در ونزوئلاء چه می گذرد؟

علی رغم پنهان شدن پشت گفتمان "دموکراسی" ، "قانون اساسی" "حق و مسئولیت"، "جان بولتون" مشاور امنیت ملی، اینبار، هدف حکومت ترامپ را بسیار بی پرده و عریان بیان می کند: "ما به دارایی های نفتی نگاه می کنیم، اصلی ترین منبع درآمد حکومت ونزوئلا نیز همین است. در این رابطه چکار می توانیم انجام دهیم. در این زمینه با شرکت های نفتی آمریکایی نیز در حال مشورت هستیم. همه ی تلاش ما این است که شرکت های نفتی آمریکایی در ونزوئلا بتوانند سرمایه گذاری کرده و نفت استخراج کنند"!

 

روز 23 ژانویه، در تاریخ کودتاهای آمریکایی صفحه جدیدی باز شد.  ترامپ با ارسال "توییتر" اعلام کرد که حکومت "نیکولاس مادورو" در ونزوئلا را برسمیت نمی شناسد، و بجایش رئیس مجلس ونزوئلا "خوان گوایدو" را بعنوان "رئیس دولت موقت" تعیین کرد.  این اولین بار است که در تاریخ معاصر، حکومتی با توییتر رئیس جمهور آمریکا تعیین می شود.  در واقع برای اولین بار، از کاربرد سلاح به کاربرد "توییتر" (جیک جیک پرندگان)  برای خلع ید از حکومت مشروع کشوری استفاده می شود! 

آمریکا، در ونزوئلا بارها و بارها علیه حکومت منتخب "هوگو چاوز" و نیکولاس مادورو به اشکال مختلف دست به کودتا زده، ولی هر بار تلاش هایش نقش برآب شده است.  (1)

حکومت مادورو برخلاف تبلیغات رسانه های انحصاری غربی، هم دارای پایه های وسیع مردمی، و هم از حمایت کشورهای بزرگ جهان برخوردار است.  جبهه وسیعی از کشورهای جهان نیز از حکومت مشروع مادورو، پشتیبانی می کنند.  در این رابطه رئیس جمهور مکزیک  Andrés Manuel López Obradorاظهار داشته است که:  "ما از حکومت مادورو دفاع می کنیم، زیرا این بدعت می تواند فردا در کشورهای دیگر نیز تکرار شود".

بعد داخلی بحران ونزوئلا

ونزوئلاء کشوری است که دارای بزرگترین منابع نفت شناخته شده در جهان است. (297.6 میلیارد بشکه) بدین دلیل، غرب و در راس آن آمریکا، خواهان آنند که سیاست های حکومت ونزوئلا در جهت منافع آنها، و شرکت های نفتی، (در مورد ونزوئلا، شرکت های نفتی"هالیبورتن" ، "شورون"، "اکسون موبایل" ) آنها باشد، همچنانکه، در مورد عربستان، کویت، بحرین، امارات متحده، که حیاط خلوط آمریکا محسوب می شوند، چنین است.  در غیر این صورت آنها تاب تحمل چنین حکومت هایی را ندارند.   در زمان چاوز، صنعت نفت ونزوئلا ملی شد، و این همان موضوعی است که آمریکا تاب تحمل آنرا ندارد.  همچنانکه تاب تحمل ملی شدن صنایع مس شیلی، ملی شدن صنایع نفت ایران، و ملی شدن کانال سوئز مصر را نداشتند.  (2)

موضوع دخالت حکومت در انتخابات، وضعیت پریشان اقتصادی - اجتماعی ونزوئلاء که تنها بخشی از آنها واقعیت دارند، و به عنوان دلیلی برای تحریم اقتصادی ونزوئلاء اقامه می شوند، بهانه ای بیش نیست، چرا که، تحریم و محاصره اقتصادی قبل از روی کار آمدن حکومت مادورو آغاز شده بود.  یعنی وخامت اقتصادی و به تبع آن وضعیت پریشان اجتماعی در ونزوئلاء نه علت، بلکه عمدتا نتیجه و معلول تحریم اقتصادی آمریکاست.  چاوز، با انتخابات دموکراتیک روی کار آمد، ولی از آنجائی که سیاست های مستقل وی منافع آمریکا را تهدید می کرد.  آمریکا ابتدا ارتش ونزوئلاء را تحریک کرده و بعضی از افسران ارتش را خرید، تظاهرات خیابانی را با دست عوامل خود سازماندهی کرد، سپس ادعا کرد که چاوز علیه مخالفین دست به سرکوب نظامی زده است.  چاوز درآمد نفت را خرج مردم فقیر می کرد، خدمات آموزشی و درمانی را مجانی کرد.  دست به سرمایه گذاری های زیربنایی زد و برای تحقق آن زیربار قرض رفت. 

حمایت آمریکا، غرب،  و کشورهای همسایه ونزوئلا، بویژه کلمبیا و قشرهای مرفه و ثروتمند ونزوئلا از تظاهرات ضد حکومتی سبب شد تا در 11 آوریل 2002 ژنرال های ارتش، چاوز را دستگیر و او را زندانی کرده، و بجای اش "رئیس انجمن کارفرمایان" ونزوئلاء "پدرو کارمونا"  Pedro Carmona را بعنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلاء تعیین کنند.  رسانه های مورد حمایت غرب نیز از او پشتیبانی کردند.   حتی برخی از کشورهای آمریکای لاتین  و آمریکا نیز پیام های تبریک به پدرو کارمونا فرستادند.  ولی عکس العمل مردم ونزوئلاء در مقابل این کودتای نرم بحدی سریع و بزرگ بود که بعد از 48 ساعت ژنرال های ارتش مجبور شدند کامرون را دستگیر و از چاوز دعوت کنند که دوباره سر حکومت برگردد.  "جامعه جهانی" شان نیز مجبور به گردن نهادن به این واقعیت شد.  

در سال 2013 چاوز به شکل مشکوکی درگذشت   معاون و جانشین چاوز، نیکولاس مادورو، با فرق کمی در انتخابات پیروز شد، و توانست 6 سال بر ونزوئلاء حکومت کند.  کاهش قیمت نفت در بازارهای جهان، نارسائی و تصمیمات نادرست اقتصادی ، عدم تجربه کافی، و کارشکنی ها در اداره اقتصادی کشور سبب بالا رفتن سریع تورم و سخت شدن زندگی مردم ونزوئلا گردید.  حدود 3 میلیون نفر کشور را ترک کردند، و بحران در ونزوئلا  تشدید گردید.  (3) 

بعد خارجی بحران ونزوئلا

 وضعیت موجود در ونزوئلاء، مسلما دارای یک بعد خارجی نیز است، که بدون آن نمی شود قضاوت درستی از وضعیت موجود داشت. 

غرب با رسانه های زیر سلطه، تاکتیک همیشگی خود در بی اعتبار کردن مادورو را دامن زد (همچنانکه در مورد کاسترو، آلنده، چاوز، قذافی، و بشار اسد کرد).  برای خریدن افسران ارتش ونزوئلا مبالغ هنگفتی خرج کرد، جانیان مافیای کلمبیا را سازماندهی، و از آنها بعنوان ابزاری علیه دولت ونزوئلاء استفاده کرد.  کماندوهای ویژه ارتش اسرائیل را به مرزهای برزیل و ونزوئلاء انتقال داد.  (ونزوئلاء در عکس العمل به این حرکت آمریکا مرزهای خود با برزیل را بست).  دست به تحریم و محاصره اقتصادی زد. دارایی های ونزوئلا در بانک های آمریکا و انگلستان را ضبط کرد.  تا جائی که مادورو مجبور شد تا برای حفظ  رزرو طلای موجود در خزانه کشور آنها را به ترکیه  انتقال دهد.  نهایتا، گارد ویژه نیروی دریایی آمریکا در کاراکاس پایتخت ونزوئلاء وظیفه حفاظت از سفارت آمریکا و همچنین حفاظت از خوان گوایدو، رهبر منتصب خود را بعهده گرفته است، و اکنون، آمریکا مدام حکومت مادورو را تهدید می کند:  "اگر به بچه های ما (Our Boys) دست بزنید، شما را نابود می کنیم".  (4) 

انگلستان، فرانسه، آلمان، اسپانیا، پرتقال، به ونزوئلاء اولتیماتوم دادند که اگر ظرف 8 روز به پای  انتخابات نرود، گوایدو را بعنوان رهبر ونزوئلاء به رسمیت خواهند شناخت!  دقت کنید، همه این کشورها دارای سابقه استعماری خونینی هستند.  بویژه فرانسه و اسپانیا، ولی دلشان برای دموکراسی و کمک های انسانی به ونزوئلا لک می زند.  اگر کانادا و استرالیا را نیز به این جمع اضافه کنید، تابلو تکمیل خواهد شد.  کشورهایی که بزرگترین جنایات را علیه بومیان کشور خود مرتکب شده اند، نقش انسان دوستی و حواریون دموکراسی را در ونزوئلا بازی می کنند!  (5)

در آمریکای لاتین "گروه لیما" که مرکب از کشورهای کلمبیا، اکوادور، پاراگوئه، شیلی، پاناما، آرژانتین، کاستاریکا و گوواتمالا است از گوایدو حمایت می کنند.  وجه مشترک همه کشورهای فوق این است که همه آنها جزو اقمار آمریکا بوده و با حکومت های دست راستی که به مراتب غیر دموکراتیک تر از ونزوئلا  هستند، اداره می شوند.

شرکای آمریکا در بحران ونزوئلا

آنچه امروز در ونزوئلاء می گذرد یک مبارزه ملی - طبقاتی تمام عیار است.  مبارزه دهقان بی زمین است علیه صاحبان زمینی که 70% زمین ها را در اختیار دارند.  مبارزه مردم فقیری است که خواستار بهره مند شدن از نعمت های منابع ملی کشور خود، مانند، نفت و طلا هستند.  مبارزهای است بین 5%  بخش مرفه و ثروتمند ونزوئلاء  که در جهت منافع خود سالیانه دهها میلیارد دلار منابع ثروت ملی را با کمپانی های آمریکایی تقسیم و غارت می کنند، و بنام حفظ آن ثروت باد آورده، جنگی علیه مردم فقیر و حکومت منتخب آنها براه انداخته اند.

5% بخش ثروتمند ونزوئلاء و اطرافیان آنها که از این ثروت تغذیه می شوند، توانسته اند با کمک رسانه های زیر سلطه خود لایه های دیگری از جامعه ونزوئلاء را که حتی فقیرند تحت تاثیر قرار داده به خیابان ها کشیده و علیه حکومت مادورو اعلان جنگ دهند.  امریکا و کمپانی های بزرگ نفتی آن که در جریان ملی شدن صنایع نفت ونزوئلاء متضرر شده اند، چشم به منابع و ثروت های ملی  ونزوئلاء دوخته و بنام دموکراسی از این جریانات حمایت و آنها را هدایت می کنند.

اشتهای سیری ناپذیر به منابع انرژی ارزان، و دم دست.  ترس از دست دادن تاثیر و کنترل خود بر کشورهای آمریکای لاتین  ضرر و زیان جدی کمپانی های نفتی آمریکایی با ملی شدن صنایع نفت ونزوئلاء.  بعلاوه بر اثر از دست دادن منابع مالی باد آورده که سبب کاهش بودجه نظامی و خطر از دست دادن موقعیت "ابر قدرت جهان" را  بدنبال خواهد داشت.  (6)  

سوال این جاست، آیا تحولات فوق در ونزوئلا را می توان با گفتمان دموکراسی، و بشر دوستی، آنهم از پنجره "غرب متمدن" توضیح داد؟  باید پرسید، در این کشمکش حق با کیست؟  مردم فقیری که برای بهبود شرایط زندگی خود و بهرمند شدن از منابع ملی و بیکران کشور خود به حکومتی که برای برآوردن آرزوهای خود امید بسته اند،  یا آنهایی که بعد از انقلاب چاوز، 40 میلیارد دلار ثروت کشور را برداشته و به خارج فرار کرده اند، و می خواهند دوباره با سرنگون کردن حکومت در ونزوئلا بساط چپاول و غارت کشور خود را با همدستی راهزانان بین المللی دوباره برقرار کنند؟   

 

توضیحات و منابع:

(1)  البته قدرت آ مریکا را نباید دست کم گرفت، چرا که اکنون هم دارای بزرگترین قدرت نظامی جهان است.  ولی با وجود این، بعد از جنگ جهانی دوم که مدام دست به کودتا و مداخله نظامی برای تغییر رژیم کشورها در جهان زده است، عمدتا شکست خورده و مجبور به عقب نشینی شده است.  نمونه های آن از ویتنام تا عراق و سوریه و افغانستان بسیارند.  قدرت نظامی و امکانات اقتصادی آمریکا در سرنگونی حکومت های مخالف بهر شکلی  (کودتای نظامی، انقلاب مخملی، دخالت در انتخابات ...)  عملا با آغاز جهان چند قطبی، به مراتب مشکل تر شده است، بویژه اینکه آمریکا در این زمینه دارای کارنامه بسیار سیاه و تبه کارانه ای در نزد افکار عمومی جهان است.

(2)  خانواده بوش دارای سهام عمده ای در شرکت نفتی CHEVRON است.  این همان شرکتی است که در اشغال عراق در زمان جورج بوش، نقش مهمی ایفا کرد.  "کوندالیزا رایس" وزیر خارجه وقت آمریکا نیز رئیس سابق این شرکت بود.  مدیر عامل شرکت نفتی  HALLIBURTON نیز معاون جورج بوش "دیک چینی" بود که توانست قراردادی به ارزش 40 میلیارد دلار از حکومت عراق تحت کنترل آمریکا دریافت کند.  این دو شرکت که جزو ارگان های اصلی "نظام موسس" Establishment  آمریکا هستند، نقش عمده ای در اشغال و نابودی عراق بازی کردند.  آنها امروز، همین نقش را در ونزوئلا نیز بازی می کنند.  به این شرکت ها باید شرکت نفتی EXXON MOBILE  را نیز اضافه کرد که مدیر عامل آن (2016 - 2006) وزیر امور خارجه سابق حکومت ترامپ، "رکس ویینی تیلرسون" بود!

https://www.globalresearch.ca/regime-change-for-pr...

https://www.globalresearch.ca/venezuela-lets-cut-t...

https://www.voltairenet.org/article205028.html

https://www.youtube.com/watch?v=c6FjsIGpkW0

(3)  سازمان سیا، تاکنون به بیش از 50 رهبر در اقصی نقاط جهان سوء قصد کرده است که هوگو چاوز، یاسر عرفات، و سلوبودن میلوسویج (زمانی که در لاهه در زندان بسر می برد) از آن جمله اند.  یاسر عرفات رهبر افسانه ای فلسطین، زمانی که در سال 2004 در پاریس از بیماری سرطان درگذشت، لباس هایش به مقدار زیادی آلوده به مواد رادیو اکتیو  پولونیوم 210 شده بود.  همین واقعیت را وقتی چاوز از بیماری سرطان درگذشت معاون اش نیکولاس مادورو اعلام کرد، که لباس های چاوز به ماده سرطان زا آلوده شده است.  سلوبودن میلوسوویچ نیز قبل از اینکه در دادگاه لاهه تبرئه و بیگناهی اش در حوادث یوگسلاوی اثبات گردد و از زندان آزاد گردد، بی سر وصدا با همین شیوه در سلول خود در زندان لاهه به قتل رسید.

https://www.counterpunch.org/2016/04/22/the-strange-death-of-hugo-chavez-an-interview-with-eva-golinger/

(4) ترکیه متعهد گردیده است که از طلاهای ونزوئلا نگه داری و آنها را با معیار های بین المللی استاندادیزه کند.  انتقال طلاهای ونزوئلا به ترکیه، آمریکا را از کوره بدر کرده است.  یکی از مقامات وزارت خزانه داری آمریکا به رویتر گفته است:  "فعالیت های تجاری ترکیه - ونزوئلا را از نزدیک تحت نظر داریم، اگر در تحریم های ما کارشکنی کنند بلافاصله عکس العمل نشان خواهیم داد".   یادآوری این نکته ضروری است که در جریان حبس کشیش آمریکایی "برونسون" که به جرم جاسوسی 2 سال در ترکیه در زندان بسر برد، ترامپ و "مایک پنس" معاون ترامپ هر دو ترکیه را تهدید به تحریم اقتصادی کرده بودند.  و نهایتا ماه گذشته ترامپ اعلام کرد: "اگر ترکیه، کردهای سوریه (PKK-YPG )  را مورد حمله قرار دهد، اقتصاد ترکیه را نابود می کنیم".  به زبان دیگر، همچون مورد خوان گوایدو، اگر به بچه های ما (پیاده نظام ما در منطقه) دست بزنید شما را نابود می کنیم!

(5)  تحولات ونزوئلا، مسئله ارزش های اروپای مترقی، متمدن، و اروپای دنیا مرکز را مورد سوال قرار داد.  اروپا و دنیای غرب خود را متعهد به ارزش های دموکراتیک می داند، و تا حد معینی در مورد شهروندان خود ، به آن ارزش ها پایبند است.  ولی وقتی صحبت از شهروندان کشورهای دیگر است، براحتی می تواند آن ارزش ها را فدای منافع خود کرده و زیرپا بگذارد.  رابطه غرب با عربستان سعودی بدون توجه به گذشته، تنها در رابطه با قتل روزنامه نگار سعودی "جمال قاشیقچی" نشان می دهد که چگونه آن ارزش ها شکننده و آسیب پذیراند.  در حالی که حکومت ونزوئلا در مقایسه با عربستان و کشورهای نفت خیز خلیج صدها بار دموکراتیک تر و انسانی تر محسوب می شود.

(6)  "جان بولتون" مشاور امنیت ملی ترامپ، برای تحریک ارتش ونزوئلا علیه مادورو، خطاب به ژنرال های ارتش ونزوئلا  که به زبان اسپانیایی پخش شد، می گوید:  "فرماندهان ارتش ونزوئلا، اکنون زمان آن استکه در کنار مردم ونزوئلا موضع گیری کنید.  دفاع از دموکراسی  و قانون اساسی برای ونزوئلا مسئولیت و حق شماست".

"مایک پنس" معاون ترامپ، درخواست فوق را صریح تر بیان می کند" زمان پایان دادن به حکومت مادورو رسیده است". 

علی رغم پنهان شدن پشت گفتمان "دموکراسی" ، "قانون اساسی" "حق و مسئولیت"، "جان بولتون" مشاور امنیت ملی، اینبار، هدف حکومت ترامپ را بسیار بی پرده  و عریان بیان می کند:  "ما به دارایی های نفتی نگاه می کنیم، اصلی ترین منبع درآمد حکومت ونزوئلا نیز همین است.  در این رابطه چکار می توانیم انجام دهیم.  در این زمینه با شرکت های نفتی آمریکایی نیز در حال مشورت هستیم.  همه ی تلاش ما این است که شرکت های نفتی آمریکایی در ونزوئلا بتوانند سرمایه گذاری کرده و نفت استخراج کنند"!

البته رسانه های مخالف در آمریکا، ترامپ و باندش را به باد استهزاء گرفته اند.  Splinter news  در این زمینه می نویسد:  "این احمق ها حتی نمی توانند یک کودتا را درست و حسابی عملی کنند".

سناتور آمریکایی  Ron Paul نیز از سیاست های ترامپ در ونزوئلا، بعنوان:  "رسوایی ونزوئلای ترامپ" نام می برد.

در ونزوئلاء چه می گذرد؟

علی قره جه لو

28 فوریه 2019

 

*  خوانندگان می توانند در مورد بحران ونزوئلا به فیلم مستند "جنگ علیه دموکراسی" The War on Democracy  در لینک زیر مراجعه کنند.  فیلم مستند با ارزشی که واقعیت بحران ونزوئلا را موشکافی کرده است.

https://www.youtube.com/watch?v=c6FjsIGpkW0

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: