مقایسه جملات سومری و ترکی11 -Grammar3

پژوهشِ ارتباط و پیوند زبانها، در نهایت به درک متقابل انسانها و زیبایی زندگی خدمت میکند. زبان سومری با ترکی پیوند داشته باشد یا نداشته باشد هیچ نفع و زیانی به مردمان خانواده ی ترکی زبان ندارد. گذشته گذشته است، زندگی امروزی کیفیت حال را می طلبد.
با این همه روا نیست که پژوهشهای علمی قربانی دیدگاهها و بازیهای سیاسی شوند و مهر ورود ممنوع بخورند. تئوری سیاسی شده ی زبانهای ایزوله، تابلوی ورود ممنوع ست و ضد علمی. باید چنین تابلوهایی را از پیش پای علم برداشت...

 

 .Hər sözcük bir roman
هر کلمه برای خودش رمانی ست.

مبحث جملات و  گرامر زبان سومری و ترکی را ادامه میدهیم و بعد به دیدگاه رایجی پیرامون موضوع "ارتباط  زبان ترکی و سومری"  اشاره می کنیم. 

 

 

مفهوم پرانتز، کروشه، تیره در نوشته: 

- علامت تیره بین حروف به معنی " چسبیده" یا می چسبد، است. و جهت جلب توجه یا به علت بخش بندی واژه تیره خورده است. و یا رسم نگارش چنان  است. مخصوصاً در کلمات سومری.
-پرا نتز( پارانتز) اغلب بدین معنی آمده که : 1- محتوای آن در جریان مقایسه ی کلمات دو زبان، جهت عیان سازی افزوده شده و ترکی ست. مانند:sə(-nin) ana-n
یعنی sə بن واژه است و nin وندی ست که اضافه شده. n هم همینطور، افزوده شده  به کلمه ی ana ست. و زبان ترکی.

2- پرانتز به معنی " یا" آمده، مانند: am(n)a, یعنی n  به جای m نیز  می نشیند. تبدیل صدا را نشان میدهد. و مقایسه دو واژه ی حاصل را.
3- xa)-nım) یعنی xa در ترکی وجود دارد ولی nım - شکلی از nın خانم ، الاهه،  سومری ست. xa با پرانتز مشخص شده.

 4-"تیره پرانتز " مانند مثال مقابل : Abzu -(y)-a  به مفهوم آن است که a- باقی مانده از کلمه سومری ست  و( y)  در ترکی افزوده شده.  چرا که اصل کلمه سومری abzu-a است. y با پرانتز مشخص شده.
-کروشه: به معنی آن است که محتوایش در متن اصلی وجود ندارد و افزوده شده است. مانند:[xa)-nım [-dır)
-
جملات سومری طبق معمول به رنگ آبی قید شده اند.

***
بن های چهارگانه و دو گانه: 

- صداهای k,g,q به هم تبدیل میشوند.و ə, a .
-kəl, gal-, kal- , qal تلفظ های مختلف از بن واحدی هستند که در بخشی از کلمات سومری و ترکی دیده میشوند و معنی " بزرگ" را میرسانند.
جسمی یا ارزشی. و یا هر دو را. و یا زمان زیاد را. آنها گاهاً در ترکی به صورت مستقل و به عنوان یک کلمه نیز ظاهر میشوند. از این بن های چهار گانه آنچه در سومری استعمال میشود در ترکی هم کاربرد دارد و دو زبان در آنها مشترک اند.
همینطور اند بن های دو گانه ی -en و -ən ، که در واقع تلفظ های مختلف بن واحدی هستند و "بزرگی" را میرسانند ولی گاهاً از زوایای متفاوت با بن های بالا.

in-na unorth. für # en-na
o na 
تا آن جا ( o na (qədər
تا یا به آخرآن بزرگی\ تا آخر پهنا یا طول آن چیز en-liyinə/eninə cən
--
:en-na "soweit", "bis" "until"
"so far as, as many as
( o na (qədər
(en-inə (qədər

تا( آنجا)
تبدیل en سومری به o در ترکی که نشان دهنده ی بزرگی مسافت است. و به " گستردگی یا پهنا، en ترکی اشاره دارد. 
در واقع معنی اصطلاح سومری : " بسوی پهنا" ست. (en-inə( sarı
---
?(en-nam "was (ist
("what?", "how many?"; in math. Texten)
en/o/ nəmə-nə, nəmə,nəm-nə
این اصطلاح احتمالاً در اصل به معنی : en! nəm-nə است. "بزرگ ام ! محترم من!  چه؟"
m- نشانه ی  ام، م، من
na  اینجا برابر همان ?nə  است.

ولی در ترکی امروزی :
تبدیل en سومری بالا  به o صورت گرفته : آن، ( در آن چه چیز، چه قدر؟)، و nam - به nəm-nə. که کوتاه همین واژه است.
نکته: می توان گفت en در موارد بالا همان en در زبان ترکی ست.  که به پهنا و مسافت هم اشاره دارد. 

منبع:فرهنگ

LEIPZIG–MÜNCHNER
SUMERISCHER ZETTELKASTEN

**

چگونگی ساختار جملات سومری:

در زبان سومری هم مانند دیگر زبانها، ساختارِ جملات شعری و نثری، متفاوت است.
کلمات سومری "abzu" و "nu-dim2 -mud"  نام دو شهر ( یا مکان) را داشته باشیم و همینطور d nin-til  اسم الاهه زندگی، و  d en-ki نام خدای خرد و زمین و آب شیرین را. 
 کلمه ی tangırı/tengri ترکی( ترکمنی، به معنی خدا) و واژه ی din-ĝir سومری را که هم معنی اند، به صورت کوتاه " d" میاوریم. تبدیل t به d قانونمند.
-عدد در پای کلمه ی سومری به مفهوم آن است که "فقط معنی واژه ی همان شماره" مد نظر است. ذکر شماره الزامی ست.

- بعضی کلمات یا اسامی و ضمایر به  اشکال متفاوت بیان میشوند. علت آن است که به دو لهجه متفاوت سومری تعلق دارند. زبان سومری دارای دو لهجه مهم است: eme-sal و  eme-gi; eme-ĝir1
که در بعضی جاها تفاوتهایی باهم دارند. اینکه اینجا بعضی ضمایر صورتهای مختلف دارند نیابد موجب تعجب شود.
eme-sal به معنی incə dil , yumuşaq, yayılan ( زبان ظریف) است. سخن زنان و الهه ها ، معمولاً و نه همیشه، به این لهجه نوشته شده. eme-gir لهجه اصلی ست.
sal [THIN] wr. sal "(to be) thin, fine; to spread" Akk. raqāqu 

gir- یا gi- مکان : در ترکی مانند daş-qır سنگلاخ . جا و مکان سنگ. پس gir را به صورت qır در ترکی داریم. همینطور eme را. که əmə باشد. از مصدر əmmək. 
eme عضو زبان  dil ;  به عبارت دیگر eme-gir در ترکی əmmək yeri ( مکان مکیدن) یا əmən üzvün yeri جای عضو مکنده .  که اکنون این عضو  dil  گفته میشود. و eme به شکل əmə در فعل əmmək حفظ شده و دیگر کلمات مانند əmək .
گفتیم eme-sal به معنی : incə , yumuşaq ,yayılan, açılan) dil )  زبان ظریف است.  و برابر eme را هم əmə گفتیم. اما برابر sal  سومری در ترکی چه میتواند باشد؟

sal بن فعل sal-maq است. به معنی aç-maq  مانند:   fərşi,  kilimi, pətini) sal) یعنی aç.  پهن کن. بگستر. و همینطور چیز نرمی که نسبت به شئ سخت پهن شدنی ست.
مثل فرش نسبت به چیزی که" گرد" است. و نمی توان فعل پهن کردن salmaq را در مورد آن استعمال کرد. مانند توپ. döşəyi sal تشک را پهن کن. یا خمیر را پهن کن. نرم است و پهن میشود.
یعنی yayılar. salınar. هنوز هم در مورد چیزهایی که نرم اند و پهن شدنی، لغت sal  و فعل sal-maq را به کار می بریم: xəmir, kündə, döşək, sal-maq. 
چیزهایی که مثل چوب و آهن سخت اند،  چون تعداد زیادی از آنها مورد استفاده قرار میگیرند،  خصلت "پهن شدن " پیدا میکنند که فعل salmaq لازم میاید. dama tir, dəmir salmaq. 
در اصل sal به همان معنی ست که در سومری داریم و آثارش را در زبان ترکی هنوز هم می بینیم.incə , yumuşaq ,yayılan, açılan
اکنون کسی که به قول سومریان  با لهجه ی eme-sal در ترکی سخن گوید او را "yasdı-yasdı danışan" می نامند. یا enli-enli-danışan. کلمات yastı/ yasdı و یا en-li هم به معنی " پهن" اند.en-li-dilyastı dil. 
به نظر سومریان خانمهای آنها yasdı-yasdı سخن می گفتند. نرم و ظریف و پهن. که مقدس بود. و لهجه الاهه ها به حساب میامد. 

همین yasdı dil ، زبان نرم و لطیف بود، که شخصیتی چون inanna، آمیزه ی شیفتگی و مبارزه، را آفرید. و کمان رنگین تیرهایش را، با نام tir-anna؛ کمانی که اکنون نیز همه جا میتوان آنرا دید.
به هنگامی که nin-lil، الهه ی هوا، çisər، 
و نم-نم باران بر چهره گلها می نشیند.
دلباخته ی مبارزی که شخصیت اش بازتاب وجود زنان و دختران عاشق و جنگاور سرزمین ki-en-gir بود. و به قول  En-ḫedu-ana ( ان-خدو-آنا) نخستین شاعره شناخته شده،
"نیرویش، هر سنگ چاخماقی را متلاشی میکرد. و توفانهای بیگانگان را فرو می نشاند، و شعله هایی که به سوی سومر زبانه می کشیدند فرو می مُردند." 
به درستی، این زبانِ عشق و مبارزه، زبان الهه ها بود... 

---

در شعر معروف Nin-ka-si ( اسم یک خانم یا الاهه ) میخوانیم :

ama-zu d nin-til3, nin abzu-a 
مادر-ات الاهه nin-til، الاهه (a در) abzu [ است]
 اینجا ama-zu یعنی مادرت، ( ana  sə(-nin 
ضمیر ملکی zu سومری مال تو  ( در ترکی میتواند مال شما، مفرد محترمانه، sənin, sizin مال تو)، باشد ، که به -sə یا -si  و iz- یا yiz- تبدیل میشود . مثالها را در ادامه داریم.

کلمات ترکی اغلب به صورت "مخفف و بن واژه" در سومری وجود دارند: ev ترکی ، خانه، به شکل " e" سومری دیده میشود.  ترکیِ جمله یا مصرع بالا را میتوان چنین نوشت:
ama-zu d nin-til3, nin abzu-a 
a- در ، به
مادر-ات الاهه nin-til، الاهه در abzu [ است]

ana  sə(-nin) d Nin-til ,(xa)-nım Abzu-(y-)a
sə(-nin) ana-n d Nin-til ,(xa)-nım [-dır] Abzu-(y-)a
ana -sı  d Nin-til ,(xa)-nım Abzu-(y-)a

---

aia-zu d en-ki, en d nu-dim2 -mud-e
ata sə(-nin) d Enki, d ağa[-dır] nu-dim2 -mud-d-a
sə(-nin) ata-n d Enki, d ağa[-dır] nu-dim2 -mud-d-a
ata-sı  d Enki, d en [-dır] nu-dim2 -mud-d-a
پدر-ات d Enki ، خدا(ی بزرگ) در Nudimmud[ است]

ارتباط احتمالی بین en سومری ( آقا) ، و en ترکی( پهنا و پهناور)
در ترکی kəl adam فردی که از نظرمقام و منزلت اجتماعی و ثروت، و گاهاً دانایی خیلی "نیرومند" ست، مانند گاومیش نر در میان گاوها.kəl یعنی گاومیش نر.
qalın adam کسی که از نظر اجتماعی و گاهاً دانایی، مقام و منزلت و ثروت " پهناوری" دارد. qalın یعنی کلفت و عریض.
اینها بدین معناست که با کلمات kəl( گاو میش نر) و qalın ( کلفت) صفت " بزرگی" در انسان را توضیح میدهیم. همین کار را با بن واژه en ( پهناوری و گستردگی) در اصطلاح en-li kürək ( پُشتی که پهناور است) انجام میدهیم. یعنی en ( گستردگی) را میرساند، مانند واژه های بالا  صفت" بزرگی" را. 
این عنصر و صفت" بزرگی"  در en سومری، با مفهوم " آقا" بیان میشود که معنی " بزرگ" را هم میرساند . و در en ترکی، بزرگی قدرت و نیرومندی شخص را.
ریشه هر دو واژه " مشترک" است. بزرگی. هر چند که " جا و مفهوم استعمال" متفاوت اند. احتمال دارد en ترکی همان en قدیمی باشد که اکنون به معنی پهناوری
به کار میبریم. 
توضیحات تکمیلی :

en-li kürək کسی که از نظر بدنی " پشت عریض و پهناوری" دارد. یعنی صفت کسی ست که "خیلی نیرومند" است.
d en یعنی آقا خدا و d nin خانم خدا ( الاهه)، منظور الاهه یا خدای بزرگ است، میتوان در ترکی آنراt/ d/-angır en نوشت. که کوتاهش میشود d en ، و برابر با عبارت سومری. گفتیم d مخفف کلمه d/t/-angırı ترکی، خدا، است. و توضیح en  ترکی، هم در زیر آمده که میتوان آنرا به معنی " آدمی که ارجمندی و ارزش اجتماعی بزرگی (پهناوری) دارد" در نظر گرفت. در زمان سومر چنین بود.

  واژه های ترکی en یا ən( پهنا) و ən ( زیاد)، اکنون مفهم و کاربرد متفاوتی دارند، ولی با وجود تفاوتها باز میتوان آنها را به معنی " آدمی که ارجمندی و ارزش اجتماعی بزرگی ( تحت اللفظی پهناوری) دارد، تصور کرد.
اکنون اصطلاح qalın adam تحت الفظی:" آدم کلفت" آدمی که تن یا ارزش اجتماعی "کلفتی" دارد( شخص بزرگ،  والا مرتبه)، وen-li kürək شخصی که پشت  پهناوری دارد (قوی هیکل و نیرومند) رایج اند. 
en-li kürək یعنی böyük kürək شخصی که پشت اش عریض و بزرگ است.
qalın adam , kəl adam یعنی böyük adam تحت ال. آدمِ بزرگ (شخصی که دارای ارزش اجتماعی بزرگی ست).
کلمات ترکی kəl, qalın, en در مفهوم کلی به معنی böyük " بزرگ" اند. که شامل جسم و " ارزش اجتماعی" میشوند. و در en-li-dil نیز این بزرگی ( پهناen) را در "مقدس" بودن اش ، پیش سومریان مشاهده کردیم.
En=en, bir şeyin eni پهنای چیزی
Enə-=enləmək, qulağa əlamət vurmaq به گوش( معمولاً در حیوانات) علامت زدن.
با توجه به این معانی میتوان تصور کرد که این کلمات ترکی( en, ən ) احتمالاً بی ارتباط  با واژه ی en سومری ( شخصی که ارزش اجتماعی والایی دارد یا به عبارتی " آقا"ست، " شخص بزرگی ست و حتی خاصه تقدسen هم دارد)، نیستند. هر چند که ما اکنون آنها را به معانی زمان باستان به کار نمی بریم.

-فعلِ "است" یا dir در جمله سومری نیامده ولی مفهوم آن مشخص است. میتوان چنین جملاتی را جملات بدون فعل هم نامید.

d nin-ka-si, ama-zu d nin-til3, nin abzu-a
nin-ka-si, ana sə(nin) d nin-til3, xa(-nim) abzu-(y)a
nin-ka-si, sə(-nin) anan d nin-til3, xa(-nım-dır) abzu-(y)-a
Ninkasi، مادرت  Nintil  ، الاهه در  abzu [است]
---
در ترکی داریم  sə(-nin) ana-n Nintil یا کوتاه  ana-n Nin-til ولی در سومری این عبارت به شکل ama-zu nin-til3
 قیده شده است .  میتوان تصور کرد در واقع صورت اولیه ی ana-(sı)n Nintil یعنی ana(-n) Nintil  است. 
با استعمال sı- نیازی نیست که جای اسم و ضمیر را عوض کنیم. مانند ساختار جمله سومری در ترکی هم میتوان نوشت: ana-sı Nintil مادرت نین تیل. چرا؟
توجه کنیم امروزه جمله ی !Ana-sı, qaç  به معنی آن است که : مادر-ات هستم، بدو! 
یعنی sı مانند zu (ات) که شکل سومری آن باشد، به کار میرود، و در عین حال به جای" اش" نیزمیاید. مثل bala-sı فرزند اش، balası gəldi فرزند اش آمد. و فرزند ام .  ! Bala-sı, qaç görüm تو فرزند من هستی، بدو ببینم!
zu سومری که ضمیر دوم شخص ملکی مفرد باشد اکنون به صورت sə-nin, sə  یا فقط n- و sı- در آمده است؛ مانند مادرت ( و مادرش) ana-sı,  پدرت ، ata-n.
تبدیل z ز به s و u به i  قانونمند است. 

گفتیم برابر واژه en سومری ( که به معنی شخص "بزرگ"، بلند مرتبه böyük adam ، یا آقا ağa، و گاهاً خانم nin،  و فرد آزاد و غیر برده  است) در ترکی  کلمات ən خیلی( حالت تر و ترین) , و en عریض و  پهناور را داریم. ənli, enli, ənni, enni اشکال یک واژه اند با تلفظ های مختلف. به معنی "دارای عرض بزرگ". پهناور، که مفهوم " بزرگ" را میرساند.
ən güclü خیلی نیرومند، en-li kürək  تحت الفظی:کسی که پشت پهناور و (  بزرگی ) دارد ، منظور شخص قوی هیکل و نیرومند است. احتمال اینکه این دو واژه(  ən, en ) با en سومری( شخص ارجمند ، بزرگ، والا مرتبه، آزاد) ارتباط داشته باشند وجود دارد؛ چرا که به نوعی حالت
" بزرگی و بلند مقامی وازجمندی و نیرومندی" را تداعی میکنند. در واقع " بزرگی و آقایی" را، عناصری را که در en سومری و جود دارند. 
روند  پیدایش احتمالی en سومری را هم در زیر خواهیم دید.

 جملات سومری بالا با ساختار زیر تنظیم شده اند :
ama-zu d nin-til3, nin abzu-a 
*dative حالت به a- اسم abzu، *اسم  nin، *اسمnintil ، * اسمd *ضمیر ملکی ( دوم شخص مفرد)zu- اسمama

ا*ana-n(sı)* d* Nin-til* ,(xa)-nım* Abzu*-ya
کوتاه : *حالت به dative- اسم ، ...*ضمیر - اسم
همانطور که مشاهده میشود، در ترکی هم نظم دستوری مانند جمله سومری ست. و
وند a-، کلمات an(m)a ، dangır، و وند si یا -sə  که تغییر شکل یافته ضمیر zu باشند در دو زبان مشترک اند.

منبع: 
Altorientalische Studien zu Ehren von Pascal Attinger
Catherine Mittermayer und Sabine Ecklin
s. 303
---

 

فاعل lugal - مفعول e  - فعل du 

e : اوجاق، معبد، خانه ev
lugal: یا با رسم الخط سومری gal-lu : 
qalın adam, آدم بزرگ، شاه 
 du3 "to build, make; to do

lugal-e   é   in-dù   The king built the temple
luqal ev du-zəltdi
شاه معبد ساخت 
فاعل lugal - مفعول e  - فعل du 
e- در lugal وند فاعلی
in-du ساخت
جمله با ترتیب فاعل- مفعول- فعل ساخته شده است.

----

endi, əndi, yendi همه تلفظ های مختلف یک کلمه اند  از مصدر enmək  və yenmək به معنی " پایین آمدن" و رفتن  از نقطه ای به نقطه دیگر، getmək. 
در جمله سومری زیز: 
uri ki کوتاه : uri شهر اور 
(ĝen(gen تلفظ:  nge-en , ngen,  gen

lugal uriki-šè  ì-ĝen The king went to Ur
ĝen; ma "to go
توضیح فعل  -i استن، بودن، 

i.men = to be
-i از i.men 
فعل استن و بودن
برابر آن در ترکی فعل: i-mək است. 
در بخش اول گرامر ، صرف این فعل را در دو زبان آورده ایم.
i.men I am 1st sg

 lugal.zu i.men
 I am your king 
me من، بودن
me-en منم، هستم
i.men I am 
 lugal.zu i.men
صورت ترکی جمله:
lugal.iz.i.m
 lugal.iz əm
شاه تو ( شما) هستم.
این جمله  ی ساده وتپیک چگونگی ارتباط و پیوند بین دو زبان مورد بحث را نشان میدهد.
----

lugal uriki-šè  ì-ĝen
در ترکی: 

 lugal ur-a  getdi
لوگال به اور رفت.
.lugal uri-yə getdi 
لوگال به اور رفت
šè- برابرش در ترکی yə- به طرف
sarı به طرف 
uri-šè یعنی ur-a sarı یا uri-yə و ur-a

 ì-ĝen سومری  برابر o getdi  (او رفت) است.
منبع : INTRODUCTION TO SUMERIAN GRAMMAR
p. 98 و 97
توضیح بیشتر در باره gen )ĝen) رفتن ، در  بخش 12 مقاله . 

é iri-a dù-a    the house built in the city
iri شهر ، yer 
اکنون در ترکی yeri شهر-اش، جای-اش ، برو ( طی مسافت)
تغییر یافته ی iri سومزی میتواند yer باشد:
yer,yeri,iri, ir
ir ترکی کوتاه yer : جای، زمین، زمین مسکونی، ir-aq جای دور
--
İr=yerin güney, günəşli yanı جای آفتاب گیر
 Yersin-=bir yeri yurd etmək جایی را مسکن کردن
کاشغری - لغتنامه
--

 du3 "to build, make; to do 
é iri-a dù-a
ev yer-ə du-(r)-a
یعنی 
 (ev şəhər-də dur-du( dü-zəldi, tikildi
خانه در شهر ساخته شد

adam :lu، شخص، مرد،  همان lu یا li است که در آخر اسامی مانند kor-oğ-lu یا oğ-lu  میایند و به معنی " مرد، شخص و آدم" است.
du-r-du-t-du= du-r-du-r-du تحت اللفظی " ایستاند" ، یعنی بنا کرد، ساخت. فعل ترکی ست.
n+dù+Ø > in-dù He/she built it
وند n کوتاه in اشاره به " او"

lú-e é in-dù  The man built the house
lu ev du-r-du-t-du
kişi ev dülətdi
فاعل lu-مفعولe -فعل du 
مرد خانه ساخت.

---
مفعول قبل از فاعل e  lu-e 

é lú-e dù-a  The house built by the man
(ev-i lu(kişi) dur-dut-du( düzəltdi 
تأکید روی خانه( مفعولe)  است که در اول جمله قرار گرفته، مانند جمله ترکی.
خانه از سوی مرد ساخته شد. 

---


صفت gal بزرگ
é-zu gal-la-àm Your house is big
ev-in kalan-dır
gal بزرگ 
خانه-ات بزرگ است.
gal-la-àm بزرگ است. در ترکی میتوان آن را kalan-dır نوشت. g و q در ترکی قدیم k گفته شده. حرف m-  قانومند به n- نیز تبدیل شدنی ست. gal-la-am را میتوان چنین نوشت، ka-la-n ، که  معنی بزرگ میدهد.
جمله سومری  ترتیب اسم- ضمیز-صفت-فعل را نشان میدهد. جمله ترکی نیز به همین ترتیب است.
جمله ترکی را به شکل زیر هم میتوان نوشت که باز نزدیک به جمله سومری ست:
ev-iz kalan-dır خانه شما ( تو) بزرگ است. é-zu سومری میتواند تغییر یافته ev-iz هم باشد. یا ev-zi هر دو یکی ست. جا عوض کردن i قابل توجه است.  هر جند اکنون معنی متفاوت دارند.
خصلت " تغییر مکان» توسط حروف یکی از ویژگیهای مهم در کلمات است که ضرو یست به دیده آید.

----
قید زمان: دیروز  ‬ša-ga-ba-ta

ga-ša-an-ĝen‭* ‬ša-ga-ba-ta‭* ‬ud‭ *‬zal-la-ĝu10-ne‭
(qəşə-nəm‭ (‬qızam‭)*, ‬şıdırqa çağı‭ (‬dünən‭)* ‬öd‭ (‬gün-ü‭) * ‬sallandım‭ (‬geçitdim
‬دختر‮م‬،‮ ‬دی،‮ ‬روز‮ [‬را‮ ]‬سپری‮ ‬کردم.
ĝu10-ne=ngu-ne تلفظ  nu-ne
ترتیب قرار گرفتن عناصر جمله:
ga-ša-an-ĝen‭* ‬ša-ga-ba-ta‭* ‬ud‭ *‬zal-la-ĝu10-ne‭
فعل سپری کردمzal-la-ĝu10-ne-قید زمانud-قید زمان‬ša-ga-ba-ta-فعل هستم(n-ام،ضمیر منĝe26)،اسمga-ša-an
هستم:
ĝen= ngen تلفظ: ne-en

فعل هستم ، به صورت زیر هم استعمال میشود. برای هر دو ضمیر "من و تو " me-en میاید:
 m + (e)n > -me-en I am 
در ترکی mən-əm

 m + (e)n > -me-en you are
sən-sən
واژه ی سومری me-en یا men در واقع ریشه ضمیر " من" mən است. که اکنون استعمال میکنیم. گفتیم این کلمه را به صورت ĝen= ngen تلفظ: ne-en نیز به کار می بردند.
پدید آمدن کلمات en و nin از آن دو ریشه( nen و men) میتواند قابل تصور باشد.
جایگزین شدن  دو صدای  n وm به جای همدیگر نیز قابل توجه است.

DANIEL A FOXVOG
INTRODUCTION TO SUMERIAN GRAMMAR
p.31
---
ga-ša-an-ĝen‭* ‬ša-ga-ba-ta‭* ‬ud‭ *‬zal-la-ĝu10-ne

‬دختر‮م‬،‮ ‬دی،‮ ‬روز‮ [‬را‮ ]‬سپری‮ ‬کردم.
ga-ša-an-ĝen یعنی qəşə-nəm یادگارش کلمه ی gəşə است که امروزه در ترکی به معنی روحانی مسیحی استعمال میشود. و در نام عاشیق قشم qəşə-m هم در مورد شخص  غیر مسیحی داریم. عاشیق روحانی. عاشیق حق. فرد حق. 
ĝen- هستم: تلفظ ne-en
ĝe26 تلفظ ney نی : من
 ĝa2-e  = nga-e تلفظ نای nay
zae تلفظ زای zay تو
ĝae [I] wr. ĝa2-e ; ĝe26 "I"من
ga-ša-an سومری ، اینجا به معنی " زن جوانی ست که مومن به خداست؛ دختر حق nin،  دختر مومن. این حالت حق و مومن بودن اکنون هم در نام qəşə حفظ شده است. در غیر این صورت زبان سومری  دختر معمولی را( unu2 ( girl یا 
 (ki-sikil (young woman می نامد. که تغییر یافته اش همان qız ( در زبان معیار) یا kız , ğız (با  تلفظ های مختلف)  کنونی ست.قانومند  s به zتبدیل شده. و ikil- افتاده.
ga-ša-an = nin خانمxa-nım ( چون در جمله به خانمی که  خیلی جوان است و از صبح تا عصر میرقصد و آواز میخواند  اشاره میشود به معنی" دختر" ترجمه شده است. nin معنی خواهر هم میدهد. 

nım-در xa-nım میتواند باقی مانده  و تغییر یافته و برابر nin سومری باشد. تبدیل n به m قانونمند است.
ata, ağa نیز میتوانند تغییر یافته کلمات زیر باشند:
a-a; aya2; a-ia "father" Akk. abu
به a-a صدای t اضافه شده و صدای y یا i در aya و a-ia به ğ تبدیل شده است.  

نامهای آقا، خانم یا در سومری en و nin به معنی " کس محترم " است. محترم بودن نیز در آغاز جنبه دینی و حتی خدایی داشته. که بعدها ویژگی اجتماعی هم یافته است. در واقع وقتی در باره خانمی واژه ga-ša-an آورده میشود به مفهومِ خطاب به " این یا آن حق" است. 

Səni bu hüsnü-camal ilə, bu kamal ilə, görüb
Qorxdular həqq deməyə, döndülər insan dedilər

نسیمی
ترا با این حسن جمال و کمال دیدند و 
ترسیدند حق به نامندت، برگشتند انسان نامیدند.

این حق را در زبان سومری الهه گفته اند:
( en, nin, ga-ša-an )

به معانی لغات زیر توجه کنیم:
kisikil [WOMAN] wr. ki-sikil; lu2ki-sikil; mu-tin; mu-ti-in "young woman" Akk. ardatu; batultu 
unu [GIRL] wr. unu2 "girl, young woman" Akk. ardatu
منبع  ePSD

(gašan ES (in Götternamen 
d gašan-... | Schretter 176ff.:103ff 
d gašan-ab2-dubur # d nin-ab-dubur
d gašan-abzu # d nin-abzu
منبع فرهنگ:
LEIPZIG–MÜNCHNER
SUMERISCHER ZETTELKASTEN

---
اینجا واژه gašan را توضیح میدهد که در بالا گفتیم. و اما کلمه سومری ud روز: 

öt یا öd مقدار زمانی که گذشته. بن فعل öt-mək گذشتن: öt-ən  yay تابستان گذشته.   
öt= öd= ud 

برخی واژه های جانبی : 
آتش : od
izi [FIRE] wr. izi; izi2 "fire; brazier" Akk. išātu; pendû 
در ترکی همان کلمه isti,  issi , isi گرم  است . تبدیل z به s قانونمند.

شعله آتش: əlov
ganzer [FLAME] wr. ga-an-ze-er; ga-an-ze2-er; ganzer2 "flame" Akk. nablu 

(خورشید)، روز، تابستان 
از سمت راست:
(yay, gün, (günəş/ gün

ud [SUN] wr. ud "day; heat; a fever; summer; sun" Akk. immu; ummedu; umšu; šamšu; ūmu 

آذرخش: ildırım
ububul [LIGHTNING] wr. u3-bu-bu-ul; u3-bu-bu "lightning flash; flame" Akk. nablu
این واژه در ترکی همان -I یعنی işıq و dırım- صدا است. در ترکی  -ı  روشنایی را با od و صدا را به جای dırım با bu-bu نیز نشان میدهیم.
در سومری u3 روشنایی و bu-bul صدا ست. 
güb-bül و ob-bul از مصدر gübbül-da-maq . و ob-bul-damaq بن صدا bul را داریم. 
احتمالاً u سومری به g تبدیل شده .  و در فعل دیگر u به o.  
 نشانه  صدا ( bul-)و درخشش ( -u3) در واژه سومری می باشند. اکنون در دو فعل ترکی مذکور تنها معنی « صدا» را مد نظر داریم. 
اما احتمال اینکه در ریشه مانند واژه سومری، هر دو پدیده، روشنایی( -o) و صدا  ( bul-) بیان شده باشد وجود دارد.
بن صدای bu-bul- سومری را در نام پرنده شانه به سر( bub-bu) که صدای bu-bu سر میدهد نیز می بینیم. و همینطور در کلمات دیگر .
صدای bu-bu ترکی برابر bu-bu سومری و کوتاه شده ی bu-bul است. u3 سومری میتواند نشانه  o و آنهم کوتاه odترکی  باشد.
معنی کلمه تحت اللفظی u3-bu-bu سومری در ترکی: işıqlı səs ( صدا-روشنایی) ست. و برابر i-ldırım
یا o-bu-bu 
صدای bu-bu را bub-bub نیز گویند. 
نکته: همه ی وندها و اجزای جملات و کلمات سومری( منهای استثناهای اندک)  این خاصیت خانوادگی را دارند که به زبان ترکی " تجزیه-تحلیل" شوند. 

منبع : فرهنگ ePSD

--- در ساختار جمله:
در جملات کلماتی مانند اسامی ، صفت - اسم بدون حرف اضافه کنار هم قرار میگیرند:
lu-gal
 lugal uriki
 Iu2 e2 d en-liI2 
و...
مانند این کلمات در ترکی:
ev-uşaq, böyük-kiçik , arvad-kişi , qalın adam و...

texts 22

ur-d nammur, Iugal urirki-ma, Iugal ki-en-gi ki-uri, Iu2 e2 d en-liI2-la2, lu2 in-du3-a

.Urnamnu, luqal Ur-a, luqal Sumer-rə, lu (kişi) [ki] ev d Enlil-lə qurub-du

اورنامو، شاه اور( شاه به اور) ، شاه کی ان گیر( سومر)، کسی که ، برای ان لیل معبد ساخته است.
منبع: Anciet MesopotamÍan art and selected- texts 22-25

--

شهر عسلی 
.d nin-ka-si iri-zu lal3 -ḫur-re ki us2 -sa
 izim gal-bi šu mu-ra-an-du7 -du7

نین کاسی! 
شهرِ عسلی ات را بر روی زمین گسترد.
او (الاهه نین خورسانگا) جشنهای بزرگ اش را برای تو برگزار کرد...


lal : wr.  lal3   honey
lal3 عسل:  در ترکی bal
می توان گفت این دو کلمه هم وزن، هم معنی و هم ریشه اند. l به b تبدیل شده است. 
کسی که شهر را پهن کرده الاهه  d Ninḫursaĝa ست. که در جمله غایب است.
Ninkasi مخاطب است.
x ترکی:خ

ḫur-re تلفظ: xu-re شانه عسل(اشاره به یک  خوراکی شیرین و دلچسب)

"خوراکی" را در ترکی آذربایجان xo-rəh-y هم میگویند. احتمال اینکه واژه ی آذربایجانیxo-rəh-y شکلی از کلمه سومریḫur-re باشد وجود دارد.
آیا یک ارتباط احتمالی بین کلمه سومری lal عسل، و bal ( عسل) ترکی وجود دارد؟
در آذربایجان غربی در جاهایی بین " پیرزنان و پیر مردان" در بعضی دهات اعتقاد بر این بود که به کودکی که هنوز زبان باز نکرده نباید عسل bal داد، چون بچه "زبان" باز نمی کند و lal ( لال) میشود. میگفتند  بچه را « لال-بالlal-bal» نکنید. با عسل لال اش نکنید.
حالا این باور چه ارتباطی با آن دو کلمه ( عسل در دو زبان)  میتواند داشته باشد، نمیدانم. اصطلاح یاد شده کلمه ترکی bal عسل ، و  واژه سومری lal عسل، را ظاهراً به معنی ( لال)   ترجمه کرده است. شاید این "معنی" به صورت اعتقاد بین مردم بازتاب یافته است، نمیدانم.
ولی میدانم که رنگین کمان را « نخ رنگین ننه یا آنا » گوییم. با اصطلاح  nənə irşi یا ana işi . که r در زبان شفاهی حذف شده است. و ana یا nənə نیز شکلی از نام inanna ست، و یادگار رواج و انتشار فرهنگ باستانی به خصوص سومر در منطقه است که رنگین کمان را « کمان ایناناtir-anna» میگفتند. توضیح این نکته قبلاً در مقالاتم آمده است.


صورت اول، 
شکل خود جمله سومری:
.d nin-ka-si iri-zu lal3 -ḫur-re ki us2 -sa

صورت دوم،
شکل میانی  جمله بالا، قدم دوم احتمالی جمله سومری، برای ورد به جلد جمله ترکی:

.d nin-ka-si ir-iz bal3 -xur-rey  yi uza

صورت سوم 
شکل جمله ترکی کنونی:

 .( d Ninkasi, şan balda şəhəriyin yer üzündə uza-t-di (saldı, açdı, sərdi
.d Ninkasi, şan balda şəhəriyin yer üzündə saldı

نین کاسی! 
شهرِ عسلی ات را بر روی زمین گسترد.
او (الاهه نین خورسانگا) جشنهای بزرگ اش را برای تو برگزار کرد...
 

معنی واژه های جمله سومری:
iriشهر
-zuمال تو
lal3 عسل
-ḫur-re شانه عسل
ki زمین
us2 -sa گستردن ، شکلی از uzat-maq در ترکی. بن فعل -uza
 تبدیل s به z قانونمند.
اکنون رایج saldı

 izim gal-bi šu mu-ra-an-du7 -du7

.o (d Ninḫursaĝa)  böyük bayramlarını bütün sənin üçün tutdu
او (الاهه نین خورسانگا) جشنهای بزرگ اش را برای تو برگزار کرد.

  izim/ ezem چشن
gal-bi : gal بزرگ-اش، bi- وند: اش
šu: دست، o, bu , در ترکی şu qədər, əlcə qədər, bu qədər
şu-ra: bu-ra 
šu  اینجا  o"او" (Ninḫursaĝa)
mu-ra-an اینجا برای تو ( شما)

فعلها مثل دیگر لغات به زبانهای غیر هم خانواده وارد نمی شوند:

du7 -du7 گرداندن، چرخاندن. (اینجا برگزاری و چرخاندن جشن . منظور برگزاری و اداره جشن)، dolandırmaq .
بن واژه  ی  -do ( ترکی) برابرdu7 بنِ du7-du7  است. نگاه و حس و بیان سومری در رابطه با "پدیده جشن"  با ترکی مشترک است.
و چرخاندن جشن( متفاوت با بیان برگزاری و اداره جشن).
در ترکی di-  را du- هم میگویند و مینویسند. مانند tutdu , tutdi ( گرفت). du7-du7 شکلی از do-(lan)-di است.
با تبدیل قانومند i به u داریم: do-(lan)-du  که lan در ترکی افزوده شده است، با حذف آنdo-du =du-du حاصل میشود.
این فعلها که در ترکی و سومری به معنی گرداندن و چرخاندن اند، ریشه یشان یکی ست. چنین حرکاتی تنها در زبانهای هم خانواده با یکدیگر دیده میشوند.
نه در زبانهای غیر هم خانواده. فعلها مثل دیگر لغات به زبانهای غیر هم خانواده وارد نمی شوند. 

***


زبان شناسی در اسارت بازیهای سیاسی

  اگر ریشه ی زبان انسان را " نوعی کنش و واکنشِ رفتاری- آوایی-روحی به محیط" ببینیم، میتوان تصور کرد که در آغاز مهاجرت انسانها از آفریقا "، زبان آن عده ی معدودی که بعدها در جهان پخش شدند" کلاً یکی بود. و با افزایش جمعیت و تغییر مکان سکونت ، طی نسل ها و هزاره ها، تعداد زبانها نیز افزایش یافته است، و نسبت به هم « دور و دور تر» شده اند، و در نقاط گوناگون زبانهای مختلفی نیز پدید آمده است. 
انسانها ، محیط، گوناگون شده اند، و طبیعتاً « واکنش آوایی به محیط» نیز " گوناگون" شده است. با این وجود در همه زبانها « واکنشهای مشترک به محیط» نیز در کنار « واکنش های متفاوت» وجود داشته و دارند، که گره های « دور و نزدیک» زبانها را نسبت بهم نشان میدهند. گروه زبانهای هم خانواده و خویشاوند، نزدیکی های تنگاتنکی نسبت بهم دارند. 
بر این اساس میتوان نتیجه گرفت بخواهیم-نخواهیم، همه زبانها به نوعی با هم "ارتباط" دارند و زبان بی ارتباط با دیگر زبانها نمی توان یافت. چون آن خصلتی همگانی ست. و عملی مشترک در محیطی عمومی. حتی زبانهای ساخته شده توسط خود زبان شناسی، مانند اسپرانتو نیز بی ارتباط با زبانهای دیگر نیستند. اما چگونگی این ارتباط متفاوت است. 

در خانواده بشری همه زبانها با هم ارتباط دارند و خویشاوند هستند. ولی رابطه ی اعضای خویشاوند نسبت بهم « دوری و نزدیکی» دارد. به عبارت دیگر میتوان گفت
" زبان تک و تنها و بی ارتباط با دیگر زبانها" یا به اصطلاح "ایزوله"، البته نه به معنای " زبان هجایی مانند چینی"،  وجود خارجی ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد. اینجا وارد موضوع فیزیکی آواها ها و چگونگی رفتار موجودات نمی شویم که بحث دامنه داری ست و حیوانات و جامدات و گیاهان را نیز در بر میگیرد.
زبانهای انسانی را با توجه به " ترکیب ساختمانی کلمات و الفاظ" یعنی مشخصات دوری و نزدیکی، به " خانواده ها ی مختلف" بخش میکنند. مثلاً زبان ترکمنی را با زبان ترکی آذربایجان در یک خانواده قرار میدهند ، چون آواها، کلمات ، معانی، دستور زبان، منظور ها، حساب-کتاب کردنها ( نگرش ریاضی)، و نوع احساس و نگاه در رابطه با محیط، به اندازه ای بین دو زبان نزدیک اند که میتوانیم آنها را " اعضای یک خانواده" حساب کنیم. همینطور است در مورد دیگر زبان های هم خانواده. گروه ها و خانواده های غیر نزدیک را هم در دسته های جداگانه قرار میدهند. در کل آنها را در سه گروه زبانهای " هجایی منفرد Isolating مثل چینی، تحلیل رونده Fusional مانند فارسی، اتصالی Agglutinative مثل ترکی" نام می برند. 
"رابطه و پیوند و خویشی" دو زبان یک " ارتباط نسبی"ست و نه مطلق. قرار دادی ست. با موافقان و مخالفان چگونگی آن، و این هم طبیعی ست. اما در مشخصات عمومی معمولاً اهل علم توافق کلی دارند. مگر اینکه بخشی از آنان " اسیر ایده لوژیها و بازیهای سیاسی" شوند. که پیش میاید.

از هنگامی که ارتباط و پیوند بین زبانها به خصوص زبان سومری و ترکی مطرح شده متاسفانه  بخشی از اهل علم اسیر نگاه سیاسی به مسئله شده اند. چون" ناسیونالیست ها"ی  یک طرف، آن پیوند را رد کردند و برعکس، طرف دیگر بر وجود آن تأکید نمودند. عملاً پژوهش علمی روی موضوع پیوند، قربانی برخورد نادرست ناسیونالیستها شد. برای خاتمه دادن به ماجرا به اصطلاح راه حل « تئوری زبانهای ایزوله» را پیش کشیدند. "ماهیت ایده لوژیک شده" ی این تئوری آن است که میگوید:
"جناب در مورد پیوند فلان زبان پژوهش نکن، چون ما آنرا " ایزوله" ، تک و تنها، بدون خانواده، بدون خویشاوند، نامیده ایم". برداشت ایده لوژیک از مفهوم زبان هجایی منفرد. معنی این "تئوری سیاسی" شده عملاً یعنی « تحقیق ممنوع".
که چیزی ضد علمی و قرون وسطی یی و کلیسایی ست. در واقع یک طرف ناسیونالیست ها، از ترس ناسیونالیست های دیگر، " پژوهش را ممنوع" کرده اند. و کار علمی قربانی این بازیهای سیاسی شده است. 

از انقلاب مشروطیت تاکنون، به خاطر تعصبات ناسیونالیستی حاکم برفرهنگ رسمی، وقتی موضوع زبان شناسی سومری مطرح میشود، در کنار دولتها، حتی کسانی از اهل "فرهنگ" نیز این عرصه پژوهش را برای علاقمندان تنگ میکنند. ولی علی رغم  واکنش های متعصبانه، کارتحقیق پیش رفته و میرود. پژوهشِ ارتباط و پیوند زبانها، مانند دیگر رشته های علمی، ارزش خاص خود را دارد، که در خدمت آگاهی بشر از چگونگی سیر تکاملی اشتراکات و تفاوتها، و ارتباط و نزدیکی و دگرگونی زبانهاست. 
و در نهایت به درک متقابل انسانها و زیبایی زندگی خدمت میکند. زبان سومری با ترکی پیوند داشته باشد یا نداشته باشد هیچ نفع و زیانی به مردمان خانواده ی ترکی زبان ندارد. گذشته  گذشته است، زندگی امروزی کیفیت حال را می طلبد.
با این همه روا نیست که پژوهشهای علمی قربانی دیدگاهها و بازیهای سیاسی شوند و مهر ورود ممنوع بخورند. تئوری سیاسی شده ی زبانهای ایزوله، تابلوی ورود ممنوع ست و ضد علمی، و به غایت ناسیونالیستی. باید چنین تابلوهایی را از پیش پای علم برداشت.

(World's oldest love poem(Sumerian

 تصویر ویدئو:Inanna və Dumuzi

متن ترانه را میتوان در لینک زیر دید:
متن انگلیسی
http://etcsl.orinst.ox.ac.uk/cgi-bin/etcsl.cgi?text=t.2.4.4.2#
متن سومری:
http://etcsl.orinst.ox.ac.uk/cgi-bin/etcsl.cgi?text=c.2.4.4.2&display=Crit&charenc=gcirc#

صورت کامل ترانه در ویدئو اول: 
 Spartacus
زبان: یونانی. ترجمه عنوان: sevdiğim qız mənə qardaş'' dedi
https://www.youtube.com/watch?v=siNwWJuDIYk
***

در پیوند:

آرشیو: http://iranglobal.info/taxonomy/term/81

0- مقایسه جملات سومری و ترکی3 ( Meslamta-ea)
1- مقایسه جملات سومری و ترکی 1
http://www.iranglobal.info/node/66984
 
2- En-ḫedu-ana نخستین شاعره شناخته شده
 
3- لای-لای سومری، ترانه ای از شولگی Shulgi-nin lay-layı
 
4-گلدسته ای از کی-ان-گیر
 
5-Aratta و برخی نامها
 
6- دیباچه ای بر پیوند سومری و ترکی متن کامل PDF
 
7- معنی نام آذربایجان AZ-ƏR -BAY-QAN
 
8-معنی نام اورمیه : ÖZ YURDUM ; UR-MU
 
9-SUMER GIZI دختر سومریpdf
 
10-ÖPÜŞ-بوسه
 
11-NİNTU, ARZULAR VURĞUNU نین تو، دلباخته آرزوها
 
12-مقایسه جملات سومری و ترکی 2
 
13- مارتو و آدم گلی MARTU VƏ ÇAMIR ADAMI
http://iranglobal.info/node/65670
 
14-مقایسه جملات سومری و ترکی 4
15- مقایسه جملات سومری و ترکی 5
http://iranglobal.info/node/70330

16- قصه کلمات Kİ-EN-ĜİR
http://iranglobal.info/node/67988

17-مقایسه جملات سومری و ترکی 6- من یک دخترم
http://iranglobal.info/node/70504

18- مقایسه جملات سومری و ترکی7 - TİL
 
 
 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته باز بینی شد.
دوستانی که میل دارند مقاله را کپی کنند بهتر است وقتی این کار را انجام دهند که نوشته از ص. اول رد شده و در آرشیو قرار گرفته است.
در پایان، همه ی این سری مقالات با مرمت pdf انتشار خواهد یافت.