نابودی استبداد ولایت فقیه با مستندگویی و روشنگری مردم

در چنین جامعه ای بطور مثال، سیلاب ویرانگر یک باران رحمت خداوندی است و زلزله های پرقدرت هم یک تکان ساده برای آزمایش بندگان و مخلصان امام زمان محسوب می شوند. اما نه ویرانی خانه های مردم بر اثر سیلاب، و نه تکانهای پی در پی زلزله و تخریب منازل مسکونی، ذره ای عقل مذهبی مردم را با یک سوٲل جدی و یا کنشگری دینی روبه رو نمی کند...

 

در طول تاریخ بشر، گرایش به خرافات و باور به موهومات در میان جوامع گوناگون، بعنوان جریان مطلق فکری و انسان شناختی شناخته می شود. این امر با گذشت زمان و علیرغم پدیدار شدن عصر مُدرنیسم، تنها ظواهر آنها تغییر یافته و مع الاسف ستونها و ریشه های اصلی این عقاید باطله همچنان باقی مانده اند.
بدین دلیل می گوئیم، امری است انسان شناختی، که جزو مباحث شناختی بوده و از امورات مهم همه جوامع بشری به حساب می آیند و تقریباً اکثراً هم بدان توجه قبل ملاحضه ای نشان می دهند.

می خواهیم خارج از تعریف و توصیف ابتدائی دین شیعه، که با فهم غلط و تبیین غیر عقلانی آن، متاسفانه بسیاری از اندیشمندان علوم فقهی، آنرا تنها بعنوان یکی از فِرق و انواع مذاهب اسلامی می شناسانند، با زبانی ساده و با نگاه انسان شناسی تاریخی ـ مذهبی، تکثر خرافات شیعه را تنها در یک دوره بررسی کنم. آری با چنین رویکردی می توان به ریشه های غیرقرآنی این عقیده دست یافت و شواهد منطقی در مورد آن ذکر کرد.
در بیشتر مذاهب اسلامی و نزد علما و افراد معتقد آنها، تنها در یک دوره فوق العاده گذرا، طبیعتاً خرافه گرایی وجود داشته است و آنهم به هیچ عنوان به وسعت خرافات موجود در دین شیعه نبوده است. بلکه حتی در بیشتر آنها همچو بدعت، ضلالت و گمراهی و از گناهان و معاصی کبیره برشمرده می شده اند.

در یک دوره زمانی واحد، وجود جهل مرکب، شرک و قبرپرستی، ممکن است یک امر غیرشرعی و غیر طبیعی برای یک جامعه تلقی گردد. اما همزمان و در برابر آن، در جامعه متقابل، بعنوان زیربنای باورها و هنجارهای ارزشی محسوب می شوند. بنابراین قابل تفکیک بودن موضوع با آیات قرآن و نه با احادیث و روایات جعلی در طول تاریخ گشته، در نهایت مضحک و غیر منطقی بودن خرافات موجود را ثابت می کند.

متٲسفانه، امروزه و یا بهتر بگوئیم بسی پیشتر و از زمان حکومت صفویه، خرافات حاصل از روایات نادرست، رنگ و لعاب تازه ای گرفته و با موضوع مقدس مانند دین گره خورده است و منجر به گرفتاریهای مادی و معنوی در جامعه گشته است.

همین امور بظاهر عادی و روزمره مذهبی، نزد عامه معتقدین به دین شیعه، کارکرد خاصی را ایفا می‌کنند و اینجاست که برای رهبران سیاسی ـ مذهبی دیکتاتوری ولایت فقیه، با اهمیت و فناناپذیر واقع شده و به عنوان یک ابزار تٲثیرگذار و به جهت منافع خاصی مورد سوء استفاده قرار می گیرند.

اگر به اصل وحدانیت در دین اسلام توجه کنیم، چارچوب اصلی آن در قالب مبارزه با شرک و گمراهی آغاز گشت. تا مردم غیر از خدایی واحد به لات و منات و عزا ایمان نداشته باشند و همزمان مردم را به پیکار با ظالمان دعوت می کرد. از مردم می خواست تا هرگز سر تسلیم در برابر طواغیت و ظالمانی مانند ابوجهل و ابو لهب فرود نیاورند. به ارمغان آوردن آگاهی و بیداری دینی و خارج ساختن از عصبیت جاهلی عرب و بطور کلی شریعت‌های خرافی پیشین، از بزرگترین دستاوردهای دین اسلام و سبب پیشرفت وسیع آن بود.
 خرافه‌گرایی و قبرپرستی، امری است مذموم و نامعقول و بی پایه و اساس، و خداوند صراحتاً با آن مخالفت کرده است. بر اساس متن قرآن کریم همواره همه مردم را به تفکر و تعقل وا می‌دارد و از پذیرش هر امری بدون توجه به جنبه‌های عقلانی آن، هشدار داده و برحذر می‌دارد. متاسفانه اما در دین شیعه هر روز با افزودن حواشی خرافات و کشف روایاتی جدید، نه تنها به بطن باورهای دینی ضرر می رسانند، بلکه در همین راستا اشخاصی ظالم و دیکتاتور نظیر خمینی و خامنه ای را به  " دایره معصومیت از گناه " وارد می کنند.!!

پرداختن به ریزه کاریهای خرافات دین شیعه، بسیار وقت گیر و در یکی دو مطلب ما نمی گنجد. اما بطور خلاصه خرافه را می توان در دو بُعد اساسی خلاصه کرد: اول آنکه هر فردی بر اساس برداشت‌های شخصی خود و بدون درک پایه و اساس، نسبت به یک امر ماورایی تابو و حرمت پیدا می‌کند. دوم آنکه در جهل مقدس، همانند آنچه در دین شیعه وجود دارد، ترس از شکستن این تابو و قلمرو مذهبی، ریشه دوانده و نتیجه گرایش به خرافات ماورایی را صد چندان می سازد و خروج فرد از قلمرو آن امکان ناپذیر می نمایاند.

البته داخل شدن باورها و اعتقادات بی‌پایه و اساس، در ابتدا برای شخص باورمند، کاملا فریبنده و دل خوش کننده بوده و آنرا به قلمرو امور حقیقی و دینی خود پیوند می زند. همین واقعیت تلخ، بسیار خطرناک بوده و آسیب جدی به باورهای عقلانی جامعه وارد می سازد.

علی خامنه ای، مُلایان بیت ولایت فقیه و مراجع تقلید شیعه، با ایجاد وحشت غیرمنطقی یا ترس از موهومات ناشناخته، مرموز و خیالی،( مانند آمدن مهدی) با یک عقیده، تردید، یا عادت و امثال آن که پایه آن ترس یا فقط جهل انسان است، مریدان و مقلدانی تسلیم پذیر و سازشکار بوجود آورده اند. متاسفانه در بطن جامعه شیعه، حتی روشنفکر ترین انسانها به نوعی از خرافات مابعد الطبیعه گرفتار شده و حاضر نیستند به سادگی از آن دست بکشند.
در چنین جامعه ای بطور مثال، سیلاب ویرانگر یک باران رحمت خداوندی است و زلزله های پرقدرت هم یک تکان ساده برای آزمایش بندگان و مخلصان امام زمان محسوب می شوند. اما نه ویرانی خانه های مردم بر اثر سیلاب، و نه تکانهای پی در پی زلزله و تخریب منازل مسکونی، ذره ای عقل مذهبی مردم را با یک سوٲل جدی و یا کنشگری دینی روبه رو نمی کند.
هنگام آتش سوزیهای وسیع و سایر بلایای طبیعی و غیر طبیعی، همچو سیلاب و زلزله و حمله ملخ و طوفان و توفند، مردم ایران شوربختانه یاد گرفته اند به امید ظهور امام عصر صبور باشند. آنها با یا علی و یا حسین و یا ابوالفضل گفتن، حوادث را  فوری به فراموشی می سپارند و دست آخر هم مانند روز های اخیر، به دلیل گرانی و کمبود پروتئین در بلوار جاده ها به شکار ملخ های مهاجر روی می آورند.!!

در کتاب " بُلوغُ الاِرَبِ فی مَعْرِفَهِ اَحْوالِ الْعَرب " نکاتی سرشار و معلومات مفیدی در مورد عقاید مردم شبه جزیره عرب قبل از ظهور اسلام وجود دارد، که اکثرا هم با آوردن شواهد شعری بیان شده اند. با مطالعه این کتاب می توان، به بسیاری از زوایای نهفته اعتقادی ـ خرافی پیش از اسلام پی برد و نکات مهم آنرا با کتاب پر از دروغ و انبوهی از خرافات  " بحارالانوار " نوشته مُلا باقر مجلسی در سیزده جلد، که یکی از منابع حدیث و روایات امروزی دین شیعه نیز هست، مقایسه نمود.
با در نظر گرفتن تشابه و همسنخی ریشه باورهای خرافی پیش از اسلام با اعتقاد کنونی مُلایان دین شیعه، به آسانی تصویری ذهنی و عقلانی از وضعیت جامعه کنونی ایران بدست می آید.
در شرایط کنونی ایران، روشنگری دینی و تبیین مفاهیم عقلانی می تواند به بزرگترین انقلاب فکری مبدل شود و ریشه جهل و خرافه گرایی و زیربنای دیکتاتوری ولایت فقیه را بخشکاند.
بسیاری از علمای مذهبی شیعه به هیچ وجهی حاضر نیستند از تفکرات خرافی خودشان دست بردارند. آنها با مطرح کردن دلایلی ضعیف و غیر منطقی، همچو دوران جاهلیت عرب و اشراف قریش می گویند، چگونه می توانیم از باورهای اجداد خود دست بکشیم.!!

البته قرآن کریم در این باره می­فرماید: " وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آَبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آَبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ"  (بقره - ۱۷۰)؛ " و چون به ایشان گفته شود، آنچه خدا نازل کرده، پیروى کنید، می ‏گویند: نه، ما تنها آن را پیروى می کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم، آیا اگر پدران ایشان عقل نمی ‏داشتند و هیچ چیز نمی ‏فهمیدند و راه به جایى نمی ‏بردند، باز هم پیرویشان می ‏کردند "؟!!

راهکارهای مقابله با روایات جعلی و خرافات دین شیعه، که رژیم استبدادی ولایت فقیه بر اساس آنها بنیان نهاده شده است، تنها مبارزه با ریشه های وهم و خیال با ابزار تفکر و خردورزی در جامعه است.

پس با مستند گویی و اندیشه ثواب و صحیح، می توان به جنگ خرافات و قبرپرستی حاکم در جامعه رفت. شکی نیست تا آثار جهل و قبرپرستی در کشور باقی بماند، به یقین تنها با انقلاب و دگرگونی های سیاسی و اصلاحات دیگر، نمی توان پیشرفت، آبادانی و عدالت اجتماعی ایجاد نمود.
با انقلاب، کودتا و تغییر فرم حاکمیت سیاسی و بدون درنظر گرفتن مبارزه با جهل و خرافه گرایی، فقط می توان نام حاکمان و نوع رژیمهای مستبد را تغییر داد، اما کیفیت احوال تغییری آنچنانی نمی یابند.
چرا که تاریخ شواهدی زنده و آزمودنب برای اثبات موضوع در اختیار تک تک ما می قرار می دهد و آشکار می سازد که بطور همیشگی و بلقوه، مواد خام جهل و خرافه به اندازه کافی و وافی برای به بردگی گرفتن مردم کشور طی سالیان دیگر باقی خواهند ماند، اگر از همین حالا چاره اندیشی نکنیم.
غافل شدن از همین نکته پراهمیت بود، که اندیشمندان سیاسی ـ مذهبی ایران، معتقد بودند که بعد از نابودی حاکمیت صفویه و ضرر و آسیب باورنکردنی آنها به کشور و مردم ایران، هرگز و بار دیگر مذهب و خرافات، افسار امور را در ایران به دست نخواهند گرفت. اما علیرغم چنین خوش باوری واهی، خمینی و مُلایان حوزه جهلیه قم توانستند آب پاکی بر روی دست همه انقلابیون دیگر بریزند و اینچنین چهل سال زمام امور را بدست گیرند.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: