احوال پرسی خان ننه

ترگل -مر گلهای من، اوضاع- احوال تو اون دنیا چطوره؟ منهم میخوام اسباب کشی کنم...

 

 

این مادر بزرگ من...[ چیه بابا؟ دارم مینویسم... ] میگوید:
-کچل بالا*bala! مادر بزرگ نه، خان ننه، خان ننه بنویس...
-باشه نوشتم... آخه چرا باز " کچل بالا" میگی، پس این مو های پر پشت درویشی صاحب مرده هیچ اند، ننه جون؟..
-ناراحت نشو بالا، من عادت کرده- ام. تو یادت نمیاد، داشتیم گل رس لگد میکردیم. پدرت میخواست برای ارباب تنور درست کند.همانجا سر خرمن گل، یکهو، کله معلق از شکم مادر افتادی روی گلها! پدرت از دور داد کشید چیه بچه اومد؟ گفتم بلی، هم کچل اومد، هم " ساچلی"( زلف دار)! پدرت بلند گفت: خدای من ، یه پسر یه دختر؟ گفتم: نه، دو پسر . یکی کچل، یکی " ساچلی"!...
- مادرم در کنار تلویزیون نشسته، سرش را انداخته پایین ، دارد روی پارچه سفیدی با نخ ابریشم گلدوزی میکند، و در حالیکه لبخندی برلبانش سبز شده، میگوید...
-بالا! ننه ام از هرچیز یه داستان اصلی-کرم میسازد...
خان ننه حرف اش را قطع میکند: !
-!peee (وووا !)حالا من شدم عاشق غریب،شما شاه صنم؟ننه شد نقال؟...
ننه قربان سنه،بنویس کچل بالا!...
-وای!باز گفتی ها!...
-بنویس یا برو کنار،خودم بنویسم...
-نه خیر!لازم نکرده!همه شو ترکی مینویسید،ترکی را قدغن کرده ان...
-قلط کرده ن قدغن کرده اند...
-وحدت ملت را بهم میریزی...
-کی میگه؟
-آنها.
-دروغ میگن.همه بچه های منن.هم کچلها و هم ساچلی ها...
-فقط یه نوک سوزن اجازه بده،قربانت شوم...

بله، که قبلاًچهره نازنین اش بارها خدمت حضورتان بوده،میگوید فال گرفته...
-فال نه،حالا خیال میکنند منظورم فال حافظه،بنویس بایاتی،فال بایاتی گرفته ام،بالا!...
-خیلی خوب نوشتم.ولی ننه جون،آخه اینها چه می دانند که"فال بایاتی"یعنی چی؟...
-عیب نداره میرن یاد میگیرن،کارت نباشه...
-بله فال بایاتی گرفته اند که آخر عاقبت ما چه خواهد شد!...
-بنویس!خیلی ببخشید ها!مثل قصه ی در آمدن از چاه و افتادن،نه به چاله،بلکه،به ته« یه چاه بزرگتر»خواهد شد...
-خوب تایپ کردم...
-خودت ادامه بده...
-بله، جام جم خان ننه من نشان میدهد که :
در آینده ، جامعه ایران صاحب یک حکومت راست،در جلد:دموکرات،و کاریکاتوری از حل مسایل داخلی خواهد شد...
-یعنی دارن لباس شو میدوزن و عکس شیطانی شو میکشن ...
-آخه جانم اینها چه میدانند که"عکس شیطانی"یعنی چه؟
-خوب سن بنویس. یا " ال مینجیق əl-mıncıq" سنجاق کن!
- برای دو کلمه احوال پرسی ننه جون، باید فرهنگ المنجد و دایرة المعارف دنیا را سنجاق کنیم؟
-پس چی؟
-خوب، نوشتم یعنی همان کاریکاتور.
-بلی همان"کارتون قاری"! یعنی اینکه بازهم برو بگرد.اما عیب نداره، آدم زیاد نگرده پاهاش مثل من باد(ورم) میکنه،برا سلامتی خوبه که هی بگردی...اینو هم نوشتی؟
-بله،همه شو نوشتم. دقیق.
-قربان آن زلفهایت،کچل بالا! ...
-وای! باز گفتی ها! امان از دست شما ننه!...
-بنویس میخواهم یاد بدم فال بایاتی چیه؟...
-نخیر،لازم نکرده. خودتان گفتید که میرن یاد میگیرن...
-درسته، خان ننه قربان آن هوش سرشارِ سر کچل ات بشود، بالا!...
-وای!...
-آهان! آدمها عجب جایزه اند! مثل اینکه از قوطی فاب*در آمده اند!... اینو میخواستم بگم ها! نباید کسی فراموش کنه...

**
ننه جون قلیان چاق کرده، با لبخند مادرانه میگوید: 
به همه سلام دارد و اینکه...
-نترسید،من اینجا هستم...خان ننه قربان همه بچه ها!
-بلی بالاخره میگوید که تا ننه جون سر ش می جنبد شما ...
-از حجی بخاری نترسید...
-آخه قربانت شوم، اینها چه میدانند که«حجی بخاری»یعنی چه؟
-کارت نباشه میرن یاد میگیرن. 
اینهم از ننه جون ما! و فال بایاتی. خیلی خیلی ببخشید ها!...
-نه ، زود در نرو. صبر کن! بنویس، به کارگرها سلام دارم. و اینکه:  ترگل -مر گلهای من، اوضاع- احوال تو اون دنیا چطوره؟ منهم میخوام اسباب کشی کنم!
- ننه قربانت شوم، «آن دنیا» یعنی چه؟ مگر کارگرها مرده اند که حرف آن دنیا را پیش می کشی؟
-کارت نباشد. کارت نباشد. تو هنوز بچه ای، این چیزها را نمی فهمی. هر چه گفتم بنویس. یا برو کنار خودم بنویسم.
-نه خیر لازم نکرده. همه شو ترکی می نویسی.
- بالا! کارگری که طی چند ماه و چند سال غذا نخوره، البته که تو آن دنیاست!....میخواستی زنده باشد؟ سلام مرا به گورستان و مرده ها برسان...قربان همه یتان خان ننه. در آن دنیا!
- وا! اینهم از ننه جون ما!
- آدمها خیلی جایزه اند! مثل اینکه از قوطی فاب*در آمده اند!...

**
- یادت نره ال مینجیق را سنجاق کن!
- این هم " المنجد:

*بالا bala:فرزند، فرزندم.تلفظ a مثل« ا» در بلا.
*karton qarı تلفظ ı در زبان غریبه میتواند e باشد. ولی نه ی کشیده فارسی.
*حاجی بخاری: لولو خور-خوره:اشاره به حکومت.
* ə فتحه
*سَن:تو
سنهsənə:به تو
* آهان: آها
*حجی həcı:کوتاه حاجی
* fab:نام قوطی مواد لباس و ظرف شویی قدیمی، که جایزه داشت. 
*Karton qarı :«پلیس با لباس مخصوص مقابله با اعتراضات».نامی ست تقریباً برابر«ببر کاغذی».
-اینجا«تصاویر کارتونی»،وکاریکاتور. و اشاره ی غیر مستقیم به«در گیری ها با پلیس آینده!»
*-«عکس شیطانی:«شیطانی عکیزşeytanı əkiz»:تصویر منفی(عکس).اینجا اشاره به کاریکاتور.و غیر مستقیم
اشاره به«نقشه کشی ها جهت تولید فرم حکومت آینده».
*karton qarı:کلمه کارتون از قوطی کارتونی گرفته شده است.قاری اینجا به معنی«کهنه» است.
معنی تحت اللفظی:قوطی کارتونی کهنه:پلیس با سپر و کلاه خود و باطوم و چکمه. 
نامی ست در برخی از شهرهای آذربایجان برای پلیس ضد اعتراض.درست شده در بهمن57. 
اسم مفرد است و با« lar»جمع بسته میشود.
*bayatı:دو بیتی های فولکلوریک آذربایجان.با آنها فال هم میگیرند،که رسم مخصوصی دارد.باشد برای بعد.
شاید سرفرصت ننه جون خودش قصه آنرا بگوید.
*ال مینجیق، ال مونجوق muncuq: ال منجوق( لغت نامه المنجد)
*اصلی-کرم:رومو-ژولیت آذربایجان. 
*عاشق غریب-شاه صنم:داستان عاشقانه آذربایجانی.غریب پسر، صنم دختر.
*" دام کیراسی" یا دموکراسی. در فرهنگ ال مونجوق: " کرایه خانه".  

*خیلی ببخشید: 
نوه-اذیت ما را ندیده بگیرید.
ننه-خیال نکنید راحت به "دام کیراسی*" میرسید. 
نوه-یعنی استخوان بمکیم و روباه ها داروغه باشند؟
- ننه قربان سنه، روباه ها که داروغه نشدند، لیاقت اش را نداشتند. دیدیم. مواظب باش هیوره heyvərə ها ( هیولاها) جایشان را نگیرند. کار دنیا را چه دیدی؟ تا چشم به هم بزنی، آزمان azman ها ( هیولاها) می خورندت!
کارت را خودت انجام بده. گربه به سود باباش موش نمی گیره. ساچلی بالام، دُم دنیا  یه رنگی نیس، هزار رنگ داره. کف- احوال منو برای مردگان بفرست!(kef-əhvalım, göndər mənim, ölmüşlərə)
سنگهای قبر، نگین مردگان شده اند! (daşlar gorun, qaşlar olub, ölmüşlərə)
- ننه، اینا، میگن سورچی خوبی هستن، سوار فایتون( کالسکه) آنها بشیم، به باغ انگور می برن. امتحان نکرده، از کجا بدونیم دروغ میگن؟
-جانم، بعد از چهل سال مامایی، میدونم خیلی ها میگن مامای خوبی هستن، ولی به کارشان نگاه کنی، می بینی، چه بچه ها که ناقص نکرده اند. ادعا خرج نداره. همه میگن آشپز خوبی هستند، ولی وقتی میخوان در دیگ پلو را ببندند،
 با توپاله می بندند! ناغیل( قصه)-اش را میدونی. گوش به ادعاها نمیشه داد. همه ی حکمدار ها مدعی اند بهشت درست می کنند. ولی دستالات، باجاریق( کارایی، جربزه) ندارند. به سودشان نیست. آنها سودشان را خلاف وعده های خود می جویند.
دروغ میگویند که به پول و قدرت برسند. 
- یعنی میگی اینها دهان دارند، برای خوردن آمده اند؟
-نه، مثل اینکه داری کم کم حالی میشی، کچل بالا!
-وای ننه، امان از دست شما!
- این آدمها خیلی جایزه اند! مثل اینکه از قوطی فاب*در آمده اند!...

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: