روح سرگردان سرکار همدانی در زندان فشافویه، مجتبی واحدی


بار دیگر خون مظلومی ریخته شد و جنایتی دیگر در زندان فشافویه رقم خورد. خبر ظاهرا کوتاه بود : " جوان شجاع علیرضا شیر محمدعلی که به دلیل فعالیت سیاسی در فضای‌مجازی، زندانی شده بود در زندان فشافویه به قتل رسید ". متاسفانه لجنزار جمهوری اسلامی آنقدر آلودگی دارد که بسیاری از تباهی ها تحت الشعاع قرار می گیرد

 

بار دیگر خون مظلومی ریخته شد و جنایتی دیگر در زندان فشافویه رقم خورد. خبر ظاهرا کوتاه بود : " جوان شجاع علیرضا شیر محمدعلی که به دلیل فعالیت سیاسی در فضای‌مجازی، زندانی شده بود در زندان فشافویه به قتل رسید ". متاسفانه لجنزار جمهوری اسلامی آنقدر آلودگی دارد که بسیاری از تباهی ها تحت الشعاع قرار می گیرد و آنگونه که باید و شاید به آن پرداخته نمی شود. جان باختن شهید مظلوم شیر محمد علی نیز مشمول همین‌امر شد ؛ ضمن آنکه عدم وابستگی حزبی و گروهی او نیز بر عدم انعکاس شایسته خبر، تاثیر داشت. البته برخی فعالان فضای مجازی، نسبت به این‌ شهید و خانواده او انجام‌ وظیفه کردند اما نگارنده مایل است از زاویه‌ای دیگر به این‌مسئله بپردازد.
 
علیرضا شیر محمدعلی، در حالی که دوران‌ محکومیت ظالمانه خود را در زندان‌فشافویه سپری می‌کرد و امنیت جانی او به عهده قوه‌قضائیه و نیروهای‌امنیتی بود به طرز فجیعی به قتل رسید. برخی افراد با اشاره به محل نگهداری این شهید، دستگاه‌های حکومتی را بخاطر عدم‌تفکیک زندانیان‌ سیاسی از مجرمان خطرناک، مورد انتقاد قرار داده‌‌اند. در حالی که به نظر می‌رسد با توجه به برخی حوادث قبلی، این‌اقدام‌ با آگاهی و با هدف معین صورت گرفته و می‌گیرد. نکته عبرت‌آموز در ماجرای قتل علیرضا، هم زمانی آن‌ با سالگرد جنبش سبز و سرکوب خونین آن‌ست.
آیا به یاد دارید برای سرکوب و قلع و قمع معترضان در سال هشتاد و هشت ، از چه نیروهایی استفاده کردند؟ اجازه بدهید جواب را از زبان سرکار سرکوبگر حسین‌همدانی بشنویم : " پنج هزار نفر از کسانی که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و در منزلشان کنترل می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند این‌ها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد این‌ها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم." همدانی که بعدها در سوریه کشته شد در جریان‌جنبش سبز مسئولیت سرکوب در تهران را به عهده داشت و به اعتراف خود، پنج هزار نفر از اراذل و اوباش را به کار گرفت تا با استفاده از تیغ و قمه، تظاهرات را سرکوب کنند. اکنون در سالگرد هم‌پیمانی اراذل مسلح سپاه با اراذل قمه‌زن برای سرکوب معترضان، چند تن از اراذل زندانی، با تیغ به یک معترض حکومت که در زندان بوده حمله کرده و او را با سی و چند ضربه تیغ ، به قتل رسانده‌اند. نخستبن متهم در اقدام اخیر ، دستگاههای حکومتی هستند. زیرا اولا بر خلاف همه قواعد، یک زندانی سیاسی - متهم به فعالیت علیه نظام در فضای مجازی- را در کنار مجرمان خطرناک‌ زندانی کرده اند. ثانیا مسئولان بلند مرتبه نظامی و امنیتی ، قبلا به استخدام‌چاقو کش ها و قمه زن ها برای سرکوب مخالفان نظام‌ اعتراف کرده اند. ثالثا دستگاه قضایی و نیروهای امنیتی، در ماههای اخیر بر شدت عمل خود در مواجهه با منتقدان‌و مخالفان، افزوده اند . آنچه توجه اتهامات فوق به دستگاه‌های مسئول در جمهوری اسلامی را موجه می‌سازد سکوت خفقانی همه قوای رسمی کشور نسبت به این جنایت است که قطعا از مصادیق " سکوت علامت رضایت است " می باشد. . در واقع به نظر می‌رسد با اقدام‌ اخیر، پیام جدی برای معترضان و خانواده‌های آنان ارسال می‌شود که " گمان‌ نکنید دستگیری و محکومیت به حبس، پایان‌کار است . پایان‌کار مخالفان نظام ، قتل فجیع است ؛ خارج از زندان یا داخل زندان".

قتل فجیع علیرضا شیر محمد علی در زندان فشافویه نشان داد حکومت فاسد و لات‌پرور جمهوری اسلامی ، همچنان از روح سرگردان حسین همدانی و ابتکار او در پیوند اوباش حکومتی با اراذل قمه کش، بهره می‌گیرد. از سوی دیگر حادثه اخیر ، صفحه دیگری بر کتاب قطور رسوایی کسانی افزود که در داخل یا خارج کشور، هر روز جنایت‌های کم‌اهمیت‌تر در کشورهای دیگر را رصد می‌کنند اما بر هر جنایتی که متهم آن ، حکومت خامنه ای باشد چشم‌می بندند.

منبع: 
ديدگاه نو
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: