سرود ِ سبز ِ"سپیده"

به رنجهای سکوت ِ سیاه، چیره شده ست.
......................................
صدای دخترم از دور دست می آید.
صدای دخترم از نزدیک.
اگرچه تاریکم
وآسمان ، به نَفَس های سرد، خیره شده ست -

ترانه ای به زبان ِ سپیده می گذرد
که لحظه های دلم را سپید خواهد کرد.

بگو به باغ بخند د
بگو جوانه ، به جان ِ در خت بنشیند.
بگوبه عشق ! درین روزگار ِ بی لبخند-
به رقص برخیزد.

مگو که تاریکم
وآسمان ، به نَفَس های سرد ، خیره شده ست.

به رنجهای سکوت ِ سیاه، چ

رضا مقصدی
.......................
سرود ِ سبز ِ"سپیده" -
به رنجهای سکوت ِ سیاه، چیره شده ست.
......................................
صدای دخترم از دور دست می آید.
صدای دخترم از نزدیک.
اگرچه تاریکم
وآسمان ، به نَفَس های سرد، خیره شده ست -

ترانه ای به زبان ِ سپیده می گذرد
که لحظه های دلم را سپید خواهد کرد.

بگو به باغ بخند د
بگو جوانه ، به جان ِ در خت بنشیند.
بگوبه عشق ! درین روزگار ِ بی لبخند-
به رقص برخیزد.

مگو که تاریکم
وآسمان ، به نَفَس های سرد ، خیره شده ست.
سرود ِ سبز ِ"سپیده" -
به رنجهای سکوت ِ سیاه، چیره شده ست.

به عشق بنویسید :
که ماجرای جوان ِ دلم ، تماشایی ست.
به عشق بنویسید:
صدای دخترم از دوردست می آید
که اوج ِ زیبایی ست.
.................
5 بهمن 97

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: