ادامه ترور رهبران اهل سنت و کلامی ساده با موحدین

اینکه شاید، با این ادبیات و اشارات انتقادی؛ در این زمان حساس به نفع یا ضرر جریانها و افرادی از اهل سنت ایران تمام شود، بسا شعار آنهایی است که هم به میخ می کوبند و هم به تخته و در حکومت ولایت فقیه نیز به مروجین و پیش قراولان تسلیم پذیری و سکوت مبدل گشته اند...

 

عقیده اهل سنت و جماعت، مملو از عشق و محبت الهی است و نسبت به احدی از ائمه، اهل بيت، صحابه و دوستداران آنها، کینه و کدورتی ندارد. در این چارچوب اعتقادی، هرگز تقیه و دورویی و نان به نرخ روزخوری جایگاهی ندارد و هیچکس هم نباید بنابر مقتضیات عقیده خود به تاویل و تفسیر آیات و احادیث بپردازد.

حال در تقابل چنین اندیشه ای؛ اکثریت شيعيان كه در طول تاریخ اسلام به "روافض" مشهور بوده اند، در باطن خود و بصورت علنی و در گفتار، حقد و بغض فراوانی نسبت به بزرگان اهل سنت و صحابه پیامبر اسلام (ص)در دل داشته و آنرا در تریبونهای مختلف بیان می کنند. سرچشمه تمامی این عداوت ها و کینه توزی ها، بدون شک به دروغ‌هایی كه آخوندهای شیاد، خمس خور و تقیه گر؛ بر اساس کتابهای همچو " بحارالانوار" مُلا باقر مجلسی و دیگر آثار غیر منطقی و ضد عقلی خود درست کرده و بافته اند، بر می گردد.

ما موحدین ایران می دانیم که، اهل سنت و جماعت اعتقاد دارند كه دوازده امام اهل سنت بوده اند و مانند شيعيان امروزی در پی قبرپرستی، اشاعه فحشا(متعه یا صیغه) ،تقیه، رجعت مرده، تزویر و خمس و مال مردم خوری نبوده اند. پس این همه جنگ و گرفتاری و جنگ مذهبی از کجا سرچشمه می گیرد و مسئول و مقصر کیست؟!
شکی نیست که مشکل اصلی، عقاید خرافی شيعيان است، که تا به امروز موجب تفرقه و دشمنی در دین اسلام شده اند و همسو با آنها هم قدرتهای جهانی گروههای افراطی و تکفیری را از میان اهل سنت بر علیه دیگر موحدین مسلمان در گوشه و کنار جهان ایجاد می کنند و با بودن آنها مطامع سیاسی ـ اقتصادی خود را دنبال می کنند.

به عالمان راستین دین شيعه توصيه مي کنم، به جای دروغ پردازی و شوراندن عوام خود و تحریک آنها به توهین و بی احترامی نسبت به صحابه پیامبر رحمت، به مطالعه قرآن و منابع عقیدتی اهل سنت روی بیاورند و یکبار هم که شده مستندات آنها را بخوانند. نیک می دانید، برای پذیرش بندگی از سوی الله متعال، قبل از هر چیز خلوص نیت و بکارگیری عقل و منطق از هر سو بر حرافی و رکوع و سجود ناخالصانه برتر و اولی تر است. با تکرار چرنديات و خزعبلات آخوندهای بیت عنکبوت خامنه ای و وارثان حقیقی حکومت صفویه، نه تنها مسیر زندگی خود را بيهوده به برهوت جاهلیت سوق می دهید، بلکه تا قیام قیامت هم قلباً احساس ندامت خواهید نمود و عند الله تنها رو سیاهی برایتان باقی خواهد ماند.
 بنابراین، اگر اهل تحقيق و تفحص هستيد، قدری در کتاب خداوند تعمق كنيد و از متون و منابع فقهی آخوندهای کذاب که آغشته به دروغ و تقیه و خرافه و هزاران آفت دیگر است؛ جدا دوری نمائید.

 و اما اکنون روی دیگر سخنم با موحدین اهل سنت و جماعت ایران است. همه ما می دانیم که باید در شکل و شیوه زمامداری جامعه و حکومت، به دستورات پیامبر اسلام، سنت خلفای راشدین، تابعین بزرگوار و دیگر راستگویان امت اسلامی مراجعه کنیم. پس اگر تفاوت اخلاق و تدبیر سیاسی در چارچوب دین اسلام را با علم سیاست و روابط امروزی بشریت؛ که به شرایط زمانی و مکانی ارتباط تنگاتنگ دارد، درک نکنیم، صد درصد همان اختلافات و مشکلات عمیق عقیدتی که بیشتر مسلمان جهان و درصدر آنها آخوندهای دین شیعه درآن گرفتارند، را بر خود تکرار می کنیم.

بنده یقین دارم، که راز مظلوم واقع شدن و درجازدن های جامعه اهل سنت ایران، نه تنها بخاطر عبرت نگرفتن از گذشته خود، بلکه تعامل نادرست و رفاقت نامیمون با حکومت آخوندی است. مع هذا و مهمتر از همه ناآشنائی و درس نگرفتن از حوادث و رویدادهای است، که برخی از علمای ما عمداً یا سهواً از زمان پی ریزی استبداد دینی حکومت کنونی شیعه و در کمک به خودکامگان و دیکتاتورهای سابق، مستقیما ایفای نقش نموده اند.

آخوند شیعه، بطور همیشگی در پی تحریف تاریخ و آیات قرآن و حدیث بوده و آنرا پیشه اصلی و بنگاه اقتصادی خود کرده است. اما برخی از مولوی ها و علمای ما هم که از تکرار رویدادهای تلخ تاریخی بی اطلاعند، مع الاسف اشتباهات گذشتگان خود را تکرار می کنند. بنابراین در چنین شرایطی که دیکتاتوری خامنه ای ملعون یکی دیگر از رهبران اهل سنت (مولوی ابراهیم صفی زاده) را در افغانستان ترور می کند؛ نقد منصفانه و علمی جامعه اهل سنت ایران یک واجب دینی و منطقی است.

اینکه شاید، با این ادبیات و اشارات انتقادی؛ در این زمان حساس به نفع یا ضرر جریانها و افرادی از اهل سنت ایران تمام شود، بسا شعار آنهایی است که هم به میخ می کوبند و هم به تخته و در حکومت ولایت فقیه نیز به مروجین و پیش قراولان تسلیم پذیری و سکوت مبدل گشته اند. بنابراین کوبیدن مصلحت طلبان سست عنصر، که بودن و نبودنشان به حال مردم موحد و جامعه اهل سنت ایران چندان تفاوت و اهمیتی ندارد، از ضروریات این ایام است.
و فایده دیگر این گفتار انتقادی، سبب آگاهی عمومی، ارتقای عقیدتی و اعلام ختم کلام و ضرب العجل حقیقی جامعه اهل سنت ایران به خامنه ای تروریست و رهبران قبرپرست شیعه است. آری دفاع از حق و حقیقت و نقد ستم حکومت ظالمان از جانب هرکه و با هر عنوانی بیان گردد، بی گمان یک ارزش ذاتی محسوب می شود. نه ضربه به عقیده و باور گروهی منفعت طلب و نان به نرخ روز خور که با پوشیدن قبای اهل سنت، هر روزه شاهد توهین و افترا به صحابه هستند و شهادت مظلومانه علمای اهل سنت را توسط خمینیان مشاهده می کنند، اما هرگز به خود جرٲت نمی دهند، نقدی شجاعانه بر اعمال شیطانی خامنه ای جنایتکار و مراجع تقلید پیر و خرفت دربارش وارد کنند.

اگر جناب ماموستا ربیعی زنده بودند، اگر شهید ملازاده و دیگر رهبران موحد و شجاع اهل سنت ایران اینک در میان ما بودند؛ آیا هرگز چنین جفای بزرگی را بر جامعه اهل سنت ایران تحمل می کردند؟!
می دانیم آنهایی که در قالب اصلاح و تعمیق مواضع با رژیم آخوندی به شیوه مستمر و مداوم از آخور ولایت فقیه می خورند، نیز شریک جرم و همراه قافله آخوندها محسوب می شوند.
دوستانی گفتند: چرا رسانه های فارسی زبان و تریبون اپوزیسیون ایران در قبال ترور مولوی ابراهیم صفی زاده سکوت اختیار کرده اند؟!
اما پاسخ روشن است. اولاً: آشکارست که بسیاری از علمای اهل سنت ایران، از بدو تشکیل حکومت آخوندی حامی و همراه این مُلایان جنایتکار بوده و با انتخاب سکوت و یا مصلحت اندیشی شخصی و گروهی، علناً برای طبقات جامعه ایران چنین وانمود می کنند، که آنها هم در ذات خود هیچ فرقی با خمینیان و آخوندهای قبرپرست ولایت فقیه ندارند.!

ثانیاً: ما باید بکوشیم حساب علمای اهل سنت حکومتی و آنهایی که هم به تخته می زنند و هم به میخ را؛ از موحدین راستین و اکثریت مطلقی که عقیده و شخصیت خویش را به نان و نوایی حکومت ظالمانه آخوندهای شیعه آلوده نکرده اند، و مانند مولوی شهید ـ ابراهیم صفی زاده ـ کە بعد از تحمل شکنجه فراوان و سالها زندان، بازهم در دیار غربت آرامشی از دست دستگاه ترور شیعه نیافتند، جدا کنیم و صف واحد خود را مشخص سازیم.
پس هرگاه چنین اندیشیدم و با دلایل منطقی و آیات قرآن، عقاید شیعه را یک دین کاملا مجزا و جداگانه دانستیم، بطور اتوماتیک حساب کار دستمان خواهد آمد و جامعه اهل سنت ایران نیز تکلیف خویش را با ما مشخص خواهند ساخت.
در مورد عملکرد ناصواب اپوزیسیون و رسانه های فارسی زبان و سکوت معنادار آنها در قبال ترور علمای اهل سنت، نقد فراوان است و برهان و دلیل همچنان ضعیف. اما بطور کلی و آنچنان که ما در میدان عقیده دریافته ایم، تردیدی نیست که سکولارترین فرد شیعه در عمل همچو عوام آنها؛ هنوز نیز در دوران مدرن و در سیستم نئولیبرالیزم، همچنان و کما فی السابق حق ولایت را با علی می داند!! و لو در ظاهر هم ژست امروزی تر و روشنفکری به خود گرفته باشد.!!

در خاتمه اگر اهل سنت و جماعت ایران؛ در فکر تشکیل یک جبهه عقیدتی ـ نظامی پرتوان نباشند و تنها با استفاده از بیان و انتقاد در رسانه های خود و محکوم کردن جنایات امروز و فردای رژیم آخوندی اکتفا کنند، دشمن قبرپرست تا منزل یکایک ما پیش خواهد آمد و فردا نوبت بنده و شما خواهد رسید.
سالهاست اعلام کرده ایم؛ که لزوم تشکیل یک سازمان عقیدتی و نظامی قدرتمند، از سوی اهل سنت ایران نقش یک دیوار محکم و بازدارنده در مقابل دشمن خواهد داشت.
چنین قدرتی، دست قاتلان خونخوار و آدمکشان بیت عکنبوت خامنه ای و سپاه تروریستی اش را خواهد بست و جدا مانع ادامه جنایات آنها خواهد گشت.
اما وقتی بسیاری خود را عمدا به خواب آلودگی می زنند، بیداریشان بسی دشوار است.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: