آشفته بازار ورشو و پیام پرمغلطه و تکراری خامنه ای

قبلا بسیاری چنین می اندیشیدند که احتمالا در پیام خامنه ای به تغییرات بنیادین در حاکمیت ولایت فقیه و حذف پُست اصلی نظام ولایت فقیه (رهبری) برای جلوگیری از سقوط نظام مُلایان اشاره خواهد شد، اما نه تنها چنین نشد، بلکه او همچنان با قول و وعده هایی پوچ و مبنی بر تصحیح خطایای نظامش و رفع معایب بودجه دولت، می کوشد نوعی انعطاف انتزاعی را در ذهن مخالفان سرسخت رژیم ایجاد کند...

 

در ورشو ـ پایتخت لهستان ـ اجلاسی در سطح بین‌المللی برای گسترش ثبات و آزادی در خاورمیانه برگزار شد که رژیم مذهبی ایران در مرکز توجه این اجلاس قرار داشت.
اجلاس ورشو در ۱۳ و ۱۴ فوریه برابر با ۲۴ و ۲۵ بهمن ماه در دو روز پیاپی برگزار شد و هدف از برگزاری آن، بررسی نقش " بی‌ثبات‌کننده ایران " در خاورمیانه و چگونگی خنثی کردن تحرکات سوء رژیم مُلایان اعلام گشت. نشست ورشو در نوع خود، شاید تازه‌ترین ابتکار دولت آمریکا در سطح جهانی برای ایجاد فشار حداکثری بر رژیم جمهوری اسلامی بعد از اعمال تحریمهای اقتصادی شکننده بوده باشد.  

دولت ترامپ، وزیران خارجه ۷۰ کشور جهان را برای شرکت در این اجلاس فراخوانده بود. اما پس از آن‌که بسیاری از اروپایی‌ها از پذیرفتن دعوت در این نشست دو روزه با تمرکز ویژه بر مقابله با رژیم ایران سر باز زدند، دیپلمات‌های آمریکایی دستور کار آن را وسیع‌تر کردند.
نشست ورشو چهار موضوع اصلی داشت: " بحران‌های منطقه و تأثیر آن بر مردم خاورمیانه " ، " توسعه موشک‌های بالستیک "، " امنیت سایبری و تهدیدهای نوظهور برای بخش انرژی " و " مقابله با افراط ‌گرایی و مسائل مالی غیرقانونی " در کشورهای خاورمیانه.

بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی نشست ورشو را با دو نمونه تاریخی دیگر، کنفرانس گوادلوپ و نشست آزور مقایسه کرده‌اند: اولی چند ماه پیش از فروپاشی نظام سلطنت در ایران و نشست دوم پیش‌زمینه‌ای برای حمله به عراق و سرنگونی رژیم صدام. البته هر دوی این مقایسه‌ها موافقان و مخالفان خود را دارد و نمی توان گفت اجلاس ورشو هم با هدف نابودی حتمی نظام مُلایان از سوی دولت امریکا برگزار گشته است.

در اینکه آیا اجلاس ورشو می تواند مقدمه‌ای برای برخورد نظامی با رژیم مُلایان باشد، بازهم نظرات و تفاسیر متعددی وجود دارد. آیا این نشانه نزدیکی بسیار یک جریان از اپوزیسیون رژیم (سازمان مجاهدین خلق ایران) به ابرقدرت جهان است؟! در این صورت،‌ واکنش دیگر گروه‌های اپوزیسیون ایران از جمله سلطنت طلبها و تجزیه طلبان به چنین اتفاقی چه خواهد بود؟!
به یقین، هنوز کسی پاسخ قطعی برای اینگونه پرسش‌ها ندارد. اما مخالفین جدی رژیم و گروه های سیاسی داخلی هر گونه اعمال فشار دولت‌ها بر رژیم مُلایان را گامی به سوی تغییر اساسی حکومت در ایران می‌دانند، اما همزمان معتقدند پیروزی نهائی تنها با اتحاد و هماهنگی بیشتر بین گروههای اپوزیسیون امکانپذیر است.

از دیدگاه بنده اما، آشفته بازار ورشو، تبدیل شده بود به بازار حراج کالاهای اپوزیسیون حقیقی و کارتونی رژیم جمهوری اسلامی. متاسفانه هیچ فرد و گروهی طرف مقابل خودش را قبول نداشت، از سلطنت طلب ،مجاهدین خلق و احزاب کُردستان و اهواز و بلوچستان و غیره... هرکسی پرچم و نماد سازمان خودش را در دست گرفته و خبری از اتحاد و قرائت برنامه مشترک میان همه آنها برای ایران فردا نبود. در دنیای مجازی هم از کامنت های ایرانیان از هر ملیت و مذهبی پیدا بود که چقدر عقاید همدیگر را قبول دارند.!

آیا در چنین شرایطی حساس، غیر از ملیتهای ایران طرف دیگری متضرر می شود؟؟
آیا به نفع مُلایان صفوی نیست که چنین آشفته بازاری میان مخالفانش بوجود آمده است؟؟
آیا احزاب، سازمانها و شخصیتهایی که آنجا حضور داشتند، تنها در فکر به کرسی نشاندن سیاست خویش و برنامه حزبشان نبودند؟؟
بنظرم انگار هر گروه و طیف سیاسی داشت برای امریکا ثابت می کرد که ما فقط نماینده مردم هستیم و لا غیر...!

آری، این روزها دقیقا شبیه آخرین ماهها و روزهای سال ٥۷ است که عاقبت هم در نتیجه عدم اشتراک فکری و ضعف اپوزیسیون در کنترل قیام و بدست گرفتن قدرت انقلاب واقعی مردم ایران، مع الاسف قرعه به نام خمینی و مُلایان درآمد...!
پس بدین خاطر در عقیده ما اهل سنت و جماعت تا آلترناتیو و جایگزینی بهتر یافته نشود، ایجاد انقلاب دستاوردی جز آشوب و هرج و مرج در کشور نخواهد داشت و عدالت اجتماعی بوجود نمی آید.

همزمان با اجلاس ورشو، علی خامنه‌ای، رهبر رژیم، در بیانیه‌ای به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب، از جوانان خواسته " گام بزرگ دوم " برای پیشبرد انقلاب را بردارند.
خامنه‌ای در مقدمه این بیانیه توصیفی ـ تکراری خود، از آنچه در این چهل سال گذشته را از نگاه خویش ارائه داده و در بخش دیگری از آن در هفت حوزه مختلف توصیه‌هایی به جوانان و مردم ایران کرده است که بنظرم هیچ نوآوری جدید و یا مبحث عقلانی درآن یافت نمی شود.
او در بخشی که به " عدالت و مبارزه با فساد " اختصاص داده نوشته است: "صریحا می‌گویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید می‌شد و بشود، دارای فاصله‌‌ای ژرف است ".

اما باز هم خامنه‌ای کما فی السابق، میزان فساد در میان مقام‌های حکومت مُلایان و آل ولایتش را در مقایسه با " بسیاری از کشورهای دیگر " و حکومت خاندان پهلوی بسیار کمتر دانسته است.!
اگرچه از روزها قبل، رسانه های رژیم اعلام کردند، به زودی پیامی مهم و راهبردی از سوی رهبر صادر می شود، اما بعد از آن و با بررسی زوایای مختلف پیام خامنه ای، نه تنها امید به تغییرات اساسی در رژیم برای همیشه بسته شد، بلکه با وجود چنین توهماتی از سوی رهبر رژیم، هیچگونه بهبودی نیز در اوضاع نابسامان کشور روی نخواهد داد. مصمم بودن خامنه ای و رژیمش بر ادامه حیات معیوب حاکمیت ولایت فقیه، البته که کوبیدن میخ آخر بر تابوت دیکتاتوری مُلایان خواهد بود، اما سعی و تلاش ما نیز کافی و وافی نیست و محور مبارزات هنوز مسیر اصلی خود را پیدا نکرده است.

در پیام علی خامنه ای، علاوه بر موضع اصلی آن " عدالت و مبارزه با فساد " شش توصیه دیگر نیز که عبارتند از علم و پژوهش؛ معنویّت و اخلاق؛ اقتصاد؛ استقلال و آزادی عزّت ملّی؛ روابط خارجی، مرزبندی با دشمن و سبک زندگی، وجود داشت که در هیچکدام به خواست و مطالبه اصلی مردم ایران که همانا رهایی از سیستم مذهبی ولایت فقیه و تغییر اساسی در نظام و دگرگونی ریشه ای درآنست اشاره ای نشده است.!
قبلا بسیاری چنین می اندیشیدند که احتمالا در پیام خامنه ای به تغییرات بنیادین در حاکمیت ولایت فقیه و حذف پُست اصلی نظام ولایت فقیه (رهبری) برای جلوگیری از سقوط نظام مُلایان اشاره خواهد شد، اما نه تنها چنین نشد، بلکه او همچنان با قول و وعده هایی پوچ و مبنی بر تصحیح خطایای نظامش و رفع معایب بودجه دولت، می کوشد نوعی انعطاف انتزاعی را در ذهن مخالفان سرسخت رژیم ایجاد کند.

در آخر به عقیده بنده، اجلاس لهستان و نمایش کارزار اپوزیسیون در ورشو و همزمان هم صدور پیام تکراری و خالی از مفاهیم منطقی و اساسی توسط خامنه ای، این حقیقت را باردیگر نمایان ساخت که نه رژیم به آسانی حاضر به قبول خواست مردم و مخالفان خود برای خاتمه دادن و برون رفت از گرفتاریهای مملکت است و نه هیچکدام از مخالفان شناخته شده و یا بعضاً ناشناخته مُلایان هم در پی ایجاد یک جبهه متحد، هماهنگی و انسجام لازم برای گسترش و پیشرفت ازبرای براندازی رژیم هستند.
متٲسفانه تمام امیدها به امریکا و زدن تیر خلاص به رژیم توسط ترامپ دوخته شده است، و اینچنین حالتی یعنی تولد انقلابی ناقص تر از قبل و ایجاد آشوب و هرج و مرج در کشور.
خوشبختانه و به احتمال زیاد طی روزهای آینده از میان چهره ها و مخالفان داخلی رژیم و برخی اپوزیسیون فعال و سیاسیون شناخته شده خارج از کشور، یک آلترناتیو معتدل، دمکراتیك و سكولار معرفی خواهد شد، که صد البته این چنین تحولی بسی جای امیدواری برای مردم ایران خواهد بود.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: