سرنگونی فرسایشی یا زمینه برای تولد چهره دوم آخوندیسم

در اینکه خامنه ای نسبت به خطرات جدی که موجودیت کلی رژیم مُلایان را تهدید می کند، کاملا آگاه است، گمانی نداریم. اما اینکه او معادلات سیاسی را با چه ابزاری حل می کند و یا رویدادهای سیاسی را چگونه رصد می کند که به ماندگاری رژیمش اینچنین اعتماد دارد، بسی نیاز به ژرف نگری و درک بیشتری از موضوع است.

 

 

بی شک اعتقاد بیشتر ما اینست که رژیم جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است. آری، در چند ماه اخیر به طور گسترده از سوی بیشتر گروه‌های سیاسی داخل کشور، اپوزیسیون شناخته شده و بسیاری از افراد دیگر در شبکه‌های اجتماعی و رسانە ها متفاوت در این راستا تبلیغات وسیعی می‌شود. تا آن جا که افراد، گروهها و سازمانهای سیاسی بسیاری یا خود را به عنوان آلترناتیو حقیقی قلمداد می‌کنند و یا این که به دنبال تشکیل شوراهای رهبری و ایجاد کانونهای مشترک فکری برای جایگزین شدن حاکمیت مُلایان هستند.

بنابراین بی دلیل هم نیست کە رهبر رژیم در این یکی دو سال، دائما با بیان اینکه " یکی از القائات خطرناک دشمن این است که نظام جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است" آنرا یک جنگ روانی تمام عیار وصف می کند، اما در نهایت هم می گوید، اما آنها بە طور یقین بدانند که نظام فرو نمی‌پاشد!.

در اینکه خامنه ای نسبت به خطرات جدی که موجودیت کلی رژیم مُلایان را تهدید می کند، کاملا آگاه است، گمانی نداریم. اما اینکه او معادلات سیاسی را با چه ابزاری حل می کند و یا رویدادها را چگونه رصد می کند که به ماندگاری رژیمش اینچنین اعتماد دارد، بسی نیاز به ژرف نگری و درک بیشتری از موضوع است.
رژیم آخوندی علاوه بر ابزارهای مختلف مذهبی ـ شیعی که در داخل کشور برای حفظ آبروی خود دارد، همچنان نیز در میان بخشی از توده های مختلف جامعه طرفدارانی دارد. صد البته که مطالبات مشروع ملیتها و مذاهب ایران، همچنان مخالفت حداکثری است، اما تلاش آنها تاکنون نتوانسته است در قالب مخالفتهای وسیع و شورش های گوناگون در گوشه و کنار کشور در این سالها، منجر به انقلابی دمکراتیك و مردمی شود.
بسیاری از مردم ایران با درک مشقتهای اقتصادی و گرفتاریهای روزمره خود، متاسفانه همچنان فریب سیاست های عوامفریبانه رژیم را خورده و با بیان اینکه در زندگی آنها امنیت و آرامش در کشور قبل از هر چیز نقش و جایگاه تعیین کننده ای دارد، اصرار می ورزند که برای ظهور دولت مهدی و آمدن صلح و امنیت پایدار در ایران و جهان، همچنان صبورند و منتظر. چرا که آنها معتقدند بر اساس روایتهای شیعه، ممکن است بسیاری اعتقادی به رژیم کنونی ولایت فقیه هم نداشته باشند، اما درقلب خویش هرگونه مخالفت صریح و آشکارا را با نظام آسمانی را احتمالا سبب تٲخیر امام عصر و نافرمانی او می دانند.!!

اما مهمتر از آن، همزمان با درک چنین اوضاع و احوالی در کشور، دولت ایالات متحده آمریکا نیز هیچگاه سیاست صادقانه ای در رابطه با برخورد با رژیم آخوندی نداشته و در ایجاد ارتباط با طبقات مختلف مردم ایران هم حقیقتا به طور متعدد و پی درپی رفتارهای مشکوکی انجام می دهد. دولتمردان امریکا به کرات چنین ابراز می دارند که آنها تنها دنبال تغییر رفتار رژیم هستند و نه سرنگونی آن. اما در کنار این سیاست، بخشی دیگر از مقامات آمریکایی از ضروت تغییر رژیم در ایران سخن می‌گویند.!!!

ضدونقیض گوئی دولت امریکا و سیاست غیرشفاف آنها در طول این سالها، ضربات متعددی به امید مردم ایران برای پیروزی بر دیکتاوری آخوندی زده است.
به یقین می توان گفت که اگر حرکت‌های اعتراض دانشجویی ۷۸ کوی دانشگاه تهران، جنبش انتخاباتی سبز ۱۳۸۸، حرکت اعتراضی دی ماه ۱۳۹۶ و حرکت اعتراضی مرداد ۱۳۹۷، از سوی امریکا و طرفداران دمکراسی حمایت می گشتند، همگی اعتراضات عظیمی بودند که می شد با تکیه بر هر یک از آنها و با بهترین روشها و آرام ترین شیوه ها بر حاکمیت مُلایان پیروز شد.
اینک اما، در ظاهر اقدامات سریع، جدی و عملی کابینه ترامپ کار مبارزان ایران را تسریع بخشیده است. حمایت ظاهری از سازمان مجاهدین خلق و بخش دیگری از مخالفین رژیم اگر واقعی می بود، بسی جای دلخوشی و امید می گشت. اما پشت پرده امریکا با سیاست برجسته کردن برخی از نیروها نه تنها با آنها روراست نیست، بلکه می خواهد این پیام را به مردم ایران بدهد که بین نظام مُلایان و فلان سازمان سیاسی کدامین را می پسندید، تصمیم خود را  بگیرید، چون منافع امریکا مهمتر و برتر از هر خواست مشروع شماست و امریکائیها هم برنامه های خود را بر پایه منافع شناخته شده ای بنیان نهاده اند، نه اینکه به خاطر حمایت از یک ملت یا کشوری آنها را به فراموشی بسپارند.

سوال مهم اینکه آیا امریکا واقعا حامی سازمان مجاهدین خلق ایران است یا آنها را همچو ابزار تهدیدی برای انتخاب بین نقیضین، فقط پشتیبانی کلامی می کند؟!

اگرچه سازمان مجاهدین خلق ایران از آغاز تٲسیس، دیدگاه‌های ضد آمریکایی داشت، اما در دهه ٦۰ و بعد از خروج کامل نیروهای آنها از ایران و علیرغم چندین بار افت و خیز و پیش آمدن شرایط ناگوار و گذشتن از موقعیت های تلخ، باز هم جانی تازه گرفته و هم اینک در سطح بین المللی از جایگاه خاصی برخوردارند. اینکه سازمان مجاهدین خلق در داخل کشور تا چه حدی طرفدار دارد را به لحاظ ممنوعیت جدی آن سازمان و نیز شدت و حدت رژیم در سرکوب حامیان آنها، بطور روشن نمی شود گفت، آنها واقعا نماینده چه تعدادی از طیف ها و طبقات مختلف مردم ایران هستند، اما در خارج از کشور و در ایجاد تظاهرات گسترده و اعتراضات وسیع از سایر گروهها بسی بیشترند و بر آنها پیشی گرفته اند.
سازمان مجاهدین خلق، پس از نزدیک به پانزده سال تبلیغ و مبارزه حقوقی سرانجام توانسته است از لیست سازمان‌های تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا خارج شود.
بسیاری بر این باورند که در حال حاضر دولت امریکا در پی آنست که سازمان مجاهدین خلق را بعنوان تنها آلترناتیو حاکمیت مُلایان معرفی کند و آنها را کاملا از هر جهت حمایت و پشتیبانی می کند.
اما به عقیده بنده، ضربه بزرگی که امریکا بعد از تهاجم به عراق به سازمان مجاهدین خلق وارد آورد و نیز قراردادن نام آنها در لیست ترور طی سالهای زیاد و بنابر درخواست رژیم آخوندی، هرگز قابل مقایسه با لطف و حمایت ظاهری کنونی از آنها نیست.
رژیم با تمام توان خود در پی تغییر درونی و تولد چهره دیگر آخوندیسم است. تلاش گروههای سیاسی داخل کشور و برخی دیگر از چهره های اپوزیسیون در خارج از کشور در ظاهر و باطن، تنها حمایت از چنین پروژه ای است و نه تلاش برای سرنگونی کامل نظام مُلایان.
از دیگر سو دولت امریکا با نشان دادن سازمان مجاهدین خلق ایران در رسانه ها، درپی فریفتن آن سازمان بوده و مانند ابزاری از وجود آنها استفاده می کند و گرنه هرگز بطور جدی از آنها حمایت به عمل نمی آورد.

به باور بنده، پیش کشیدن و جدی جلوه دادن سازمان مجاهدین خلق از سوی امریکا ابزاری است برای رسیدن به سه هدف؛
اولاً: امریکا درصدد است به مُلایان بگوید در صورت نپذیرفتن سیاست منطقه ای امریکا و عدم پذیرش خواسته های آنها از جمله؛ دست برداشتن از انرژی اتمی، عدم حمایت از تروریسم و غیره... بی صبرانه سازمان مجاهدین خلق را جایگزین خواهد کرد و آنها سرسخت ترین و حقیقی ترین دشمنان مُلایان ایران هستند.
ثانیاً: به مردم ایران بفهماند که در حال حاضر اپوزیسیونی قدرتمندتر از مجاهدین خلق وجود ندارد و باید شما مردم هم تکلیف خودتان را معلوم کنید، یا ادامه دیکتاتوری آخوندها با وجود تمام گرفتاریهای مادی و معنوی؛ یا پذیرفتن سفارش ویژه آنها.
ثالثاً: امریکا با نگهداشتن سازمان مجاهدین خلق در حالت آماده باش برای سرنگونی رژیم، می خواهد رهبران آنها را در چنین شرایطی حساسی اقناع کند که حامی آنهاست، اما در مقابل باید آنان نیز گام به گام و همراه با سیاست امریکا عمل کنند و لا غیر.!!!
در پایان آنچه از همه واقعی تر به نظر می رسد، برنامه تغییر از درون حاكمیت آخوندها و حمایت کامل امریکا از این پروژه خطرناک رژیم ولایت فقیه است. در این برهه از زمان، دولت امریکا اگر نیت واقعی برای کمک به مردم ایران را داشته باشد؛ بی صبرانه آنها را یاری می کند. اما آنچه از ظاهر و باطن سیاست امریکا پیداست، کابینه ترامپ نیز احتمالا تنها به مانند قابله ای خواهد بود؛ برای تولد دولت نوین در نظام مُلایان و عملا هیچ کمکی هم به مبارزات مردم ایران نخواهند کرد.

منبع: 
https://event.mojahedin.org/i/events/5497
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: