مقایسه جملات سومری و ترکی9 - İnanna və Huluppu ağacı

روزی از روزها ، اینانا بی هدف در ساحل فرات گردش میکرد. ناگهان چشم اش به درختچه ای افتاد که هرگز نظیرش را ندیده بود. آن را برداشت و به باغ خود (در اروک) آورد...
 
 
 
 به مادرش Ugubi  نامه
 
" اوگو-بی" از اهالی سومر، روز گاری نامه ای به مادرش نوشته، که بد نیست آنرا مطالعه کنیم.
او در اوج سختی به مادرش پناه می برد. شاید اصلاً نه او، بل در کل، انسان چنین است...
چند نسخه از آن در دسترس است.  برای نگاهداری رو نویسی شده یا اینکه شاگردان جهت آموزش رونویسی اش کرده اند. برخی نسخه ها نیز شکسته و ناقص اند.
متن یازده بند  یا سطر دارد. هرجا که متنها  متفاوت بودند، آورده ام تا توجهی به تفاوت ها نیز داشته باشیم. در زیرعکس دو نسخه از نامه درج شده است.
 
1)
 
1. lu2 di lu2 di ama-gu10-ra
1. lu2 di lu2 di ama-mu-ra#
1.a. lu2 DU lu2 DU [...]
en: Messenger, messenger, to my mother
2. u3-na-du11
en: say
3. ugu{gu5}-bi na-ab-be2-a
3. ugu{gu5}-bi na-be2-a
3. ugu{gu5}-bi#-ke4# na-ab-be2-a
en: what monkey says:
4. uri2{ki} iri giri17-zal {d}nanna-kam
en: Ur is the city resplendent of Nanna.
5. eridu{ki} iri he2-gal2 {d}en-ki-ga-ka
5. eridu{ki} iri he2-gal2 [{d}en-ki]-ga-[kam]
en: In Eridu, the city abundant of Enki,
6. ge26-e egir {gesz}ig e2 nar-gal-ka al-tusz-en
en: indeed I, behind the door of the house of the Chief Musician am sitting.
7. igi-tum3-la2 mu-gu7-en
en: Looks are feeding me.
8. nam-ba-da-usz2-en
en: May I not die!
9. ninda ba-ra-gibil-la2 kasz ba-ra-gibil-la2
en: There being no fresh bread, there being no fresh beer,
10. lu2 kasx(DU){kas}-e szu tak4-ma-ab
10-11. ninda ba-ra#-gibil#-[la2] kasz ba-ra-gibil#-[la2]
en: have a courier send some to me!
11. a-ma-ru-kam
11. [a]-ma-ru-kam
en: It’s a flood!
 
ETCSLtranslation : t.3.3.07
 :ترجمه منبع
Letter from Ugubi to his mother
 
1-3. Traveller, traveller, say to my mother what Ugubi says:
 
4-11. Urim is the joyful city of Nanna. But I sit behind the door of the chief musician's house in Eridug, the abundant city of Enki. Longing consumes me. I don't want to die because the bread is never fresh and the beer is never fresh. Send a messenger to me at once. It is urgent.
 
 
2)
 
Letter from Ugubi to his mother
 
1. lu2 { di } {(1 ms. has instead:) du} lu2 { di } {(1 ms. has instead:) /du\} ama-ĝu10-ra (Cited in OB catalogue from Urim (U3), 0.2.05, Seg. A, line 4 (?))
2. u3-na-dug4
3. {uguugu4-bi} {(2 mss. have instead:) m uguugu4-bi} na-ab-be2-a
4. urim2ki iri giri17-zal dnanna-kam
5. eridugki iri ḫe2-ĝal2 den-ki-ka3-ka
6. ĝe26-e eĝer ĝišig e2 nar-gal-ka al-tuš-en
7. igi-tum3 la2 mu-gu7-en
8. nam-ba-da-ug7-en
9. ninda ba-ra-gibil-la2 kaš ba-ra-gibil-la2
10. lu2 du kaskal-e šu taka4-ma-ab
11. a-ma-ru-kam
 
CDLI no. P473738 

 
خوانش ترکی و فارسی نامه ی اوگو-بی
Letter from Ugubi to his mother
 
1. lu2 { di } {(1 ms. has instead:) du} lu2 { di } {(1 ms. has instead:) /du\} ama-ĝu10-ra (Cited in OB catalogue from Urim (U3), 0.2.05, Seg. A, line 4 (?))
  lu  در ترکی به عنوان وند در آخر اسامی استعمال می شود. در سومری تحت تأثیر اکدی در اول اسامی میاید. معنی آن 1- مرد، انسان، شخص 2- انسان منسوب به مکان یا شغل. 
در ترکی به صورت li و lu کار برد دارد: Kəngər-lu ; qara-dağ-lı
در سومری lu-dingira مرد خدا، lu-gal مرد بزرگ ( شاه)
در املاء سومری کلمه lu-gal ، اول gal نوشته شده بعد lu یعنی به شکل gal-lu نوشته اند. گویا در طی زمان و تحت تأثیر اکدی جای اسم و صفت نیز دچار تغییر شده است. مانند ترکی ذکر صفت در اول، بعد آوردن اسم 
نیز رایج بوده است.
برابر lu سومری را در ترکی lu میاوریم. در بند یک داریم:
1. lu2 di lu2 di ama-ĝu10-ra
1. lu2 di lu2 di ama-mu-ra#
 ama-ĝu10: ama-mu  
-a ،  ya ، به:  ra: ra
مثل
به مادرana-ya
  به پدر-ام atam-a
ترکی قدیم
 به  بیرون dişarı: dişa-ra
به داخل içəri: iça-ra
به اینجا bu, bu-ra
 به آنجا o: o-ra
 به کجا ha, ha-ra
  du یا di 
du-get
 .روشن تر شود  lu ظاهراً ( توسط مترجمان) به جمله اضافه شده که منظور از استعمال go  به معنی
در حالی که نیازی به اضافه کردن این فعل یا فعلها نیست. جمله خطاب به یک مسافر یا راهی ست. و دو بار او را به عنوان « شخص راهی» مورد مخاطب قرار میدهد.
...lu get, lu get, ana-ma
1. lu, lu, mənim ana-ma...
...راهی، راهی، به مادر من 
  mu: ĝu10
ضمیرملکی " مال من" مادر-ام ama-mu یا ama-ĝu
ĝ=ng 
 ng بین دو حرف صدا دار قرار گیرد هر دو حرف تلفظ میشود: din-gir
m به جای n نشسته و g افتاده است. یعنی " مال من" را به صورت  mu  یا nu تلفظ میکردند. البته صدای n  در کل به صورتی ست که اکنون در ترکمنی یا قشقایی و غیره داریم. 
برای صاحبان لهجه های دیگر همان صدای معمولی n میتواند در نظر گرفته شود. تبدیل n به m یا برعکس، نیز در این میان دیده می شود. 
از سوی دیگر mu مال من،  از ضمیر شخصی me من، حاصل شده است. 
تلفظ دقیق me نیز مشخص نیست. معلوم نیست mə بوده یا me . با فتحه یا کسره. در هر صورت امروزه در ترکی آنرا mən ; ben گویند. در متون سومری نیز میتوان با e یا ə تلفظ کرد. که استاندارد e تلفظ میکنند.
---
2. u3-na-dug4
 2. de(  məktub)
بگو ( نامه)
 
---
 
3. {uguugu4-bi} {(2 mss. have instead:) m uguugu4-bi} na-ab-be2-a
3.  ( Ugu/Ugu-bi) nə deyir
  Ugubi چه می گوید. 
e [SPEAK] wr. e; na-be2-a; be2; ne; da-me; na-be2; e7 "perfect plural and imperfect stem of dug[to speak]" Akk. atwû; dabābu; qabû
---
 ، ترکی قدیم: شادی، خوشی  Kiri : şadlıq, şənlik
 giri17 : kiri 
اما:
سومریkir, gir, qır: yer: kur ترکی قدیم 
yer دو معنی دارد: 1- جا، مکان 2- دشت و کوه و سر زمین
تبدیل شدن k , q, g, به y  قانونمند
zal : -sal 
مانند kut-sal , tanrı-sal 
 
4. urim2ki iri giri17-zal d nanna-kam
4. Urim yeri  danqır Nana-nın kiri-sal(şənlik) şəhəri-dir.
 .ست Nana  اوریم  شهر شاد نانا  Urim
--- 
5. eridugki iri ḫe2-ĝal2 d en-ki-ka3-ka
5. Eridug d. Enki-nin zəngin yeri( şəhəri)-dir
.اریدو شهر ثروتمندِ خداوند انکی ست
--- 
6. ĝe26-e eĝer ĝišig e2 nar-gal-ka al-tuš-en
6. ancaq mən kal-ın nağaraçı(böyük musiqiçi) evinin qapısı dalında(qabağında) oturmuşam.
  . ولی من مقابل  درِ خانه رییس نوازندگان نشسته ام  
--- 
7. igi-tum3 la2 mu-gu7-en
7. asılı həsrət çəkirəm( yeyirəm)
دلبسته ، حسرت میخورم
--- 
8. nam-ba-da-ug7-en
8. na-ba-da ölüm( ölmək istəmirəm)
nabada ölərəm( ölmək istəmirəm)
.نمی خواهم بمیرم
---
 
9. ninda ba-ra-gibil-la2 kaš ba-ra-gibil-la2
9. barı nimdə(xəmir kündəsi,burada çörək) (heç) yeni deyil, arpa suyu (heç)yeni deyil
نان هیچ تازه نیست، آبجو هیچ تازه نیست
---
10. lu2 du kaskal-e šu taka4-ma-ab
10.  du kaş, şu(əl) arxada qoyma ( əl saxlama, mətəl olma),  lu( adam, qasid) göndər.
 !(بدو، معطل نکن ، قاصد بفرست( بدو، دست نگه ندار، قاصد بفرست
:طرز تفکر در سومری و ترکی قابل توجه است: دست نگه ندار
əl saxlama
 şu qədər: əl-cə qədər
 šu: şu دست 
---
11. a-ma-ru-kam 
11.tez ol( gec olar)
11. daşmışam, dözə bilmirəm,
amanım kəsilib
 (طاقتم بریده (عجله کن
amaru [FLOOD] wr. a-ma-ru; a-ma-ru12; e-ma-ru "flood; emergency"

 

 
***
Inanna and the Huluppu Tree
Huluppu اینانا و درخت
.در زیر فیلم این قصه سومری را می بینیم
شاید اشاره ی کوتاهی به خود قصه بد نباشد:

روزی از روزها ،
اینانا بی هدف در ساحل فرات گردش میکرد. ناگهان چشم اش به درختچه ای افتاد که هرگز نظیرش را ندیده بود. آن را برداشت و به باغ خود (در اروک) آورد.
درخت در آغاز خوب رشد میکرد. ولی بعدها روز به روز پژمرده تر شد. ایناننا در یافت که مار بر ریشه آن لانه کرده ، پرنده ی Anzu( شاهین با سر شیر)
بر روی آن لانه ساخته ، و Lil2 الاهه باد نیز در زیر آن مسکن گزیده است. اینانا هنوز الاهه نبود و از نیروی خدایی بهره ای نداشت. 
زورش به مار ، پرنده، الاهه باد نمی رسید، که داشتند درخت را از بین می بردند.

Anz(u/Imdugud als Löwenadler, Typ B, Relief Obed
(2500v. Chr., heute im British Museum

با برادر خود Utu خدای خورشید صحبت کرد، و یاری طلبید. Utu نخست قبول نکرد، ولی بعد با تبر برنزی خود مار را کشت
( در روایتی Bil-ga-meš که خویشاوند اینانا بود، او را کشت، در فیلم نیز این روایت مطرح شده)
 و پرنده و الاهه ی باد نیز 
آنجا را ترک کردند. درخت از دست آنها رها شد و جان گرفت... 
درخت و درختان رشد کردند و سراسر زمین را فرا گرفتند، ستونی شدند، بین زمین و آسمان. بدین  ترتیب نظم طبیعت برقرار گردید. و اینانا به الاهگی برگزیده شد.
الاهه زمین و آسمان. او صاحب 7 قدرت آسمانی و زمینی ست( اشاره به هفت کره). اشیاء کروی در دو دست اینانا( در تصویر باستانی) نشانه آسمان و زمین است. 

h با صدای x خ  ، hulub یا  ha-lu-ubدر سومری به معنی درخت است. و Lil باد. که در تر.  به yel تبدیل شده است. 
اینانا بعد ها از شاخه های همین درخت برای خود " تخت سلطنت" و " تختخواب" درست کرد. و با دلباخته ی خود " دموزی" از آنها استفاده نمودند.
این قصه در ادیان سامی( به خصوص عبری و مسیحی ) با نام الهه ی  Lilith که همان Lil یا Nin-lil باشد به صورتهای مختلف اقتباس شده؛ و مار و باغ و الهه ها ، و خدا یا خدایان از عناصر اصلی قصه اند.
عکس نخست  Lilith را نشان میدهد.
 قصه آغاز دوره زراعت را تصویر میکند، و مار اینجا نه مار، بل سمبل " کرمهای" آفت کشاورزی ست.  نقش زن هم در کاشت و برداشت دیده میشود. و همینطور مشکل پرندگان در کشاورزی.
ki-sikil dinana za3-mi2-zu dug3-ga-am3
qız, danqır İnanna ,səni tərifləmək(sənə gözlləmə demək), şirndir
بانو، الاهه ی من، اینانا، تعریف تو( دوست داشتن تو)، شیرین است.
qız, danqır İnanna ,səni söv-düq, dadlıdır
En-ḫedu-ana
نخستین شاعره شناخته شده.
کلمات جمله آخر مقایسه شود با اصل سومری، غیر از واژه dadlı باقی کلمات به نوعی تغییر شکل یافته ی کلمات سومری اند.
 
 

 -----

 

در پیوند:

آرشیو: http://iranglobal.info/taxonomy/term/81

0- مقایسه جملات سومری و ترکی3 ( Meslamta-ea)
1- مقایسه جملات سومری و ترکی 1
http://www.iranglobal.info/node/66984
 
2- En-ḫedu-ana نخستین شاعره شناخته شده
 
3- لای-لای سومری، ترانه ای از شولگی Shulgi-nin lay-layı
 
4-گلدسته ای از کی-ان-گیر
 
5-Aratta و برخی نامها
 
6- دیباچه ای بر پیوند سومری و ترکی متن کامل PDF
 
7- معنی نام آذربایجان AZ-ƏR -BAY-QAN
 
8-معنی نام اورمیه : ÖZ YURDUM ; UR-MU
 
9-SUMER GIZI دختر سومریpdf
 
10-ÖPÜŞ-بوسه
 
11-NİNTU, ARZULAR VURĞUNU نین تو، دلباخته آرزوها
 
12-مقایسه جملات سومری و ترکی 2
 
13- مارتو و آدم گلی MARTU VƏ ÇAMIR ADAMI
http://iranglobal.info/node/65670
 
14-مقایسه جملات سومری و ترکی 4
15- مقایسه جملات سومری و ترکی 5
http://iranglobal.info/node/70330

16- قصه کلمات Kİ-EN-ĜİR
http://iranglobal.info/node/67988

 

17-مقایسه جملات سومری و ترکی 6- من یک دخترم
http://iranglobal.info/node/70504

 

18- مقایسه جملات سومری و ترکی7 - TİL
 
 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: