تفاوتی بین اعمال تروریستی داعش و پ.ک.ک وجود ندارد

در دنیای معاصر امروز، مع الاسف یکی از صفات بارز رهبران کُردها مظلوم نمائی و خزیدن زیر دست و بال ابرقدرتها و بستن امید بدانهاست. اما بنده برآنم تا از این به بعد و در آغاز سال جدید شمسی تیشه بر ریشه دروغ پردازیها و نوکر صفتی بسیاری از احزاب عشایری ـ مافیایی کُردها و علی الخصوص کُرمانج ها زده و زوایای حقیقت را از کنه ذات آنها بیرون کشم...

 

 بە یقین و همچنانکه بسیاری از دوستان و دشمنان معترفند، بنده بعنوان یک کُرد ایرانی، از معدود کسانی هستم که به ریز و دُرشت احزاب و سازمانهای کُرد در ایران، ترکیه، عراق و سوریه آشنایی دارم.
تمامی ویژگیها، وجود اختلافات عشایری، لهجه ها و تاریخچه سرزمین اکراد کُرمانج کوچ نشین و تفاوت فاحش آنها با کُردهای سورانی ایرانی الاصل در ایران و عراق، خیانتهایشان نسبت به یکدیگر و یا سر تسلیم فرود آوردن در مقابل گرفتن زن و پول را ورق به ورق مطالعه کرده ام. تا جائیکه همه کُردها بر این حقیقت شهادت می دهند که حتی رضایت یک فرد کُرمانج باعث گردید یک معاهده بین المللی بر ضد کُردها در تاریخ ثبت شود.!!

کمتر دیده شده یا اصلا مشاهده نشده است، که یک فرد کُرد به خود جرٲت دهد و یا شجاعت آنرا داشته باشد تا حقایق روزگار را از دوران باستانی کُردها تا به امروز خارج از تعصبات قومی و توهمات افراطی برای دیگران بازگو کند.

در دنیای معاصر امروز، مع الاسف یکی از صفات بارز رهبران کُردها مظلوم نمائی و خزیدن زیر دست و بال ابرقدرتها و بستن امید بدانهاست. اما بنده برآنم تا از این به بعد و در آغاز سال جدید شمسی تیشه بر ریشه دروغ پردازیها و نوکر صفتی بسیاری از احزاب عشایری ـ مافیایی کُردها و علی الخصوص کُرمانج ها زده و زوایای حقیقت را از کنه ذات آنها بیرون کشم.

مختصری از کُردهای کُرمانج و شورش عبدالله اوجالان:

 کُرمانج ها، تنها در نوار باریک مرزی در شمال غربی استان آذربایجانغربی ایران، شرق ترکیه و شهرهای دهوک و زاخو در کُردستان عراق و همچنین نوار شمالی سوریه ساکنند. البته بخشی از آنها هم در ایران و در استان خراسان شمالی ساکن هستند، اما کاملا فرهنگ ایرانی را پذیرفته وبه لحاظ مذهب و بسیاری دیگر از پارامترهای قومی و اتنیکی، هیچ تشابهی با سایر کُردهای کُرمانج هم نوع سابق خود ندارند.
بیش از نیمی از کُردهای ترکیه(کُرمانج ها) خود را تُرک می دانند و بصورت لفظی و قلبی هم بدان ایمان دارند.!

بصورت مقدماتی و خلاصه باید بنویسم، که کُرمانج ها در طول تاریخ بصورت عشایری زندگی می کرده اند. آنان ابتدا نقش بسزایی در خیانت به امپراطوری رُم شرقی داشته و از بابت واگذار نکردن خراج و مالیات و معترض بودن بدان، بارها به تُرکان سلجوقی و منجمله آلب ارسلان و سایر پادشاهان و امرای تُرک نامه نوشتند و خواهان یاری و نجات خویش از دست ستم رومی ها شدند. بعد از آمدن سلاطین تُرک به فلات آناتولی تا سالها در آن منطقه، زندگی کُردها بصورت خان و عشاییری، گله و رمه دار و کوچ نشین بوده و توسط بزرگان خود اداره می شدند. بطور کلی آنها از وضعیت موجود کاملا راضی بودند و در " سفرنامه اولیا چلبی " هم به ریز و درشت عشایر آنها و نام خان ها پرداخته، و وضعیت زندگی آنها را بصورت نیکو توصیف می کند.!

در جنگ بین دو امپراطوری عثمانلی و صفویه هم کُردها همان نقش جنجال مشترک بین طرفین را برعهده گرفتند. یعنی دقیقاً نظیر اعمالی که در جنگ ایران و عراق هم برعهده گرفته بودند.
بنده نمی گویم، اما سوفیست ـ ناسیونالیستهای کُرد باید پاسخ دهند، که در جنگ چالدران نقش کلی کُردها و بخصوص عشایر کُرمانج چه بود؟!
در زمان شیخ سعید پیران، کُردهای کُرمانج نقش اصلی در کُشتار وحشیانه ارامنه را بر عهده داشتند. پس از آنکه دوران نوکری آنها برای سلاطین عثمانلی به سر رسید، خودشان گرفتار در خیانتهای خود در پی کشتار دیگران شدند، و سریعا از سوی تُرک های عثمانلی اعدام گشتند.
حتی قیام شیخ رضا درسیم، در منطقه درسیم از میان کُرمانج های زازاکی و سایر شورش های آنان بیشتر عشایری و فله ای بوده و هیچ ربطی به ناسیونالیزم پرادعا و نوپای کُرد، که اینک سازمانهای سیاسی فراوانی علمدار آن شده اند، ندارد.
در حقیقت باید گفت، زازاکی های موجود در ترکیه، گیلانی تباران ایرانی الاصل بوده و اصلا کُرد نیستند.!

نزدیک به چهل سال پیش بعد از آنکه عبدالله اوجالان با همکاری دوستان خود حزب کارگران کُردستان(پ.ک.ک) را تٲسیس نمود، وضعیت کُردها از لحاظ موقعیت منطقه ای و ژئوپلیتیکی دچار تغییرات گسترده ای شده بود.
اوجالان با انتخاب فلسفه مارکسیستی ـ بوکچینی، در ابتدا رویای کُردستان بزرگ را در سر می پروراند. اما طولی نکشید که کُرمانج های سوریه را به حافظ اسد فروخت و دفاتر حزبش در دمشق و تهران رونق فراوانی یافتند.

بعد از آنکه در کشور کنیا دستگیر شد، اعلام کرد اصلاً مادرش تُرک و خود نیز شیعه علوی است.
رهبران پ.ک.ک در اسفندماه ۱۳۷۷ شمسی زمانیکه مردم سنندج و سایر شهرهای کُردنشین ایران در اعتراض به دستگیری او تظاهرات میلیونی به راه انداخته بودند، اعلام کردند که این تظاهرات از سوی امپریالیسم امریکاست و خیانت بسی بزرگ است!!!
اوجالان در زندان و در دیدار وکلای خود در مورد کُردهای عراق و حکومت عشایری ـ محلی دو خانوادە بارزانی و طالبانی گفت:  " آنها خنجری را به پَهلوی ملت شریف عرب زدند و خیانت کارند".!!!

بعد از زندانی شدن اوجالان در جزیره امرالی، او ارسال پیامهای ضد و نقیضی را آغاز کرد و رویای کُردستان مستقل او به سیستم "خودسری دمکراتیک" و یا اینک ایجاد " کانتونهای مستقل" تقلیل یافت. طولی نکشید که دوستان او بخش بزرگی از کوهستان قندیل را به سپاه پاسداران ایران تحویل دادند و روزانه با بنزین سوپر ایرانی برای ماشین هایشان و پنیر پگاه مازندران و زیتون ترکیه ای بر سر سفره های صبحانه، دور دیگری از مبارزات ملی ـ دمکراتیک خلق کُرمانج آغاز گشت.
در کوهستان قندیل به خاطر احترام به آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی ایران و مذهب تشیع، هر ساله حزب پژاک یا شاخه کُردستان ایران پ.ک.ک، مراسم عاشورا و تاسوعا و حادثه بیابان کربلا را گرامی می داشتند و در یک نقشه هماهنگ با فرماندهان سپاه پاسداران و میانجیگری جلال طالبانی "کوه جاسوسان" و موقعیت های استراتژیک مرزی بین کُردستان ایران و عراق را به سپاه پاسداران دوست و برادر همیشگی خود تقدیم کردند.

خوشبختانه، بعد از آنکه یکی دو سالی است از پیامهای ضد و نقیض اوجالان از زندان امرالی خبری نیست، در مقابل رهبران اکثرا علوی مذهب موجود در کوهستان قندیل، دیگر دشمن امپریالیسم نیستند و به سربازان و قزلباش های گوش به فرمان امریکا، روسیه و ایران در کشورهای سوریه و عراق تبدیل شده اند.

تروریستهای پ.ک.ک ابتدا در نقش شبیحه و مزدوران بشار اسد مردم سوریه را به خاک و خون کشاندند و بعداً هم به اقرار رهبران آنها از داعش تانک و تجهیزات نظامی می خریدند، که بنده در مقالات دیگری با فیلم و سند آنرا آشکار کرده ام.
رهبران پ.ک.ک بعد از مظلوم نمائی در نبرد کوبانی، توانستند پول و منابع مالی زیادی را به دست بیاورند و همزمان هم به ریش کُردهای سورانی ـ ایرانی نیز بخندند و دگر باره گفتند، منتظر بمانید! چون کاروان آزادی ابتدا از دیاربکر می گذرد و بعد کرمانشاه و مهاباد.!!
تنها در شهر مهاباد برای آبادسازی مجدد شهر ویران شده کوبانی، بیش از هفتصد میلیون تومان کمک نقدی مردمی در خیابانها جمع آوری شد. تازه کمک های نقدی و غیر نقدی مردم سنندج و سایر شهرهای دیگر کُردستان ایران هم بماند.!!

تفاوت کُردهای سورانی ایرانی الاصل با کُرمانج ها، نزد رهبران پ.ک.ک بسیار افزون است. اما بنده به همین نکته ایفا می کنم که در تشکیلات حزبی پ.ک.ک یک فرد کُرمانج و علوی مذهب بی سواد، از یک فرد فوق لیسانس کُرد سورانی ایرانی در هر ارگان حزبی و سازمانی، در موقعیت و جایگاهی عالی تر و بسیار برتر قرار گرفته است. اگر هم فرد کُرمانج از شهر زادگاه اوجالان و دیگر رهبران علوی، یعنی شهر  "اورفا" باشد، که نسبتش با هم سنگرانش همچو کاه و کوه خواهد شد.

این روزها، کشتار بی رحمانه زنان و کودکان بی پناه شهر باغوز و روستاهای اطراف آن، به بهانه پایان دادن به گروه تروریستی داعش، یک حقیقت را که ماهیت اصلی پ.ک.ک نیز بود ثابت کرد، و آن هم تروریست بودن این سازمان مافیایی  و بدون مرز.

پیش قراول بودن پ.ک.ک در کشتار زنان و کودکان سوریه بویژه در باغوز، ثابت کرد که افراد تروریست پ.ک.ک هم به مانند تروریستهای داعش خود را منفجر می کنند و تنها افراد انتحاری و استشهادی داعشی ها، نزد پ.ک.ک با اندک تغییری در نام و نه در ماهیت، به فدائیان رهبر آپو(اوجالان) مبدل شده اند و لا غیر.
پس زمانیکه هر دوی آنها خود را منفجر می کنند، هر دوی آنها زنان و کودکان را سپر دفاعی خود قرار می دهند و از همه مهمتر، هر دوی آنها بازیچه قدرتهای جهانی و دولتهای منطقه هستند، چه تفاوتی در اصل تروریست بودن و مزدور بودن آنها وجود دارد؟!

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر عارف شیخ احمدی

عنوان مقاله: 
تفاوتی بین اعمال روریستی داعش و پ.ک.ک وجود ندارد
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امیر صیاد
برای اطلاع شما، بنده اکنون نیز با افتخار از سیاست اصولی سازمان مجاهدین خلق ایران در قبال مردم مظلوم سوریه دفاع می کنم. اما نوشته شما سوال نیست، بلکه به هدف به انحراف کشیدن موضوع، سخن از دفاع بنده و مجاهدین خلق رو به میان کشیدید. البته ادبیات شما چندان نشناخته هم نیست.!!