مناسبات بین المللی بر محورهای صلح و توسعه متقابل

مناسبات بین المللی بر محورهای صلح و توسعه متقابل
"تز هایی در باره سیاست خارجی"

مناسبات بین المللی بر محورهای صلح و توسعه متقابل

"تز هایی در باره سیاست خارجی"

مقدمه:

دوران ما، دوران شکوفائی ارزش هاست. ارزش هایی مانند صلح، صفا و صمیمیت، احترام به غیر خودی، قائل شدن حقوق مساوی با خود به غیر خودی ها، ارزشمندی حفاظت از کره زمین بعنوان تنها مکانی که امکان زیست بشر و دیگر موجودات زنده در آن فراهم میباشد، ارزش قائل شدن به شکوفائی و رشد علمی و تکنولوژیک جهت استفاده بهتر از امکانات طبیعی برای ارتقاء سطح رفاه و کیفیت زندگی عموم بشری،  ارزش قائل شدن به هنر، فرهنگ، ادبیات، ورزش ها و مسابقات سالم، موسیقی و رقص و دیگر ارزش های مشابه جهت تعالی روحی، روانی و زیبائی بخشیدن به زیست بشری، ارزشمندی فراهم کردن شرایط برای آزادی امکان شکوفائی اندیشه های انسانی برای رشد  تعاون فکری جهت تعالی فلسفه زندگی، از جمله ارزش هایی میباشند که بشریت در راستای آنها با سختی و کوشش فراوان ولی با آهستگی گام بر میدارد.

متاسفانه با قدرت میتوان گفت که نیروهای جبهه مقابل این ارزشها، یعنی جبهه ضد ارزش های  جنگ افروزی و کشتار جمعی، نیروهای نابود کننده امکانات زیست طبیعی بر روی کره زمین، نیروهای جبهه تبعیض و قهر به غیر خودی، جبهه ارتجاع و مانع شونده  رشد فرهنگ علمی، هنری و زیباسازی معنوی انسانی و نیروهای استثمار و بهره کشی از انسان ها و کشورهای ضعیف تر و جهان سوم، با قدرت فزاینده تری در میدان تقابل حضور داشته و ضربات سهمگینی بر بشر و طبیعت وارد مینمایند.

"دموکراسی" بعنوان یک راهکار واسطه، تلاش دارد تا شرایط همزیستی مسالمت آمیز این "ارزش های بالنده" از یک طرف  و "ضد ارزش های انسانی" را در کنار همدیگر فراهم نماید. در عرصه تعامل ارزش و ضد ارزش ها، متاسفانه گاها جبهه نیروهای بالنده فکر میکنند که جبهه "ضد ارزش های انسانی" با همان ارزش ها و الگوهای همطراز جبهه بالنده وارد میدان میگردند. در صورتی که اینطور نیست. از این نظر، اگر جبهه نیروهای ارزش های بالنده صلح، آزادی، بالندگی علمی، تکنولوژیک، هنری و معنوی از طریق شیوه های قانونی و مدنی، الگوها و معیارهای ضد ارزش را محدود تر، ایزوله تر و تحت کنترل بیشتر در آورده و مستحیل نمایند، عرصه برای شکوفائی زیبائی های زندگی بر کره خاکی فراهم تر میگردد .

تامین صلح  جهانی

صلح، بعنوان عاجل ترین، بزرگترین، سنگین ترین و حیاتی ترین فاکتور کنش های بین المللی مطرح میباشد. در دنیائی که دهها کشور به سلاح های اتمی و یا کشنده دسته جمعی در مقیاس کلان مجهز میباشند. در دنیائی که رسانه های نمایشی، تبلیغاتی، مجازی،   صوتی یا تصویری بصورت های هدفمندی فرهنگ کشتار و نابودی انسانی را در مقیاس از بین بردن احساس عاطفی انسانی ترویج مینمایند. در شرایطی که سرمایه داری کلان صنایع نفتی نظامی همگام با سرمایه داری مالی تنها راه امکان ادامه حیات خویش را در به راه انداختن جنگ های منطقه ای می دانند، تامین صلح منطقه ای و جهانی مبرم ترین نیاز بشریت برای ادامه حیات خویش بر روی کره زمین میباشد. امروزه نه تنها  جنگهای منطقه ای منجر به ویرانی کشورها و کشتار صدها هزار و آوراگی میلیون ها نفر منجر شده اند، بلکه آوراگان این ویرانی ها مشکلات ویژه ای برای دیگر کشورهای جهانی آفریده اند.   اگر یکی از این درگیری، تشنج و یا جنگ ها منجر به صدمه خوردن مستقیم یکی از کشورهای دارای سلاح هسته ای گردد، خطر آن وجود دارد که صدمات ناشی از گسترش چنین جنگ هایی برای بشریت جبران ناپذیر بشود. این امر در مورد ایران هم مستقیما صدق میکند. لذا دوستان جهانی خود را باید در وحله اول از میان نیروهای صلح جهانی و جبهه صلح برای منطقه و ایران جستجو کرد.

رشد و توسعه اقتصادی متقابل

با توجه به اینکه در وحله اول مناسبات و همکاری های منطقه ای و جهانی باید بر محور تامین صلح جهانی مبتنی باشد، به موازات آن، این مناسبات در عرصه ایجابی باید بر محور های همکاری در راستای گسترش توسعه و رشد علمی، صنعتی، اقتصادی و اجتماعی کشورها مبتنی باشد. بر این اساس اگر این همکاری ها در راستای ساختن جاده ها، فرودگاه ها، خطوط قطار، دانشگاه ها،  بندرها، شهرها، بیمارستان ها، صنایع تولیدی کلیدی و دیگر رشته های اقصادی، صنعتی و علمی مبتنی باشد، نه تنها منجر با گسترش ثروت های کشوری میگردد، بلکه ثمرات و میوه های آن شرایط افزایش امکانات رفاه اجتماعی همگان را فراهم تر مینماید. از طرف دیگر، مناسبات مبتنی بر پایه های کنترل سرمایه مالی جهانی بر کشورهای ضعیف و جهان سوم، بر  استثمار مردم آن کشورها توسط سرمایه مالی جهانی مبتنی بوده و نه تنها به منجر به توسعه اقتصادی کاذب میگردد، بلکه بازتاب های منفی سیاسی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی وابستگی به اربابان بزرگ  بیماری های اجتماعی فراوانی را به همراه می آورد.

از این زاویه هم دوستان بین المللی ما آن نیروهایی هستند که در گروهبندی توسعه علمی، صنعتی و اقتصادی متقابل قرار دارند، نه نیروهایی که خواهان چنگ انداختن به ثروت های طبیعی ما، کنترل امنیتی سیاسی کشور ما، فرو بردن این کشورها زیر بدهی های کلان غیر ضروری و تبدیل نمودن کشور ما به بازار مصرف کالاهای خود.

آزادی ، حقوق بشر و دموکراسی

اعتلای اخلاقی، فرهنگی، علمی و رفاهی انسان تنها در شرایطی میسر میباشد که آزادیهای فردی و اجتماعی تامین شده باشد تا اینکه امکان شکوفائی اندیشه ها و ارزش های انسانی فراهم گردد. تامین چنین آزادیهایی در منشورهای حقوق بشر تا حد ممکن تدوین شده  و منعکس گردیده اند. در شرایطی که قدرت امنیتی خفقان و دیکتاتوری مانع از شکوفایی اندیشه ها وارزش های پویای انسانی میگردد، زمینه را برای رشد ضد ارزش های ارتجاعی، فاشیستی، ناسیونالیستی، افراطی گری و غیره فراهم میگردد. این اندیشه ها در ادامه خود منجر به کینه، تبعیض،  دشمنی، نفرت از غیر خودی شده  و در نهایت جنگ ها و درگیری های منطقه ای توسط قدرتمداران مافیائی و حاکمه میگردد. بر چنین اساسی است که میتوان نتیجه گیری کرد که بازتاب های جانبی دیکتاتوری و خفقان در هر نقطه دنیا آثار منفی خود را به تمام بشریت منتقل میکند. از این نظر در مناسبات بین المللی نه تنها باید از آزادی و دموکراسی و تامین حقوق بشر در همه نقاط و گوشه های دنیا مدافعه نمود، بلکه بعنوان پیکر واحد بشریت، از محرومیت ها  و آزار انسان هایی که زیر یوغ نیروهای ضد ارزش ها میباشند، تا آخر خط دفاع نمود.

در این عرصه نیز باید دوستان جهانی خویش را بر اساس میزان  و درجه پایبندی آنها به شکوفائی دانش و  اندیشه، علم، هنر ، ادبیات، فرهنگ و همزیستی سعادتمند در کنار همدیگر باید انتخاب نمود، نه نیروهایی که پیام آوران ضد ارزش های ارتجاع، خفقان، سوداگری، خشونت، قلدری، غیر اخلاقی ترین رفتارها میباشند.

حفاظت از کره زمین محیط زیست همگان

نظام سرمایه داری کلان جهانی که بازتاب خویش را در نئولیبرالیسم و محافظه کاری ناسیونالیستی نوین نشان میدهند، بر پایه های  بهره وری بیشتر از نظر سود آفرینی فزاینده برای صاحبان سرمایه های کلان میچرخد. باید بازار مصرف داعمی و فزاینده محصولات تولید شده وجود داشته باشد تا این کالاها و خدمات  را خریداری نمایند، تا اینکه هم چرخه های  نظام اقتصادی  کلان سرمایه داری در حرکت باشد، و هم روند تولید متوالی و سودآفرینی تداوم داشته باشد. این روند فزاینده تولید و مصرف فزاینده جهت تدوام سود آفرینی برای صاحبان سرمایه های کلان، نه تنها ذخایر و منابع ارضی را به اتمام میرساند، بلکه موجب نابودی منابع طبیعی و گرمایش فزاینده کره زمین، تنها مکان امکان زیست بشریت و دیگر موجودات نباتی و زنده در آن میباشد.  حفظ حیات بر کره زمین، ارتباطی مستقیم و قدرتمندی با کنار زدن نظام ارزشی اقتصادی سرمایه داری و جایگزینی آن با نظام ارزشی اقتصادی انسانی تری میباشد. نظام جایگزین باید  بر پایه های ارزشمندی خودگردانی مدنی اجتماعی متکی بر نیاز انسانی  استوار باشد، نه چرخه متوالی سود دهی و مصرف گرائی بیرویه جهت پرکردن جیب های کلان سرمایه داران. دوستان جهانی ما در میان نیروهایی هستند که خواهان برداشتن گام های بزرگ و موثر در زمینه حفاظت از کره زمین و محیط زیست میباشند.

گسترش مناسبات فرهنگی، علمی، هنری، ورزشی و عرصه های مشابه فعالیت انسانی

مناسبات خارجی بر محور برقراری ارتباطات در راستای رفع  نیازها و  تامین منافع و مصالح داخلی مردم کشور بر اساس پایبندی به نظام ارزشی ذکر شده در مقدمه تعیین میگردد. این راهکارهای بر مبنای موازین بین المللی حقوق بشر در مقیاس های فردی و اجتماعی، قوانین و معاهدات بین المللی بر بستر تامین صلح و سعادت عموم بشری استوار میباشند. نهادهای مدنی، مردمی، خود گردان، تعاونی ها، نهادهای مردمی غیرانتفاعی،  از جمله ساختارهای اولیه قدرت نرم میباشند که در عرصه سیاست های خارجی از اهمیت ویژه و روز افزونی برخوردار میباشند.

توسعه علمی، صنعتی با هدف انتقال ثمرات بهروه وری تولیدی بهتر جهت رفع نیازمندی های امروز و آینده بشری بر بستر تعاون و همکاری عموم بشری همگام با زیست هارمونیک مردم در کنار همدیگر و کمک به رفع بحران های اجتماعی از قبیل فقر، گرسنگی، غلبه بر بیماری های فراگیر نیازمند راهکارهای تعاونی عموم  بشری در عرصه های منطقه ای و جهانی میباشند.

استفاده از تکنولوژی نوین دیجیتالی هوشمند و تکنولوژی روبوتیک به نفع عموم بشریت در شرایطی که این تکنولوژی نیروی کار بخش عظیمی از بشریت را به عهده خواهد گرفت، تنها از طریق کانالیزه کردن هدفمند این دستاورها میتواند صورت بگیرد. نظام سرمایه داری کلان از این دستاوردها در راه ایجاد بیکاری بیسابقه همراه با کاهش عظیم دستمزدهای کارگران و کارمندان سوء استفاده خواهد نمود.

گسترش بی رویه مصرف گرائی به موازات استفاده فزاینده و تصاعدی از سوخت فسیل خطرات جدی در مورد گرمایش زمین ، از بین رفتن سریع ذخایر زمینی و تولید بی رویه ذباله های مصرفی گردیده است که تاثیرات ویرانگر و غیر قابل جبرانی بر زیست طبیعی بر کره زمین میگذارد. انگیزه های محرکه نظام اقتصادی مبتنی بر سودجوئئ و مصرف گرائی بیشتر در این زمینه ها نقش ویران گرانه ای ایفا مینمایند.

 

استقلال ملی و توسعه اقتصادی به نفع عموم مردم کشورها

امروزه مردم جهان در چهارچوبه های کشوری جغرافیائی مختلفی زندگی میکنند که حقوق شهروندی آنها بر مبنای قوانین بین المللی و قانون های اساسی آن کشورها تعریف و تنظیم میگردد. پیوستگی های زبانی، تباری، تاریخی ، جغرافیائی و عوامل چند دیگری از جمله فاکتورهای تعیین کننده شکل گیری چنین بافت داوطلبانه  اجتماعی در یک جغرافیای واحد گردیده است که بر محور قانون اساسی واحدی گرد هم آمده اند. گردهم آیی دواطلبانه کشوری مردم امکان اجرائی کارا تری  از نظام مدیریت رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی و کاربرد اجرائی توزیع و پیاده کردن آن در مقیاس مردمی جهت اسایش و رفاه عمومی را فراهم مینماید.

تاریخ بشر سرشار از دخالت ها و تجاوزات دولت های خارجی جهت غارت ثروت های و حاصل زحمات و دسترنج های مردم کشورهای مختلف توسط مهاجمین گردیده است. استراتژی تامین استقلال ملی در راستای محافظت از ثروت ها و مدیریت رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی مردم کشورهای مختلف با هدف زیست هارمونیک و قانونمند آنها در کنار مردم کشورهای دیگر میباشند. بر  چنین مبنائی میباشد که تخصیص رشته های محوری اقتصادی اجتماعی، مانند بهداشت و تحصیل عمومی، فرودگاه ها و هواپیمائی ملی، رشته های کلیدی اقتصادی، مانند صنعت نفت، راه آهن، جاده ها در ایران تحت مالکیت، کنترل و مدیریت دولت نقش کلیدی در تامین ثبات اقتصادی سیاسی و امنیتی کشور و انتقال ثمرات آن به عموم مردم را دارا میباشد. برسمیت شناختن استقلال همدیگر در حل و فصل امور داخلی خویش و عدم دخالت در امور داخلی دیگران بر موازین حقوق بشر و قوانین بین المللی مناسب ترین بستر را برای همکاری برای رفاه عموم بشری فراهم مینماید.

خطر افراطی گری فاشیستی و دینی

سیستم های بانکی، بازارهای جهانی سهام و نظام های تهیه و توزیع اعتبارات مالی جهانی بر بستره های دوران جهانی شدن اقتصادی، امکان حاکمیت جهانی الیگاپولی سرمایه مالی و در راس آن موسسات مالی آمریکا را فراهم نموده است. فرار سرمایه ها به کشورهایی که مواد خام و نیروی کار به مراتب ارزان تری دارند، موجب رشد بیکاری فزاینده به موازات افزایش هزینه زندگی در خود این کشور ها گردیده است. بحران های دوره ای مالی جهانی نه تنها منجر به بسته شدن صنایع در خیلی کشورهای سرمایه داری پیشرفته گردیده است، بلکه هم فشارهای غیر قابل تحملی را بر سرمایه داری خرد و متوسط  داخلی در این کشورهای وارد آورده است، هم موجب افزایش بی رویه بیکاری و فقر در این کشورها گردیده است.  نه تنها امید کاریابی، تشکیل زندگی و تامین هزینه ها برای نسل های جوان روز به روز سخت تر میگردد، بلکه شرکت های بزرگ با بهره برداری از امکانات جهانی از زیر پرداخت مالیات ها فرار میکنند و باز هم بخش اصلی مالیات های دولتی را مردم عادی ، کارگران، زحمکشان و حقوق بگیران پرداخت مینمایند.

گسترش و عمیق تر شدن دره میان فقرا و ثرواتمندان، کم رنگ تر شدن روزمره روزنه امید برای نسل های جوان، به موازات هرچه بیشتر حریص تر شدن سرمایه داری نفتی، نظامی، مالی و رسانه ای در غارت ثروت های کشورهای دیگر شرایطی را فراهم  کرده است که ویژگیهای خاص خود را دارا میباشند. رشد فقر و بیکاری و بحران های اجتماعی اقتصادی همانقدر که زمینه را برای رشد و توسعه اندیشه های انسانی، مردمی، مدنی و با سمتگیری خودگردانی مدنی و اقتصادی سوسیالیستی فراهم مینماید، به همان میزان  هم میتواند به بستری  برای سوء استفاده های فاشیستی جهت ایجاد دشمنی های ناسیونالیستی، دینی و آمادگی روانی جهت ایجاد جنگ های منطقه ای تبدیل گردد.

خطر تهاجم خارجی  به رهبری آمریکا

یکی از پایه های اصلی امروزین مناسبات بین المللی استراتژی دسته بندی های قدرتمداران حاکمه بر سیاست خارجی آمریکا  مبتنی میباشد که جنگ های منطقه ای را در کشورهایی به راه بیاندازد که دارایی ثروت ها ذخایر انرژی فراوانی میباشند، نه کشورهایی که از این بابت ضعیف و فقیر هستند. با افزایش بیرویه بدهکارهای های نظام سرمایه داری جهانی به رهبری آمریکا، بحران های دوره ای بعدی این نظام به مراتب قدرتمندتر از بحران های قبلی خواهد بود.  استراتژی خروج از سوریه و افغانستان، کنار آمدن با کره شمالی بخاطر اینکه ذخایر انرژی و معدنی چندانی ندارند، حفظ نیروها در عراق، و آغاز تهاجم بر علیه ایران و ونزوئلا بخاطر برخوردای از ثروت های فراوان زیر زمینی از چنین استراتژی تبعیت میکند. پیاده کردن یک چنین استراتژی از فورمولبندی ها، ساختارها و مدل های ویژه ای برخوردار میباشد که ویژگیهای آن به مراتب در جاهای مختلف دنیا و خاورمیانه تکرار شده است که خود نیاز به کنکاش جداگانه دارد.

 

شرکت در اعتلاف ها و همکاری های منطقه ای و جهانی

ما در دوران بحران های متوالی و شرایط متحولی زندگی میکنیم. تمام گروه بندی های مردمی، احزاب سیاسی کشورها، قدرت های سیاسی حاکمه، مردم کشورهای مختلف با این مسائل رو در رو بوده و ناچار به اتخاذ راهکار هایی در مقابل آنها میباشند. در مقیاس بین المللی، نیروهایی میباشند که در صف غارت ثروت های کشورهای جهان سوم، صادرات جنگ به آن کشورها، غرق کردن آن کشورها در دریای بدهی هایی میباشند که هیچگاه نتوانند از حلقه تنگ آنها جان سالم به در ببرند. کشورها و نیروهای دیگری وجود دارند که در جبهه توسعه متقابل اقتصادی جهت تامین منافع متقابل برای همه کشورها بوده، و خواهان تامین صلح و آسایش و گسترش مناسبات علمی، هنری و ورزشی و غیره میباشند. کشورها و قدرت های دیگری وجود دارند که در مسیر رقابت با نئولیبرالیسم حاکمه بوده و بر توسعه و کنترل اقتصادی بر کشورهای جهان سوم حرکت می نمایند. شاید اتحادیه اروپا و چین را به نوعی در این گروهبندی قرار داد. با این اعتلاف ها و گروهبندی ها چگونه مناسباتی را باید برقرار نمود؟

اگر گروه بندی های بین المللی را به چهار دسته تقسیم نماییم، دسته اول نئولیبرالیسم کلان به سرکردگی آمریکا، دسته دوم کشورها و گروه بندی هایی مانند اتحادیه اروپا، چین و ژاپن و کشورهای مشابه قرار دارند. دسته سوم ائتلاف هایی مانند گروه بندی بریکس بر پایه توافق  ارزش ها و هدفمندی های مشترک تنظیم گردیده است. دسته چهارم  اکثریت کشورهای پراکنده  جهان سوم، مانند ایران قرار دارند.

نیروهای سیاسی مدنی در کشورهایی مانند ایران، احزاب  و قدرت های سیاسی حاکمه بر کشورهای مختلف، دوستان و همراهان خود را در عرصه بین المللی را بر پایه سنگینی میزان و درجه پایبندی آنها به ارزشمندی های تعالی انسانی و حفاظت از طبیعت درجه بندی نموده و با آنها ارتباط بر قرار نموده، یا زاویه بندی مینمایند. طبیعتا بر سر کار بودن  جبهه ای از نیروهای سیاسی به رهبری "برنی سندرز" در آمریکا، میتواند شرایط خیلی متفاوتی را با شرایط  امروز حاکمیت آقایان "دونالد ترامپ، مایک پامپئو و جان بالتون" فراهم نماید. میزان مناسبات و همسوئی و اتفاق عمل بین المللی ما بر اساس مضمون ارزشمندی ها و ضد ارزش های حاکمه بر این کشورها و احزاب و نیروهای سیاسی استوار میباشد.

 

دنیز ایشچی

13 مئی 2019

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: