اپوزیسیون مراقب حرکت چراغ خاموش مجاهدین خلق باشد

این روزها همچون مهرماه گذشته فراخوانهایی برای برپایی حمایت از اعتصابات فرهنگیان در جریان است و بسیاری چشم به حمایات معلمان این کشور به مانند سایر اقشار جامعه از قبیل کامیونداران و کارگران هپکو هفت تپه و ... دوخته اند. موضوعی که همه می دانیم با دعوت به فراخوانهای صادره از طرف شاهزاده رضا پهلوی به این موج تبدیل شد.

اما از یک طرف این سوال مطرح است که آیا این مبارزات مدنی معلمان به هدف نهایی خود که رساندن این جامعه زحمتکش به اهداف متعالی خود است، خواهد رسید؟ آیا معلمان به خواسته های حقیقی خود از قبیل: حقوق معلمان، رفع تبعیض، رتبه بنده معلمان، تحصیل رایگان برای دانش آموزان، بیمه فراگیر، نوسازی مدارس، تغذیه دانش آموزان و ... رسیده اند و یا جریاناتی همچون سازمان مجاهدین به دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود هستند؟

بررسیهای اخیر نشان می دهد که فردی به نام «هاشم خواستار» در همین رابطه خبرساز شده است. او توسط شورای ملی مقاومت ایران، شاخه سیاسی سازمان مجاهدین، نماینده بخشی از جامعه معلمان معرفی گردیده و در بیانیه ای با محوریت وی، تاکید شده است که برای رهایی این معلم دربند، به پیگیری در مجامع بین المللی اقدام خواهد شد. در مقابل هم «هاشم خواستار» با ارسال نامه ای به دبیر کل سازمان ملل این سازمان را عقبه تاکتیک مبارزاتی خود معرفی میکند. در این رابطه می توان رجوع کرد به یادداشتی که تحلیلگر سیاسی و کارشناس اطلاعاتی، فرامرز دادرس در صفحه فیس بوکش منتشر کرده است با عنوان: «چرا مافیای مجاهدین خلق برخی از فعالین مدنی را حمایت میکند؟!»(1)

برای درک بهتر این ارتباط لازم است یادآوری گردد که هاشم خواستار در مصاحبه با تلویزیون کلمه (2)، اعتراضات مدنی مردم در دیماه اخیر را نتیجه حرکت 30 خرداد 60 (شروع فاز مبارزه مسلحانه مجاهدین خلق) معرفی میکند. وی در حالی از این رویکرد حذفی سازمان مجاهدین حمایت میکند که مطابق با نظر شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس دو روزهء «مدیریت گذار از جمهوری اسلامی» که در روزهای 25 و 26 فروردین امسال با حضور جمعی از مخالفان حکومت جمهوری اسلامی در لندن برگزارشد؛ "رویکرد حذفی به هرج و مرج منجر خواهد شد". شاهزاده در پیام مکتوب خود به این کنفرانس نوشت: «بازسازی یک اتوریته دمکراتیک در شرایط هرج و مرج ناممکن خواهد بود». (3)

اما در یک تقابل آشکار هاشم خواستار بعد از اعتراضات الهام بخش دی ماه 96 که حاصل ماهها نافرمانی مدنی و اعتصابات پیوسته مردم در داخل کشور و با هدایت و راهنمایی شخص شاهزاده بود، رضا پهلوی را "دروغگو" (4) خطاب کرد. «خواستار» همچنین عقبه تلاشهای معلمان در 31 تیر 1394 را دنباله 30 تیر سال 1331 معرفی کرده است. (5) حال آنکه مبارزات سالهای ابتدایی دهه 30 شمسی علیه حکومت نشان داد که ناموفق بوده و تجربه سیاسی اش نشان داد که برای بازگرداندن استقلال به کشور در نهایت چاره ای به جز آنچه در 28 مرداد 1332 رخ داد، نخواهد ماند. 

با این وجود افرادی همچون هاشم خواستار در حالی به دنبال "دریای توده های میلیونی تمام ناشدنی" هستند که نقش رضا پهلوی در شکل گیری این نوع مبارزه (اعتصابات و نافرماانیهای مدنی) غیر قابل کتمان می باشد و سازمان مجاهدین خلق با سابقه رویکرد حذفی خود صرفاً بطور چراغ خاموش به دنبال دزدیدن حاصل ماهها تلاش و زحمت مبازرانِ واقعیِ اپوزیسیون است.

بنابراین به نظر می رسد اپوزیسیون خارج از کشور بایستی با چشمانی باز به اهداف در دسترس خود بنگرند و نباید گذاشت سازمانی همچون مجاهدین خلق با بهره برداری از شرایط بدست آمده ی موجود قصد داشته باشد جامعه ی مبارزان مدنی داخل کشور را از اهداف اصلی مخالفان دور کند. چنانکه با نگاهی به گذشته فکری و روند حمایتی این قبیل اقدامات، می توان به راهبردهای تکراری آنها پی برد.

 

 

 

1-     چرا مافیای مجاهدین خلق برخی از فعالین مدنی را حمایت میکند؟!

2-     هاشم خواستار نماینده معلمان ایران در گفت‌وگو با شبکه کلمه

3-     کنفرانس "مدیریت گذاراز جمهوری اسلامی" در لندن برگزار شد

4-     هاشم خواستار: رفراندوم نه، مجلس مؤسسان آری

5-     هاشم خواستار: سيل بزرگ از سوی ملت در راه است!

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
اپوزیسیون مراقب حرکت چراغ خاموش مجاهدین خلق باشد
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقاى دكتر هومن برخواه،
وقتى مقاله اقاى بهنام منصورى را خواندم از اينكه ايشان به شخصيتى مبارز و خوشنام در عرصه مبارزه مدنى معلمان ايران، همچون اقاى هاشم خواستار خرده ميگيرد و ايشان را به اعتراف فرا ميخواند تعجب كردم و در حد خود، نظرم را در ان رابطه ابراز نمودم.
حال كه مقاله هاى زنجيره اى از خانم رها جنيدى و شما را در فاصله زمانى كوتاه و با همان مزمون مشاهده كردم كه در اين زمانه پر حادثه، همه چيز را ول كرده و به اقاى خواستار چسبيده ايد، مطمين هستم كه اين نظرات نه از سر دلسوزى و خير خواهى براى جنبش مدنى جارى در ايران بوده، بلكه ريشه در يك رقابت سياسى ناسالم دارد. متاسفم كه هواداران اقاى رضا پهلوى هنوز نه به دار است و نه به بار، براى حذف و تخريب يك مبارز سياسى شناخته شده، انهم در داخل كشور و در دست دژخيم، به چنين سطحى از فرهنگ سياسى تنزل يافته و براى زندگى افراد مبارز ارزشى قايل نيستند