد.

ویدئو:

http://www.iranglobal.info/node/68812

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: