پیرامون قتل علیرضا شیرمحمدعلی به دست جنایتکاران سرسپرده حکومت

مأموران در اتاق دوربین شاهد آغاز درگیری بوده اند؛ نیروهای حفاظت و گارد زندان کجا بودند؟! تنها پاسخ این است که دو زندانی اراذل و اوباش با چراغ سبز مسئولین زندان از همه ی موانع عبور کرده و علیرضا را کشته اند

 

 

 

علیرضا شیرمحمدعلی بیست و یکسالش هم نبود که شاهرگش پاره شد و روده هایش بیرون ریخت.

بعد از اعتصاب غذایش در اعتراض به عدم تفکیک جرایم زندانیان در چشم مسئولین زندان بعنوان عنصری معترض که چندان مشهور هم نیست برجسته شد.

پس میتوان نابودش کرد.

ظاهرا دو نفر اراذل و اوباش زندانی را فرستاده اند سروقت علیرضا .

نتیجه اش شد جیغ های مادری که تنها پسرش را با بدن اش و لاش در گودالی سرد و سیاه گذاشت.

قبلا سردار همدانی ادمکش گفته بود که برای سرکوب معترضین در سال هشتاد و هشت, از همین اراذل و اوباش استفاده کرده اند.

یعنی دهسال قبل , سگهای بی قلاده ای همچون قاتلین علیرضا, مسلح شده و به جان بچه های مردم افتاده بودند.

نتیجه اش شد مصطفی کریم بیگی غرق خون با سوراخی در سرش, تن له شده ی امیرارشد تاجمیر و شهرام فرجزاده و شبنم سهرابی.

بدن شکنجه شده تا حد مرگ امیرجوادی فر و محمد کامرانی و محسن روح الامینی. جسم تکه پاره و جزغاله شده ی ترانه موسوی زیبارو.

بدن گلوله باران شده ی کیانوش اسا و میثم عبادی و رامین رمضانی وعلی حسن پور و صدها زن و مرد دیگر .

اینها را گفتم تا یاداوری کنم شیوه حکومت سپاهیان و ملایان تا بوده همین بوده.

مگر نه اینکه از اغاز حکومت شیطانی صدها هزار جوان مردم یا به بهانه جنگ کشته شدند یا در زندانها؟

مگر نه این اینکه هیولای حکومتی انقدر اعدام کرده که سالیان سال است نام کشورمان در صدر فهرست تعداد اعدام به نسبت جمعیت قرار دارد؟

اما یک مورد به شکل علامت سوالی بزرگ هنوز باقی ست: درگیری این اراذل با علیرضا چند دقیقه طول کشیده؟

زندان مجهز به دوربین مدار بسته است.

ماموران در اتاق دوربین شاهد اغاز درگیری بوده اند. نیروهای حفاظت و گارد زندان کدام گوری بودند ؟

تنها پاسخ این است که دو زندانی اراذل و اوباش با چراغ سبز مسئولین زندان از همه موانع عبور کرده و علیرضا را کشته اند.

به همین دلیل نهادهای امنیتی به مادر داغدار گفته اند مصاحبه نکن وگرنه جنازه را پس نمیدهیم.

حال وظیفه ماست که بگوییم اولا هویت دو قاتل علیرضا باید افشا شود.

چرا که تجربه نشان داده حکومت در مرحله به حذف فیزیکی انان دست خواهد زد.

مبادا انها بگویند که از چه کسی دستور قتل را گرفته اند.

دوما زندان باید نه تنها برای زندانیان سیاسی بلکه برای زندانیان غیرسیاسی امن شود.

فرق نمیکند که مقتول چه اتهامی داشته .

چه علیرضا چه هزاران زندانی دیگر که در سلولهای دربسته به شکلی بی نام و نشان میتوانند مورد حمله قرار گیرند باید در محیطی امن باشند.

شبی که سرنوشت علیرضا را از مادر سهیل عربی شنیدم، بیش از هر چیزی نگرانی او را برای سهیل که در زندان فشافویه بارها مورد حمله فیزیکی قرار گرفته احساس کردم.

میدانم مادران داغدار و مادرانه, مادر علیرضا را تنها نمیگذارند.

همانگونه که سالها قبل, کسانی به دیدار انها امدند و مرهم زخمشان شدند، انها نیز به دیدار این مادر جوان و دلسوخته رفته و اشکهایش را پاک خواهند کرد.

حکومت با کشتن علیرضا شیرمحمدعلی , جوانی معترض که دل در گروی زندگی انسانی و ازادی داشت برگی دیگر بر کتاب قطور جنایاتش افزود.

اما روزی نه چندان دور، امواج دریای خون جانباختگان و اتش سینه مادرانشان، بساط حکومت شیطانی را خواهد سوزاند.

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: