جدایی خواهی

سیاست جدایی خواهی وقتی میتواند تحقق یابد که « همه شرایط تحقق آن» حاضر باشد. تنها آرزو و حرکت سیاسی یا و جود حزب کافی نیست. عملاً دیده شده که فقط موافقت اکثریت
کافی نیست که « مردمی» بتواند جدا شود. لازم است « شرایط داخلی، منطقه ای، جهانی، آماده باشد و حداقل دو سوم همان مردم» نیز موافقت داشته باشند...

« او نمی توانست بر ترس اش غلبه کند،
بنابرین چیز هایی که او را گرم میکردند، قطع کرد.»
 اصطلاح قدیمی از میان رودان

 

تضاد «جامعه و حکومت» روز به روز شدیدتر میشود. اعتراضات، سنجیده ادامه دارد؛ و با پشتیبانی عملی از یکدیگر در مسیر سراسری شدن اند. کارگران و معلمان و دیگر صنفها راه را هموار میکنند.
در بین شخصیتها و جریانهای سیاسی« ائتلافات و توافقات» برای یاری رسانی به اعتراضات، با سنگینی ادامه دارد. جامعه قصد دارد با « همبستگی و توافقات» سد حکومت را بشکند. 
در ایجاد « ائتلافات و همبستگی» مسئله « جدایی خواهی»، مقوله «دشمن» بینی، ایجاد «ترس» میکنند. و عوارض منفی خود را دارند. چه بسا در بعد وسیع. 
سئوال این است که:
آیا واقعاً «چیزی برای ترس» وجود دارد؟
یا اینکه تنها یک« بهانه» وجود دارد برای « بهره برداری سیاسی» و جلب عوام، توسط برخی اشخاص و جریانها. برای رسیدن به « اهداف خاص خود»؟
این ترس به طور نسبی چگونه رفع میشود؟
یک اصطلاح قدیمی در میان رودان گوید: « او نمی توانست بر ترس اش پیروز شود،بنابرین چیز هایی که او را گرم میکردند، قطع کرد.»
میکوشیم چیزهایی که فرد ترسیده را گرم میکنند بشناسیم، شاید بتوانیم بر پدیده ی ترس فائق آییم. 

 جدایی خواهی چیست؟
  ایده و عمل است. حرکت سیاسی ست. فردی و جمعی. جزء حقوق و مسالمت. 
برای این معنی جدایی خواهی، میتوان اسپانیا، انگلستان، و کانادا و غیره را مثال زد. برخورد جهان مدرن به جدایی خواهی، مدرن است. بدون ترس است. و آنرا جزء چیزهایی که « ترسناک» اند به حساب نمی آورد.

« سیاست جدایی» کی میتواند تحقق یابد؟ 
 سیاست جدایی خواهی وقتی میتواند تحقق یابد که « همه شرایط تحقق آن» حاضر باشد. تنها آرزو و حرکت سیاسی یا و جود حزب کافی نیست.
عملاً دیده شده که موافقت اکثریت کافی نیست که « مردمی» بتواند جدا شود. لازم است « شرایط داخلی، منطقه ای، جهانی، آماده باشد و حداقل دو سوم همان مردم» موافقت داشته باشند.
این شرایط لازم، در مورد « مردمان مختلف جامعه»ما نه حالا وجود دارد و نه در آینده بعد از برکناری حکومت کنونی، در کوتاه مدت، میتواند به وجود آید. جدایی وقتی میتواند تحقق یابد که «جامعه حکومت دموکراتیک را تجربه کند» و « ناامید شود». یعنی دموکراسی نتواند آنرا « راضی» کند. در این شرایط مانند دیگر جوامع پیشرفته جهان میتواند « خواهان جدایی مسالمت آمیز» شود. اگر همه شرایط آماده باشد میتواند جدا شود. بدون اینکه « جنگ و خونریزی» پیش آید. یعنی سیاست جدایی خواهی بدون تجربه دموکراسی و جامعه دموکراتیک امکان تحقق ندارد. در جامعه دموکراتیک نیز « دیالوگ، رضایت، سود و زیان، شرایط داخلی و جهانی و غیره» وجود دارند که امکان جدایی را فوق العاده کاهش میدهند. مگر اینکه جامعه ، باز « دیکتاتوری و تبعیض» را تجربه کند. و شرایط جهانی نیز آماده برای جدایی باشد. در چنین حالتی آن میتواند تحقق یابد. 

جایی برای ترس نیست 
با توجه به نقاط  بالا« جدایی نه حالا، نه بعد از رفع وجود حکومت کنی» در کوتاه مدت، تحقق پذیر نیست. سیاست جدایی خواهی مجبور است دموکراسی را تجربه کند. تا این مرحله، و حتی بعد از آن، موجبی برای« ترس» وجود ندارد.
« همزیستی مردمان مختلف، بر اساس رضایت است». بدون « رضایت» نه فردی را، و نه مردمی را میتوان برای همیشه به همزیستی واداشت. این مردم در اولین فرصت زنجیر اجبار را پاره میکنند. 
چه قدیم و چه در دنیای مدرن، جهان جهانی نیست که بتوان برای همیشه مردمی را به زور و با زنجیر به « همزیستی» واداشت. همزیستی اجباری، همزیستی نیست، بل به بردگی کشیدن «مردم» ا ست.
جدایی خواهی چیز ترسناکی نیست. مثل هر سیاست مسالمت آمیز دیگر حق دارد آزاد باشد و فعالیت کند. همانطور که در کشورهای مدرن آزاد است و حزب و فعالیت و اهداف خود را دارد.
ما تا تفکر خود را به این سطح ارتقاء ندهیم، در سطح « ذهنیت حزب الهی» بمانیم، مطمئناً با عواقب وحشتناک «جنگ و خونریزی و استبداد و شکنجه و زندان و کشتار» روبرو خواهیم شد که نشانه عقل سلیم نیست.

چرا جدایی خواهی را « لولو* خور-خوره» کرده اند؟
 کسانی درک ساده ای از آن دارند. کسانی با ترساندن عوام میخواهند طرفدار جذب کنند. اساس این دو نیز برآن قرار دارد که « برخی دولتها توسط سیاست جدایی خواهی» با همدیگر تصفیه حساب میکنند. همینطور با مردم خودشان. کسانی نیز در این میان میخواهند از تضاد دولت ها در جهت سیاست جدایی خواهی استفاده کنند. و چه بسا « آلت دست دولت ها» نیز میشوند.  این حالت ها نیازی به « ترس» ندارد. چون سیاست جدایی خواهی، با آلت دست شدن به برخی دولت ها تحقق پذیر نیست.  با کمی تفکر و دیدن زوایای مختلف پدیده، روشن است که نیازی به ترس وجود ندارد. سیاست جدایی خواهی چیزی نیست که به راحتی تحقق پذیر باشد. شرایط تحقق آن را در بالا گفتیم. بنابرین « لولو خور-خوره» کردن آن تنها برای عوام فریبی و ایجاد استبداد است. با«دشمن» نامیدن جدایی خواه. در جهان مدرن کسی جدایی خواه را دشمن نمی نامد. بل او را رقیب سیاسی حساب میکند. فقط ذهنیت عوام و فریبکاران است که از او دشمن میسازد و ترس و وحشت ایجاد میکند.

« تمامیت ارضی» درمکتب « ناسیونال – شوونیسم فارسی»

آدمی که حقوق خواه را دشمن می نامد، در اندیشه ارتجاعی خود « قتل و نابودیش» را دنبال میکند، و با دروغ و عوام فریبی ادعای مخالفت با خشونت دارد، استعداد فکری اش جز  مکتب نژادگرای« ناسیونال – شوونیسم فارسی» چیز دیگری نمی تواند باشد.  
در ایده لوژی شما  « تمامیت ارضی» پرده ای ست که با آن مکتب « ناسیونال – شوونیسم فارسی» را مخفی میکنید.
صد رحمت به استعمار پیر انگلستان که اسکاتلندیها را « دشمن» نمیداند و حقوق خواهی را برابر « جنایت» نمیداند. آنان را استقلال طلب مینامد.
واقعا اینان کیستند چنین افکار سطح پایینی مطرح میکنند که ارزش توجه را نیز ندارد؟ 
« شونیسم فارسی» قدرت تفکر را از دست داده  و خود را ابزار تمسخر کرده است.
"شماها" با فرهنگ تبعیضگرای تان، در صد سال اخیر، روح میلیونها انسان تبعیض دیده را کشته اید. آیا جنایتکار نیستید؟
در مکتب فکری و ایده لوژی « ناسیونال-شونیسم» شما، مفاهیم « برابری و انتخاب و آزادی و داوطلبانه بودن و رضایت» محو شده است. لغت نامه ی شماها فاقد این کلمات است.
شماها بدون این مقولات حرکت میکنید. و افتضاح نیز همینجاست. ایران خواهی شما حقیقتاً ویران خواهی ست.

تحقق سیستم نوین دموکراتیک، توسط تشکلهای دموکراتیک جامعه

آنان که خواهان تحقق دموکراسی و عدالت اجتماعی و عدم تبعیض و جدایی دین و دولت اند...،
لازم است نیروی خود را قدرتمند کنند.« با بهم پیوستن اعتصابات و اعتراضات و ائتلافات سیاسی، و مدیریت و جهت گیری آگاهانه آنها، و خیزش سه چهارم جامعه»، نفی سیستم حکومتی حاکم تحقق پذیر است.
با ترس بیجا نیازی به دشمن تراشی نیست. لازم است ائتلافات پیش برده شوند. دموکراسی با وجود تشکلهای دموکراتیک جامعه، و تحقق خواسته های آنها، توسط خودشان، تحقق پذیر است. نه با دست این و آن فرد و افراد به اصطلاح نخبه. کار مردم را به خودشان بسپارید و یک کوزه روغن هم رویش بگذارید.
جامعه ایکه سیستم کهنه را جمع میکند توانایی آن را نیز دارد که با « تشکلهای دموکراتیک» خود، سیستم نوین دموکراتیک را بسازد.
مگر اینکه «جریانی استبدای با عوام فریبی» مثل گذشته آنها را نابود کند. که در شرایط عادی بعید به نظر میرسد.

-------

* در این اصطلاح نام Lu-Lu، احتمالاً همان نام قوم جنگجوی Lu-lu-bi در تاریخ باستان آذربایجان است. اورارتویی ها این قوم را« دشمن» خود حساب میکردند چون در مقابل سرزمین گشایی آنان قرار داشتند. 
 اکنون « لولو خور-خوره» را در آذربایجان Xod-dan (زبان شفاهی) گوییم. 
Xortdan ( زبان کتبی): موجود ترسناک خیالی برای ترساندن کودکان. موجودی ست که از دنیای زیرین مرگ میاید برای بردن و خوردن کودکان. Xuxı و Xuxan ( زبان کتبی) هم گفته میشود:
 !Xortdan gəldi, yedi-yedi خورتدان آمد بخوردت!

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« تمامیت ارضی» درمکتب « ناسیونال – شوونیسم فارسی»

آدمی که حقوق خواه را دشمن می نامد، در اندیشه ارتجاعی خود « قتل و نابودیش» را دنبال میکند، و با دروغ و عوام فریبی ادعای مخالفت با خشونت دارد، استعداد فکری اش جز مکتب نژادگرای« ناسیونال – شوونیسم فارسی» چیز دیگری نمی تواند باشد.
در ایده لوژی شما « تمامیت ارضی» پرده ای ست که با آن مکتب « ناسیونال – شوونیسم فارسی» را مخفی میکنید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در یک رودخانه فقط یکبار میشود شنا کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حکومتهای دینی و ایدئولوژیک با وعده های رفتن به بهشت موعود در آن دنیا و یا ساختن بهشت بی طبقه در این دنیا، با استفاده از کلمات شیرینی مثل عدالت، برابری، مساوات اخوت، رفقاقت، مردم را فریب می دهند، ولی در نهایت مردم هر چه قدر هم که ساده لوح باشند در گذر زمان متوجه واقعیات می شوند، همانطور که در شوروی متوجه شدند ، درایران هم آگاهی سیاسی به نقطه عطف تاریخی خود رسیده، و فروپاشی ایران همانند شوروی امری است اجتناب ناپذیر و بدیهی چون هیچ آلترناتو روشن و همه پسندی وجود ندارد، طبیعا هر کسی در منطقه خود پرچم ملت خود را بلند خواهد کرد،
تاریخ را ملتها می نویسند،
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
-چه سپاه قدرت را به دست گیرد و جنبش جامعه را هرچه بیشتر سرکوب کند، و چه نگیرد، حرکت نفی حکومت توسط جامعه ادامه خواهد داشت.
- حکومت نه راه پیش دارد، نه راه پس0. او در شرایط آچماز است.
-جنبش با افتد و خیز ادامه خواهد یافت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار عزیز ، شرایطی در ایران فراهم آمده است که امکان ظهور دو تیپ کاراکتور سیاسی مقدور می باشد ((با توجه به برخورد حاکمیتها با ملت غیر حاکم )) ایران نیازمند گورباچف و یامیلسویچ می باشد، چون دمکراسی در ایران ضمانت اجرائی ندارد، زمینه اجرائی پراکتیک دمکراسی در ایران با توجه به عدم توجه خواست ملل، در حد صفر است، ما که نمی توانیم در عالم اومانیسم بر بالای ابرها پرواز کنیم ، چه کسی می خواهد دمکراسی را پیاده کند؟ همانهائی که در فردای سرنگونی دیکر گروهها را تهدید می کنند؟ متاسفانه عالم سیاست بوی خون می دهد، ولی عالم اومانیسم بوی نوازش، متاسفانه این دو مقوله با هم سازگار نیستند، چه کسی می خواهد عملا به خواست ملتها گردن نهد؟ آیا با وعده و وعید یک عده انحصارطلب که فردا به کمک هواردارن افراطی خود به دیکتاتور تمام عیار تبدیل خواهدشد،، با سرنوشت ملتهای غبر فارس بازی کرد؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بازی «خورتدان آمد» ( بازی کودکان) Xortdan gəldi
در این بازی انگشتان دوم و سوم ( از راست به چپ، کف دست به بالا) - V - را به صورت معلق - ۸ - روی زمین میگذارند و دو پا را راه می برند، به طرف کودک. با گفتن جمله ی !Xortdan gəldi, yedi-yedi
بچه در حالی که می خندد، با آمدن انگشتان، خود را عقب میکشد.
در این بازی او خورتدان را می شناسد که « دو انگشت به شکل هشت» است و راه میرود. حس میکند نه تنها ترسناک نیست، بلکه خنده دار نیز است. از اینرو موجود خورتدان برای کودکان تبدیل به همبازی و وسیله تفریح میشود. و خود نیز با انگشتانشان خورتدان درست میکنند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سعید عزیز،
مشکلاتِ همبستگی را مبارزات جاری جامعه حل خواهد کرد. شرایط عینی، سیاست جریانها را اجباراً تصحیح میکند. آنان که خود را تصحیح نمی کنند خود بخود به بیرون از روند مبارزات پرتاب میشوند.

عنوان مقاله: 
جدایی خواهی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای ایلیار گرامی
یکی ازموانع اصلی برسر راه شکل گیری یک جبهه فراگیر ملی، شامل نیروهای آزادیخواه و دمکرات از تمامی ملل ایرانی، عدم درک و برخود صحیح لااقل بخشی از این نیروها، با مطالبات و حقوق ملل ایرانی میباشد. درک نا صحیح از مسئله  بسیار حساس، با اهمیت و بغرنج ملیت ها، که گاهی خود را به صورت یک شوینیسم لجام گسیخته و بی منطق نشان میدهد، تا بحال تاثیرات مخرب و فاجعه باری بر پروسه همگرایی، مابین نیروهای آزادیخواه و دمکرات تمامی ملل ایرانی باقی گذاشته و کماکان میگذارد.
چند گانه نگری قدرت های مرکزی و پیشبرد سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن از طریق نفرت پراکنی و ایجاد رویاروئی مابین ملل ایرانی، دسترسی این ملل را به اتحادی پایدار برعلیه دولت مرکزی با دشواریهای فراوانی روبرو نموده است، که سود آن تا به امروز یکسره به جیب استبداد حاکم ریخته شده است.
باید یکی شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ماست