برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی بایستیم

ایرانی و ایران در کنام و دکان دینمداران از یکسو، از دیگرسو در کمند ترفندهای بی پایان دمکراسی آمپریالیستی دچاریم،

ایرانی و ایران در کنام و دکان دینمداران از یکسو، از دیگرسو در کمند ترفندهای بی پایان دمکراسی آمپریالیستی دچاریم، و شگفتا ما در برابر آنها پراکنده و ای بسا بیشتر رودرروی هم هستیم تا در کنار هم. جان بدربردن ما در این چنددستگی مرگبار می باید بیرون از هرگونه خودرأی گروهی ـ فرقه ای باشد تا بتوان با همبستگی از پراکندگی بسود توطئه گران بپرهیزد و یا از جدائی ها بکاهد. وگرنه راه خودسری به نابودی رندگی همگانی و تباهی ناگزیر کشورمان می آنجامد. در این میان آیا ما پاکباختگانِ خودفریب از گذشته تاکنونی خویش نیآموخته و هنوز هم ویلان در بن بست های دشمنی افکن و برتریجوئی ناسیونالیسمِ شاهی ـ آریائی سیرکرده و همچنان در کمند فردگرائی شاهنشاهی اسیر مانده ایم؟ یا آیا با 40 سال شبیخون بی همتای استبداد آخوندی ما هنوز بیدارنشده و هالومنشانه در دام فناتیسم و فاشیسم تمامیتخواه مذهبی گرفتاریم؟ نظامی که جز دشمن خردجمعی، ویرانگر دانش انسانمدار، کشنده ی اندیشه نو و ستیزگر همگرائی های طبقاتی اجتماعی نبوده، و ما همچون میش ها چشم براه مهربانی درندگان خود مانده ایم؟!

وگرنه! پشتیبانی از جار و جنجال رفرمیسم مذهبی، یا چرخش و نرمش بسوی چندش شاهسالاری در میان این گروه ها برای چیست؟ آیا ما فریبخوردگان نادانی، گمراهان فراموشکاری تاریخ خونبار خویش نیستیم؟ همچنین آیا مسئول چربش راهبردهای ضدمردمی حاکمان قلدر، و یا بانی پیدایش راهکارهای نادرست دیروز و امروز آنان، خود ما نبودیم که بخاطر اهداف شان بکاررفته ایم؟ آیا ما 99% های بخاک و خون نشسته و تاریخ پرُ فراز و فرود کشور ویران مان باهم مچل خودکم بینی خویش و بزرگ یابی شاهان و شیخان نشده ایم؟ چرا شده ایم. چون: با نگاهی به ساختار تکرو حکومت پیشین و کنونی، دادن اختیارهای مطلقِ بی در و پیکر سیاسی، و سپردن درآمدهای بربادرفته ی هنگفت نفت و اقتصاد بدست غارتگران، و اینک دیدن اینهمه خانه خرابی ها و آسمان جولی ها، و بدتر از آن بردباری شگفت انگیز گرسنگان ای بسا به "نان شب و در بی سرپناهی" براستی دردآور می باشد. آموزه ریاکارانه " آزمایش الهی" ترفند پست ملاهاست که خود در زمین ما بهشت ساخته اند! پیرامون تلاش ها برای پابرجائی و دچار ماندن درین و آن جهنم پیشین و کنونی بایدگفت که جای پای هزاران "خرد ستیزی جمعی" موج می زند که در میان این  نابودشدگی ها بخشی از آن نیز متوجه کارگران، کارمزدان، زحمتکشان، کارمندان و روشنفکران مردمی ست که در ایجاد حکومت مذهبی دچار لنگی و خوشبینی بوده ایم؛ اگرچه ما امروز با تأخیر برپاخاسته  و در راه ساختن فردائیم.

هرگاه پی چرائی ناتوانی رشد سیاسی مردم و درماندگی اقتصادی کلان خویش می گردیم یا پاسخ جوی خودسری و آشفتگی های دیپلماسی صدسال گذشته می باشیم درمی یابیم که تمرکز قدرت، کنارزدن خودمدیریت و دورماندن مردم از کنترل حکومت ها، سرسپردگی اقتصاد مصرفی وابسته، که جز تابع ناگزیر سازی سیاست دست نشاندگی شاهان و شیخان نبوده، یا دشمنی کور و جاهلانه ملایان، جز بسود سرمایه نئولیبرالیسم و خودِ فناتیسم کنونی نینجامیده است. روندی که تباهی یک قرن کوچکترین نشانه آشکار آن است. چراکه: کرنش نوکرمآبانه شاهان پهلوی و یا ستیز کور و ابلهلانه ملایان تنها توانسته زندگی بیشترین ما و دارائی های کشور مان را گرفتار این دو خوره ی پوکنده یا دو دشمن "هموند و همخون" داخلی و جهانی بسازد که هردو از دیرباز جای پای شان در ژرفای کشور و اعماق ناخودآگاه توده ها پابرجاست. مگرنه عده ای هنوز پی سیاست اصطلاحی دین دولتی و بخشی دیگر به پابوسی ترامپ در صف نشسته اند؟ بهره کشانی که ساختار خودسرانه شان یکسان و علیه هستی ما اینجا و آنجا بکاررفته، و در همیشه ی تاریخ آنها( دین + سرمایه) یار هم بوده، و آگاهانه در برابر خواست نان، کار و آزادی پویای ما ایستاده و همچنان هستند.

تاکی نفوذ عربده کشی ترامپ ها و دسیسه دمکراسی غربی، با آن ساختار غارتگر و میلیتاریستی سرمایه سالار، آنهم بسود یک مشت انگل مفتخوار می باید بتواند جهان کارگران و سازندگان را ویران کند،!؟ درست بسان همین واپسگریان امروزی ولایت که جز دشمن انسانمداری و خردستیزی بسود آخوندیسم در ایران نبوده اند. همبستگی دین و سرمایه برکسی پوشیده نیست! اگرچه جایگاه و پایگاه تاریخی آنها متناقض و متضاد می نمایند، ولی هردو پیوسته همراستا و همگرا دشمن توده های کار و زحمت بوده، و در ویرانگری خرد اجتماعی و چپاول دارائی ملت ها، باهم هماهنگ شده و در دشمنی با همبستگی اجتماعی، آنها سهم مشترکی دارند و بر هستی برباد رفته ما و دیگر اسرای کاپیتالیسم همچنان حکم می رانند و در داخل زندگی جاری ما همچون خوره زندگی، هستی ما را می جوند و با اشتلم تف می کنند. گمان بی هوده نبریم که آنها در برابر منافع مستقل اجتماعی و هویت منافع طبقاتی ما اگر لازم افتد که بارها افتاده، دست در دست هم خواهندایستاد و همچون دیروز و امروز، فرادی ما را نیز مورد هدف تمامیتخواهی های خویش قرارداده و در خم و چم تاریخ، آنها آنگونه که خواسته اند پیوسته بنام دمکراسی بورژوائی و یا حکومت عدل علی و الهی کلاه های گشاد بر سرما ما و دیگر ملت ها گذارده و دار و ندارمان را به یغمابرده اند.

این دو دشمن هستی کش! یکی نائب امامزمان خامنه ای ست و دیگری ترامپ میلیاردر "دمل چرکین آمپریالیسم آمریکا " می باشد. بیائیم تنها به دستبردهای مالی ولایت و ساختارِ ترامپ ساز آمریکائی نگاهی کوتاه و گذاربیفکنیم:

 


بیش از ۶ هزار میلیارد بودجه نهادهای مذهبی و سازمانی وابسته زیر نظارت خامنه ‌ای اختصاص پیدا کرده است. و چرا؟منبع زیر: رسانه ی رهبری!


سازمان صداوسیما ۱۱۴۰ میلیارد
بسیج مستضعفین ۱۰۳۵ میلیارد
وزارت فرهنگ و ارشاد : ۷۷۰ میلیارد
خدمات حوزۀ علمیه قم ۵۲۸ میلیارد
شورای حوزه‌های علمیه ۳۲۹ میلیارد
کمک به بازسازی عتبات ۳۱۳ میلیارد

جامعه المصطفی العالمیه ۲۱۸ میلیارد
منشور فرهنگ قرآن ۲۰۰ میلیارد
حوزۀ علمیه (خواهران) ۱۹۳ میلیارد
سازمان تبلیغات اسلامی ۱۱۵ میلیارد
نهاد رهبری در دانشگاه‌ها ۱۰۲ میلیارد
دفتر تبلیغات حوزه علمیه ۹۲ میلیارد

کمک به نهادهای رهبری ۸۰ میلیارد
کانون پرورش فکری ۷۸ میلیارد
حوزه‌های علمیه خراسان ۵۷ میلیارد
موسسه نشر آثار امام  ۵۷ میلیارد
دفتر ولی‌فقیه سپاه ۵۶ میلیارد
شورای انقلاب فرهنگی ۵۰ میلیارد

احداث و تکمیل مساجد ۵۰ میلیارد
حفظ آثار دفاع مقدس ۳۹ میلیارد
سیاستگذاری ائمه جمعه ۳۷ میلیارد
مجمع جهانی اهل‌بیت ۳۶ میلیارد
شورای تبلیغات اسلامی ۳۵ میلیارد
تدوین کتب علوم انسانی ۲۲ میلیارد

موسسه امام خمینی ۲۰ میلیارد
ستاد اقامه نماز ۱۹ میلیارد
سازمان ارتباطات اسلامی ۱۲ میلیارد
بیمه مداحان ١١ میلیارد
موسسه پژوهشی انقلاب ۸ میلیارد
کتابخانه آیت‌الله مرعشی ۶ میلیارد

بنیاد سعدی ۶ میلیارد
توسعه بازی‌های رایانه ۴ میلیارد
شورایعالی انقلاب فرهنگی ۳ میلیارد
دانشگاه اهل‌بیت ٣ میلیارد


کل هزینه ۶٠١٢ میلیارد تومان

 

 



تازه، لازم به یادآوری ست که این سرمایه هنگفت تنها برای نهادی مذهبی و زیر خواست خود رهبر است. نهادهای فراوان دیگری نیز زیر نظر وی می باشد که در این لیست نیامده است. پرداخت این دارائی های مردمی و بی زبان و آنهم برای تحمیق توده ای در شرایطی سیستماتیک بکارمی رود که بیش از نیمی از مردم کار و ندار ما دچار گرسنگی و یا گذران زندگی شان با این تحریم ها و تورم ها و بازارهای قاچاق زیر خط فقر از یکسو، و از دیگرسو زیر چنگ تیز سلطان های سکه ای، کاغذی، مرغی، قاچاق سپاهی و خود سلطانِ سلطان ها خامنه ای می باشد. رژیم، سلطان سکه را مصلحتی بدارکشید؛ پرسیدنی ست با دیگر سلطان ها و خود سلطان سرمایه خوارِ ولائی که با مافیاها و باندهایش دست درازی در دارائی های کشور دارند چکارمی توان کرد! جز سرنگونی و زدودن بیخ و بن دولت دینی؟

 

و دیگری ترامپ میلیاردر، این دمل چرکین آمپریالیسم آمریکاست:

بد نیست بدانیم که دمکراسی امپریالیسم آمریکا که می خواهد دوستان ساده انگار ما را از دام و دار حکومت مذهبی برهاند، خود او با داشتن بیشترین زندانی در پهنه جهان، بزرگترین زندان دنیا برای شهروندانش می باشد. زیراکه آمریکا با 2 میلیون و 200 هزار زندانی، بیش از یک پنجم مجموع زندانیان جهان را در خود ساختاردمکراتش جاداده است. براساس این گزارش حقوق بشری، این تعداد زندانی بیش از جمعیت 15 ایالت آمریکاست. در آمریکا بیش از 102 زندان فدرال، 1719 زندان ایالتی، 2259 زندان ویژه ی جوانان، 3283 زندان محلی و نیز زندان‌های نظامی و مهاجرتی وجود دارند. این آمار در مقایسه با دیگر نقاط جهان سرسام آوراست و آمریکای دمکرات در مقایسه با کشورهائی همچون کانادا، اروپا و دیگر کشورهای مدعی لیبرالیسم دموکراتیک در بالاترین رده قرار دارد.  شمار افرادی که سالانه وارد چرخه زندان‌های آمریکا می شوند، حدود 12 میلیون نفر است و در 31 ایالت آمریکا هنوز کشتار دولتی یا اعدام همچنان اجرامی شود. وزارت دادگستری آمریکا نیز اعلام کرده، که نگهداری زندانیان سالانه بیش از هفت میلیارد دلار برای دولت این کشور هزینه دربرداشته است. و هزینه سالانه نظامی آمریکا بتنهائی بیش از چین، روسیه، هند، فرانسه، انگلیس، ژاپن و عربستان سعودی می باشد.

گزارش نهادهای حقوق بشری درباره نابرابری‌های ملی قومی اتنیکی در سیستم کیفری آمریکا نشان داده و هنوز می‌دهد که  موارد بازداشت ها و محکومیت به زندان ها برای سیاه پوستان به مراتب بیشتر از سفیدپوستان است. این گزارش می افزاید، درحالی که سیاه پوستان فقط 13 درصد از جمعیت کل امریکا را تشکیل می‌دهند، اما موارد بازداشت آنان 6 برابر میزان بازداشت سفیدپوستان است. همچنین آمریکا، بزرگترین ناقض حقوق بشر می باشد و نکته چندش برانگیز اینکه: آمریکا با وجود اینکه خود بزرگترین ناقض حقوق بشر در جهان محسوب می شود، در این خصوص بیشترین و بزرگ ترین ادعاهای مدافع حقوق بشری را بسان تبهکاران ولائی دارد.

یکی از نشانه های نقض حقوق بشر در امپریالیسم آمریکا، گسترش هولناک فقر، تشدید نابرابری ها و تضاد روبه فراروئی جنگ داخلی بخاطر تبعیض های قومی در این کشور است. آمارهای رسمی حکایت از آن دارد که نزدیک به 40 میلیون شهروند آمریکایی زیر خط فقر زندگی می کنند.اگر این مردم بیدادرس و ناتوان در تامین حداقل نیازهای انسانی مانند غذا، سرپناه و کار، زیر کمک های کوپن دولتی کا برای پانین نشان دادن سقف فقر داده می شود و یا پوشش ارگان های یاریرسان اجرا نشوند، فقر 40 میلیونی دو برابر کنونی خواهدشد. سازمان عفو بین الملل، در ژوئن 2017 در گزارشی پیرامون وضع حقوق بشر در آمریکا تصریح کرد، واشنگتن هیچ گونه اقدام موثری برای پایان دادن به نقض حقوق بشر انجام نداده است. بنابرین ما شاه و شیخ زدگان هیچ چاره ای جز استقلال از آنها و همزمان ایستادن در برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی نداریم.

بهنام چنگائی  29 دیماه 1397

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر بهنام چنگائی

عنوان مقاله: 
برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی بایستیم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب lachin؛

نوشته اید:
هند بزرگترین دموکراسی روی زمین است. بله شاید، تا ببینیم درک و شناخت هر کدام ما از چنین دمکراسی هائی چیست!

هند! کشوری که خدود 900 میلیون از شهروندان آن روزانه تنها با یک دلار زندگی سخت و تلخ خود را می چرخانند. مردمانیکه پس استقلال از بریتانیا و حکومت بگفته ی شما دمکرات آن همچنان فاجعه بار می زیند و 300 میلیون از آنها در لانه خود، چاله ای یا جائی برای ری ... ندارند. شما می توانید این ساختار پست و پلید ضدبشری را دمکراتیک بنامید؛ بگذارید منهم ساختار او را که ثروت کشورش در دست مشتی ست، ضدبشری و بی شرمانه بدانم.

دوست من! دمکراسی یا مردمسالاری، تنها در صورتی مفید به حال پائینی های لهیده ست که دوسویه و دارای دو اهرم همزمان باشد: (( دمکراسی سیاسی! )) و (( دمکراسی اقتصادی!)) در غیر آنصورت آن ترفند جز کلاه گشادی نیست بر سر نداران تنگدست و چپاولشدگان!
تصویر بهنام چنگائی

عنوان مقاله: 
برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی بایستیم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرانقدرم آ. ائلیار سلام؛
قادان آلم منی باغیشلا! من عجولانه بجای نام دوستمان سازاخ، نام شما را نوشتم. پوزش می خواهم و همچون همیشه ها از دیدگاه های مردمی، انسانی و سرراست تان سودبرده و سپاسگزارم، همچنانکه از این پانویس روشن و مترقی شما بهره بردم. و بخوبی می دانید و می دانم که ما هردو باهم در یک سمتگیری استراتژیک خردجمعی و ایجاد ساختاری متکی بر اراده و اداره ی خودمدیریتی مردمسالار و طبقاتی می باشیم.
باسپاس
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام بهنام جان،
عزیز من کی نوشته ام« کمونیست نمی تواند دموکرات باشد؟»
همه می توانند دموکرات باشند به شرط آنکه « دموکراتیک عمل کنند».

اگر کمونیست را کسی بدانیم که « میخواهد استثمار نباشد» ، و از طرف دیگر میخواهد « جامعه از راه دموکراتیک یعنی درک و تلاش و نیروی دموکراتیک خود اجتماع» و نه « با زور افراد و گروهی »، طی « رشد و پیشرفت »، و « آمادگی شرایط داخلی- جهانی برای این کار»، به زودن استثمار برسد ، ( خود نیز مخالف استثمارم)، دلیلی ندارد که چنین کمونیست یا فردی را، دموکرات ندانیم.
در جهان ما« امکاناتِ» 1=امکانات 99 است. اما من میکوشم« امکاناتِ» 1= امکانات1 باشد.
« شرایطِ همه جانبه ی نابرابرِ» حاکم در جوامع، جای خود را به « شرایطِ برابر برای همگان» بدهد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام چنگائی...زنده یاد مهاتما گاندی قبل از اینکه وارد دنیای سیاست بشود بخود گفته بود که من اول بایستی بدانم که چطوری این کشور کوچک جزیره انگلستان توانسته است بیش از نصف دنیا را به استعمار خود در بیاورد . بعد از تلاش های زیاد فهمید که دموکراسی و حکومت پارلمانی انگلستان پایه و اساس این قدرت است. هند و پاکستان در یک زمان به استقلال رسیدند.هند به بزرگترین دموکراسی روی زمین تبدیل گشت و پاکستان هم به یک کشور دیکتاتور ها و حکومت های نظامی از همه نوع همراه با دین ..از اینکه من نوشتم یک کمونیست نمی تواند دمکرات باشد, شاید اشتباه میکنم. لطفآ اسم یک کشور کمونیستی در گذشته و یا درحال را برایمان بگوئید که در آن کشور احزاب سیاسی مختلف , فعالیت میکنند. در ادبیّات سیاسی چپ که از عبارت های مثل ( کشاورزان و کارگران قهار....دیکتاتوری پرولتاریا ) استفاده می شود , دموکراسی دیگر چه معقوله ای است؟ نوشته
تصویر بهنام چنگائی

عنوان مقاله: 
برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی بایستیم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام به جنابان آ. ائلیار و lachin گرامی؛
دوست گرامی! شما برایم نوشته اید که یک کمونیست نمی تواند دمکرات باشد. خوب، من به دیدگاه شما بردبارانه احترام می گذارم، خوب چکارمی شود کرد و یا گفت؟ جز تشویق آزادی بیان و ابراز عقیده!؟ بگذریم
و سپس نوشته اید:
به همان نسبت هم دموکراسی امپریالیستی هم نداریم...این دو عبارت دو موضوع متفاوتی هستند.

در این مورد من با درک و برداشت شما از دمکراسی امپریالیستی، البته آنگونه که ترکیب آندو را نقد می کنید و یا آنرا دو سوژه متفاوت می بیند همخوان نیستم.
چرا؟ چون: راهبردها و راهکارهای این ساختار ضدبشری امپریالیسم آمریکا را می باید چندسویه دید و بررسی تاریخی بلند کرد تا دمکراسی آبکی و یکسویه اش برای توده ها بهتر شناسائی و افشاشود.
البته دمکراسی تنوع و عمر بلندی دارد. هر ساختاری از گذشته های دور چه در "دمکراسی آتنی" یا چه در همین دمکراسی به گفته من ـ

عنوان مقاله: 
برابر دکان دینمداری و دمکراسی امپریالیستی بایستیم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام چنگائی... همانطور که ما روشنفکر دینی , مربع سه ضلعی, شب آفتابی , جلاد بشر دوست , دزد صدیق, کمونیست دموکرات و..... نداریم به همان نسبت هم دموکراسی امپریالیستی هم نداریم...این دو عبارت دو موضوع متفاوتی هستند. در پشت حکومت امریکا یک قانون اساسی ( قابل تغیر و تکامل بر اثر گذشت زمان ) پا برجاست که اساسش حتی قبل از انقلاب فرانسه پایه گذاری شده و هنوز هم به راه تکاملیش ادامه میدهد. موضوع دونالد ترامپ یک برگ پائیزی در نهاد یک دموکراسی بهار است. شما در تمام کشورهای دنیا دزدی,چپاولگری, زندانی, اختلاف طبقاتی, اختلاس, پارتی بازی و یا (Nepotism ) , و تمام بیماری ها اجتماعی را خواهید دید و جامعه امریکا , مثل جوامع دیگر, از این بیماری ها در امان نیست. آنچه شما در باره زندانیان امریکا نوشید کاملآ صحت دارد. من هم در لیست پائینی 200 تا از معتبرترین دانشگاهی جهان را برایتان ارسال میدارم . خواهش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام عزیز لطفا با فرمولهای قدیمی لنین، دست از سر امپریالیسم بردارید، درج مقاله شما به همین راحتی در سایت ایران گلوبال، که در تمام نقاط دنیا قابل رویت برای همگان می باشد، مدیون تکنولوژی امپریالیسم است، ( نمک نشناسی کار پسندیده ائی نیست) نباید دنیا را با دید پانروسیستی لنین و حسادت روسها به تکنولوژی آمریکا بررسی کرد، مصیبتی که جمهوری اسلامی ببار آورده، ناشی از کپی پیس امپریالیسم لنینستی روسیه با رنگ و لعاب اسلام می باشد، که امپریالیسم به استکبار جهانی تبدیل شده و رژیم بخاطر سلام علیک نکردن با آمریکای امپریالیست، مجبور است که دست و پای رهبران تمام کشورهای جهان را ببوسد، و در نتیجه در ایران شمر بن ذالجوشن بعنوان کار آفرین نمونه تاریخ بشریت شناخته شود و در سایه آفرینش مصیبت کربلا توسط جناب شمر، امروزه بیش از ۵۰۰ هزار آخوند و ۸۰ هزار مداح، صاحب مشاغلی پر درآمد میلیاردی بشوند.