نامه مرکز مطالعات ايران در کانادا

به دلايل بسيار واضح، يک رفتارغير ايرانی و انديشه ناسالم سياسی وغيردموکراتيک، مانع از حضورمرکزمطالعات ايران درنخستين نشست شده است. حال شما به جای متوقف کردن و جلوگيری از ادامه يک چنين روند ناسالم سياسی، با اين شيوه غير مسؤلانه از آن حمايت ميکنيد و تاکيد ميکنيد که پس از نشست اول يک جمعی تشکيل شده و از اين به بعد تصميمات به صورت جمعی اتخاذ ميشود

مرکز مطالعات ايران در کانادا

جناب آقای منوچهر يزديان دبيرکل محترم حزب سکولاردموکرات ايرانيان و مدير نشست های فراخوان عمومی

با درود وسپاس از پاسخ ديرهنگامتان

ايميل مورخ ١ فوريه ٢٠١٩ شما را دريافت کردم و لازم ديدم در مورد نکات ناصحيحی که ذکر نموديد توضيحاتی را به اطلاع شما و شرکت کنندگان محترم غيرمنتخب دراين نشست برسانم. حزب سکولاردموکرات ايرانيان و حزب مشروطه ايران (ليبرال دموکرات) يک فراخوان مشترک عمومی (نه دست چين شده و انتخابی) را اعلام نمودند و ازتمامی سازمانها و افراد فعال سياسی و حقوق بشردعوت کردند که درارتباط با برگزاری کنفرانس ورشو و نتايج آن بر روی آينده ايران در يک نشست عمومی (نه خصوصی) در تاريخ ٢٣ ژانويه ٢٠١٩ شرکت نمايند. همزمان مرکزمطالعات ايران درکانادا، که ازسال ٢٠٠۶ به صورت رسمی و قانونی در کشور کانادا به ثبت رسيده و دردوازده سال گذشته هرساله فعاليتهای آموزشی و تحقيقاتی متعددی را برگزار کرده است، از محققين روابط بين المل و اعضای سازمانهای سياسی متعدد دعوت به شرکت در کنفرانس چشم انداز آينده امنيت ايران و منطقه در تاريخ ٢۶ ژانويه ٢٠١٩ نمود. سرکارخانم هايده توکلی دبيرکل محترم حزب مشروطه ايران (ليبرال دموکرات) با ارسال يک ايميل به من بعنوان مديرمرکز مطالعات ايران و يک محقق حقوق و روابط بين المل، يادآوری و تاکيد نمودند که تمايل خود برای شرکت در نشست را به ايميل ذکر شده ارسال نمايم. من نيز به دليل احسال مسئوليت ملی و ميهنی در طی يک ايميل در تاريخ ٢١ ژانويه ٢٠١٩ تمايل مرکز مطالعات ايران را برای شرکت در نشست اعلام نمودم. چون تا پايان روز ٢٣ ژانويه از سوی شما هيچگونه پاسخی دريافت نکردم لذا درتاريخ ٢۴ ژانويه ايميل دوم را ارسال کردم و مجددا در تاريخ ٢٩ ژانويه ايميل سوم را ارسال کردم. همچنين در تاريخ ٢۶ ژانويه و ٢٧ ژانويه و ٢٩ ژانويه و ٣٠ ژانويه و ٣١ ژانويه در طی ايميلها و تماسهای تلفنی با حزب مشروطه ايران بعنوان دعوت کننده فراخوان و نهاد مردمی بعنوان سازمان پشتيبانی کننده از برگزاری اين نشست تماس گرفتم و اعتراض سازمانی خود را از اينگونه رفتار تبعيض آميز و مغاير با اخلاق سالم سياسی و رفتار دموکراتيک و متمدنانه (افراديکه معتقدند چون شاهزاده رضا پهلوی از دستورات ايشان اطاعت نميکنند بنابر اين بايد از ايشان عبور کرد و يا به جوانان ايرانی، به دروغ الغا ميکنند که ايرانگرايان دشمنان سکولار دموکراتها هستند و با آنان نبايد وارد مذاکره شد و يا بيشرمانه تلاش در حذف صدای ايرانگرايان از مطبوعات ميکنند ) که باعث سانسور کردن صدای ايرانگرايانه برآمده از سياوشان ايران زمين شده را با ايشان در ميان گذاشتم. اينک پس از گذشت ده روز شما ميفرماييد که ازنماينده حزب مشروطه ايران در مورد اعتراض ما سوال خواهيد نمود. اظهار چنين سخنی از سوی يک فعال سياسی پرسابقه مثل شما که به چگونگی کارسازمانی آشنايی دارد بسيار بعيد وغيرقابل پذيرش می باشد. به دلايل بسيار واضح، يک رفتارغير ايرانی و انديشه ناسالم سياسی وغيردموکراتيک، مانع از حضورمرکزمطالعات ايران درنخستين نشست شده است. مرکز مطالعات ايران در کانادا حال شما به جای متوقف کردن و جلوگيری از ادامه يک چنين روند ناسالم سياسی، با اين شيوه غير مسؤلانه از آن حمايت ميکنيد و تاکيد ميکنيد که پس از نشست اول يک جمعی تشکيل شده و از اين به بعد تصميمات به صورت جمعی اتخاذ ميشود. آيا شما برای درک و فهم افکار عمومی ايرانيان احترامی قايل نيستيد ؟ آيا حزب مشروطه ايران سخنگو و يا وکيل دعاوی مرکز مطالعات ايران است که از سوی اين مرکز با شما صحبت کنند؟ شما خودتان داوطلبانه مسوليت پاسخگويی اعمال و تصميمات اين جمع را پذيرفته ايد. اما اينک به بهانه صحبت با نماينده حزب مشروطه ايران از پاسخگويی مستقيم و جبران اين عمل ناصحيح و غيردموکراتيک که يا از سر کوتاهی و اشتباه و يا آگاهانه و به عمد رخ داده خودداری ميورزيد ؟ شما همجنين بعنوان يکی از طرفين فراخوان حتی رعايت موازين اوليه همکاری و دعوت مشترک را انجام نداديد و از توجه به تذکرات دبيرکل و نماينده حزب مشروطه ايران در مورد درخواست شرکت مرکز مطالعات ايران به بهانه های غيرمستدل ونادرست طفره رفته ايد. نخستين وظيفه اين جمع، پيش از انجام هر عمل ديگری، اين بوده است که بررسی بکنند چه سازمانها و افرادی درخواست برای شرکت در نشست را ارسال کرده اند و کدام يک از آنان غايب ميباشند. دومين وظيفه اين جمع اين بوده است که از بين خودشان يک فرد مستقل و بيطرف (ونه دبيرکل يک حزب را که بيش ازهر چيز ديگری تعهد مستقيم به حزب خودش را دارد) را بعنوان مدير جلسه انتخاب نمايند. و سپس منشی جلسه خلاصه مذاکرات انجام شده را يادداشت کرده و درپايان جلسه در اختيار تمامی حاضرين و غايبين بگذارد. کدام يک از اين وظايف اوليه توسط اين جمع انجام شده است؟ اگر اين جمع از رسيدگی به مکاتبات ساده و معمولی سازمانها و افراد، به شکلی درست و مسولانه که مانع از ضايع شدن حقوق سايرين گردد، عاجز است چگونه ميخواهد از حقوق يک کشور و ملت بزرگی همانند ايران در صحنه بين المللی دفاع نمايد؟ انتشار نخستين نامه اين جمع به وزارت خارجه آمريکا به روشنی عدم توانايی ديپلوماتيک اين جمع را آشکار ساخت. و اگر ادعای اخلاق سالم سياسی و دموکرانيک بودن دارد که ديگر اينگونه رفتارهای غيردموکراتيک و غير اخلاقی برای چيست؟ يکی از افراد اين جمع پرسيده است که چرا ما فعالان اپوزيسيون تمام انرژی خود را در خنثی نمودن يکديگر بکار برده و حتی اراده و رواداری و بصيرت سياسی برای همکاری های مقطعی و موردی در جهت منافع ملی از خود نشان نمی دهي م؟ شايسته ترين پاسخ به ايشان و اين شيوه رفتارغيراخلاقی وغيرايرانی وغيردموکراتيک فردی و جمعی شما در همان ادعاهايی است که در متن فراخوان نوشته ايد: به راستی چرا اجزاء مختلف اپوزيسيون، برای نجات ايران از خطرات سهمگين پيش رو، گردهم نيايند؟ کدامين از ميان آيندگان، اپوزيسيون بیتفاوتی را که قادر نبوده وطناش را ازخطر نجات دهد خواهد بخشيد؟ و برآنانی که در چنين موقعيت حساسی تن به اقدام نداده و بر اختلافات خود پای فشرده اند نفرين نخواهد کرد؟

پاينده باد ايران و ايرانی

بهمن جلدی، مدير موسس مرکز مطالعات ايران در کانادا

دوازدهم بهمن ماه ١٣٩٧

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: