"شمر" شان را هم برای زجر کش کردن من بالای سر من آوردند!

دکتر سید محمد حسن حسینی
40 ساله یه کابوس نمیزاره بخوابیم نمیزاره سحر شیم نمیزاره بتابیم

در اوایل گسترش آیین مبین اسلام و تحت سیطره حاکمان ظالم و ستم پیشه و خونخوار، ایمه اطهار (ع) برای مصون ماندن شیعیان از کید و شر و خشم و کینه توزی حاکمان مستبد رهروان و شیعیان خود را به "تقیه" کردن سفارش می کردند. تقیه در لغت یعنی آشکار نکردن و یا حتی کتمان کردن دین و آیین و باورهای خود و در مواردی تبری جستن از حق و حقیقت برای حفظ مال و منال و آبرو و زندگی و جان خود.

مسیله ای که من را اما در این میان رنج می دهد این است که آخوندها – در جمهوری "اسلامی" ایران – پای منبرهایشان مردم را توصیه به تقیه کردن می کنند! من بر این باور هستم که این آخوند ها دو دسته اند. دسته اول آخوندهای درباری ای هستند که به امر حکومت و برای بقا و مصون ماندن حکومت مردم را تشویق و سفارش به تقیه می کنند و بدین سیاق دروغگویی و ریاکاری و بوقلمون صفتی را در آنها نهادینه می کنند تا راحت تر به استعمار و استثمار آنها بپردازند. دسته دوم اما روحانیونی هستند که بخاطر درک درست شان از حکومت فاسد و ظالم و جلاد کنونی - که ادعای مسلمان و شیعه بودن هم دارد - مردم ستمدیده ایران را سفارش به تقیه می کنند. از نظر من اما هر دو دسته این آخوندها که مردم ایران را در شرایط فعلی توصیه به تقیه می کنند "خاینان" به اسلام و مسلمین و فلسفه عاشورا هستند.

چه دلیلی دارد که من مسلمان و شیعه در "جمهوری" "اسلامی" ای که برایش انقلاب کردیم و خون دادیم در برابر حاکمی که لباس پیغمبر را پوشیده و ادعا دارد نایب امام زمان (عج) است و به جای حضرت علی (ع) نشسته فریاد نزنم که
چرا مسیولین ما بخاطر حفظ رابطه با یک حکومت کمونیستی/فاشیستی که هیچ اعتقادی به خداوند و پیامبران او ندارند به بدبختیهای مسلمانان چچن و چین به اندازه فلسطینیان توجه نمی کنند؟! چه "راز"ی پشت پرده حمایت سربازان گمنام او از دزد ها و اربابان و رهبران فاسد آنها است؟!! سربازان گمنام آتش به اختیارش چه کسانی را به حراست و پاسداری نشسته اند و به چه قیمتی؟! مگر نه این است که منتظران مصلح خود باید صالح باشند؟! پس چه "راز"ی پشت پرده حمایت ایشان از افرادی چون سعید طوسی که در بیت او (امیرالمومنان) به 19 "نوجوان" "قاری قرآن" تعرض و تجاوز کرد هست که یک چنین حکومتی که ادعای علوی بودن هم دارد حاضر شد نه تنها خودش را بلکه اسلام و قرآن عزیز را هم قربانی آن راز بزرگ و مرموز و قابل تحقیق کند!؟!

 

 مطرح کردن صدها پرسش دیگر از این نوع – که در مقالات و کتب و سخنرانی ها و کلاس هایم به آنها پرداخته ام – باعث شد که جمهوری اسلامی آنقدر با توحش و بربریت به من فشار آورد که من تصمیم به فرار به ترکیه گرفتم. در مسیر – پاسداران جهل و تاریکی و غارت و خون - اما من را بازداشت کردند و به "تیمارستان آزادی" تهران بردند. اخیرا شنیدم که سیده لیلا میر غفاری و نیز سید هاشم خواستار – نماینده معلمان مشهد – را هم به تیمارستان بردند که راجع به آنها هم مقاله نوشتم و توضیح دادم که به تیمارستان فرستادن مخالفان شیوه ویژه پوتین فاشیست است که آخوندها هم آن را آموخته اند (در منابع).  من را 48 روز در تیمارستان آزادی تهران با توحش تمام شکنجه جسمی و روحی روانی و حتی جنسی دادند:

http://bit.ly/2hdn653

فقط به عنوان نمونه این را بگویم که بعد از اینکه در 29/01/1390 – من را از شکنجه گاه آزادی تهران آزاد کردند من را به بهانه ادامه درمان به "جلاد شیطان صفتی" به نام "دکتر فریبرز پویان" در احمدآباد مشهد سپردند! این آقای متخصص روانپزشک "جانباز" همزمان با اینکه روزی هفت قرص اعصاب به من می داد از "هر" فرصتی برای شکنجه روحی و روانی هر چه بیشتر من استفاده می کرد تا جایی که من به این نتیجه قطعی رسیدم که او هم همانند اربابانش یک "سایکوپت" وحشی و بی رحم به تمام معناست! و بعد از سه سال با مشاهده این موارد و با توجه به اثرات بسیار مشکوک قرص هایی که به من می داد تصمیم گرفتم بیش از این به او مراجعه نکنم. یکی از اثرات بسیار مشکوک و "خطرناک" قرص هایی که به من می داد این بود که مدام و "به شدت" به کشتن رییس حراست آموزش و پرورش مشهد و حتی خود علم الهدا که از اصلی ترین عاملان و آمران به تباهی کشاندن زندگی من هستند فکر می کردم. از دیگر اثرات بسیار مشکوک قرص هایی که دکتر پویان به من می داد این بود که "به شدت" هات! (سکسی!) شده بودم تا جایی که در 44 سالگی روزی تا 10 بار خود ارضایی می کردم!!!!! و 15 ساعت در شبانه روز را "خواب" بودم!!!! و بنابراین زمان و رمق و توانی برای فعالیت های علمی و اینترنتی برایم نمی ماند!!!! که یکی از اهداف آنها همین بود که من از نگارش کتاب و مقاله فاصله بگیرم و در اجتماع و فضای مجازی فعالیت نداشته باشم.

وحشتناک تر اینکه در یکی از آخرین جلساتی که در سال 1393 به دکتر پویان مراجعه کردم او کتابی را با عنوان "آتش پاد" که شامل 5 داستان کوتاه به ظاهر از 5 بیمار روانی اش و مشکلات شان بود به من "هدیه" داد و اصرار کرد که حتما بخوانم. یادآوری اینکه من در جلسه "اول" مراجعه به او کتاب بی نظیر خودم را که بخاطرش دامادمان را کشتند به او هدیه داده بودم تا درک بهتری از من و "اسلحه آموزشی"م برای براندازی نرم حکومت های استبدادی که دلیل سپردن من به او هم بود داشته باشد. ویدیوی معرفی اسلحه من:
https://youtu.be/cPtOUaIkJlk
این هم کتاب 700 صفحه ای من – به زبان انگلیسی - که در آن اسلحه آموزشی م را معرفی کرده ام و در یک انتشاراتی بین المللی در آلمان منتشر شد و در سایت هایی چون آمازون به 150 دلار فروش میرود – "رایگان" دانلود کنید:
http://iranglobal.info/node/67290

بعد از اینکه در آخرین جلسه دکتر پویان کتاب خودش را به من هدیه داد وقتی به خانه رسیدم یکی دو صفحه اش را بطور اتفاقی خواندم که بخاطر استرس شدیدی که به من وارد کرد ادامه ندادم و کتاب را در انباری خانه ام گذاشتم! – از همان زمان دیگر قرص های مشکوک و خطرناک او را مصرف نکردم که حالم خوب خوب شد و تمام موارد فوق برطرف شد! – دیگر روزی 10 بار خود ارضایی نداشتم – روزی 8 ساعت بیشتر نمی خوابیدم – احساس ترس و وحشت و میل به انتقام گیری و ... در من از بین رفت و ..... هفته قبل اتفاقی آن کتاب را در انباریم دیدم و کنجکاوانه و با حرص و ولع تمام خط به خط 46 صفحه اش را خواندم. باورم نمی شد: این کتاب "صرفا" برای آزار و اذیت و شکنجه روحی و روانی من نوشته شده بود چرا که تک تک خطوط آن به طرز ماهرانه و با ادبیاتی وحشتناک به مسایل شخصی و خصوصی و روحی و روانی و رازهای من و تک تک اعضای خانواده ام و همزمان پمپاژ یاس و نا امیدی و حتی ترغیب شدید تر من به "خودکشی" پرداخته بود!!!!!!

همانطور که در مقالات متعدد گفته ام همزمان با این بربریت هایشان همانند 25 سال گذشته 24 ساعته آن لاین و آف لاین و از طریق تلفن و اینترنت و ... هم من را تحت کنترل و آزار و اذیت دارند و در "تمام" امور زندگیم کارشکنی می کنند تا جایی که همانطور که بارها در مقالاتم "تشریح" کرده ام یکی از وحشتناک ترین و غیر قابل باورترین ستمی که در حق من و نسل و تبار من کردند این بود که به دستور آیت الشیطان ها با سوء استفاده از قدرت و امکاناتشان و با بربریت و بی رحمی تمام "مانع" ازدواج کردن من شدند! و همزمان قرصهای تحریک آور به من میدادند و پرستوهای سفیدشان را سر راه من قرار می دادند تا من را در دام شیطانی خود گرفتار کنند! از دیگر بربریت هایی که با من دارند این است که از مکالمات شخصی من و خانواده ام از طریق تلفن و تلگرام و ... سوء استفاده می کنند و در غم های ما – که غالبا خودشان به ما تحمیل می کنند - علنا ابراز شادمانی و پایکوبی می کنند و مواردی را که باعث شادی ما می شود از بین می برند. "هر" یک از اعضای خانواده ام را که متوجه شوند من بیشتر دوست دارم به گروگان می گیرند و مدام او را انواع تهدید و ... می کنند تا من در کلاس ها و فضای مجازی و مقالاتم بر علیه اربابان خاین و غارتگرشان صحبت نکنم یا چیزی ننویسم!!!!!!

چند روز بعد از آن ماجرا نام دکتر پویان را در اینترنت سرچ کردم تا شماره مطبش را پیدا کنم و به او یادآوری کنم که او پزشک من بوده و نه شکنجه گر من و اینکه او میثاق نامه ای را در خصوص خدمت و نه خیانت به مراجعانش امضا کرده است. اما متاسفانه متوجه شدم که پسر جوانش که تازه مدرک جراحی مغز گرفته بود در سال 1394 در یک حادثه رانندگی در گذشته که این واقعا من را ناراحت کرد. بنابراین دیگر پی گیر خیانتی که به من که بیمارش بودم و به او پناه برده بودم کرد نشدم.

همانطور که در چند مقاله در منابع (پایین) به چند مورد اشاره کرده ام "هر" پزشکی را که من به او مراجعه می کنم به خدمت می گیرند تا به من صدمه بزنند. وحشتناکتر اینکه دقیقا دو هفته بعد از اینکه برای دهمین بار (از سال 1380 که به مشهد پناه آورده ام) آپارتمانم را بخاطر آزار و اذیت های ماموران ویژه وزارت اطلاعات عوض کردم و به آپارتمان جدیدم آمدم واحد طبقه روی سر من (طبقه سوم) و نیز واحد روبروی من به افرادی ناشناس فروخته شد! من بلافاصله حدس زدم که این آقایان جدید هم ماموران ویژه دیگری هستند که سربازان گمنام امام زمان بخاطر مقالات انتقادی من و فعالیت هایم در فضای مجازی برای کنترل و آزار و اذیت و ارعاب و شکنجه من به محل زندگی من فرستاده اند. این آقای واحد روی سر من دقیقا 20 شبانه روز به خاطر به قول خودش بازسازی ای که در آپارتمانش داشت شب و روز من را جهنم کرد که بزودی در مقاله ای جدید تشریح می کنم که چه کار کرد. خودش و کسی که ظاهرا زنش می باشد کاملا حرفه ای و دوره دیده هستند و "صرفا" برای شکنجه من استخدام شده اند! دیگر تردید ندارم که به صورت شیفتی کار می کنند تا من را کنترل و آزار و اذیت و شکنجه کنند.

نمی دانم کف آپارتمانش را چه نوع سنگی گذاشت که صدای سر و صدا و دویدن بچه اشان را همانند بلندگو به گوش من می رساند. ضمن اینکه لوله مشترک شومینه امان را هم نمی دانم چه کار کرد که صدای خودش و خانمش و صدای گریه بچه اشان را تقویت می کند و به آپارتمان من انتقال می دهد! وحشتناکتر اینکه "هر" وقت من در فضای مجازی مطلبی منتشر می کنم که احساس وحشت می کنند این مامور ویژه اشان که فیس بوک، ای میل ها، تلگرام، تویتر و اینستا گرام و وبلاگ و وب سایت من را هک کرده و تحت کنترل دارد تا صبح با "پتک" می زند به کف آپارتمانش (سقف بالای سر من) و نمی گذارد من بخوابم!!!! – نکته قابل تامل تر اینکه از همان قدیم فالور های وبلاگ و اینستا گرام من که از هفت هزار نفر بیشتر می شود "صفر" می کنند!! وحشتناک تر اینکه در "هر نقطه ای" از آپارتمانم می خوابم "دقیقا" به همان نقطه روی سر من پتک می زند و نمی گذارد من بخوابم! تا جایی که کمد دیواری مربوط به جای لحاف و تشک هایم را تخلیه کردم و شب ها آنجا می خوابم اما باز هم دقیقا در همان نقطه بالای سر من پتک می زند و نمی گذارد من بخوابم!!!!! همانطور که در مقالات متعددم گفته ام در "تمام" آپارتمان و راهروها و حتی توالت و ... آپارتمان من دوربین مخفی نصب کرده اند و با سوء استفاده از آنها در حال آزار و اذیت روحی و روانی من و استرس وارد کردن به من هستند. دیگر حتی شب ها از استرس اینکه کی می خواهد به ته سرم پتک بزند نمی توانم بخوابم. – حتی گوش بند مخصوص هم خریده ام اما فایده ندارد. به خداوندی خدا از فرط بی خوابی و استرس هایی که به من وارد می کنند اخیرا بدنم "تیک" می زند – یعنی هر از چند گاهی "یکدفعه" بدون اختیار من قسمتی و یا حتی کل بدن م یک تکان شدید می خورد!!!!! اخیرا همزمان با این بربریت ها هر از چند گاهی کل فضای آپارتمانم پر از دود و بوی "تریاک" می شود!!!!! سالهاست که دارند سعی می کنند من را معتاد و درگیر سکس و ... کنند – مقالات مرتبط در وبلاگ من را ببینید. من خامنه ای و سردارن فاشیستش را "هرگز" نمی بخشم.

امروز یکدفعه یک سطل گچ از لوله مشترک شومینه داخل آپارتمان من ریخت که پرده ها و فرش و کتاب های من پر از گچ و گل شد! بارها به پلیس 110 زنگ زدم و از آنها درخواست کردم بیایند این ماجرا را فیصله دهند اما علیرغم اینکه گفتند تا 10 دقیقه دیگر می آیند "هرگز" نیامدند!!!!! تا اینکه خودم با یکی از همسایگان رفتم درب آپارتمانش را زدم و گفتم بیش از این من را اذیت نکند و .... اما ایشان زنگ زد به پلیس و 5 دقیقه بعد آنها آمدند و یک شکایت نامه بر علیه من تنظیم کردند و گفتند باید بروم دادگاه پاسخشان را بدهم!!!!! من اما اگر سالم بیرون بیایم همان کاری را که سالهاست انتظار دارند من هم همانند دیگر متفکران و روشنگران انجام دهم انجام می دهم - از ایران می روم تا بیش از این هدف آماج خشم ضحاک مار دوش زمانه واقع نشوم.... الان هم ساعت 2 بامداد هست و بخاطر سر و صداهای وحشتناکی که این آقا بالای سر من ایجاد کرد از خواب بیدار شدم. 6 بار در 6 مرحله متفاوت به پلیس 110 زنگ زدم که تنها یک بار آمدند. در همین تابستان امسال "تمام" موهای سر و صورتم سفید شد – بخاطر بی خوابی و استرس ناشی از آن و .... بی شرمانه به من می گویند که یکی از مراجع قم که چشم برزخی دارد ماموریت مبتلا کردن من به فشار خون و قند و سرطان را به آنها داده است!!!! من اما شخص رییس قوه قضاییه (رییس دزد ها) را که در مقالات متعددم به دزدی هایش از مردم ستمدیده ایران پرداخته ام و شخص خامنه ای را مسیول این بربریت ها می دانم که در حکومت ش به این آیت الشیطان های آتش به اختیارش اجازه جنایت علیه بشریت داده اند.

از دیگر کارهایی که این شکنجه گر ویژه و دوره دیده من می کند این است که قبض هایم را که می دهم می آید فیش پرداختی کنار قبض را – از داخل آپارتمانم - بر می دارد و سری بعد از اداره مربوطه "دوباره" همان مبلغ سری قبل را که پرداخت کرده ام روی قبض جدید می کشند. حیرت آور اینکه به بانک می روم پرینت می گیرم و بانک تایید می کند که من قبض برق را نداده ام!!! .... همانند 25 سال گذشته کلید آپارتمان من را دارند و ..... بارها و بارها قفل های درب آپارتمانم را عوض کرده ام و حتی به اصطلاح قفل های ضد سرقت خریده ام اما ظاهرا شاه دزد ها شاه کلید دارند. به خداوندی خدا سالهای سال هست که تقریبا نصف آنچه را که من معلم با حقوق 2 میلیون تومانی م می خرم از آپارتمان من "می دزدند". برای نمونه های بیشتر از دزدی هایشان مقالات مربوطه در پایین همین مقاله را بخوانید.

چند روز قبل یکی از دانش آموزانم گفت پدرش مقالات من را در وبلاگم که به تشریح شکنجه هایی که من را می پردازد خوانده و گفته که این شکنجه گر ویژه که برای من فرستاده اند "پلیس لبنانی" هست!!! پدرش که سرهنگ پلیس هست گفته پلیس لبنانی ها را که بسیار بی رحم هستند برای سرکوب "براندازان" استخدام می کنند!!!!. – توضیح اینکه علیرغم اینکه مدرک PhD تخصصی دارم و بیش از 150 کتاب و مقاله منتشر کرده ام من را مجبور کرده اند بروم به کلاس "هفتم" ی ها الفبای زبان درس دهم. در مدرسه هم من را شکنجه می کنند. بعنوان نمونه بلند گو را آورده بودند داخل دفتر (اتاق استراحت) همکاران! و موقع نماز بعد از اینکه 6 ساعت تدریس خیلی سخت در آن کلاس های شلوغ را پشت سر می گذاشتیم و برای استراحت به این اتاق می رفتیم صدای اذان و قرآن که از این بلندگو پخش می شد انگار برای ما و اعصاب ما جهنم می شد. در مقاله زیر شرح "یک" روز کار و زندگی من در سیطره پاسداران جهل و تاریکی در جمهوری اسلامی را ببینید:
http://www.iranglobal.info/node/66835

مقالات بیشتر از من –
که امیدوارم روزی از این مسایل و مصایب که بر سر ما آوردند فیلمی ساخته شود تا دنیا ببینید که سپاه تحت فرمان مالک اشتران ابن مرجانه با من و روح و روان و نسل و تبار من و خانواده مظلوم من که از تبار حسین (ع) هستیم چه کردند و چرا؟! بنظر میرسد با ادامه این بربریت هایشان می خواهند که من از خون به ناحق ریخته شده دامادمان و نیز از
جنایت علیه بشریت و نسل کشی
ای که در مورد خانواده من داشته اند بگذرم و درصدد به عدالت سپردن سردار و یا آیت الله ی که حکم قلع و قمع و ریشه کن کردن نسل و تبار ما را صادر کرد نباشم! !!!!

سخنرانی من در مسجد شهرمان که هشداری درباره "تحریف عاشورا و تشیع علوی" در عصر و شرایط حاضر بود.
http://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/21...
ترجمه سخنرانی من در دانشگاه هندوستان درباره چشم انداز صلح در خاور میانه!
http://iranglobal.info/node/66303
من تنها و انجمن اسلامی در هندوستان
http://iranglobal.info/node/67634
آموزش و پرورش و آموزش عالی؛ بازوان اجرایی کاپیتالیسم در ایران
http://iranglobal.info/node/67036
حراست نظام "مقدس" جمهوری "اسلامی"!
http://iranglobal.info/node/67971
مردم، شورای نگهبان و گله دار آمریکایی
http://www.nedayeazadi.net/1394/11/17832
ما گوسفندان و آنها
http://bit.ly/2zDPqYW
سیستم آموزشی یا کارخانه گوسفند سازی؟!
http://news.gooya.com/politics/archives/2016/07/21...
چرا باید انتخابات را تحریم کنیم؟
http://melliun.org/iran/121304
نگران سیده لیلا میر غفاری هستم
http://melliun.org/iran/141622

دسته بندی مردم در حکومت های استبدادی
http://bit.ly/2hFROo0
تنها راه براندازی حکومت های استبدادی
http://melliun.org/iran/122759
جستاری هرمونیتیکی در ماهیت رهایی بخش اسلحه آموزشی دکتر حسینی
http://iranglobal.info/node/68500
ترعیب، بازداشت و شکنجه دکتر سید محمد حسن حسینی توسط سپاه پاسداران جهل و تاریکی و غارت و خون
http://bit.ly/2hdn653
مدیر کل اطلاعاتی قاچاقچی ای که قصد "کشتن" من را داشت و موفق هم شد!
http://iranglobal.info/node/66335
من در جمهوری اسلامی ام یا در زندان یزید؟!
http://www.iranglobal.info/node/66835
در سیطره سپاه شیطان پیغمبر نما
http://bit.ly/2zXaFX1
این کارها را با مسیولان مستقل هم انجام میدهند:
http://news.gooya.com/2018/04/post-14289.php
کتاب من و وحشت منجر به قتل آنها
http://iranglobal.info/node/67273
تاراج و قلع و قمع من و نسل و تبار من توسط سپاه ابن مرجانه
http://iranglobal.info/node/67272
پیمان مصلوب صلیب قیصران پارسی من
http://iranglobal.info/node/67635
اسلام رهایی بخش؛ ابزاری اما برای غارت مستضعفان در ایران
http://iranglobal.info/node/67906
مسیولان سایکوپت آموزش و پرورش مشهد مقدس!
http://iranglobal.info/node/68381
در چرایی هدف واقع شدن من در جمهوری اسلامی!
http://iranglobal.info/node/66680
My second Letter to Khamenei, Iran's Leader
http://iranglobal.info/node/66352
در چگونگی تشیص و تمییز یک آیت الله از یک آیت الشیطان
http://www.iranglobal.info/node/68811
قرآن، ما و مبارزه با استبداد
https://bit.ly/2Hrlxw4
ویدیوی روش تدریس (اسلحه آموزشی من)، کتب و مقالات علمی، اجتماعی و سیاسی من را که بواسطه خلق آنها مغضوب رژیم ایران شدم را در وبلاگ شخصی من ببینید:
http://beyondelt.blogfa.com
....................................................
کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

منبع: 
http://beyondelt.blogfa.com

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: