کی تحول اساسی در خاور میانه رخ خواهد داد؟

تحول اساسی در خاور میانه زمانی بوقوع خواهد پیوست که انسان امیدش را از آسمان ببرد و به زمین و توانائی های خود اتکا کند،

کی تحول اساسی در خاور میانه رخ خواهد داد؟
تحول اساسی در خاور میانه زمانی بوقوع خواهد پیوست که انسان امیدش را از آسمان ببرد و به زمین و توانائی های خود اتکا کند،
خاورمیانه ای ها وضعیت خاصی دارند که در یک پروسه طولانی خواهند توانست تغییر یابند و زندگی را از نظر روانی از حالت بی وزنی و خارج از بعد زمان و مکان را ترک کرده و زندگی را بر روی زمین و بشکل مادی شروع کنند،
این موضوع ربطی به منابع نفت و گاز و موقعیت خاورمیانه ندارد این خصوصیات مربوط است به اعتقاد به ماورا و زندگی پس از مرگ. تمام پیامبران در خاورمیانه ظهور پیدا کرده اند، برای اقوام دیگر هم پیامبر آمده، ولی هیچ کس حرفشان را جدی نگرفته و باور نکرده و به دنبالشان راه نیفتاده اند، بقیه دنیا اعتقاد به ماورا و دنیای پس از مرگ ندارند و طبیعتا اوضاع آنها مثل ما نیست، البته برخی از آنها معتقدند. اما تفاوت اساسی اش میزان هزینه ای است که آنها برای زندگی در آن دنیا می پردازند! آنها حاضر نیستند دنیای کنونی را وقف دنیای آخرت بکنند
خارورمیائه ایها در کلیه مکالمات روزمره خود مرتبا برای نجات خود از مشکلات و رفع مسئولیت به تکرار کلمات زیر متوسل می شوند:
ایشالله، ماشالله، ایوالله، به امید خدا، برکت خدا، خدا قوت، یا مسبب الاسباب، توکلت علی الله، تا خدا چه بخواهد، هرچه خدا بخواهد، خدا خدا خدا، و عدم احساس مسئولیت در مقابل مشکلات ملموس پدید آمده بر روی زمین بواسطه همنوعان خود و یا طبیعت، خاورمیانه ائی جویای راه نجات در آسمانها (نه بر روی زمین) هرگز نخواهند توانست به دروازه های آزادی و دمکراسی و خودگردانی و خود اتکائی پا بگذارند،
زمانیکه عصر یخبندان بر روی کره زمین شروع می شود، تحولات محیط زیستی بر روی کره زمین امکان زندگی را مختل می کند ،در جنگل یخزده، زندگی محدود می شود، که تعدادی از آنها حاظر نمی شوند جنگل را ترک کنند، طبیعتا منقرض می شوند، و نسلشان نابود می شود، و بقیه برای نجات مجبور به کوچ و خارج شدن از جنگل می شوند و بالاجبار به کشاورزی و یا شکار روی می آورند و ماموتها یخ می بندند و آدم و هوا از بهشت جنگلی پر از میوه های آویزان بر آن درختان رانده می شوند، و برای ادامه حیات در خارج از بهشت به کشت گندم و کشاورزی روی می آورند، و هابیل و قابیل پدیدار می شوند، انسانهای دیگری که امکان کشاورزی برایشان مقدور نبود، و یا به فکرشان نمی رسید و یا عاقلانه تصور نمی کردند به شکار روی می آورند، شکارچیان بدون شکار نمی توانستند زنده بمانند، همه گروه باید تابع قوانین شکار می شدند و در لحظه مقرر تجمع می کردند و در لحظه مقرر متفرق می شدند و در لحظه سکوت برای شکار، باید سکوت می کردند و در لحظه مقتضی باید حمله می کردند ، و عدول از نظم شکار یعنی از دست دادن شکار که معادل از دست دادن غذا و گرسنگی بود پس ادامه حیات بستگی مستقیم داشت به رعایت نظم و کلیه قوانین شکار و ادامه حیات. در نتیجه این گروه از انسانها زیاد دنبال امیدهای واهی در آسمانها نبودند، چون زنده ماندنشان بستگی مستقیم داشت به رعایت نظم و وقت شناسی و همکاری با گروه شکارچی و شکار دسته جمعی، تقسیم شکار مابین گروه شکارچیان و پایان ارتباط، پایان عاطفه و فردا با گروهی دیگر و بدینجهت احساسات زیاد نقشی در زندگیشان نداشت بر عکس پایندی به قرار و مدار و وقت شناسی و سر موعد حاظر شدن برای شکار در لحظه مشخص حمله به شکار عامل موفقیت بود، بی نظمی و وقت نشناسی باعث فرار شکار و گرسنگی جمعی را ببار می آورد، در اکثر کشورهای اروپائی این روابط حاکم بود و حتی مسیحیت مهاجر از خاورمیانه آنها را از اتکا به خود و نیروی خود و احترام به قوانین و مقررات زمینی جدا نکرد، مذهب بیشتر حالت سنت داشت تا متکا، و آنهائی که به خاور میانه و به کشاورزی روی آوردند و در نتیجه نیازمند آب باران، برای آبیاری بودند و چشمانشان همیشه رو به آسمان بود، یعنی اگر آسمان لطف می کرد، می بارید آنها گرسنه نمی ماندند، و در این رایطه و برای ادامه حیات با کمک گرفتن از موجودات تخیلی که حامی آنهاست به حیات خود ادامه دادند عامل تصور آسمانی به الهی تبدیل شد و این عامل ادامه حیات مردم و اتکا به موهومات خود ساخته وابستگی آنها را به تصمیم آسمان گره زد، انسان تابع هیچ نظمی در این جامعه نیست هرچه آسمان و یا خدا بخواهد همان خواهد شد، موجودات زمینی در مقابل آسمان و خدا هیچ قدرتی ندارند، بی اهمیتی به زمان و وقت شناسی و بی اهمیتی به قولها و وعده ها امری عادی بود، چون خدا خودش کریم است،همه امیدت بخدا باشذ ما که کاره ائی نیستیم بی تفاوتی به این دنیا اساس تفکر خاورمیانه را بنا نهاده و ایده آلی در آسمان برای امیدوار شدن به ادامه حیات رویا هائی در ذهن خود تراشیدند تا خود را از نامیدی و وحشت گرسنگی نجات دهند که به مرور مجموعه تمام آن رویا ها در خدا متبلور شد، و چون دین می توانست ابزاری یرای اعمال اتوریته حاکمان در تحمیق مرد عوام واقع شود، عملا اعتقاد به آسمان و خدا ابزاری برای اعمال سلطه حاکمان بر مردم گردید.
و در نهایت تمام گفتار ها در خاورمیانه به کلماتی مثل هر چه خدا بخواهد، هر چه خدا ارزانی داشته آنرا بر سر سفره می گذاریم، حتی روشنفکران سکولار دمکرات که مرتبا از جدائی دین از سیاست حرف می زنند، و یا مارکسیتهائی که سالیان سال در مکتب ماتریالیسم دیالکتک آبدیده شده اند، به محض بریدن ترمز اتومبیلشان در سرازیری، بلااراده و بلافاصله به حضرت عباس و ابولفضل متوصل می شوند، و بعد از دفع خطر می گویند خدا خودش رحم کرد، مردم عادی هم گوسفندی در راه امام حسین سر می برند و خونش را به لاستیکهای اتومبیلشان می مالند تا خدا آنها را در تصادفات رانندگی زیر پناه خود بگیرد، آنها هرگز قوانین رانندگی زمینی را رعایت نمی کنند، و همپن پیوند های آسمانی است که آنها را از رعایت قوانین زمینی بازمی دارد و آمار سرسام آور تصادفات را بالا می برد،
تمام پیامبران در خاورمیانه ظهور پیدا کرده اند
ژاپنی ها اتومبیل مزدا درست می کنند و با امنیت کامل دنیوی از زندگیشان لذت می برند و ایرانی ها هم خدائی بنام اهورا مزدا درست می کتند و با کوپی پیس از کشورهای بی دین، اتومبیل پراید را می سازند و با سلام و صلوات رکورد بالاترین مرگ و میر ایرانیان را در جهان به ثبت می سانند
تا زمانی که مردم در خاور میانه امیدشان را از آسمان نبریده ند و با رفراندوم، قوانینی تصویب نکنند و همه از آن قوانین مو به مو اطاعت نکنند، و پابند قراردادهای زمینی نباشند هیچ حکومتی نخواهد توانست در خاورمیانه مردم را به قانون پایبند کند، و توکلت علی الله جای قانون را خواهد گرفت.
اروپاییان از قرن ۱۷ تصمیم گرفتند قوانین حاکم بر آنها بر اساس دین نباشد. آنها بی خیال عذاب خداوندی شدند و بر خلاف حکم کتابهای مقدس و قوانین کلیسا، قوانینی را بر اساس رای عمومی تصویب کردند؛ تا امور دنیایشان را سامان دهند! اما خاورمیانه ای ها حاضر به همچنین ریسکی نیستند! آنها حاضرند قوانین قرن ها پیش بر آنها حاکم باشد، اما آخرت را از دست ندهند!
نیش کلماتی کوتاه مکمل در رابطه با این مقاله:
۱ - انسانها می توانند در زندگی شخصی خود حتی سنگ را هم پرستش کنند، ولی حق ندارند آنرا بطرف دیگران پرتاب کنند.!
۲ - آخوند موجودیست که بر خلاف ادعاهایش آخرت را نمی بیند ! بلکه فقط " آخور " را می بیند !!
۳ - مقدس سازی از یک شئی و یا یک مکان و یا یک شخص. به دیکاتوری می انجامد
تقدس دیواری است که نمی شود از آن بالا رفت و در نتیجه آدمهای کنجکاو هزینه سنگینی برای دیدن پشت دیوار باید بپردازند
۴ - ذهن‌های تبهکار (به انگلیسی: Criminal Minds)
یکی از خصوصیات بارز ذهن های تبهکار و یا تبهکاران خاموش که معمولا با ظاهری آراسته و مودب در اجتماع ظاهر می شوند این است که اکثرا به نقاط ضعف مخالفین خود متمرکز می شوند و سعی می کنند تا طرف مقابل را در لحظه ائی که با مشکلی و یا نقطه ضعفی گریبانگیر است، سر بزنگاه مچ گیری کرده و گیر بیاندازند و بجای اصلاح طرف، او را کاملا از نظر شخصیتی خرد و خمیر بکنند، تا به هیچوجه نتواند بخود بیاید. که به این عمل در زبان شیرین فارسی چزاندن گفته می شود.، که ذهن های تبهکار با این عمل سادیستی شیرین کام می شوند. و احساس قدرت می کند.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: