علف اثری از بهمن مقصودلو/ منتقد : کتایون آذرلی

کتاب علف،داستان های شگفت و ناگفته درباره سه آمریکایی ماجراجو به نام های " مریان سی کوپر"، " ارنست شودساک" و " مارگریت هریسن" است و چگونه گی اشنایی آن ها با هم و سفر شکوه مندشان به ایران در سال 1924 است که به ساخته شدن فلیم انجامیده است.
این اثر شامل پیشگفتار و مقدمه و دوازده فصل است
نویسنده، که خود فیلمساز و منتقد فیلم است و بیش از چهل سال در این زمینه فعالیت داشته است، فیلم "علف" برایش به صورت یک معما در

 

علف

اثری از بهمن مقصودلو

ناشر : انتشارات هرمس . تهران . ایران. 1396

منتقد : کتایون آذرلی

کتاب علف،داستان های شگفت و ناگفته درباره سه آمریکایی ماجراجو به نام های " مریان سی کوپر"، " ارنست شودساک" و " مارگریت هریسن" است و چگونه گی اشنایی آن ها با هم و سفر شکوه مندشان به ایران در سال 1924 است که به ساخته شدن فلیم انجامیده است.

این اثر شامل پیشگفتار و مقدمه و دوازده فصل است

نویسنده، که خود فیلمساز و منتقد فیلم است و بیش از چهل سال در این زمینه فعالیت داشته است، فیلم "علف" برایش به صورت یک معما در آمده بود. این اثر حاصل شش سال از تلاش ها و کاوش های اوست. جالب این جاست که  این دو چهره مهم سینما، یعنی؛"مریان. سی. کوپر" و "ارنست شودساک" بدون گذاشتن اسناد کافی در تاریخ سینما، آن را ساخته اند.

نویسنده در سال 1990 در وین یا " فرهاد ورهرام" که فیلمساز و نویسنده بود آشنا می شود.  در آن زمان " ورهرام" فیلمی به نام " تاراز" که بازسازی فیلم"علف" بود را به پایان رسانده بود. 

تا این زمان نویسنده و پژوهشگر" بهمن مقصودلو" اطلاعات کافی را برای ساختن  فیلم مستند "علف"، به تهیه کننده گی تلویزیون "اچ. بی .او" گردآوری کرد اما آن ها با این طرح موافقت نکردند. این امر باعث شد که نویسنده در صدد نگارش این اثر برآید.

اما این تنها مشکل و صد راه نویسنده نبود. سختی هایی دیگری هم در راه نویسنده و پژوهشگر بود.

در مورد  زندگی " مارگریت هریسن" او مدیون  زندگی نامه  ی خود نوشته ی او به نام " همیشه فردا هست" به سال 1938 است. 

در میان این سه چهره فقط "هرپسن" سرگذشت خود را منتشر کرده بود.

زندگینامه ی خودنوشته و شرح منتشر نشده ی ساختن فیلم "علف" به قلم "مریان. سی . کوپر" در این راه یاری دهنده ی بزرگی برای نویسنده بود. 

جالب است که بدانیم این دو تن فیلمساز فیلم "کینگ کنگ" در سال 1933 بوده اند. 

از " شودساک"  فقط مصاحبه ای در دسترس است. 

نکته ای که برای من قابل توجه هست، کنجکاوی نویسنده نسبت به شخصیت زن این دو ماجراجوست. 

"بهمن مقصودلو" به شدت کفه ترازوی "آنیمایش" بالاست. او در آینه زنان چهره ی "آنیموس "خود را می یابد. به آن ها بها می دهد واز آن ها جهت پلکانی برای ارتقاِ خود سود نمی جوید. " آنیمایش" را جستجو می کند تا " آنیموس" خود را تکمیل کند. اما در این بلوشو ان یگانه ترین کجاست؟

در سال 1914 آمریکا وارد جنگ جهانی اول می شود. جنگ تا سال 1918 ادامه دارد. "مارگریت هریسن" روزنامه نگار، جاسوس، کاشف، و تهیه کننده فیلم  در 8 اکتبر 1878 در شهر بالتیمور ایالت مریلند متولد می شود.

نویسنده با نثری پاکیزه و ساده به شرح زندگی او می پردازد و از هوش و ذکاوت، شجاعت، بلندپروازی های این زن می نویسد.

این فصل اساسا به جنگ جهانی اول و سیر تکاملی " مارگریت هریسن" پرداخته می شود.

"مارگریت هریسن" اگرچه در خانواده ای کاملا مذهبی پرورش می یابد اما عصیانگری خنیانگر است. در سال 1901 علیرغم میل والدین، بخصوص مادرش  با " تام هریسن" ازدواج می کند.  او به رفتارهایهیستریکی مادرش که حاکی از مخالفتش با ازدواج او بود وقعی نمی گذارد. 

"مارگریت" وارد کارهای خیریه می شود. مادرش در سال 1915 چشم از جهان فرو می بندد.  

در سال 1914 خبر کشته شدن دوک اعظم اتریش به امریکا می رسد. 

" مارگریت" نسبت به جنگ موضعی دو گانه داشت. 

در سال 1918 تا 1931 روسیه و لهستان وارد جنگ می شوند. " کوپر" و " شودساگ" در وین یکدیگر را ملاقات می کنند.  در همین زمان است که " مارگریت" با کوپر در ورشو ملاقات می کند.  " کوپر" اسیر روس ها می شود. " هریسن" جاسوس امریکایی ، در مسکو می شود.  او نخستین بار " لنین" را هنگام سخنرانی درباره بازسازی کشور دید. "مارگریت" در آن زمان فرصتی می یابد تا به کنجکاوی شخص اش برای درک نقش زنان در جامعه شوروی  پاسخ گوید. در اواخر ماه مارس، " مارگریت" همراه با "  مک کولاگ" به صورت غیر قانونی در یک نمایشگاه تبلیغاتی در خبرگزاری رستا شرکت می کند. 

"مارگریت" در همین دوران است که با " برتراند راسل" آشنا می شود. 

" کوپر" به زندان می افتد. "مارگریت" هم . هر دو اسیر روس هایند و  با هم در زندان آشنا می شوند. " مارگریت" خاطرات زیادی از اعدامیان دارد. 

بخش دوم این اثر که بیشتر به محیط زندان در آن دوران و اعدام های دسته جمعی یا فردی زندانیان دارد که بسیار خواندنی ست. 

" مارگریت " در سال 1921 آزاد می شود. " کوپر" می گریزد. و باردیگر در برلین به هم می پیوندند. " مارگریت" می نویسد؛ وقتی از قطار برلین پیاده می شود نخستین کسی که به استقبالش می آید" کوپر" بود. 

"مارگریت هریسن" پس از تجربه ی تلخش در روسیه، در بازگشت به امریکا خود را کاملا آماده می سازد تا آن چه را در شوروی بر او گذشته، بازگو نماید. اما او نمی دانست آمریکایی ها آماده ی شنیدن او نیستند. 

" مارگریت" در دوران زندانی شدن در مسکو می توانست به خود مسلط باشد. چرا که می دانست کاری کرده که مستحق زندانی شدن است. اما این بار او فقط قربانی بی گناه شرایط محسوب می شد و به همین دلیل تسلط بر موقعیتش برایش مشکل بود. ص 273

در سال 1923 او به صورت غافلگیر کننده و ناگهانی از زندان مسکو آزاد می شود. پس از رهایی اش او مدام مشغول سفر و سخنرانی بود و نوشتن کتاب" خرس سرخ" و "اژدهای زرد" را آغاز کرده بود.

فصل هفتم این اثر اختصاص دارد به ساختن فیلم "علف".

برای "کوپر" و "شودساک" وقایع دیگری رخ داده بود. از جمله از بین رفتن فیلم هایشان در یک آتش سوزی در یک کشتی. ( آن موقع تصور می شد همه ی فیلم ها گم شده اند. اما بعد هر دو دریافتند بخش کوچکی از آن ها پیدا شده و در ساختن یک فیلک کوتاه به نام "شاهزاده ی طلایی" مورد استفاده قرار گرفته است.

"کوپر" در نیویورک با "مارگریت" برخورد می کند. در آن زمان چند ماهی از آزاد شدن مارگریت از زندان مسکو می گذشت. بعد از آن مجددا سه نفری یکدیگر را در پاریس ملاقات کردند. "کوپر" برای ساخت فیلم آه در بساط نداشت.

"مارگریت" حامی مالی اصلی تولید فیلم شد و به همین دلیل، اولین زن تهیه کننده فیلم مستند به شمار می آید. 

آن ها تصمیم می گیرند برای ساختن فیلم مستندی از ایل بختیار به ایران سفر کنند."کوپر" و "شودساک" تصمیم گرفتند با کشتی بخار، از رودخانه فرات، از بغداد  به بصره، در نزدیکی خلیج فارس بروند. " مارگریت"  اما راه پرخطری را برگزیند.او به همراه "جرج فولر"،معاون کنسول امریکا در شیراز، با اتومبیل و از طریق صحرا به کوتالعماره رفت. از آن جا به بصره و بعد خود را به خرمشهر رساند. سپس هر سه به هم رسیدند و به سوی اهواز رفتند. پس از رسیدن به اهواز دریافتند که بخت با آن ها  یار بوده. خان های بختیاری مشغول بازدید سالیانه از ایل بودند.

مجوز ساخت فیلم"علف" کلید می خورد. فیلم ساخته شد و بازتاب فیلم بین منتقدین و مطبوعات فوق العاده بود.مکتشفان و جغرافیدانان فیلم را به شدت تحسین کردند.

"لوبییس فرولیک"، یکی از سردبیران مجله ی آسیا، درباره فیلم گفت:

" یک داستان فوق العاده درباره یکی از بزرگ ترین درام های طبیعی با موضوع تنازع بقا که درام شناسان واقع گرایی آن را ساخته اند." ص 408

" ویلیام بیبه" مکتشف مشهور گفت:"علف باشکوه ترین فیلمی است که من تا کنون دیده ام. از نظر من اصالت آن  حیرت آور است. این فیلم  مسلما به عنوان یکی از بزرگ ترین فیلم های تاریخ سینما در خاطره ها باقی خواهد ماند"

حکومت شوروی به قدری مجذوب فیلم شد که بلافاصله  با کمپانی "پارامونت" تماس گرفت وعلیرغم این که دولت آمریکا هنوز دولت بلشویک ها را به رسمیت نشناخته بود. درخواست کرد " کوپر" و "شودساک" فیلم مشابهی هم برای آن ها بسازند.

فیلم "علف" بزرگ ترین کوچ در تاریخ مدرن نام گرفته است.

فیلم برای نخستین بار در تعطیلات نوروزی 1931 در ایران نمایش داده شد. فیلم پس از تبعید رضا شاه در ایران محبوبیت بسیاری یافت.این فیلمی ست که به یک عشیره ی در حال کوچ می پردازد. فیلمی حماسی در باره ی نبرد انسان با طبیعت.

" هنر، هنر است. سینما، سینما و این دو هرگز با هم مخلوط شدنی نیستند. فیلم علف اثری غافلگیرکننده است. این فیلم تماشاگر را وا می دارد در مورد تصور معمول از آن چه  می توان و از آن چه نمی توان با دوربین انجام داد، تجدید نظر کند." ص 460

این اثر را دکتر بهمن مقصودلو به زبان انگلیسی نوشته است و در اختیار خوانندگان غیر ایرانی نیز قرار داده است. 

اما این فقط گذری کوتاه بر کارنامه پر بار اوست.

او بیش از ۴۰ سال است که در عرصه سینمای جهانی فعالیت دارد. وی به عنوان ژوری، سخنران و تهیه‌کننده یا فیلمساز دربسیاری از جشنواره‌های معتبر جهانی شرکت کرده‌است. علاوه برآن، به عنوان نویسنده، منتقد و سردبیر برای نشر کتب "ویژه سینما و تاتر" جایزه  فروغ فرخزاد را در سال ۱۳۵۳ از آن خود کرده‌است. 

کتاب "سینمای ایران" یکی از کتاب‌های او ست که در سال ۱۹۸۷توسط دانشگاه نیویورک منتشر گردید. این اولین کتاب اوست که به زبان انگلیسی در مورد تاریخ سینمای ایران منتشر کرده است. که توجه جهانیان را به سینمای ایران جلب کرد. 

از کتاب‌های دیگر او می‌توان "این سوی ذهن، آن سوی مردمک"  که در سال ۱۹۹۹ و "آزادی و عشق در سینما" را نام برد که در سال ۲۰۰۳منتشر شد. کتاب جدید وی "علف: ماجراهای شگفت و ناگفته" به زبان انگلیسی در ژانویه ۲۰۰۹ منتشر شد، 

دکتر بهمن مقصودلو تهیه‌کننده بسیاری از برنامه‌های هی تلویزیون ملی ایران بوده است.و بیش از پانزده فیلم سینمائی و مستند را در آمریکا تهیهکرده‌است که نه تنها در بیش از صد جشنواره معتبر و بزرگ جهانی به نمایش درآمده‌اند، جوایز بیشماری هم کسب کرده‌اند. فیلم "هفت مستخدم"با شرکت "آنتونی کوئین" هنرپیشه بزرگ جهانی برنامه اختتامیه جشنواره معتبر "لوکارنو" بوده که در حضور بیش از هشت هزار نفر با موفقیت در سال ۱۹۹۶ به نمایش گذاشته شد. 

فیلم "خواستگاران" (بازیگر)جشنواره کن88 ۱۹ و فیلم "منهاتان به روایت ارقام" در سال ۱۹۹۳درجشنواره‌ "نیویورک"،" ونیز"، و "تورنتو" به نمایش درآمد. 

دکتر "بهمن مقصودلو "با همکاری "بهروز مقصودلو" با تهیه فیلم کوتاه "زندگی در مهگ در سال ۱۹۹۸ که اثر" بهمن قبادی" است ، با دریافت بیش از ۱۵ جایزه بین‌المللی رکورد دریافت جایزه و انتخاب در جشنواره‌های معتبر بین‌المللی فیلم‌های ایرانی را شکسته‌است. 

دیگر فیلم به عنوان تهیه‌کننده "خاموشی دریا نام دارد که در سال 2003ساخته شد و بیش از شش جایزه ی بین‌المللی در بیش از بیست جشنواره جهانی را به خود کسب کرده‌است و منقد مجله معتبر "ورایتی" به مناسبت نمایش آن در جشنواره "ساندنس" آمریکا، فیلم را یک شاهکار خوانده‌است.

اولین فیلم دکتر بهمن مقصودلو به عنوان کارگردان، فیلم "اردشیر محصص و صورتک‌هایشگ است که در سال ۱۹۷۲ ساخته شد و در سال ۱۹۹۶ در جشنواره لایپزیک آلمان به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های کوتاه مستند ایران قبل از انقلاب به نمایش درآمد. 

"بهمن مقصودلو" با تهیه فیلم "احمد شاملو: شاعر بزرگ آزادی" (۱۹۹۹–۱۹۹۶) تولید و پخش جهانی یک سری فیلم مستند بلند درباره بزرگان ادبو هنر ایران را بنیان گذاشت. دومین فیلم از این سری "احمد محمود نویسنده انسانگرا که در سال 2004 و سومین فیلم خود در مورد "ایران درودی: نقاش لحظات اثیری" که در سال 2010 که در بسیاری از جشنوارها، مراکز فرهنگی، دانشگاه‌ها و تلویزیون‌های دنیا به نمایش درآمده است و دی وی دی آن‌ها هم در جهان منتشر شده‌است.

فیلم جدید وی، "اردشیر محصص: هنرمند سرکش" است که در سال 2012ساخته شده است،و هنر و زندگی اردشیر محصص را به نمایش می‌گذارد همراه با فیلم مستند بلند "کیارستمی: یک گزارش" 2013به زودی وارد جشنواره‌های جهانی خواهند شد. دکتر بهمن مقصودلو هم‌اکنون در حال ساختن فیلم مستند بلند "زندگی دکتر محمد مصدق" است.

دکتر "بهمن مقصودلو" فارغ‌التحصیل در مرحله ی  فوق لیسانسِ مطالعات سینما از دانشگاه نیویورک و دکترا از دانشگاه کلمبیا داست.

  او هم چنین عضو انجمن قلم آمریکا است و در نیویورک زندگی می‌کند

اما فیلم مستند چیست؟ از کجا می آید؟ و کدام بار و ارزش سیاسی  و گاها تجاری را به خود اختصاص می دهد؟

واژه انگلیسی"Documentary "به معنی "مستند" اولین بار در نقدی که بر فیلم رابرت فلاحوتی به اسم موآنا1926 مورخ8  در روزنامه نیویورک سان منتشر شده بود به کار رفت. این مطلب توسط "جان گری‌یرسون"مستندساز ااسکاتلندی و با نام مستعار Moviegoer = نگارش یافته بود.

قاعده کلی "گِری‌یرسون" در مورد فیلم مستند این بود که از پتانسیل نمایش زندگی در سینما می‌توان در قالب یک هنر جدید بهره‌برداری کرد. هنری که در آن بازیگر "اصلی" و صحنه "اصلی" نسبت به برابرهای خیالی‌شان، در شرح دنیای جدید راهنماهای بهتری محسوب می‌شوند و موادی که این چنین در حالت خام گرفته شوند، واقعی‌تر از موادی خواهند بود که با بازی ساخته می‌شوند. از این بابت، دیدگاه او را می‌توان با نظر "ورتوف" که داستان‌های نمایشی را با اطلاق لقب "زواید بورژوایی" تحقیر می‌کرد ،مقایسه نمود، هر چند که دیدگاه او ظرافت بیشتری دارد. تعریف "گِری‌یرسون" از فیلم مستند مواجهه خلاقانه با مسلَمات" است که طرفدارانی هم دارد. 

این تعریف پرسش‌هایی در مورد مستندهایی که حاوی بازآفرینی و نمایش هستند را برمی‌انگیزد.

"ژیگا ورتوف" در مقالات خود از نمایش "زندگی همان‌طور که هست" تصویر برداری پنهانی از زندگی در حالت ناگهانی و تحریک یا غافلگیر کردن توسط دوربین، بحث می‌کرد.

پار لورنتز فیلم مستند را "فیلمی واقعی با خصوصیات نمایشی" تعریف کرده‌است. دیگران بر این باورند که داشتن نظریه و یک پیام خاص در کنار واقعیاتی که فیلم مستند به نمایش می‌گذارد آن را از سایر گونه‌های فیلم‌های غیرداستانی متمایز می‌سازد

 

فیلم های مستند سبک های مختلفی را دارا می باشند از جمله؛ سبک رومانتیک، سبک نیوزریل، سبک رئالیسم، سبک تبلیغ گرایی، فیلم های تلفیقی، فیلم های مستند مدرن، مستند های حیات وحش. 

که در خصوص آقای دکتر "بهمن مقصودلو" باید گفت که سبکش رئالیسم است.

سبک رئالیستی بر انسان در محیط ساخته خود وی تأکید دارد. در این فیلم‌ها انسان‌ها به عنوان محصول محیط اطراف خودشان ایفای نقش می‌کنند و فیلم کاملاً غیر مشخص و عام است در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ عموماً فیلم مستند به عنوان اسلحه‌ای علیه نواستعمارگری و نظام سرمایه‌داری تلقی می‌شد خصوصیت فیلمهای رئالیستی عبارت اند از علاقه و توجه به محرومین، توجه به مسائل اجتماعی و به ویژه تعارض های میان فرد و جامعه و تجزیه و تحلیل افراد در محیط های خاص به طور کل توضیح دادن این سبک در سینما بسیار مشکل است و تنها به قسمتهایی بسنده می کنیم. به این دلیل که باید تاریخ سینما را تا رسیدن به این سبک به طور مفصل و پایه ای بررسی کنیم.فیلم های رئالیستی در سینما به دو بخش عمده ی فیلم های مستند و فیلمهای رئالیستی اجتماعی تقسیم می شوند. که ظهور هر کدام از این ها لازمه ی زمان مشخصی است. و بوجود آمدن این سبک در هنر سینما در هر کشور و هر سینمایی قابل بحث عمیق است.

اما سوال کلیدی در این جا این است:

چه چیزی در فیلم های او نظر ما را به خود جلب می کند؟ او چه کار مهمی را انجام داده و می دهد؟ سینما چه نقطه مشترکی با تاریخ هنر و ادبیات و روان شناسی دارد؟

پاسخ صریح است: ادراک.  مکتب فکری که او بر اساسش فیلم خلق می کند و در چهارچوب آن فعالیت دارد روان شناسی  گشتالت است. ( این امر می تواند به طور ناخودآگاهانه اتفاق افتاده باشد) این روان شناسی بعد از جنگ جهانی اول در هنر و خاصه در هنر سینما اهمیت پیدا کرد. فیلمساز ( در این جا دکتر بهمن مقصودلو) ذهنش در مشاهده واقعیت آن قدر فعال است که به واقعیت نه تنها مفاهیم، که ویژه گی ظاهری و مادی اش را نیز اعطاء می کند "آرنهایم" نخستین کسی بود که در خصوص اغدام هنر سینمای رئالیستی با روان شناسی سخن گفت. او معتقد بود ؛ نه تنها ذهن بل که چشم و گوش و سرانگشتان ماست که به دنیایی که آن ها را تحت تاثیر قرار می دهند،شکل، رنگ و بالاخره معنی می بخشد. این فرایند "دگرگونی" نام دارد و پیوسته در تمام افرادی که ذهن سالم دارند، رخ می دهد. پیروان مکتب گشتالت در نظریه هایشان جایگاه ویژه ای به فرآیند  هنری اختصاص داده اند. آن ها افسون هنر را شکستند.

با آن که قابلیت های انسانی که در خلق آثار هنری  به یاری هنرمند می آیند همان هایی هستند که در زندگی  روزمره نیز یافت می شود. با این تفاوت دارای نظم روزمره گی نیستند. 

"بهمن مقصودلو" غایت هنر را درک و بیان نیروهای کلی هستی می داند و در جهانش  انگیخته های خام را به جهان اشیاء و و رویدادها بدل می کند. او سوژه هایش را با اختیار و آزادی تام مقابل دوربینش قرار می دهد. از این رو " واقعیت" بیشتر به چشم بیننده می آید تا افسون تصویر.

زمانی که فیلم های مستند او را می بینیم. نخستین چیزی که توجه امان را به خود جلب می کند. حرکت دوربین است.  "بهمن مقصودلو" فیلم هایش را بدون داشتن سناریو می سازد. دوربین آزاد  اما سریع حرکت می کند. گاه فقط در برخی از سکانس های کلیدی است که کلوزآپ می گیرد. او قبل از آن که دوربین را کاشته باشد، زاویه دید خود را متمرکز بر سوژه می کند. 

دکتر "بهمن مقصودلو" فارغ‌التحصیل در مرحله ی  فوق لیسانسِ مطالعات سینما از دانشگاه نیویورک و دکترا از دانشگاه کلمبیا داست.

  او هم چنین عضو انجمن قلم آمریکا است و در نیویورک زندگی می‌کند.

 

کتاب شناسی او :

انگلیسی

1. Grass: Untold Stories, Mazda Publishers, 2009 (Foreword by Kevin Brownlow)
2. International Short Film Festival: Independent Films on Iran, catalogue, Editor: Ziba Foundation, New York, 2007
3. Iranian Cinema: Near Eastern Studies, New York University, 1987
4. Foreword by Andrew Sarris چاپ نشده

فارسی

1. فیلم "علف": داستانهای شگفت و ناگفته، انتشارات هرمس، تهران، ۱۳۸۹
2. احمد شاملو: بزرگ شاعر آزادی، فیلمنامه (فارسی/انگلیسیشرکت کتاب، لوس آنجلس، ۱۳۸۷
3. آزادی و عشق درسینما، انتشارات معین، ۱۳۸۲
4. این سوی ذهن، آن سوی مردمک، انتشارات نیلا ، ۱۳۷۸
5. ۳۳۳ چهره درخشان (باعلیرضا تبریزی)، سه جلد، امیرکبیر، ۱۳۴۵
6. اطلاعات عمومی (باعلیرضا تبریزی و حمید همتی)، انتشارات اندیشه، ۱۳۴4

به کوشش همین نویسنده منتشر شده‌است:

1. ویژه سینما و تئاتر شماره یک، انتشارات بابک، ۱۳۵۱
2. ویژه سینما و تئاتر شماره ۲ و ۳، انتشارات بابک، ۱۳۵۱
3. ویژه سینما و تئاتر شماره ۴: وسترن، انتشارات بابک، ۱۳۵۲
4. ویژه سینما و تئاتر شماره ۵ انتشارات بابک، ۱۳۵۲
5. ویژه سینما و تئاتر شماره ۶: نقد فیلم در ایران، انتشارات بابک ،۱۳۵۲
6. ویژه سینما و تئاتر شماره ۵ و۶، انتشارات بابک، ۱۳۵۳
7. هفتمین هنر، انتشارات طهوری، ۱۳۵۴
8. بهمن مقصودلو بخاطر ویراستاری وانتشار سری کتابهای «ویژه سینما و تئاتر» دربهمن ماه ۱۳۵۳ (۱۹۷۵) برنده جایزه ادبی فروغ فرخزاد گردید.

ازهمین نویسنده منتشر می‌شود:

1. شعر، زندگی و مرگ در سینما: نگاهی به سینمای جان فورد، هوارد هاکز وآلفرد هیچکاک 
2. گزیده مقالات ویژه سینما و تئاتر در یک جلد
3. سینمای امیر نادری، فیلمنامه "منهاتان به روایت ارقام"

فیلم‌شناسی

1. اردشیر محصص و صورتک‌هایش (نویسنده / کارگردان، تهیه‌کننده، فیلم مستند کوتاه، ایران، ۱۹۷۲
2. خواستگاران (بازیگر، فیلم بلند، آمریکا، ۱۹۸۸
3. منهتن  از روی شماره ،تهیه‌کننده مالی، فیلم بلند، آمریکا، ۱۹۹۳
4. هفت خدمتکار تهیه‌کننده، فیلم بلند، آلمان/آمریکا، ۱۹۹۶
5. زندگی در مه تهیه‌کننده مالی، فیلم مستند کوتاه، ایران/ آمریکا، ۱۹۹۸
6. احمد شاملو: بزرگ شاعر آزادی تهیه‌کننده، فیلم مستند بلند، ایران/ آمریکا، ۱۹۹۹
7. راز بهشت تهیه‌کننده، فیلم بلند، آمریکا، ۱۹۹۹
8. تعزیه به روایت دیگر تهیه‌کننده مالی، فیلم مستند بلند، ایران/ آمریکا، ۲۰۰۱
9. خاموشی دریا تهیه‌کننده /تهیه‌کننده مالی، فیلم بلند، ایران/ آمریکا، ۲۰۰۳
10. احمد محمود: نویسنده انسانگرا ،کارگردان / تهیه‌کننده، فیلم مستند بلند، ایران / آمریکا، ۲۰۰۴
11. آنسوی دیوار شکسته (تهیه‌کننده، فیلم داستانی کوتاه، ایران/ آمریکا، ۲۰۰۶
12. اسموکینگ (تهیه‌کننده، فیلم کوتاه داستانی، آلمان / آمریکا، ۲۰۰۷
13. آسودم تهیه‌کننده، فیلم بلند، آلمان / آمریکا، ۲۰۰۷
14. ایران درودی: نقاش لحظات اثیری ،کارگردان/ تهیه‌کننده، مستند بلند، ایران / فرانسه / آمریکا، ۲۰۱۰
15. اردشیر محصص: هنرمند سرکش (نویسنده/ کارگردان/ تهیه‌کننده، مستند بلند، ایران/آمریکا، ۲۰۱۲
16. بهرام بیضایی ، فسانه  فرهنگ2018 

فیلم‌های در دست تدوین و ویرایش

1. کیارستمی: یک گزارشنویسنده/ کارگردان/ تهیه‌کننده، مستند بلند، ایران/آمریکا/فرانسه، ۲۰۱
2. فرخ غفاری فیلم‌ساز/ ایران شناس در مرحله ادیت.
3. ناصر ملک مطیعی بازیگردر مرحله ادیت.
4. سینمای ایران، در جستجوی ریشه‌ها: ۱۹۷۹ – ۱۹۰۰ نویسنده / کارگردان/ تهیه‌کننده، فیلم مستند بلند در دست تهیه، ایران / آمریکا
5. زندگی و میراث  دکتر محمد مصدق کارگردان/ تهیه‌کننده، فیلم بلند مستند در حال تهیه، ایران / آمریکا

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: