هر کنفرانس و نشستی بدون شرکت واحد های ملی دستآوردی نخواهد داشت

جغرافیای سیاسی کشور بگونه ای است که واحد های ملی در پیرامون زندگی می کنند و اغلب با آنسوی مرز های قراردادی که خارج از اراده آنها در گذشته های دور بسته شده...

هر کنفرانس و نشستی بدون شرکت واحد های ملی دستآوردی نخواهد داشت

گفتار مابک پومپئو وزیر امور خارجه پر کار و پر حرف ایالات متحده آمریکا در روز جمعه 21 دیماه 1397 پیرامون برگزاری کنفرانسی در « ورشو » که با پایان دهه فجر در ایران، در روز های 24 و 25 بهمن ماه برگزار خواهد شد بازتاب وسیع و گسترده ای در محافل سیاسی و خبری در درون و برون کشور پیدا کرد که همچنان ادامه دارد. محافل درونی، وابستگان و دلدادگان ولایت و دیپلوماسی وابسطه ، آن را سیرک و نماش خواندند ولی با ترس و وحشت شتابزده دست به کار شدند و در اولین فرصت کاردار سفارت لهستان را به وزارت امور خارجه فرا خواندند تا اعتراض خود را به برگزاری این کنفرانس در ورشو نشان دهند. در پی آن محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه رژیم با گلایه از عملکرد دولت لهستان به سراغ تاریخ رفت و یادآور شد که ایران در جنگ دوم جهانی به بیش از 21 هزار و 691 غیر نظامی و 554 نظامی پناه داده و از آنان پذیرایی کرده است، همسو با این اقدامات و گفتار، هفته فیلم لهستان در ایران لغو شد، بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه هم در واکنشی تند گفت: قطعا واکنش جمهوری اسلامی ایران به این اقدام بسیار جدی و بدون هرگونه مماشات و ملاحضه ای خواهد بود، که با واکنش شدید مقامات لهستانی روبرو شد « یاتسک چاپوتوویچ » وزیر خارجه لهستان در بروکسل در گفتگو با خبرنگاران لهستانی گفت: به نظر لهستان ایران صحبت ها و کارهایی می کند که در سطح جهانی نمی گنجد و وزارت امور خارجه لهستان هم در بیانیه ای نوشت: از نظر ما، جامعه جهانی حق دارد در باره مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث و رایزنی کند. در این میان برخی هم در تهران، سخن از حمله به سفارت لهستان را به میان آوردند که از سوی گروه های مشخصی در فرصت های گوناگون که اغلب مورد حمایت برخی از نهاد و ارگان های حکومتی هستند، مطرح شد ولی با توجه به شرایط و موقعیت شکننده رژیم در درون و برون آن خواسته به مرحله اجرا در نیآمد.

انتخاب لهستان برای ایالات متحده از اهمیت خاصی برخوردار است و شاید نزدیک ترین کشور از اروپای شرقی است که رابطه تجاری خوبی با آمریکا دارد و خواهان تجهیزات نظامی آمریکا در خاک خود است، در این راستا با پرداخت 2 میلیارد دلار پایگاه نظامی می سازد و با پرداخت 4 میلیارد و 700 میلیون دلار سامانه موشکی پاتریوت و تجهیزات نظامی از آمریکا می خرد و با خرید گاز هم می خواهد وابستگی خود را به انرژی روسیه اندک سازد، در این میان اختلاف لهستان با اتحادیه اروپا در مورد عدم پذیرش مهاجر، قوانین قضایی و خواسته های محیط زیستی اتحادیه خوشآیند آمریکا است که می تواند از این اختلافات بهره برداری کند.

اقدام ایالات متحده در برگزاری کنفرانس ورشو مورد استقبال مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بویژه « فدریکا موگرینی » به بهانه ماندگاری در برجام قرار و شرکت در نشست اتحادیه آفریقا در آدیس آبابا قرار نگرفت و فدراسیون روسیه هم گفت که در آن شرکت نخواهد کرد، در نتیجه نرمشی در محتوای کنفرانس داده شد و چهار محور آن مانند، بحران در منطقه و تاثیر آن بر مردم خاورمیانه، افزایش و توسعه توان موشکی در منطقه، امنیت سایبری و تهدید های نوظهور برای بخش انرژی و مقابله با افراط گرایی و مسایل مالی غیر قانونی مشخص شد و همچنان « جاناتان کهن » نماینده ایالات متحده در سازمان ملل گفت: هدف کنفرانس تخریب وجهه ایران نیست، بلکه ترویج صلح و ثبات در خاورمیانه مانند بحران سوریه، یمن، اشاعه فعالیت های موشکی، تروریسم و پناهجویان است.

با انتشار خبر برگزاری کنفرانس در ورشو که همراه با گسترش بحران اقتصادی و اجتماعی در کشور است، سازمان ها، گروه ها و افراد به تکاپو افتادند، مفسرین و تحلیلگران دست بکار شدند، مقالات زیادی نوشته و برنامه های فراوانی از سوی تلویزیون ها تهیه شد تا هدف کنفرانس را بررسی و یا پیش بینی کنند، اغلب مفسرین و تحلیلگران بر این باورند که وضع موجود نمی تواند ادامه داشته باشد زیرا مردم در مقابل رژیم ایستادگی می کنند، در این میان گروهی هم کنفرانس ورشو را با با کنفرانس « گوادلوپ » مقایسه و همسو می بینند که در دیماه سال 1357 به مدت 3 روز ( در جزیره ای که مستعمره فرانسه است و در غرب اقیانوس اطلس قرار دارد ) با شرکت سران کشور های فرانسه، آلمان، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا برگزار شد که گویا به رژیم پیشین ایران پایان داد ! البته به نظر نمی رسد که رژیم ایران در آن کنفرانس به پایان رسید بلکه رژیم های استبدادی و خود شیفته جامعه را به نقطه ای می رسانند که خشم فروخورده چندین ساله به عصیان همگانی تبدیل می شود و خشونت جامعه را فرا می گیرد.

در این نوشته به چرایی و چگونگی انقلاب پرداخته نخواهد شد، تنها یادآور می شود که برخی اصرار دارند، انفلاب سال 57 را به کنفرانس گوادلوپ و نیرو های خارجی پیوند بزنند تا واقعیت و شرایط انقلاب را مخدوش کنند، هرچند نیرو های خارجی بویژه بازیگران جهانی همواره به منافع کوتاه مدت و دراز مدت خود فکر می کنند و آن اصطلاح را بکار می برند که ما دوستان و دشمنان همیشگی نداریم بلکه منافع همیشگی داریم که ما را راهنمایی می کند. به هر رو سرنوشت سیاسی و اجتماعی مردم در نشست ها و کنفرانس های برون مرزی که از سوی کشور های گوناگون برگزار می شود نعیین نخواهد شد، هر چند اینگونه نشست ها و کنفرانس ها در شرایط مشارکت همه واحد های ملی که در گستره پهناور آن سرزمین زندگی می کنند، می تواند امید به آینده و همبستگی جهانی را با آنان افزایش دهد و صحنه و حوزه مبارزه را وسیع تر سازد ولی در نهایت دمکراسی و آزادی از سوی مردم و به دست مردم جایگزین استبداد خواهد شد.

جغرافیای سیاسی کشور بگونه ای است که واحد های ملی در پیرامون زندگی می کنند و اغلب با آنسوی مرز قراردادی که خارج از اراده آنها در گذشته های دور بسته شده رابطه زبانی، تباری و عاطفی دارند، اگر تا دیروز دیوار این مرز ها بلند بود امروز با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و ارتباطی، این دیوار ها کوتاه و در حال از بین رفتن است، دیگر نمی توان با ابزار کهن و مرکز گرایی مطلق و کاربرد زور، تمامیت ارضی را حفظ کرد. مطرح کردن حق شهروندی برای همگان، دیگر کارساز نیست که از سوی برخی سازمان ها و افراد همواره تکرار می شود، با تقسیم قدرت مرکزی و مشارکت سیاسی می توان همبستگی را در کشور گسترش داد، ولی باید باور کرد و یادآور شد که تعیین سرنوشت سیاسی واحد های ملی با انتخابات آزاد و دولت های ملی اجتناب ناپذیر است، در این صورت نظارت بر عملکرد دولت های ملی از سوی مردم و نهاد های مردمی افزایش می یابد، سرمایه و نیروی کار در محل باقی می ماند، این سرمایه و نیروی کار محلی گاهی در رقابت و گاهی در رفاقت با مناطق دیگر به توسعه همگانی و فراگیر یاری می رساند و منافع عمومی ایجاد می کند که این خود مانع گسست می شود. بنابرین بزرگترین چالش کشور در شرایط کنونی حق و حقوق ملیت ها است که در هر نشست و کنفرانسی باید مورد توجه قرار گیرد...

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se

ا

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یحیایی.. حقوق شما اگر حق جدایی است.. چنین حقی وجود نداره و شما حق ندارید از جانب مردم ایران در این مورد نظر بدید. اگر من نظر میدم برای این هست که از ایرانی آمده ام که همه مردمش، منهای یک عده بسیار کم به چارچوب و تمامیت ارضی آن وفادار بوده و هستند. سایر مطالبات رو از قبیل درس خواندن به زبان مادری و خرج بودجه استانی رو همین جمهوری اسلامی هم همین حالا به فرمانداری ها و شهرداری های منتخب مردم استانها سپرده. لذا برای شما کار زیادی نمانده. اما گویا شما بیشتر کمبود انقلابی گری دارید تا خدمت به مردم تان. بد نیست ایشالا ایران آزاد شد یک جارو بدست بگیرید و کوچه زمان کودکی تان را تمیز کنید که یک خدمتی کرده باشید. شلوغ کردن و تا پای جان به پای اغتشاش ایستادن حاصلش سوریه میشه و پیروزی بشار اسد.
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یحیایی. این سخنان شما و همنظران تان در مورد تمامیت ارضی باعث طول عمر این رژیم است. تا تقی به توقی میشود شماها فرصت طلبی ناشیانه ای میکنید و به خیال خودتان میخواهید تا تنور داغ است نانی به آن بچسبانید. شماها مردم را میترسانید. شما که میدانید ایرانیان در مورد تمامیت ارضی شان چقدر حساس هستند؟ در مورد تمامیت ارضی ایرانیان یک پا داعشی هستند. چندبار باید این امر در جنگ با عراق و جنگ کردستان و ترکمنستان اوایل انقلاب و غیره آزمایش کنید. اگر خیال میکنید در این 40 سال در این دیدگاه تغییری بوجود آمده سخت در اشتباه هستید. من که سالهاست سرم در روزنامه و کتاب است و خودم مینویسم و خواستار رسیدن حقوق اقوام کشور به حقوق حقه شان هستم در این مورد یک پا متعصب ملی گرا هستم چه برسد به بقیه! شماها آب به آسیاب رژیم میریزید. همین امروز هم اگر خاک ایران در خطر تجزیه باشد من در کنار سربازان جمهوری اسلامی هستم.