جبهه سرنگونی و ترفندهای برابر آن

گروه فاسد حاکم آخوندی، بخش های چاق و چله، و سرسپرده به ولایت و طیف های رفرمیست مذهبی رانده شده از آن " اصلاحطلبان" دیریست پی برده اند که نگهداری و بقای دکان دین دولتی از گزند آگاهی توده ای،

گروه فاسد حاکم آخوندی، بخش های چاق و چله، و سرسپرده به ولایت و طیف های رفرمیست مذهبی رانده شده از آن " اصلاحطلبان" دیریست پی برده اند که نگهداری و بقای دکان دین دولتی از گزند آگاهی توده ای، خشم روزافزون جنبش بیدار کارگری و خیزش سراسری نان و کار و آزادی در چارچوب نظام ویران کنونی بی یاری و پشتیبانی غربی ها دیگر متصورنیست. بااینوجود آنها تلاش چندجانبه دارند تا فرصت امکان جلب اعتماد غربی ها و خصوصا امپریالیسم آمریکا و به تبع آن سازش با صهیونیسم، با هر دسیسه و قیمت هم که شده پایه دولت شیعی را در ایران و منطقه "با و بی خامنه ای" و بیشتر بسود ائتلاف های رنگین اپوزیسیون، و موتلف و مطیع ساختن آنها با خویش، و پراکنده تر کردن جبهه سرنگونی، بتوانند حکومت را کج دار و نریز برپای لرزان نگهدارند. بیرون از آنکه "حتی" جایگاه برجسته ملاهای خلافتی، سرکردگی سران سپاهی پول پاروکن و هماهنگی گردنکشان قدر سه قوا که صاحبان اصلی سرمایه های کلان در این دستگاه تاراجگر بوده و می باشند روشن باشد. افرادی که با قاچاق و چپاول میلیاردی خود قدرتی در دل قدرت ولائی گشته و هرگز نمی گذارند که توان سیاسی و دارائی های بادآورده شان را یکشبه ببازند. بخش بزرگی از الیگارشی حاکم با هر جابجائی ناگزیر، بی گمان بخاک سیاه خواهد افتاد و همچنین بی دخالت اراده آنها در قدرت سیاسی آتی، می تواند دگرگونی هائی روی دهد که سروری آنها را دیگر برنتابد. روند قطعی این سرنوشت را هرکدام از آنها می دانند و برایشان اگر لازم باشد پوشیده و آشکار حاضرند با خود سلفیسم و آل سعودی، با راسیسم و صهیونیسم نتانیاهو و اسرائیل، با سجود تمام به فاشیسم ترامپ و یا... برای "صیانت نفس خود" با هرکدام همراه و هموند شوند. چراکه: سنبه ی شرایط بیش از همیشه محکم و تیز است!
بنابرین تضمین سرمایه های هنگفت و حفظ زندگی شکننده آنها چالش پایه همگی آنهاست و آماده اند برایش هر جنایتی و خیانتی علیه مردم و کشور بکنند همانگونه که بارها کرده اند. بویژه جنگ هشت ساله، ترورها و نسل کشی ها در راستای پیشگیری از سرنگونی اهرم هائی بوده و هست که بساط ولایت از آغاز تاکنون از آن بهره برده، و نیاز به گفتن تکراری ندارد که ترورها و کشتارهای فله ای مخالفین توسط رژیم سیستماتیک بوده و همچنان هست؛ و در این پهنه خونین و سیاه نظام آبروئی ندارد. اینروزها چندین طرح و نقشه ی ترور لورفته پیداشده که دارای تازگی ست و نیاز به بررسی گسترده در سطح اپوزیسیون مستقل و مترقی دارد. این فاز با رسوائی ترور دبیر کل جریان تجزیه خواه "الاحواز " در هلند، احمد نیسی یا احمد مولی (ابو ناهض)، که وی به ضرب سه گلوله دم درب خانه اش در شهر لاهه کشته شد، ترور دکتر فرشید هکی و سوزاندن او توسط سربازان غیبی آقا و اینک نشت خبر از افشای و ارتباط دست هائی ست در شبکه فارسی" ایران اینترنشنال" که در ترور خاشقجی رل بازی کرده اند و نیز شکنندگی روابط ایران و دانمارک بخاطر طرح ترور رژیم علیه حبیب جبر، فعال عرب ایرانی در دانمارک سوژه هائی داغ هستند که همه باهم وجوه مشترک و پیاپی داشته که نیاز به پیگیری هوشیارانه دارند.
و شگفتا که در کشاکش رویدادهای تازه و پاسخ درست و نیرومند به آنها، جای جبهه بزرگ چپ و کمونیست و سرنگونی خواه همچنان خالی ست. در این روند و پروژه سرنگون کردن دین دولتی ساختن و یافتن قطب های قدرت طبقاتی و بدست آوردن ابزارهای همکاری مشترک بسیار مهم است. چه در راستای سکولارکردن سیستم دولت آتی، یا نقد و رد و کنارگذاشتن دیدگاه های تمامیتخواهانه، پذیرش فدرالیسم برای پاسخ درست به خواسته های بحق ملیت ها و تلاش برای تبعیض ستیزی های برتریجو، زدودن اراده سیاسی آخوندها و جداسازی نهادهای آموزش مذهبی از پشتوانه های مالی و دولتی، و مهمتر از همه تلاش برای پذیراندن سکولاریسم و تاکید "مطلق" بر جدائی دین از دولت و " دین رسمی" محورها و چالش های همگانی ای هستند که دایره نیروی سرنگونی جو را هرچه گسترده تر بازمی کنند. همانگونه تن ندادن به اهداف ناسیونالیستی و تمامیتخواهی مقابله ای درست است با نگرش های تجزیه طلبانه! زیرا: می تواند به بازتولید دشمنی ها، پراکندگی ها و رودرروئی های قطب های ملی مذهبی بینجامد. همانسان که بجای تکیه بر اراده مستقل مردمی کارگری، چسبیدن به پشتیبانی و دخالتگری نظامی دول غربی و شرقی برای فردای ما ویرانگر بوده، و همگام شدن با اتوریته آنها، یعنی تن دادن به منافع چپاولگرانه ی سرمایه سالارهای جهانی و بنابرین بازتولید غارت، فساد اداری حکومت وابسته، و تعمیم و تقسیم رانت بری به مهره های انگل سرمایه در داخل توانسته و می تواند به نابودی اراده ی استقلال دولت آتی و مردمی آسیب جبران ناپذیر زند همچنانکه بارها زده است. روشن کردن راهبردها و راهکارهای مستقل کارگری توده ای، و یافتن و ساختن ظروف خودمدیریتی و شورائی آنها، و تعیین وظایف نیروهای چپ و کمونیست در کنار آنها اهمیت بسزائی دارد، که ایجاد یکچنین ظروف همکاری های کلان و مستقل و موفق کار ساده ای نیست و نیاز به شبکه های سازمان یافته ی کاملا مستقل کارگری توده ای دارد که تاکنون در کشور ما وجود خارجی نداشته و البته که این مهم کار یک شبه و یکساله نیست که انجام گیرد؛ ولی با زدودن کلیت استبداد مذهبی، ضرورت طبقاتی این تغییر شتاب لازم و اجتماعی یافته و به جابجائی های بنیادهای کارگری توده ای علیه تشکل های ایدئولوژیک بوروکراتی خواهدانجامید. هدف دستیابی به حق سازماندهی و ایجاد تشکل های طبقاتی و احقاق حقوق صنفی و سیاسی کارگر اموری می باشند که با بقای رژیم ولائی کارگر بخاطر احقاق حقوق و اعتراض اش شلاق مذهبی خواهدخورد و تشکل و تحزب صورت قانونی و آزاد نخواهدگرفت و یافت.
و در این هیر و ویر دیپلماسی پنهان رژیم، شرایط گنگ و پیچیده جاری، سربرآوردن قارچ "فرشگرد" و همراستائی یکراست او با برپائی نظام چندش برانگیز شاهی و پشتیبانی از سلطنتجوئی رضا پهلوی، و همزمان چپ و کمونیست ستیری این فرقه نیز پدیده مشکوکی ست که می باید پیرامونش ترفندها و هدف های چند سویه شیخی و شاهی و صهیونیستی و امپریالیستی گوناگونی وجودداشته باشد که آنها با هم و در طول تاریخ منافع مشترک داشته و اینک نیز بهمراه هم می چرخند ولی چهره حقیقی شان پوشیده می نماید. پرسیدنی ست! آیا فرشگرد می تواند دست ساز رژیم و یا طیف هائی از رفرمیسم مذهبی ـ ملی مذهبی یا مذهبی های لیبرال باشد یا که با پوشش اپوزیسیون راست سرنگونی مزین و نچندان دور مورد بهره برداری طیف معترض خود جمهوری اسلامی قرارگیرد که بخواهد پس از تراکم نیرو، حتی سر رضا پهلوی را در بزنگاه تاریخ زیر آب کند؟ مگرنه که رژیم ولائی بارها با دست گذازدن بر روی علایق ناسیونالیستی توانسته و همچنان بتواند اینگونه جریان ها را بگردخویش و توان نظامی اش بگرداند همچنانکه گردانده و علیه حق تعیین سرنوشت ملت ها و نابرابری های ناگوار موجود، آنها را بخاطر حفظ تمامیت عرضی ایران با منافع بقای خویش همگام کرده و بکارگیرد. در این راستا هم رضاپهلوی، هم طیف ناسیونالیست های تندرو و هم تمامیتخواهان کورشی یکدست حکومت فدرال ستیزند و همگی جریان هائی بوده و هستند که با فرهنگ نوع بشری، فراملی و اصولا منافع طبقاتی کارگران و محرومان سازگاری نداشته و دشمن برابری جوئی ها می باشند. افشاگری درست و پیگیر این جریان های ناسیونالیستی، پانیستی، راسیستی و فناتیستی جزو فراموش نشدنی اهداف افشاگرانه ما چپ ها و کمونیست هاست و خطر برتریجوئی آنان را ما می باید همیشه به تبعیض ستیزان یادآورشویم. طبقه کارگر بی هیچگونه توهمی می داند که دکانداران فناتیست، تنگ چشمی ناسیونالیست ها و خودبزرگ بینی پانیست های رنگین و واماندگی خرد سلطنت طلب ها از ترس اراده و اندیشه جمعی موانع راه آینده ی ماست و هرکدام از آنان در زمانه گذشته و اینک ما پوششی می باشند برای گشودن راه دخالت گردکشان نظامی ناتو و سپس آوردن یاوران انگل سرمایه سالاری بداخل سیاست و اقتصاد آتی! و ما می باید مبارزه مسالمت آمیز خود را پیوسته علیه شیخ و شاه و سرمایه بیاری همبستگی طبقاتی خویش بی کمترین هزینه به پیش بریم، مگر ناگزیر به دفاع گردیم.
فراموش نشود همانگونه که دیروز شاهان خائن پهلوی با شیخان دست در یک کاسه ی خونین قدرت بردند و داشتند، جای خیالپروری بی جا ندارد که رضاپهلوی هم می تواند با برخی از سپاهی ها، رفرمیست ها و جریان های معترض مذهبی و...بسود گردآوری نیروی سرنگونی خویش با آنها سازش کرده و کناربیاید تا مگر بتواند در برابر انقلاب ناگزیر مردم و ای بسا، پیشاروی قطب قدرت شدن چپ و کمونیست بایستد و سرگندگی کند! و چرا نکند؟ چراکه او بسان پدرانش از آنچه که می ترسد کمونیسم و نیروی مدافع آن است. این روزها هم از آنچه که از گروه های راست هار جهانی و منطقه ای شنیده شده و برداشت می شود، چنین برمی آید که یک دگرگونی جدی در ساختار جغرافیای سیاسی و جابجائی جمعیتی کشور در دست تهیه و جراحی آتی توسط ابرقدرت های هار است و ناسیونالیسم و تمامیتگرائی راست کنونی در ایران می باید در همین راستا بدان نیرو بخشیده و به تمرکز توان توده ای طبقاتی خواسته ها پایان دهد و مردمان بجان آمده از ستم استبدادمذهبی را بنام ملت ایران و بسود هموندان داخلی و جهانی دچار سردرگمی کرده و زیر پوششی از خطر تجزیه آنان به ناسیونالیسم گره زده و گمراه کرده و پی اهداف خود این و آن وابسته بگرداند. ترفندهائی که می تواند با سرکوب دادخواهی ملیت ها و دشمنی با حق مسلم تعیین سرنوشت و خودمدیریتی و برابریجوئی آنها آغازشده و ملت های نابرابر و سرکوبشده را بسان پدر و و پسر پهلوی و یا خمینی و خامنه ای بجان هم اندازند. بیائید به این احتمال ها فرصت بروز ندهیم.
بهنام چنگائی 9 آبان 1397

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: