مقایسه جملات سومری و ترکی10 -Grammar2

زبان سومری تنها زبان باستانی ست که مدارک نوشتاری زیادی از آن در دست داریم. از ایلامی ، هوری، اورارتویی چیزهای کمی در دست است. از اینرو « اجباراً» کندو کاوها بیشتر متوجه متون سومری ست...

 

 

در قسمت 8 مقاله ، بخش اول گرامر، مقدمات دستور زبان سومری را مرور کردیم. در این قسمت به مقایسه گرامر سومری و ترکی می پردازیم. توجه را به کلمات، جملات، وند ها، چگونگی " صدا ها" ( حروف و آوا) جلب میکنیم. میکوشیم نشان دهیم واژه های ترکی چگونه ریشه در واژه های سومری دارند. چطور می توان واژه -سومری را با توجه به برابر آن در ترکی خواند. 
-تغییر  صدا های دو زبان
-تغییر کلمه سومری به ترکی با توجه به گرامر
-معنی تحت اللفظی کلمات، که نشان دهنده ی چگونگی طرز تفکر انسان در دو زبان است(یعنی زاویه نگاه به اشیاء و پدیده ها)، مورد بحث قرار میگیرند.
- کاوش در عرصه ایکه تقریباً کاری صورت نگرفته احتمال خطا را زیاد میکند. اما اینکه کسانی آنها را تصحیح کنند و کار را پیش ببرند مهم است و نه ترس از خطا.
- زبان سومری تنها زبان باستانی ست که ما مدارک نوشتاری زیادی از آن در دست داریم. از ایلامی ، هوری، اورارتویی چیزهای کمی در دست است. از اینرو « اجباراً» کندو کاو ریشه واژه های ترکی بیشتر متوجه متون سومری ست.

**

 الفبای سومری با حروف لاتین

a b d e g ĝ h ḫ i k l m n p r s š t u w y z

---

حروف صدا دار 

short and long: aei, and u
حروف صدادار بلند در تبدیل خط میخی به لاتین منتقل نمی شوند. حروف بلند و کوتاه مصوت:
(a, ā; e, ē; i,  ī; u,ū; (o, ō
---

 (ĝ (as in sing
ng
1- ĝ در آخر کلمه  سومری قرار گیرد: nesaĝ( تقدیم یا پیشنهاد کردن) ، میتواند g یا n تلفظ شود. در اصل ترکیب دو صدای ng است ولی در آخر کلمه یک صدا می تواند قوی و صدای دیگر ضعیف شود، بطوری که g یا n شنیده شود. این واژه به اکدی داخل شده و آنها این کلمه را با توجه به صدای ĝ ، با دو حرف n یا k تلفظ کرده اند، که k نشانه قوی شنیده شدن  صدای g است . آن ، در ترکی  میتواند به q یا k تبدیل شود مانند اکدی :Akk. nisakku; nisannu
و n نشانه قوی شدن خودش. این صدا در آخر کلمه میتواند مانند تلفظ آن در کلمه ی ترکمنی "من mang" در نظر گرفته شود که n قوی تر شنیده میشود. 
2- ĝ در اول کلمه قرار گیرد: ĝešdi [RUNG] wr.  ĝdi5 "rung" Akk. giltû ؛ صدای g قوی ست و صدای دیگر که n باشد، ضعیف شده و در g  حل میشود. بطوری که شنونده کلمه را در کل gešdi می شنود. یعنی مانند تلفظ آن
در آخر کلمه ، گاهاً g و گاهاً  هم n صدا میدهد. 
ĝešdal [CROSSBAR] wr. 
ĝešdal "crossbar, beam, dividing line" Akk. gištallu
اینجا هم ĝ در کل g تلفظ میشود. کلمه ای ست که وارد زبان اکدی شده و تلفظ عمده خود را حفظ کرده است
تلفظ استاندارد ĝ ترکیب دو صدای ng است. کسی که این صدا را در زبان مادری خود ندارد میتواند واژه سومری ĝen را gen یا nyen 
تلفظ کند. 

 واژه سومری ĝešdiحاصل  دو فنومن است:
یک  ĝeš چوب ، دو di رفتن. تحت اللفظی « چوبِ گذر». یعنی پله، پله ی یلکان.
در ترکی برای « گذر» یا " گذشت" و یا به صورت مصدر گذشتن،  دو کلمه ی geş-di و get-di را در نظر گیریم که اکنون رایج اند، و هر دو تقریباً به یک معنی، ریشه آنها میتواند با دو واژه مختلف[ چوب گذر، مرحله، پله ] ĝešdi5 و [ĝen [go، رفتن، ارتباط داشته باشد.
در get(d)-di بن -ge از ĝe-n ، که n هم به t تبدیل شده، و با  di- یعنی رفتن، پیوند خورده است. ge و di هر دو یک مفهوم را میرسانند. رفتن . 
در ĝeš-di5 نیز گفتیم به معنی « چوب-گذر» است. احتمال اینکه کلمه (geş(ç یا keç ترکی منشاء اش همان " چوب   ĝeš" باشد، وجود دارد.
امروزه geş-di در ترکی " گذشت " و get-di " رفت" معنی میدهد.

 3- ĝ در وسط کلمه قرار گیرد، اگر در طرفین آن حرف صدادار با شد ، مانند  diĝir خدا، به شکل din-gir تلفظ میشود. یعنی n و g هر دو واضح تلفظ میشوند. اینجا  g را  در ترکی q تلفظ میکنند. 
---

 (ḫ (as in loch

خ

این حرف ḫ را معمولاً به شکل ساده h می نویسند، اما منظور  همان خ است و با  حا یا ها، اشتباه نشود. در فرهنگ لغات مورد استفاده قرار گرفته در این نوشته نیز همان شکل ساده استعمال شده است.

(š (as in ship

ش
z ز ( ts تس)، تلفظ در کل « ز».

حروفی که در تبدیل خط میخی به لاتین رعایت میشوند:  

a, b, d, e, g, ĝ , ḫ , i,  klmnprsšt, u, and z
---
 حرو ف زیر هم مورد توجه قرار گرفته و در مواردی از آنها استفاده شده است.

h ح , و w ,یy 
---
برای مطالعه حروف میخی به فرهنگ ePSD مراجعه شود. لغات نوشته، عمدتاً از این منبع نقل شده است. 
http://psd.museum.upenn.edu/nepsd-frame.html

---

 inim
 word

  در زبان سومری کلمه  را کلاً به دو بخش اسم و فعل تقسیم میکنند. اسامی هم باز دو قسمت میشوند، اسامی دایره شخص( انسان) human nouns، اسامی دایره غیر از شخص non-human nouns
 مرز این دو عرصه مطلق نیست و بستگی به آن دارد که بر اساس اعتقادات و رسمها و تصورات چه چیزی در  کدام دایره قرار بگیرد. 
قسمت « وندها»affixes هم بخش دیگری از زبان سومری ست که به خودی خود معنی ندارند ولی در اتصال با کلمات معانی نوی تولید میکنند. مانند وندهای زبان ترکی.
قسمتهای شخص و غیر شخص در جمع بستن اسامی و استعمال افعال  و وندها تأثیر گذار اند. و موجب تغییرات در آنها می شوند.
شخص ها علامت جمع ene یا ne - قبول میکنند: lu-gal-ene ( شاهان) ، ولی غیر اشخاص نمی پذیرند: bad  دیوار، دیوارها.
اسامی، افعال، ضمایر، قیود، اعداد، نداها، صفات، تصریفات، همه تحت عنوان کلمه و کلمات قرار میگیرند.
روش ساخته شدن کلمات و جملات در زبان سومری ویژگی خاصی دارد که میکوشیم آنرا در لابلای نوشته در مقایسه با زبان ترکی نشان دهیم.

10 حالت گرامری اسم :

Kasus/Case 

(1) abs./Absolutiv lugal-Ø  ، لوگال (بدون وند) اسم مطلق
lugal 
(2) erg./Ergativ lugal-e (اسم با علامت فاعلی (لوگالِ فاعل
lugal

(3) gen./Genitiv lugal-ak لوگال، اسم  با علامت کسره ی حالت مضاف-مضاف الیه
-ak

lugal-ın
lugal-ın-kı

(4) loc./Lokativ  ĝeš-a
 "به معنی "در  -a اسم با وند 
ağaş-da/ağac-da
در درخت
e-a  در ، در خانه
e(v)-(d)ə

ge-a/ge-e
در شب
ge-cə-də

LOCATIVE -a in, into, within, among; during 
-----

(5) dat./Dativ lugal-ra
-ra « حالت « به
به، برای  لوگال
lugal-a

(6) com./Komitativ. lugal-da 

اسم  با وند da- به معنی« با » با هم 
با لوگال ( شاه، حاکم)
lugal da/ana da
مادر هم، با مادر، با لوگال

(7) abl./Ablativ  ĝeš-ta
 از درخت، اسم غیر شخص
 « از »-ta اسم با وند
ağaş-dan/ağaş-tan/ağac-dan
ABLATIVE-INSTRUMENTAL -ta from, out of; by means of

(8) term./Terminativ lugal-še
به طرف حاکم، برای لوگال
luqal-a sa-rı
luqal-a

TERMINATIVE -šè to, towards; as; (adverb formative)

«  برای، « به طرف  -še
m
e-še3 'where?
کجا؟ 
ha-ra
کجا، کدام طرف
ha-ra-da
در کجا
ha-ra-ya
به کدام طرف

ĝeš-še

ağaş-a/ağaca sa-rı

   a-ğaş با  ĝeš  و  -sa با -še  :  کلمه سومری مذکور با برابر خود در ترکی مقایسه شود 
---

(9) dir./Direktiv  ĝeš-e

پیش درخت
(اسم غیر شخص (چیز

حالت «نزدیک، نزد، روی» با وند e-

ağaş ya-nı/ağac ya-nı
ağaş-da
 نزد یا پیش درخت، روی درخت

ağac-a qoy/ ağac-a çat

 .ا
ز چپ به راست: روی درخت بگذار،  به درخت برس
ağaş-da görüşək
پیش درخت دیدار کنیم

---

(10) equ./Äquativ lugal-gin
مانند شاه 
luqal tə-kin

وند gin - برای حالت  « مانند، مثل»
در ترکی برابر آن tə-kin/kin/kimi/kim-in
gül tə-kin
مانند گل
gül tək
gül kimi
gül ki-min

g در ترکی قدییم k
ürək/ürəg/ürəyh
قلب

---

اسم : mu
qızıl طلا 

kù-sig17 "gold" 
kugsig [GOLD] wr. kug-sig17 "gold" Akk. hurāşu 
?kuzen [GOLD?] wr. ku6-ze-en "gold?" Akk
KU'UDKI [GOLD] wr. KU3.UD.KI "gold" Akk. hurāşu 

اسم و کلمه سومری kù-sig17 یا kugsig و kuzen چگونه در ترکی به qızıl تبدیل شده است؟ 
هنگامیکه زبان سومری استعمال میشد تغییر صدای u به i رایج بود: na-mu-un-di/ na-mu-un-du
p.309, Joshua A. Bowen
A PRELIMINARY STUDY OF THE SUMERIAN CURRICULAR AND LAMENTATIONAL
TEXTS FROM THE OLD BABYLONIAN CITY OF KISH

همانطور که اکنون در ترکی نیز چنین است: oğli, oğlu پسر اش.
تغییرات زیر در سومری رایج بود و همینطور در ترکی نیز ادامه دارد. برای مطالعه بیشتر و مثالها می توان به منابع مذکور رجوع کرد.

/u/ to /i/
k/q
s/z
/i/ to /e/
/e/ to /i/
/a/ to /i/
/g/ to /k/
/e/ to /a/

/u/ to /e/ or /a/
/d/ to /t/
/g/ to /q/
/b/ to /p/
/š/ to /s/

/g/ to /ĝ/
/t/ to /d/
/ĝ/ to /m/
p/ b; t /d 
ĝ/ng/n
t'  d; m, n , l 
---
منابع:

p.15-21 DIETZ OTTO EDZARD
SUMERIAN GRAMMAR
---
 Joshua A. Bowen
--- افزون بر تغییرات بالا میتوان تغییرات زیر را نیز به آنها اضافه نمود:

در ترکی h / x
در ترکی n/ l
ann/aln پیشانی
an-na-maq/ an-la-maq
فهمیدن، درک کردن

با توجه به «اصول تغییرات قانونمند» بالا در واژه  kù-sig17 "gold" 
k/q, u/ı, s/z, g/l
qızıl طلا
---
[kuzen [GOLD
k/q, z/z,, e/ı, n/l
---

[KU-UD-KI [GOLD
معنی تحت اللفظی: از چپ به راست: فلز- فلز به رنگ روز یا خورشید - زمین. زمینی که فلز است و به رنگ طلایی آفتاب، ( مانند سنگ و معدن طلا) 

sig [CLEAR] wr. si-ig "to be clear" 

kug-sig فلز- رنگین.
بررسی این اسم نشان میدهد حروف تشکیل دهنده کلمه چگونه تغییر یافته و به واژه ترکی qızıl تبدیل شده است. مانند مثالهای بالا.
---

šeg [VOICE] wr. še; šeg10; šegx(|KA×KID2|); šegx(|KA×LI|); šed15; šeg12 "voice, cry, noise" Akk. rigmu
şıq-qa-şıq
şıq-şıq
şıq səsi
---

ud [WHEN] (29x: ED IIIb, Old Akkadian, Lagash II, Ur III, Old Babylonian) wr. ud "when" Akk. enūma

ud

در ترکی قدیم: بخشی از زمان روز، زمانی که، هنگامی که. ud سومری، خورشید، " روز" ، وقتی که.
u آذرخش. 

 
ud e7 dNann
mu-du3-g

ud e2.Nanna.o]
mu.(n.)du3.@.a].a

when he built the temple of Nann

du3-g
اینجا انجام دادن. به سر انجام رساندن
to do, perform
ePSD

بخش دوم کلمه
qur-duq
است. در ترکی " ساختیم" . در شکل مصدر : ساختن.
---

su [SPRINKLE] wr. su3; su13 "to sprinkle, strew; to adorn, decorate" Akk. elēhu; zarāqu 
قسمت اول کلمه
su-lamaq
آب باشی کردن.
---

 

[dubad [LAND سومری

در ترکی: dübəd/dübərd
dübədin/dübərdin 
جمله: dübədin dağılsın خانه ات، سرزمین ات، هستی ات، ویران شود!
 dübədin dağıtdı او را ادب کرد. پدرش را درآورد. خانه خرابش کرد. هستی اش را ویران کرد. 
کلمه سومری dubad به معنی " زمین و کشتزار" ، که  در واقع هستی فرد بود، اساس خانه و کاشانه او، به نظر میرسد همین واژه ی dübəd/dübərd یعنی " اساس زندگی فرد"،  تلفظ دیگری از واژه مذکور سومری ست.

dubad [LAND] wr. dubad "a type of fallow land" Akk. apītu
مزرعه ای که شخم زده شده ولی به علتی  کاشته نشده است. بایر مانده: dübə(r)di dağılıb

جمع اسامی: 

kur-kur کوهها، سر زمینها
kir صحرا، سرزمین
kir-kir جمع با تکرار. 

ev-ev gəzdim خانه ها را گشتم ، zəmi-zəmi dolandım کشتزارها گشتم. qapı-qapı dolandım خانه ها را گشتم . 
bad دیوار، دیوارها  ، اسم ( غیر شخص) بدون علامت جمع ، به دو معنی و حالت
şəhərdə bəd/duvar/ qoymadı  sah qala
در شهر دیوارها را خراب کرد. اسم دیوار ( مفرد، جمع) بدون علامت جمع. bəd/bənd به معنی دیوار در ترکی ست .

udu-hi-a
تلفظ h: خ ، x
qu-du hil
qu-du-xil
bir xil qudu /davar ( یک دسته گوسفند )  
xil/hil:به معنی رمه sürü نیست بل  مفهوم " یک دسته و جمع" را میرساند ، ولی نزدیک به معنی رمه است.
udu: کوتاه gudu  است؛ و xil/hil دگرگون شده ی  hi-a

du-du سومری، سخنان. با تکرار جمع بسته.
در ترکی dü-dü یا du-du
در ترکی du-du-ləmək سخن گفتن ( منفی) ، du-du سخنان. استعمال شده در زبان شفاهی آذربایجان غربی. 
öküz-öküz dedi کلمه گاونر را جمع بسته. حالت گاو بودن را بیشتر کرده. معنی جمله: مثل گاو گفت. یعنی کاملاً بمانند گاوها، گفت. 
yekə-yekə danışma صفت زیاد شده. صفت ها جمع بسته شده. بزرگ-بزرگ حرف نزن. " گنده تر از خودت حرف نزن"

lugal-eš
سه شاه، لوگال علامت جمع ندارد، به خاطر عدد "سه " که خودش به مفهوم جمعی از شاهان است. در ترکی هم چنین است:üş/üç luqal 
کلمه üş ترکی همان کلمه ی سومری eš سه، است.

diĝir-ene/- ane
dan-qır-lar 
ene/ane در ترکی به lar یا lər تبدیل شده است. 
---

استعمال کلمات مفرد با منظور جمع در ترکی:

!Su ev yıxdı, gəl görə-sən 
آب خانه خراب کرد، بیا و ببین! یعنی، [همه] آب ، خانه [ها ] را ، خراب کرد.
خانه مفرد، آب مفرد، فعل نیز مفرد است. اما جمله  یک مفهوم «جمعی و کلی» را می رساند. در سومری هم، چیزهایی که غیر انسان اند جمع بسته نمی شوند ولی مفهوم جمع را هم میرسانند. مانند مثال دیوار در  بالا.

***

فعل
ene dug بازی کردن
oynaduq بازی کردیم
ene dug [PLAY] wr. e-ne dug4 "to play"
/u/ to /e/ or /a/
/e/ to /i/
/a/ to /i/
/g/ to /k/
در ترکی k/q
u/o

ene dug 
u-ni-dug
u-na-duq
onadug/oynaduq/o(y)nadıq بازی کردیم ( معنی ترکی)
---
silim--du11.g, e
سلام بده ( عادت سلام به جای آر)
در ترکی:
silin-du.g, d-e
sağlıq de-mək

silin-duq de
در ترکی کنونی: بگو، پاکیزه شدیم. در سومری هم « پاکیزگی از بیماری ها»ست. سلامتی.

---

de [BRING] wr. de6; ga; de3; ir; de2 "to bring, carry" Akk. babālu 
در ترکی de gətir
هر دو کلمه به معنی آوردن، حمل کردن.
---

di [SPEAK] wr. di 
/i/ to /e/
/e/ to /i/

de danış بگو صحبت کن
در ترکی هر دو کلمه به معنی صحبت کردن
---
di [GO] wr. di "go
di/de, yeri , get
هر دو واژه به معنی رفتن، برو.
 ---
dug [SPEAK] wr. dug4 "to speak, talk, say; to order; to do 
doqqa-doq
dökkə-dök
صحبت کردن ( منفی)

[SPEAK] wr. e
کوتاه d-e 

du [GO] wr. du "imperfect singular stem of ĝen[to go]" Akk. alāku 
du:1- پاشو. 2-برو.  پاشو( منظور پاشو برو). دقیقاً به معنی سومری. 3- پاشو برو.
du- get 
هر دو کلمه به معنی رفتن. برو.
du [BUILD] wr. du3 "to build, make; to do, perform" Akk. banû; epēšu
dü-z, dü-zət, dü-zəlt , dü-zəlt-mək
di-k, ti-k, tik-mək 
ti=du
t/d
i/u
ساختن
---
du [HOLD] wr. du3 "to hold, keep in custody" 
کوتاه شده ی 
dü-t /tü-t/ 
tüt-maq گرفتن ، بگیر.

du [PLAY] wr. du12-du12; du12 "to play (a musical instrument)" Akk. lapātu; zamāru 
du /tu çal
بنواز
du/ du oyna 
برقص

هر دو کلمه به معنی: بازی کردن ( du اکنون معنی پا شدن هم  دارد).

---

علامت جمع سومری e-ne
e-ne/-ne
در ترکی n به l قابل تبدیل است. مثال در بالا ذکر شده.
ne/le/lə/lər-
وند یا علامت جمع در ترکی:

lar ;  -lər- در برخی از زبانهای خانواده ترکی ، و لهجه ها ler ( ترکی ترکیه)
در سومری dumu-(e)ne > dumu-ne بچه - ها
در ترکی toru-la/ toru-lar بچه ( کوچک)- ها
d/t;u/o; m/r; u/o
e/a/ 
افزده شدن r به  la+r

--- ضمیر شخصی سومری e-ne
3p.s  e-ne (older a-ne) he, she سومری
تبدیل شده به:
ترکی a-ni/oni/on/ol/o

(3p. pl   e-ne-ne (older a-ne-n سومری
they (personal), them
a-ne-n/a-nın/o-nun در ترکی ، معنی : مال او
در ترکی an/on/ol/o/-lar/ آنها
on به ol تغییر یافته . قانونمند. 

شبیه این تغییرات در مورد همه ضمایر رخ داده است. 

lugal-a-né-ne his kings

در ترکی 
lugal-a-nı-nı/lugal-la-r, onun/(onun) karal-lar-ı/ his kings  
---
m - (e)n > -me-en   I am
در ترکی m  (e)n > -m-en
/mən/ mən-əm   I am

** 

ĝi6-a
in/during the night

 ng6-a /ge-a/ ge-cə/ge-cə-də
در شب

 ---

جمله
مانند ترکی با متد فاعل-مفعول-فعل ساخته میشود.

.S – O – V = Subject – Object – Verb

مگر اینکه« تکیه و تأکید»  روی یگ عنصر موجب تغییر این متد شود.
و مفعول قبل از فاعل بیاید.
O-S-V

kas4 mu-du11 (alsumam) I ran here
kaş du-mu/kaş du-m
k/q
s/ş
دویدم ( من دویدم)

در ترکی m در جلو du قرار گرفته.
kas فرار
مال من mu
du برو، رفتن ، بن فعل: mu du دویدم 
به شکل دیگر، ترکی جمله سومری میتواند چنین باشد:kaş mənim, (ol)-du 
فرار مال من شد. یعنی دویدم.
kaş mənim du
یا
kaş mənim du(i)r فرار مال من است. یعنی دویدم.
(kaş mənim, du(-rum فرار از آن من، بروم. دویدم.
در جمله kas4 mu-du11
از همه حالتهای مذکور نزدیکتر به جمله سومری حالت:
kaş du-(u)m دویدم، است. که  mu سومری در آخر جمله ترکی قرارگرفته و به صورت um ترکی. 
kaş du-m دویدم.
اینجا تغییرات رخداده را به روشنی مشاهده میکنیم.

Peter J. Huber
“On the Old Babylonian Understanding of Sumerian Grammar

---
[ur lu- [ ka] d[a]m šu kar-ra-[meš
زن را از بغل مرد ش می برند
ur آغوش ، در ترکی bağır, qucaq , غیر مستقیماً ür-əg 
 ,qu-caq , lu(kişi), kadın, şu( əl), karalamış
qu-cağında kişi-nin qadı-nın karalamış
 
  (kişi-nin qadı-nın  qu-cağında əlindən almış(karalamış

[ki-sikil [k]ar-ra-m[eš]
دختر را بر میدارند می برند
kızı karalamış

 ku6 šu kar-[ ra] -[m]eš
ماهی را می برند

bar-ra kar-ra از بیرون برداشتن و بردن
ku6 ماهی 
bar در ترکی bəri کنار
kar-ra در ترکی kara-lamaq/qara-lamaq فردی یا جانداری را گرفتن و بردن. بدون اینکه بگذاری به اصطلاح جنب بخورد. البته به معنی « مچ طرف را گرفتن» نیز استعمال می شود.
کلمات زیر هم در کل همین معنی را میرسانند. 
osmar-lamaq
basmar-lamaq

toyuğu qaraladı مرغ را (جهت بردن) گرفت. بدون اینکه بگذارد حیوان جنب بخوررد.

256 .S

Wolfgang Schramm
Ein Compendium sumerisch-akkadischer Beschwörungen

birini qara-lamaq در ترکی به نوعی  این معانی را هم میرساند:

KARIŞMAK - 1. qarışmaq, 2. düşmənçilik etmək, ədavət etmək
KARIŞIKLANMAK - mübarizə etmək, müqavimət göstərmək
KARIŞMAK - toqquşma, ədavət, dalaşma
N izam i Xudiyev. Q ədim tü rk yazılı abidələrinin dili

 ***
- عکس نخستGudea , Lagasch
لوگال سومر

 

 

 

 

 

 

 

در پیوند:

آرشیو: http://iranglobal.info/taxonomy/term/81

0- مقایسه جملات سومری و ترکی3 ( Meslamta-ea)
1- مقایسه جملات سومری و ترکی 1
http://www.iranglobal.info/node/66984
 
2- En-ḫedu-ana نخستین شاعره شناخته شده
 
3- لای-لای سومری، ترانه ای از شولگی Shulgi-nin lay-layı
 
4-گلدسته ای از کی-ان-گیر
 
5-Aratta و برخی نامها
 
6- دیباچه ای بر پیوند سومری و ترکی متن کامل PDF
 
7- معنی نام آذربایجان AZ-ƏR -BAY-QAN
 
8-معنی نام اورمیه : ÖZ YURDUM ; UR-MU
 
9-SUMER GIZI دختر سومریpdf
 
10-ÖPÜŞ-بوسه
 
11-NİNTU, ARZULAR VURĞUNU نین تو، دلباخته آرزوها
 
12-مقایسه جملات سومری و ترکی 2
 
13- مارتو و آدم گلی MARTU VƏ ÇAMIR ADAMI
http://iranglobal.info/node/65670
 
14-مقایسه جملات سومری و ترکی 4
15- مقایسه جملات سومری و ترکی 5
http://iranglobal.info/node/70330

16- قصه کلمات Kİ-EN-ĜİR
http://iranglobal.info/node/67988

 

17-مقایسه جملات سومری و ترکی 6- من یک دخترم
http://iranglobal.info/node/70504

 

18- مقایسه جملات سومری و ترکی7 - TİL
 
 
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: