تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان

تقدیم به قرمز آزادی
  •  
     
    تراکتور برای آزربایجان است و شکوه و عظمت آزربایجان را به زبان « فوتبال » حرف می زند. اگر در بازی های بارسلونا همه تماشاگران و شیفتگان آن یکصدا فریاد می زنند: « کاتالان اسپانیا نیست» این حق طبیعی آنهاست. جهان و اسپانیا هم مجبور و محکوم به شنیدن آن هستند. در اینسو زبان « فوتبال » تراکتور شاید برای پایتخت آزاردهنده باشد اما برای ملت « اشغال شده » در حکم مارش ملی است. تراکتورسازی درست مثل مارش روز اول جمهوریت است. باشکوه و سرفراز. فوتبال، زبان مدرن جهان است. سیاست و فلسفه و عشق و ادبیات است. « مرزبندی بی مرز خویشتن » است. تاریخ و اجتماع و فرهنگ است. تماشاگران تراکتورسازی شهروند ایران نیستند شهروند آزربایجان هستند، شهروند مقاومت و فوتبال و عشق و رهایی هستند. آنها در قامت تراکتور دارند رؤیای خویش را می نگارند. تراکتور معادل همه « آزربایجان » است. جغرافیای تراکتورسازی « تورکچولوک » است. منتقدان به فلسفه تراکتورسازی بهتر است نگاهی به تیم های استقلال و پیروزی که وابسته ترین تیم ها به دولت و سیاست هستند بیندازند. به همان اندازه که استقلال و پیروزی تیم های نژادپرستان و استعمارگران و اشغالگران هستند تراکتورسازی تیمی برای رؤیای رهایی استعمارشونده ها است. 
    در جام جهانی فوتبال، پرچم ها و سرزمین ها و مرزها با یکدیگر حرف می زنند. به یکدیگر شاخ و شانه می کشند و سرودهای ملی خویش را فریاد می زنند. فوتبال مملکت است و پرچم است و مبارزه برای اظهار وجود ملت ها. از یاد نمی بریم که نژادپرستی ایران بر اتوبوس حامل فوتبال ایران ترکیباتی چون « ستارگان آریایی » و قهرمانان پارسی می ندارد و به به آن می نازد. این آیا سیاست نیست؟ 
    شعار « فرق ائله میر » و « عئیبی یوخ » عاشقان تراکتورسازی از بطن مفاهیم آزربایجانچیلیق بر می خیزد و ذهن نژادپرستان و تمرکز گرایان را به هم می ریزد. اگر به قول نهادهای سلطه قرار است در ورزش « فرهنگ سازی » صورت گیرد ما این « فرهنگ سازی » را به شیوه آزربایجانچیلیق بسط می دهیم. بگذریم از اینکه خودشان دارند در سایه همین شعار فرهنگ سازی به کنترل سیاسی باشگاه ها می پردازند. کثیف ترین بلا را بر سر فوتبال، سیاستمداران ایران در آورده اند. آنها فوتبال را ایدئولوژیکی کرده اند. 
    طنین شعار «آذربایجان وار اولسون، ایستمییه ن کور اولسون» پایانی بر سلطه تیم های سیاسی « استقلال و پیروزی » پایتخت است. تیم هایی که از آخور سیاست و قدرت و اشغال و جناح بازی‌ها تغذیه می کنند. 
  •  
    • تراکتورسازی با دو بال « تورکچولوک » و « آزربایجانچیلیق » چون عقابی تیز چنگال بر سر استعمارگرها و نژادپرستان فرود آمده است. برای همین آنها از تراکتورسازی نفرت دارند. و درست برای همین ما تراکتورسازی را دوست داریم.
    •  
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام دوسلار..
آقای آشچی...خوشبختانه رشد و آگاهی سیاسی ملت تورک آزربایجان به آن حدی رشد کرده است که به قیّمی مثل شما احتیاج ندارد و دوران هندوانه به زیر بغل گذاشتین هم خیلی وقت است تمام شده است.این آگاهی سیاسی ناشی از دست آورد های چهار جنبش در قرن اخیر ( مشروطه- خیابانی- پیشه وری _ انقلاب 57 ) است که ملت تورک فهمید که منافع ملیّشان در کجا نهفته است. موقعی که ملت تورک در شروع انقلاب 57 در تبریز با مشت های گره کرده فریا میکشیدند (( سو ایستروخ.. برق ایستروخ.. دورد ایللخ شاه ایسروخ.. آب میخواهیم..برق میخواهیم... شاه چهار ساله میخواهیم )) ودر شهر های دیگر و در جامعه فارسستانی این شعار انقلابی به (( خمینی عزیزم.. بگو که خون بریزم )) تبدیل شد, یواش یواش دیسکورس (( طلاق سیاسی )) در جامعه تورک رشد پیدا کرد . در راجع به ایجاد سایت استقلال طلبان و آقای توکلی بایستی اضافه بکنم که همانطور که دوست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استاد، دانشمند لوائی من و دیگر دوستان به اندازه کافی از نوشته شما در باره تیم تراحتور سازی دفاع کردیم در حالی که شما با برخورد از بالا و مجتهدگونه سکوت کرده اید، ولی وقتی همزمان در فیس بوک این صحنه های شو مدل کراوات را از شما دیدم به خود این حق را می دهم از شما بخواهم که دکان دونبش تراختور و آزربایجان را ببندید، از خدایتان بخواهید که روزیتان را در جای دیگر شاید در حوزه علمیه حواله کند.
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=276066109984423&id=100027431089348

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لاچین، من همچنان که گفتم حرفهایم را زدم. اینجا هم وارد پولمیک با شما نمی شوم. چند کلمه ای میگویم و بحث را یک طرفه می بندم. شما و دیگران البته مختارید که همچنان ادامه دهید. چند سؤال هم مطرح میکنم. جواب این سؤالها را نه به من، که به خودتان بدهید. اولا، نوشته اید که حرف زیاد دارید برای گفتن. فکر نمی کنید که به حد کافی حرف تکراری زده اید و حالا وقت عمل است؟ به غیر از مکررات، حرف تازه تان چیست؟ این حرف تیراختور، بارسلونای ایران و از این قبیل را هزاران بار گفته اند. فکر نمی کنید که تکرار هزار باره یک حرف بیشتر حالت نق زدن پیدا میکند؟ شما استقلال نمی خواهید مگر؟ خوب، استقلال با نق زدن و شکایت بدست نمی آید. نه در اسکاتلند، نه در کاتالان، نه هیچ جای دیگر فعالیتهای استقلال طلبان به استادیوم محدود نمی شود. شما هم عمل بکنید. کسی جلوی شما را نگرفته. آیا مالک سلتیک یا بارسلون هم نهادهای اطلاعاتی

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام دوسلار...
آقای آشچی...
نوشته بودید که (( به هر حال من حرفهایم را زدم )) ..متاسفانه ما در یک جامعه استبدای خیلی حرف برای گفتن داریم.. دوستانی که با من تا اندازه ای آشنائی دارند میدانند که من تقریبآ از بیست سالی که در انگلستان زندگی کردم , 17 سالش را در ایالت 95% خود مختار اسکاتلند گذراندم. ایالتی که مردمانشان با فرهنگ بومی, سرود ملی مخصوص , پرچم مخصوص , اسکناس اسکاتلندی و بانک های خود اسکاتلند , پارلمان خود مختاری , قوانین ملک و مالکیّت و ازدواج و طلاق ایالت اسکاتلندی , کلیسای اسکاتلندی ( ملکه انگلستان رهبر کلیساهای انگلستان است نه اسکاتلند ) و بالاتر از همه حزب ملی استقلال طلب با چندین عضو پارلمان در وست مینیستر لندن و خلاصه با تمام آزادی زیر یک دموکراسی اروپائی را دارا می باشد. در این ایالت 5 میلیونی که در بازی های اروپائی و جهانی به عنوان یک کشور مستقل رقابت میکند , دو تیم

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البته راحتتر برای شما این است که همچنان به درشتگویی پناه ببرید و به جای دیدن حقایق، ادعا کنید که این شماها هستید که رژیم را مجبور کرده اید بودجه اختصاص بدهد به باشگاه! انسان نمی داند بخندد یا گریه کند. ضمنا، شما که هنوز دندان در نیاورده اید، فکر نمی کنید بهتر است اول صبر کنید یکی دو تا از دندانهای شیریتان در بیاید و بعد یواش یواش زبان باز کنید؟ چون هنوز گویا بیسکویت مادر را نمی توانید بجوید ولی زبانتان در درشتگویی ترمز نمی شناسد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آشچی عزیز به همان دلیلی که در سال ۵۶ رژیم شاه نتوانست در مساجد را ببندد، امروز هم رژیم جمهوری اسلامی قادر نیست در استادیوم های ورزشی را ببندد،
برای شما آرزوی عمر طولانی می کنم، تا آن روز برسد، الفبای سیاست داشتن صبر و حوصله است، تکامل سیاسی، همانند رشد کودکی است که یکشبه نباید از کودکی که تازه دندان در آورده بخواهی که گلم سنگی بخورد، تا دندانهای شیریش از ریشه در بیاید

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله بله! درهای استادیوم روزی باز خواهند شد! ضمنا، شاید این جمعه بیاید، شاید! تحلیل طبقاتی را هم درست متوجه نشده اید. تحلیل طبقاتی یعنی اینکه پرولتاریا چیست، سرمایه دار کیست، خرده بورژووا کیست، منافعشان چیست، عکس العملشان نسبت به پدیده های مشخص چگونه است و از این قبیل. یعنی ارتباطی با ریاضیات ابتدایی و تخمین درآمد بلیط فروشی ندارد. به آن چیزهایی که نوشته ام هم ربطی ندارد. ضمنا تحلیل طبقاتی اصلا کار من نیست. من مثل شماها نیستم که ادعاهایی بکنم که در توانم نباشد. به هر حال، من حرفهایم را زدم. می توانید مثل گذشته به کوههای بلند و دره های عمیق و صحرای کربلا بزنید. خوش به حال رژیمی که دشمنانش شماها باشید. فقط بلدید لفاظی و درشتگویی بکنید و عمل را به آینده های نامعلوم ارجاع دهید. مساله ملی جنبه فامیلی پیدا کرده! نمردیم و این را هم شنیدیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آشچی عزیز، مساله ملی و تبعیض زبانی و فرهنگی باری است که بر دوش همه توده های مردم در آزربایجان از نظامی و غیر نظامی، آثار و عواقب تخریبی آنرا با گوشت و پوست و استخوان احساس می کنند، و با توجه به اینکه اکثریت مردم از رژیم بریده اند، حتی نظامی ها، مساله ملی در آزربایجان کاملا حالت خانوادگی و فامیلی پیدا کرده، رژیم این را خیلی خوب می داند، با هویت ملتی در این شرایط قطعا نمی تواند شوخی کند، بالجبار رژیم بین بد و بدتر، بالجبار بد را انتخاب کرده که جوانان در محیطی بسته فریاد هویت خواهی سر دهند، ولی یکروزی درهای استادیوم باز خواهد شد و آنهائی که در کوهها دور هم جمع می شوند، یکروزی در شهرها دور هم جمع خواهند شد، فراموش نکنید که مساله ملی را با فرمولهای طبقاتی نمی شود حلاجی کرد.

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سازاخ دو ادعا مطرح کرده اند. یکی اینکه بلیط فروشی درآمد سرشاری برای رژیم دارد. این یک ادعای به کل بی پایه است. تیمهای لیگ برتری، همگی تیمهای ضرردهی هستند و درآمد ناچیزی از بلیط فروشی دارند. مثلا، قیمت بلیط بازیهای تراکتور چند است؟ 2500 تومان.
https://90tv.ir/news/%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-2500-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آشچی عزیز، در هر دگرگونی اجتماعی مردم مکان امنی را برای بیان دردهای اجتماع انتخاب می کنند، اگر یادتان باشد در سال ۵۷ چون مردم هنوز رفتار وقیح آخوند را نمی شناختند در مساجد جمع می شدند، که البته آخوند ها هم از این موقعیت استثنائی سو استفاده کامل برده و میوه انقلاب را چیدند، امروز هم تنها مکانی که پیش پای جوانان است، تجمع در کوهها و یا میادین فوتبال است، و چون صاحبان و گردانندگان فوتبال با هجوم بیش از صد هزار تماشگر که اکثرا هم بخاطر پیدا نکردن بلیط در بیرون می مانند، درآمد سرشاری نصیبشان می شود، در واقع خانواده ها با پرداحت هزینه گزاف، محیطی امن برای ابراز درد فرزندان خود انتخاب کرده اند، و در این شرایط بحران اقتصادی و وجهه جهانی، رژیم قادر نیست ورزش فوتبال را بطور کلی تعطیل کند، چون می دانند که در آن صورت جوانان به خیابانها سرازیر خواهند شد.

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
افرادی که ایراد گرفته اند، جواب مشخصی به ایراد من از منطق آقای لوایی نداده اند. موضوع این است که اگر تیم فوتبال تراکتورسازی تا این حد موجب ناراحتی حکومت بود، راه ساده ای برای حل مشکل وجود داشت. چرا حکومت برای رفع مشکل این تیم را تضعیف نمی کند؟ چرا این تیم را راهی دسته دو و سه نمی کند؟ مگر در برای بسیاری از تیمهای ریشه دار چنین اتفاقی نیفتاد (مثلا پاس تهران یا ابومسلم یا ...)؟
در مورد شعارها، من نگفتم همه شعارها منفی هستند. نوشته ام که استفاده از استادیوم برای مبارزه مدنی فکر خوبیست و دستاوردهای خوبی هم داشت. موضوع این است که مدتهاست ضرر شعارهای داخل استادیوم از فایده اش برای جریانات ملی گرای آذربایجان بیشتر شده. یعنی، شعارهای داخل استادیوم به سبب آنکه عموما انعکاس دهنده مطالبات و گرفتاریهای واقعی مردم نبودند، در همان استادیوم حبس شدند.

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
https://ir.voanews.com/a/iran-human-rights/4789721.html
سالام دوسلار...
آقای آشچی .
از انجا که شما دارای (( فهم و شعور سیاسی )) خیلی عمیقی از جامعه استبدادی ایران دارید و باور دارید که فعالیت های سیاسی بایستی بیرون از استادیوم ها باشد .
و آقای محسن کردی (( پهلوان پنبه )) عزیز ..
برای اینکه « تخلیه انرژی » و شعارهایی که در استادیوم داده میشود فقط برای (( کرکری )) است را بهتر درک بکنیم اجازه بدهید باز هم به یکی از شعارها را در لینک بالائی باهم گوش بکنیم.
(( سیـــــاسی زنـــــدانی لیــــر , گــــــره کـــــــی آزاد اولســـــــــــون ....زندانی سیاسی آزاد باید گردد. )) .
وی یک خار دیگر ....
گــول ســـولار ,ســـونبـــول ســولار, ســولمـــاز بیــزیــم غیــرتــلی تیـــم...
بیــز تیـــراختــور عــاشــقی بیــزلر کیـــمی غیــرتلــی کیــم....
در کامنت های بعدی منتظر خیلی از
تصویر محسن کردی

عنوان مقاله: 
آشچی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آنچه میخواهم به نظر جناب آشچی بیافزایم این است که این تاکتیک «تخلیه انرژی» سالهاست که در همه زمینه ها در حال اجراست. این روزها انواع اعتراضات معلمان، بازنشستگان و غیره را می بینیم که هیچ اتفاقی هم نمی افتد. انواع اعتراضات به گرانی ها را حتا خود رژیم در تلویزیونهایش در بوق و کرنا میکند و با مردم همدردی نشان میدهد و همه اینها انرژی مخالفت را تخلیه میکند. مردم بیست میلیون برای یک ماشین پول میدهند و بازهم ده میلیون اضافه میدهند و فقط غر و لندی میکنند. اما مسائل ساختار شکن مانند برداشتن حجاب یا حمله به خامنه ای و شعار بر علیه او را رژیم بر نمیتابد و بشدت سرکوب میکند چرا که موجودیت نظام امروز به حجاب و خامنه ای بسته است.

عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از آنجا که فاقد فهم و درک و شعور سیاسی هستید، این تحلیلتان نیز مثل باقی لفاظیهایتان مبتذل و فاقد هر گونه ارزشی است. اگر تیم تراکتورسازی واقعا خاری در چشم این و آن بود، راه حل بسیار ساده ای برای رفع و رجوعش وجود داشت. یعنی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مالک باشگاه است، بودجه لازم را اختصاص نمی داد، حقوق بازیکنان و کادر فنی به موقع پرداخت نمی شد، بازیکن باکیفیت جذب نمیشد و در نتیجه به سادگی در عرض دو سه فصل تیم به دسته دو و سه سقوط میکرد. کسی هم برای تماشای بازیهایش نمی رفت. به همین سادگی! همچنانکه در مورد ماشین سازی این اتفاق افتاد. سپاه اگر لازم بداند، خیلی راحت این کار را میکند. ولی چون باید یک جایی تحت کنترل و نظارت ارگانهای امنیتی باشد که افراد بروند آنجا و چندتایی شعار بدهند و انرژی تخلیه بکنند و توهم برشان دارد که مبارزه کرده اند، این تیم حفظ میشود و بودجه میگیرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
https://www.youtube.com/watch?v=ukkqmCOjQ1A
سلام دوسلار...
یــــــــل یـــاتــــار... طـــــوفـــان یاتــــــار... یــــــاتــــماز تــــــــیـــــراختــــــور بایـــــــراقــــی.......
نمونه ای از طرفداران تیراختور در تهران.....