اولویت های آلترناتیو چپهای دموکرات " بخش اول"

اولویت های ضروری برای چپهای دموکرات کدامین راهکارها میباشند؟ بگذارید چندین راهکار عملا جاری در مقیاس اپوزیسیون را پیش رو قرار داده و در مورد آنها به صحبت بنشینیم.

 

 

 

راهکارها

اولویت های  ضروری برای چپهای دموکرات کدامین راهکارها میباشند؟ بگذارید چندین راهکار عملا جاری در مقیاس اپوزیسیون را پیش رو قرار داده و در مورد آنها به صحبت بنشینیم.

 راهکار یکم-

 راهکار چپ دموکرات رادیکال با سمتگیری سوسیالیستی؛.  بسط، گسترش و توسعه وسعت، دامنه و عمق حضور چپ در میان جوانان، زنان، کارگران و زحمتکشان و روشنفکران با هدف تعمیق و سعت بخشیدن به دامنه رادیکالیسم چپ با سمت گیری سوسیالیستی و با هدف تضمین نتیجه بخش بودن ثمره های تحولات دوران پسا جمهوری اسلامی ایران. این راهکار پتانسیل های دموکراتیک، سکولار، ضد تبعیض و آزادیخواهانه همه نیروهای اپوزیسیون را بصورتی واقعبینانه در نظر گرفته و با آنها در زمینه به تحقق پیوستن آنها به چالش مشترک خواهد پرداخت. در عین حال به این واقعیت آگاه میباشد که بدون حضور چپ قدرتمند دموکرات و رادیکال با سمتگیری سوسیالیستی،  حاکمیت سیاسی بعد از جمهوری اسلامی ایران با سمت گیری غالب سرمایه داری بخش خصوصی رو در رو قرار خواهد گرفت که بصورتی طبیعی، به سمت پیوند و وابستگی عمیق با سرمایه داری کلان جهانی حرکت خواهد کرد.

 راهکار دوم –

راهکار ملی دموکراتیک با سمتگیری جمهوریخواهی سکولار؛. این راهکار بر پایه های کارکردن بر محور تشکیل شبکه سرتاسری از نیروهای سکولار، دموکرات، ترقیخواه و جمهوریخواه با هدف تشکیل جبهه ای فراگیر از اتحادهای متفرقه بصورت شبکه های مجمع الجزایری از اتحادهای دموکراتیک و آزادیخواه  متفرقه جهت تشکیل کنگره ملی با هدف تنظیم منشور مشترک برای دوران گذار، که بعد از گذار از جمهوری اسلامی ایران در نهایت به تشکیل مجلس موسسانی تعالی خواهد یافت  که اقدام به تدوین قانون اساسی  دوران پسا جمهوری اسلامی ایران منجر خواهد گردید. این راهکار نیروهای لیبرال دموکراسی، سوسیال دموکراتیک و جنبش های مردمی مدنی از قبیل جنبش زنان، روشنفکران، وکلا و اتحادیه های کارگران و زحمتکشان را دعوت میکند تا بر اساس قانون اساسی دموکراتیک گرد هم بیایند. این جبهه در تلاش میباشد تا بر محور قانون مداری دموکراتیک اصلاح طلبان درون حکومتی را نیز به سمت خویش جلب کرده و از این طریق دوران گذار از جمهوری اسلامی ایران را با نرمش هر چه بیشتری بسر رساند.

راهکار سوم–

 راهکاری که در آن اصلاح طلبان درون حکومتی ستون سنگین محور حرکت را تشکیل میدهند. لایه های ویژه ای از چپ ایران نیز ، مانند حزب توده ایران بر پایه های چنین راهکاری حرکت مینمایند.  سمتگیری آنها در راستای گرد هم آوردن نیروهای ملی، مترقی با سمتگیری دموکراتیک ضد امپریالیستی جهت مقابله با تهاجم احتمالی غرب، بخصوص آمریکا بحاطر جلوگیری از خطر تحمیل یک حکومت دست نشانده دیگر توسط آمریکا که از این طریق دوباره برای چهل سال دیگر ذخایر و ثروت های کشور را به غارت ببرند. این راهکار خطر حمله آمریکا و غرب به ایران را خطر اصلی قلمداد میکند، و با چنین چشم اندازی عملا حاضر میشود تا با نرمش و اتحاد عمل تاکتیکی و حتی استراتژیک با جمهوری اسلامی ایران در مقابل چنین تهاجمی خود را آماده مقابله نگهدارد.

 راهکار چهارم –

راهکار چهارم جمهوری اسلامی ایران را ارتجاعیترین، فاسد ترین ، دزد ترین، جنایت کارترین و خشن ترین کلاس سیاسی نظامی ایدئولوژیک میداند که بعنوان مانع اصلی ترقی، سعادت، آزادی، رفاه و دموکراسی اجتماعی سیاسی باید از میان برداشته شود. مطرح کنندگان و پیشاهنگان چنین راهکاری هر کدام با پلاتفورم سیاسی ویژه و کاملا مجزائی به چنین راهکاری رسیده و آن را در عرصه سیاسی مطرح میکنند. طرح کنندگان این راهکار آشکارا خواهان حمایت مالی، امنیتی، اطلاعاتی و حتی نظامی دولت های غربی، از جمله  آمریکا میباشند. در این مجموعه بخش هایی از احزاب ناسیونالیستی مانند حزب دموکرات کردستان ایران و احزاب مشابه از یک طرف، و سازمان های سیاسی سلطنت طلبان پان ایرانیستی از طرف دیگر قرار دارند.

راهکار پنجم –

 راهکار احزاب سبز میباشد که هنوز در ایران قوت و وسعت لازم را دارا نمیباشند. این احزاب خطر گرمایش زمین و از این طریق نابود شدن و از بین رفتن شرایط زیست برای موجودات زنده را عمده و حیاتی شمرده و خواهان آن میباشند تا تمامی اقدامات دولت ها به نحوی در مسیر کاهش استفاده از انرژی های سوخت فسیل "بر آمده از نفت"؛ و سوخت کربن میباشند و خواهان سرمایه گذاری دولت ها و بخش خصوصی در زمینه های انرژی های آلترناتیو خورشیدی، بادی، دریائی و حتی اتمی میباشند. این احزاب در زمینه های مسائل مربوط به تامین رفاه عمومی به احزاب چپ نزدیک میباشند، اما  اگر احساس کنند که میتوانند از آنها امتیازاتی بگیرند،  آماده اعتلاف با احزاب لیبرال دموکرات نیز میباشند.

 

سرسخن

کافی است نظری به بی خانمان ها و آنهایی که در خیابانها میخوابند، یا میزان آنهایی که به کمک های اندک تامین اجتماعی در کشورهای پیشرفته صنعتی چشم دوخته اند بیاندازیم، یا افزایش میزان زندانیان در این کشورها را در نظر بگیریم و یا به نا امیدی جوانانی که تحصیلات خویش را تمام میکنند در زمینه های کاریابی و امکان تشکیل خانواده دادن و صاحب خانه شدن آنها بیاندازیم تا متوجه بشویم که نموهای ظاهری نظام کنونی سرمایه داری کلان نئولیبرال جهانی در چه شرایطی میباشد. کافی است به هزاران هزار میلیارد دلارهای بدون پشتوانه تزریق شده از طریق ایجاد بدهکاری های کلان توجه بکنیم  تا متوجه شویم که برای حفظ تعادل اقتصادی جهانی قدرتمداران حاکمه با به راه انداختن جنگ ها و تشنج های منطقه ای مجبور میشوند تا از این طریق امکان چرخش چرخه های اقتصادی خویش را حفظ نمایند. کافی است به نابود شدن محیط زیست بشر و موجودات در حال زیست و جنگ تعرفه های اقتصادی تو جه بکنیم تا ابعاد فاجعه برایمان کمی روشنتر گردد. کشورهای در حال توسعه و جهان سوم برای نگهداری خویش در این سیلاب، یا به سیاست های حفاظتی روی می آورند، یا اینکه هر چه بیشتر خود را به تقدیم کلان سرمایه داری جهانی می نمایند.

ما از خواستگاه چپ به این مسائل نگاه میکنیم. چپ امروز در ایران نه تنها تاثیرات ویژه ای از متلاشی شدن اتحاد جماهیر شوروی را بعنوان یک پدیده تاریخی جهانشمول گرفته است، با خود حمل میکند، بلکه ضربات کشنده و نابود کننده جمهوری اسلامی ایران بر انها، عدم فراهم بودن امکان فعالیت سیاسی در داخل ایران و چهل سال تبلیغات منفی و دروغ پردازی های جمهوری اسلامی ایران علیه آنها نیز تاثیرات ویژه ای را بر اذهان نسل های بعد از انقلاب پنجاه و هفت و بخشی از نیروهای چپ گذاشته است. در این راستا، هنوز عده ای هنوز بصورتی سنتی بر راهکار راه رشد غیر سرمایه داری ایستاده و امیدوارند تا اصلاح طلبان حکومتی ما را به سرمنیزل مقصود برسانند. عده ای دیگر از رادیکالیسم چپ فاصله گرفته و در دامن سوسیال دموکراسی و حتی لیبرال دموکراسی به دنبال یک حکومت جمهوری سکولار دموکراتیک با قانون اساسی لیبرال دموکراتیک بر آمده از یک مجلس موسسانی میباشند که عملا در آن نیروهای رادیکال و چپ چندان وزنه ای نخواهند بود. بخش اندکی از چپ به جریان های ناسیونالیستی و منطقه ای پیوسته است و بخش دیگری از چپ خود را در کوران داغ  تاریخ سیقل داده و بر اساس مطالعات و تجربیات آموخته از تاریخ معاصر، تحلیل مشخص از شرایط ویژه اقتصادی، سیاسی، طبیعی و اجتماعی جهانی و منطقه ای بر رادیکالیسم دموکراتیک و آزادیخواهانه چپ با سمتگیری سوسیالیستی بعنوان مناسب ترین آلترناتیو پاسخگوی مشکلات جهانی و کشوری ایستاده و حرکت میکند.

ما نه تنها مخلوطی از باورمندان سه بخش بندی نام برده در پاراگراف بالا را در درون حزب چپ ایران مشاهده میکنیم، بلکه چپ دموکرات و رادیکال با سمتگیری سوسیالیستی چالش های سختی را جهت حفظ ماهیت سمتگیری سوسیالیستی و رادیکالیزم حزب چپ ایران در پیش رو دارد. تلاش جهت غلبه کردن بر فضای مسموم عدم اعتماد، عقده ها و گره های ناگشوده طولانی مدت، عدم موفقیت نسل انقلاب پنجاه و هفت در انتقال گزارش واقعی تاریخی و تجربیات خویش به نسل های بعدی و تقابل میان بخش های متنوعی از اپوزیسیون سکولار دموکراسی خواهان ترقی و توسعه با همدیگر. ناتوانی در غلبه بر معضلات فرهنگی بخش قابل توجهی از چالش های نظری، روانی و فرهنگی چپ میباشد که باید در روند کارکرد سازنده و پویایی دوران بلوغ خویش را بطور طبیعی طی نماید.

راهکار چپ با سمتگیری سوسیالیستی باید پیشگامی مبارزه و چالش را در عرصه مبارزه علیه هر گونه تبعیض؛ از قبیل تبعیض اتنیکی – ملی، تبعیض علیه زنان، تبعیض دینی – عقیدتی و غیره در دست بگیرد. چپ رادیکال باید پیشگامی مبارزه در راه تامین تمامی آزادیهای فردی و اجتماعی در وسیع ترین ابعاد خویش به پیش ببرد. چپ رادیکال باید نظام سرمایه داری رانت خوار، فاسد و مافیائی جمهوری اسلامی ایران را به چالش کشیده و آلترناتیو نظام اقتصادی مردم محور تعاونی، دولتی ، سهیم شدن کارگران در سهام موسسات کلان اقتصادی و بخش خصوصی در شرایط شفافیت اقتصادی بوده و از تامین عمومی در زمینه های اجتماعی، تحصیل و بهداشت حمایت می نماید. راهکار چپ با جدیت تمام در راستای حفظ منابع طبیعی اقدام کرده و سوء استفاده های سوداگران سود جو را به نحوی بازگرد خواهد کرد. راهکار چپ رادیکال تنها در شرایطی قادر به پیش برد سیاستهای خویش خواهد بود که بتواند بخش عظیم نیروهای بالنده اجتماعی را با شفافیت تمام از راهکارهای آلترناتیو خویش آگاه نموده و از این طریق به یکی از سنگین ترین وزنه های اجتماعی سیاسی در کشور فرا روید.

پنج راهکار آلترناتیو آغازین هر کدام ویژگیهای خویش را دارا میباشند. در شرایطی که هر کدام روی بخش های ویژه ای از اولویت ها تاکید مینمایند، نکات مشترک و افتراق های خاصی را دارا میباشند. راهکار چپ دموکرات، راهکار حاکمیت نیروهای بالنده مدنی مردمی اجتماعی و زحمتکشان و جبهه کار و تلاش میباشد، نه جبهه سوداگرانی دزد و غارتگران جدیدی  که به دنبال دعوت از همتایان بین المللی خویش در لباس های دیگری میباشند. راهکار چپ سوسیالیستی نه تنها خواهان عبور از جمهوری اسلامی ایران میباشد، بلکه با همان شدت و حدت در مقابل آلترناتیو سازی سیاسی جایگزین امپریالیستی می ایستد. این راهکار برای دوران پسا جمهوری اسلامی ایران آلترناتیوی را میخواهد جایگزین نماید که در آن امکان بازگشت به دوران تاریک دیکتاوریها و خفقان شیخ و شاهی امکان پذیر نباشد.

 دنیز ایشچی 19 آوریل 2019

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما پنج نوع نگرش چپ را طرح کردید که هرکدام کلی نکات افتراق دارند. در آخر نتیجه گیری میکنید که:
«بخش دیگری از چپ خود را در کوران داغ تاریخ سیقل داده و بر اساس مطالعات و تجربیات آموخته از تاریخ معاصر، تحلیل مشخص از شرایط ویژه اقتصادی، سیاسی، طبیعی و اجتماعی جهانی و منطقه ای بر رادیکالیسم دموکراتیک و آزادیخواهانه چپ با سمتگیری سوسیالیستی بعنوان مناسب ترین آلترناتیو پاسخگوی مشکلات جهانی و کشوری ایستاده و حرکت میکند. ». بسیار خوب. شما برای پیاده کردن این «مناسب ترین آلترناتیو پاسخگوی مشکلات جهانی و کشوری (ماشالله چه دامنه مطالبات جهانی هم دارید! خوبه اصلا کسی از وجودتان هم خبر نداره) کدام نیرو را در اختیار دارید؟ چند نفر هستید؟ یک زنگی به ایران بزنید از پسرخاله و در و همسایه بپرسید از این حرفهای شما سر در می آورد؟ آیا حاضر است در