طیف بندی گفتمانی و چند چالش مهم جنبش زنان!

یک استراتژی جامع و معطوف به یک جنبش نیرومندفمنیستی و ضدمناسبات قدرت، قاعدتا باید ضمن افشاء و انتقاد از محدودیت ها و یا گژدیسی نگاه به بالا و دخیل بستن به قدرت های درون یا بیرون، بتواند همه سطوح گوناکون مطالبات و مبارزات و سازمان یابی ها، از جمله شبکه های واقعی و مجازی و یا مطالبات حقوقی و مطالبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را به هم مرتبط سازد.

۸ مارس، نمادمبارزه بی وقفه زنان برای برابری و آزادی است. امروزه در مقیاس جهانی می توان گرایش روزافزونی در جهت رادیکال ترشدن جنبش فمنیستی و مطالبات آن را مشاهده کرد. از جمله در اسپانیا می توان شکل گیری و عناصرگفتمانی یک جنبشی فمنیستی با سویه های ضدسرمایه داری و گرایش به چپ را تحت عنوان« مانیفست فمینستی، برای جامعه‌ای بدون استثمار، خشونت و سرکوب سکسیستی و شورش و مبارزه بر ضد اتحادِ پدرسالاری و سرمایه‌داری که از ما می‌خواهد فرمانبردار، مطیع و ساکت باشیم.» در مقاله جالب زیر* ملاحظه کرد.

اما در ایران، حجاب اجباری را می توان وجه نمادین از سرکوب گسترده و همه جانبه ای دانست که زنان ایران هرروز و هرلحظه در عرصه های گوناکون اجتماعی در جدال با آن هستند. با این همه هرنمادی نه بخودی خود بلکه در پیوند با محتوا و مجموعه مطالبات و ابعادآدپارتایدی که در جریان است معنا پیدا می کند. از این رو پوشش و حجاب اجباری بیانگر مناسبات قدرتی است که حکومت اسلامی هویت و بقاء خویش را با آن گره زده است و برهمین پایه عقب مانده ترین و ارتجاعی ترین رسوبات و باورهای واپس گرایانه و پدرسالانه را با بدترین وجوه استثمارگرایانه سرکوب زن باهم ترکیب کرده است. فراطبقاتی انگاشتن مطالبات و خواسته ای زنان و فراتر از آن رویکردتقلیل گرایانه به نماد یا نمادهای صرف و کنشگری های معطوف به آن از یکسو و نادیده گرفتن گستره های ویژه مبارزات زنان و سطوح گوناگون مطالبات و مبارزات آن ها از سوی دیگر، از چالش های مهمی هستند که جنبش زنان امروزه بیش از هر زمانی با آن ها مواجهند. شماری از این گونه چالش های مهم عبارتنداز:

ا- به موازات قطب بندی ها و صف‌آرائی های جامعه علیه استبدادحاکم،‌ شاهد فرایندطیف بندی جامعه حول گفتمان های گوناگون در جنبش زنان نیز شاهداین گونه طیف بندی ها هستیم و تلاشی که برای شفاف کردن و صراحت بخشیدن به گفتمان هرکدام از این طیف ها در جریان است.

۲- گفتمان درون سیستمی و معطوف به «اصلاح نظام» در صفوف مبارزه زنان علیه تبعیض جنسی ( تا آن جا که به رویکردقدرت محور و پیشبردحقوق زنان با تکیه به آن برمی گردد)، رویکردی است که امروزه سترونی خود را به عیان نشان داده و بهمین دلیل از دامنه نفود و بردآن به مقدارزیادی کاسته شده است. بدیهی است که هنوز هم نقداین نوع کنشگری که تا همین دیروز هم سعی داشت که مجلس شورای اسلامی را با «نمایندگان» مدافع حقوق زن اشغال کند، تا زمانی که رژیم هم چنان برپاست و اصلاح طلبان برای دوام و همواره کردن مسیربازتولید آن می کوشند لازم است.

۳- از سوی دیگر با گفتمانی مواجه هستیم که در یک نظام هرمی- طبقاتی با دو ویژگی توأمان واپسگرائی و ابژه و کالاسازی همه عرصه های زندگی، تنها وجه واپسگرایانه آن را هدف می گیرد و در بهترین حالت فرضی، برای برابرحقوقی و یا کسب موقعیت برابر بین نخبگان زن با مردان نخبه و صاحب امتیازسیستم،‌ یعنی «برابری در نابرابری» برای اقلیتی مرفه مبارزه می کنند که البته خوداین تجربه حتی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری هم نتوانسته است صورت تحقق بخود بگیرد. اکنون بخشی از آن ها طرفدارباصطلاح براندازی با تکیه به قدرت های بزرگ شده اند. آن هم بیش از همه به قدرتی که ضدیت با حقوق و دستاوردهای زنان از ویژگی های بارزآن است که برای کسی که واقعا بدنبال حقوق زنان باشد چیزی جز مصداق منطق ماکیاولیستی هدف بکارگیری هر وسیله را توجیه می کند نیست.*. در کنشگری هم عمدتا با خصلت برجسته کردن مبارزات فردی بجای تقویت کنش های جمعی و تقلیل مطالبات آن ها به یک یا چند مطالبه محدود و البته علم کردن سلبریتی هائی که با خیل گسترده ای از «دنبال کنندگان» همراه است.

۴- و بالأخره گرایش رو به رشدگفتمان فمنیسم رادیکال با سویه های ضدسرمایه دارانه و ضدقدرت است که با کنشگری جمعی (حضورفعالانه بدنه اجتماعی) و طرح مجموعه ای از مطالبات و همبستگی متقابل با سایرجنبش های اجتماعی و مطالباتی شناسائی می شود. نه فقط در حوزه برابری حقوقی-سیاسی و یا حق زن بر پوشش و بدن خود، بلکه هم چنین درعرصه نیروی کار به معنای گسترده آن از خدماتی و یدی و تا کارغیرمزدی و بازتولیدی و تا ابژه و کالاسازی بدن. این گرایش فمنیستی ضدسرمایه داری و ضد کالاسازی اساسا بر پایه گفتمان معطوف به پیوندجدانشدنی برابری و آزادی، از ویژگی های عمده گفتمان سوم، صورت می گیرد که ریشه در واقعیت های عینی و تجربه زیسته چندین دهه ای جنبش مردم ایران علیه قدرت مستقردارد و شاهدرشدآن در جنبش کارگری و معلمان و دانشجویان و .. نیز هستیم. حضورگسترده زنان در جنبش پراهمیت معلمان و طرح مطالبات همه جانبه توسط آن ها از مطالبات صنفی تا حق تشکل های مستقل و آموزش رایگان و آزادی زندانیان و همبستگی با کارگران، مبارزه پرستاران و یا دانشجویان علیه تبعیض جنسی در دانشگاه ها و یا بیانیه های ضدسرمایه داری توسط فعالان زن از مصادیق بارزآن است. با این همه در شرایط کنونی هنوز وزن بالقوگی گرایش فمنیستی این جنبش بدلیل فضای سرکوب حاکم بر کشور بر وزن بالفعلی آن می چربد. در حقیقت تأکیدبرمطالبات اخص زنان در همه وجوه و سطوح خود و تشکل یابی حول آن ها توسط زنان به موازات تقویت پیوندآن با سایرجنبش های اجتماعی، هم چون دوایرجدا و متداخل دو فرایند مکملی بشمار می روند که هیچ کدام نمی تواند به ضرر وجه دیگر نادیده انگاشته شود. دیالتیک این دوایرجدا و متداخل است که کلا پیشران تعمیق مطالبات و گسترش پایگاه اجتماعی در مقیاس کلان محسوب می شود.

خطاهائی که باید از آن ها حذرکرد!

۵- نکته پایانی آن که نه فقط انتقاد از تکیه یک جانبه بر شبکه های مجازی به معنی تقابل ذاتی آن با شبکه های حقیقی نیست بلکه آن ها مکمل یکدیگر بوده و از دست آوردهای مهم بشر محسوب می شوند. بنابراین انتقادبه آن ها انتقاد به نگاه و بهره گیری یک جانبه از آن هاست و نمی تواند به معنی نادیده گرفتن اهمیت هرکدام از آن ها و در برابرهم قراردادنشان باشد. چنان که انتقاد به تقلیل گرائی و بسنده کردن به مطالبات صرفا «حقوقی یا سیاسی» و یا به یک خواست و کنش های فردی به معنی نادیده گرفتن اهمیت آن ها نیست و نباید باشد. آن ها نیز مکمل هم هستند.

بطورکلی جنبش فمنیستی رادیکال را قبل از هرچیز باید و می توان در چارچوب مناسبت قدرت و مبارزات بی وقفه علیه آن قرارداد که از جمله علیه مردسالاری و دولت سالاری خادم تبعیض ها و سرمایه سالاری که برای افزایش سود و گرداندن چرخه بازتولیدگسترده سرمایه، جه با نیروی کارارزان زنان و چه حتی از کارمجانی و گسترده و بدون دستمزدزنان در کارهای خانگی و یا عرصه بازتولیدنسل و پرورش نیروی کار، و نیز کلا کالائی کردن حنیسیت و تن  به ابژه ای که به اشکال مختلف‌ و مستقیم یا غیرمستقیم، در کلیه شبکه های قدرت اعم از کلان و یا خرد، تحت سرکوب و اعمال خشونت و استثمارهمه جانبه قراردارد. بنابراین تقابل و نقد گفتمان های اول و دوم را نباید به معنای تقابل قراردادن سطوح مختلف مبارزه زنان علیه تبعیضات گوناکون فهمید. برعکس یک استراتژی جامع و معطوف به یک جنبش نیرومندفمنیستی و ضدمناسبات قدرت، قاعدتا باید ضمن افشاء و انتقاد از محدودیت ها و یا گژدیسی نگاه به بالا و دخیل بستن به قدرت های درون یا بیرون، بتواند همه سطوح گوناکون مطالبات و مبارزات و سازمان یابی ها، از جمله شبکه های واقعی و مجازی و یا مطالبات حقوقی و مطالبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را به هم مرتبط سازد.

قاعدتا این گفتمان سوم و معطوف به جنبش های اجتماعی-مطالباتی با سویه های ضدسرمایه داری است که با تکیه بر نیروی اجتماعی و همبستگی با دیگرجنبش های اجتماعی-طبقاتی و با بهره گیری اصولی و سازنده از امکانات و فشارهای بین المللی، قادر به ارائه یک استراتژی معطوف به پیوندهمه جوانب و سطوح مبارزاتی جنبش زنان باشد. مبارزاتی  که در همه سطوح یاخته های اجتماعی از خردوکلان از خانه ها و خیابان ها و محل های کار و خدمات تا سطوح کلان قدرت و با همه اشکال مناسبات اقتدارگرایانه از فرهنگی و اقتصادی و سیاسی جاری است و منبع تولید فقر و تباهی و تبعیض ها بشمار می رود. 

مانیفست فمنیستی

https://pecritique.com/2019/03/06/%

*- ملالی جویا: صلح با طالبان خطرناکتر از جنگ با این گروه است.

این عبارت کوتاه و طلائی به خوبی هم ماهیت به غایت ارتجاعی و تا مغزاستخوان ضدزن طالبان را به نمایش می گذارد و هم ماهیت دولت آمریکا (و متحدین محلی و جهانی آن را) که چگونه برای نجات خود، عملا دارد افغانستان را به طالبان واگذار می کند. حالا این رویکرد را مقایسه کنید با یکی از فعالین زن در خارج کشور که در گفتگوی صفحه ۲ بی بی سی به مناسبت ۸ مارس چگونه از مداخله قدرت های خارجی و امثال پمپئوها برای رهای زنان در یک نظام توتالیتیر دفاع می کند!

http://www.bbc.com/persian/afghanistan-47501903?SThisFB

 

 

 

 

منبع: 
سایت تقی روزبه
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: