به نام خدایی که به نامش جوانان را به کشتن دادید

خیالتان را آسوده کنم ، 80 میلیون مردم این سرزمین به درجه ای از بی عرضگی و ترس رسیده اند که « خدا » هم با خشک سالی و طوفان شن ، زمین لرزه ، سیل و حتی آفت ملخ هم نتوانسته از خواب بیدارشان کند ، چرا که بیماری « بلانسبت » دامن شان را گرفته و برای به بردگی بردنشان به هر شکلی ، یک « بلانسبت » بهشان بگویی کافی است . مانند : « بلانسبت » شما آریایی های دو هزار و پانسد ساله یا « بلانسبت » شما خون خواهان و یار حسین . این ها خودشان را به خواب زده اند که بیدار کردنشان از خدا هم ساخته نیست .

جناب آقای خامنه ایی امام امت و مابقی قضایا

لطف حق با تو مداراها کند                     چون که از حد بگذرد رسوا کند

تا کنون بارها از جنایتی که پاسداران انقلاب و مدافعین حرم و پلیس و دستگاه قضا و .... در تجاوز به حریمم نموده اند ؛ نامه نوشته ام و پاسخی نگرفته ام ، همان اوایل به روابط عمومی مردمی بیت رهبری زنگ زدم ، جوانکی که گویا افزون بر سگ آتش به اختیار بودن ، افسار گسیخته هم تشریف داشت ؛ با عرعر گفت : شکایتت ملی نیست و قطع کرد . اکنون در سطح ملی اعلان می کنم . برای واپسین بار هم فروردین 98 برای تان نامه نوشتم  تا خودتان به این شکایت از خودتان رسیدگی کنید ؛ گویا باز هم سگان آتش به اختیارت پاچه ی نامه را پاره کرده اند ، به همین دلیل نامه را برای همه می فرستم ، خیال نکن که ننه غریبم بازی درمیاورم یا مانند مابقی 80 میلیون خواب زده دلم را به امام زنان روحانیون و آبجی آخرالزمان مسیح و یهود و روشن فکری خوش کرده ام و منتظرم و به فرموده ی طوله دانشمند ، رایفی پور  به اضطرار رسیده ام ، نه ! ؛ مطمین باش بیش تر از جناب تان می دانم که این ها بازی ست برای تحمیق مردم .

خیالتان را آسوده کنم ، 80 میلیون مردم  این سرزمین به درجه ای از بی عرضگی و ترس رسیده اند که « خدا » هم با خشک سالی و طوفان شن ، زمین لرزه ، سیل و حتی آفت ملخ هم نتوانسته از خواب بیدارشان کند ، چرا که  بیماری « بلانسبت » دامن شان را گرفته و  برای به بردگی بردنشان به هر شکلی ، یک « بلانسبت » بهشان بگویی کافی است . مانند : « بلانسبت » شما آریایی های دو هزار و پانسد ساله یا « بلانسبت » شما خون خواهان و یار حسین .  این ها خودشان را به خواب زده اند که بیدار کردنشان از خدا هم ساخته نیست .

« آغا محمدخان قاجار در برابر مردان امروز ایران ، عورتی آلتمند بود »

خلاصه کنم : عیال را در بیجار به درخواست خودش و خواهرش که خواهر زینب هستند ؛ فرستادم مسجد ( خانه ی خدا ) چادرش را حفظ کند و فاطمی بماند ، یک هفته بعد پرسید  می شود  زن شوهردار صیغه شود ؟! اگر شوهرش ارضایش نکند ؟! . فوری یاد حجج اسلام والمسلمین شجونی و فلسفی افتادم که در زمان محمدرضا پهلوی انگلیس ( که می خواستند با طوفان روشن فکری کشف حجاب و آزادی فردی ، قرمساقی برای ملت به ارمغان بیاورند و لخت شان کنند اما نتوانستند و قرار شد به همان روش فلسفی و شجونی ؛ یعنی گرمای خورشید روحانیت دینی این مهم انجام شود ، همان فروغ جاویدان و رستاخیز فرح دیبا را عرض می کنم  ) محلل زنان شوهردار شده بودند و این وظیفه ی دینی قرآنی را به شدت انجام می دادند و با آن آلت های آسمانی شان ، زنانی که شوهران شان نمی توانستند ارضای شان کنند را ارضا می کردند .

 

یک پرسش فقهی : مهبل زنان تا پیش از زایمان طبیعی ، دو سانت قطر دارد و ده سانت طول و در عین حال خاصیت کشسانی پنج برابری برای زایمان ، یعنی می شود آلتی را در آن جا داد به ضخامت ساعد و در نهایت 12 سانت هم فرو برود ؛ و ایضا زنی که زایمان طبیعی دارد دوش چهار می شود . دختران سویسی که با اسب و الاغ خوابیده اند ( طبق گفته خودشان ) و بازیگران فیلم سوپر ( مستهجن ، پورنو ) ثابت کرده اند  که آن آلت فخرالمفاخرین هم چاره ی کار نیست ، حال مساله تن : این مرحومین جنت مکان حوری در کنار ، به خاطر صیغه های بسیارشان !! و دیگر علما و برادران پاسدار و بسیج ( به ویژه کانون بسیج هنرمندان ) که در حلقه ی صالحین مساجد و به تبع آن بسیج ؛ زنان شوهردار را با « کُنیه » صیغه می کنند !! آلت شان از فخرالمفاخرین جناب خر هم قطورتر و بزرگ تر است ؟! . یا نکند با قل هو الله و بقره و از این دست سوره ها زنان را ارضا می کنند که برای ما حرام است ؟! ، نکند این قسمت از قرآن را هم یواش نوشته اند ؟! البته برای ما مردم .

یا فقط هدف لخت کردن مردم با گرمای روحانیت دین است و گرنه از صحنه های هم خوابی شان فیلم هنری ( با آموزش های شان توسط برخی هنرپیشه های خودباخته ی سینما و تلویزیون ) نمی ساختند تا در فضای مزاجی بگذارند با آن حرف هایی که ستاره های پورن هم نمی دانند  بر زبان بیاورند ؛ برای تعویض مزاج غیرت به قرمساقی ، که البته روشن فکران به غیرت می گویند « حسادت » . !! نکند همه ی آیت الله ها و حجج اسلام در وقت ادرار رو به قبله ، سر آلت را یک ور دیگر می گیرند به همین دلیل زن مردم برای شان حلال است ؟! . ولی یک امایی هم هست ، و آن این است که علمای شیعه و سنی هرگاه بخواهند یکدیگر را تخریب کنند به هم تهمت لواط با طلاب در حوزه های علمیه را می زنند . البته قدیمی ها هم چه خوش گفته اند « کسی که به خودش رحم نکند به مردم رحم نمی کند » . یادش به خیر در خیابان کنار حرم حضرت معصومه ، دو تا آخوند به هم می گفتند برادر شن بزن ، براده ی آهن بزن و مابقی قضایا . و سد البته بشکه ی حوزه علمیه هم فراموش نشود ؛ بالاخره چیزک است .

جالب است که دیگرانی که حزب الهی نیستند را هم به فساد می کشانند و دزدکی ازشان فیلم می گیرند برای اخاذی . یا همان نقطه ضعفی که بعدها در کارنامه ی سلاطین سکه و کاغذ و قیر و غیره دیده شد .

هم فقه خوانده ام هم حقوق هم قضا و هر چیزی که بتواند راه دررو برای فتوای کسی بگذارد ؛ ( ما خاندان شبانان کتابدار هستیم ) به همین دلیل سپاه بیجار و بسیجش و کانون بسیج هنرمندانش و پیتزافروشیی که اطلاعات درست کرده تا مردم را به حلقه های این چنینی بکشاند و در راس آنها دستگاه قضا و پلیس هایی که حتی نمی دانند که معنی پلیس در دیکسیونری کشور سیده الیزابت ( پلیس من ها ) به مردانی گفته می شود که وظیفه ی آن ها دربانی روسپی خانه ها ست و گرفتن پول های کش دار ؛ دست به دست هم دادند و همه ی شکایات من درباره ی تجاوز مدافع حرم به حریمم را ماست مالی کردند ( یکی از پلیس ها پرسید با لباس مدافع حرم در رختخواب بودند ؟! اگر شجونی و فلسفی را ندیده بودم حرفش را باور می کردم . البته شاید حزب الهی ها با لباده و کباده و عبا و عمامه به بستر می روند !! . ) و حالا پس از « سه سال » به خیال خام شان ، من هم مانند بقیه ی چند میلیون مرد ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! از ترس زندان مهریه یا به اجرا گذاشته شدن سند وثیقه  ( که چند یتیم برای بیرون کشیدن من از زندان اسلام تان گذاشته اند برای مهریه ی یک جنده ی اسلامی آخوندی ) سر خم می کنم و می گویم تسلیم . از طرف دیگر چند خود فروخته ی دزد را که خیانت در امانت کرده اند و بوی خر داغ شده به جای کباب به مشام شان خورده را تحریک کرده اند که بر علیه من شکایت به راه بیندازند و هرچه لایق خودشان است پشت سر من ببافند .  به گمان شان با تحریک مشتی خودفروخته به مفت و شایعه می شود آبروی اقیانوس را برد .

جناب سید علی ! ترسی که با هرم شیطانی!! ( با فتوای رایفی پور ) مجلس اسلامی !! بهارستان و آبلسیک میلاد !!! و دیگر آبلیسک ها ( از جمله میدان هفت شهید بیجار ) به جان مردم انداخته ایی در من کارگر نیست ، چرا که پیش از مردن مرده ام . یادتان که هست ؟ ، ولی امر مسلمین جهان !! این فرموده ی محمد امین را ؟! . اگر نمی شناسیدش ! پیامبر مسلمین است ، که حکم سنگسار داده برای زناکار . خودش زن شوهردار ارضا نکرد . خلفایش هم هم چنین . سید اولاد پیغمبر!!!! حتی بنی امیه و بنی عباس و حتی مغولان و تیموریان هم زنان شوهردار را صیغه نمی کردند که ارضای شان کنند . من وقتی هفت سالم بود و در باباشیخ احمد کردستان ، پاسداران انقلاب اسلامی ، زن و بچه را به خاطر دو نفر دموکرات به رگبار و خمپاره بستند و زنده ماندم و باز هم در جاده ی سنندج پس از هزار کانیان به خاطر سه تا کومله ، بازهم پاسداران و ارتشیان زن و بچه را در خودروها به گلوله بستند و باز هم زنده ماندم ؛ در سال توافق بی شرمانه با مخالفین تان و اعطای مجوز مشروب و مخدر ، هم ؛ گورم را کنده  ام .

جناب اولاد نبی !! این آنی بود که می نمودی ؟! . کجای استمناء کهنه و پیر و جوان و غیره که چهل سال است یبوست مردم را نیز به گردن شان می اندازی !! با زنان مردم این چنین می کنند که پاسداران انقلاب به اصطلاح اسلامیت و روحانیون ، با زنان مردم می کنند؟! . در همه ی ادیان زن زناکار را مجازات می کنند و حتی انجیل مسیحیان می گوید با زنی که طلاق داده شده ازدواج نکنید تا در زنایش شریک نشوید . آن گاه دستگاه قضایت ، عدالتت و پلیسانت !!!! زناکار را یک جانبه می بخشند که هیچ !! با قوه ی قهریه و چماق اسلام و دین و امضای عقدنامه و زندان و تراشیدن ریش شان به بهانه ی شباهت به خاخام های یهودی ؛ و با دست بند و پابند با دمپایی و لباس زندان در خیابان های بیجار می گردانند در زیر برف و پول قرمساقی مهریه ازشان طلب می کنند تا نتوانند در برابرت قد علم کنند . این آنی بود که می نمودی ؟! . برادران لاریجانی که نسل اندر نسل با پول انگلیسی ها در حوزه ی نجف آخوند و دانشمند شده اند ( ثروت بخشیده شده ی آن رقاصه ی انگلیسی و دیگر انگلیسی ها و یهودی ها مسلمان شده ، به حوزه نجف برای شهریه آخوندها ، سد البته مانند همیشه حرام بود و حلالش کردید ) آن چنان به قول احمدی نژاد ، کشور و دین را قهوه ای کرده اند که استر و مردخای و سلوکیان نتوانستند .

من آن کارگران و مال باختگانی نیستم که عکست را شفیع می کنند برای گدایی حق شان ، من آن کم تر از خواجه سرایان حرم نیستم که به خاطر ترس از زندان ، پول قرمساقی مهریه  بدهم  . من آن نامه نویسان چاه جمکران و چوله ی حاج یدالله ترامپ نیستم ، من آن دانشجوها نیستم که احساسات شان را درک کنی اما منطق شان را نه !! .

 

منطق من زمانی شکلش عوض شد که در پادگان پدافند موشکی هوافضای سپاه در فلاورجان اصفهان ، با رادیو اکتیو مسموم شدم و هفته ها در خانه و بیمارستان به خاطر خون ریزی معده بستری بودم و هنوز هم . در ضمن پزشک خود بیمارستان آیت الله کاشانی به من گفت چه کاره ایی که « کا گ ب » چیز خورت کرده ؟! . و آن سرباز اسلامشهری بیچاره را که در نهر پادگان خفه کردند و فرمانده اطلاعات در حسینیه با خاموش کردن بلندگوها گفت : طرف افتاد توی نهر و مرد ، شب بود و ندید ، هر کسی چیز دیگری بگوید کارش تمام است  ، در حالی که شواهد چیزی دیگری می گفتند . این ها و بسیاری کشتار از این دست که در بالا و پایین جمهوری و انقلاب اسلامی رخ می دهد منطق فقهیم را پیشرفته تر کرده اند . مگر چهار تا موشک مونتاژی روسی اینقدر قمپز می خواهد ؟! . تنها کاری که پاسداران معبد انقلاب انجام می دهند عوض کردن رنگ موشک هاست و نوشتن فحش خواهر مادر برای نتانیاهو . او هم کم نگذاشته و فردا شلوارش را میکشد پایین و شکل دیگری ریشخندمان می کند .

این متن را برای احقاق حق ننوشته ام که اگر محق بودی ؟! مشتی سگ را آتش به اختیار نمی کردی که یکی از راه لواط با نوجوانان قرآن یادشان بدهد و دیگرانی در حلقه ی صالحین مسجد که می روند فاطمه ی زهرایی شود هر روز با نامی و کنیه ایی هرجایی شوند و صیغه ی مدافعین حرم . مگر با داعشی ها مسابقه گذاشته بودید ؟! آن ها جهاد نکاح داشتند ، شما نامش را چه گذاشته بودید ؟! رستاخیز ؟! فروغ جاویدان ؟! . چرا این نام ها ؟! چون شازده رضا ( که در زمان آبستنی مادرش ، شهبانوی ایران !!! حرف و حدیث بسیار بود ) ادعا می کند با پاسداران در ارتباط است ، اگر به معانی انقلاب و رستاخیز و فروغ جاویدان و ..... وکارکردهای شان و محل کاربردشان و علامت ها و نشان های شان دقت کنیم ، شباهت بسیار به هم دارند و ایضا مرگ محمدرضا پهلوی که جز رادیواکتیو چیز دیگری نمی توانست او را آن گونه تخریب کند و امیر اسدالله علم . بسیاری دیگر هم در اوایل انقلاب با این گونه بیماری دستگاه گوارش یکهو می مردند .البته یادمان هست که صادق خلخالی به فرح دیبا وعده داد با کشتن محمدرضا شاه می تواند از آزادی برخوردار شود . و همین حرف سبب شد پزشکان آمریکایی و فرانسوی و غیره یادشان برود شاه ایران طحال هم دارد و مابقی قضایا .

باری :             هست در پس پرده گفتگوی من و تو     چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

آخوند ( کشیش ) بازپرس دادگستری بیجار در پاسخ من که درخواست کیفر زناکار داده بودم فرمودند : هر دو نفر اظهار ندامت کردند و من آن ها را بخشیدم !! . به هیچ کدام از اسناد و مدارک هم توجهی نکردند ، و حتی اعتراف خود طرفین . اکنون برادران آن زانیه در یک فلش فیلم های خواهرشان را که از زنایش گرفته اند و افراد دیگری را هم به دستور کانون بسیج هنرمندان بیجار و از راه پیتزا مسیحا ( و بقیه ی مربوطین ) آلوده کرده اند ، برای اخاذی نگه داشته و با پول آن زندگی می کنند . البته این ها ید طولایی در این گونه اخاذی ها دارند و سه چهار سالی در خانه تشریف داشتند و از اداره ی مطبوع شان حقوق می گرفتند !! . و هم چنین می فرمایند شما سید یمانی هستید و خالی که می گویند دارید ( و آن همان دست لمس شما که حاصل  آن انفجار تروریستی ست ) و قرار است بانی ورود امام زمان شوید ؟! . با مضطر کردن مردم ؟!  با پول مهریه ؟! و سکه ی پنج میلیون تومانی !! با این بساط بی ناموسی ؟! پس این امام زمان سد در سد امام زنان حاج یدالله ترامپ است که پیشه ی خاندانش ، خانم بیاری ست . ( سد البته به گفته ی خودشان و تایید شبکه خودتان ؛ کیوان و مرجان عباسی ، با پخش مستندش ) .

این فیلم ها توسط خود کانون بسیج هنرمندان بیجار یا پیتزا مسیحا و دیگر عوامل در فضای مزاجی برقرار هستند ، دزد حاضر بز حاضر . اگر کسی از آتش به اختیارانت انکار می کند ؟! برای اعاده حیثیت اسلام تان ، اقدام کند .

 

من حسن مولاپناه

 

با دستگاه گوارشی که به خاطر مسمومیت رادیواکتیو پاسداران معبد انقلاب اسلامی بیست درسدش کار می کند ، خدمت شما اولاد پیامبر و ولی امر هر کجا که هستید اعلام می کنم : پول زور و باج نمی دهم . به سگان آتش به اختیارت با هر لباسی و نامی که هستند بگویید ، بفرمایید یا به هر روشی که امر ملوکانه تان رضاست ؛ مگر از روی جنازه ی پنجاه و چهار کیلویی من رد شوند که به خاطر مهریه ی یک جنده ی اسلامی ، حلقه ی صالحین زنان سپاه و کانون بسیج هنرمندان و هر نامی که درون سازمانی به این ها می دهید ، بتوانند خانه ی چند بچه یتیم را که با زحمت به دست آورده اند و برای از زندان درآمدن من از زندان اسلام تان وثیقه گذاشتند مزایده ، مصادره یا هر گوهی که می خواهند بخورند ، بخورند .

مقصود اتمام حجت بود و بس ، چرا که من مانند زمین لرزه زده ها و سیل زده ها نیستم که دو دستی بچسبم به یخچال و پراید و تلویزیون و از جانم بگذرم به خاطر ترس از دزدی ؛ من « کرد » هستم و هزارها نسل پشت اندر پشت « کرد » ؛ سر به دار می دهیم ، اما تن به قرمساقی نمی دهیم . دزد به خانه مان بزند در چنین مواقعی می رویم سراغ مادر کلانتر و خواهر علمای شهر و بقیه امرا و کاری می کنیم خودشان سگ پاسی بدهند ، نه این که شکایت کنیم به امام زنان . مگر نه این است که دموکراسی جمهوری اسلامی تان به قول ممد جواد لاریجانی در جهان بی نظیر است ؟! پس دزد که زد به زندگی مان می رویم سراغ کسانی که بهشان رای دادیم برای چنین مواقعی .  و طبق قرآن : مال و جان و ناموس کفار برای مان حلال است . و فرمایش حضرت علی : حقت را بگیر .

و در پایان ، جناب آقای خامنه ایی

شنیده و خوانده ام که در نمایشگاه کتاب چند سال پیش ، مردم را به خواندن کتاب « دن آرام ، شولوخوف »  ترجمه ی « به آذین » تشویق فرموده اید !! اگر چنین است که رهبر مملکتی اسلامی !! مردمش را به خواندن داستان هم خوابی های یک مرد جوان مجرد ( گرگوری ملوخوف ) با یک زن شوهر دار ( آکسینیا ) در روسیه ی کومونیستی فرا می خواند !! باید هم برادران لاریجانی و پاسداران معبد انقلاب اسلامی ( انگلیسی اش می شود شوالیه های انقلاب اسلامی ، انقلاب هم نام معبدی ست که در آن برخی !! به کمال و جمال می رسند ) و بسیج و حزب الله و آخوند و پلیس و دستگاه قضا و مابقی قضایا ، طوسی ها بیرون بدهند ، در شورای شهرها فساد کنند ، در دانشگاه و مدرسه و کانون بسیج هنرمندان و ورزشکاران و غیره هم بی ناموسی مرتکب شوند و سپس  با مهر دستگاه قضا و سیاه چال دین و مهریه و اقدام علیه امنیت ملی و مابقی قضایا از جمله خودکشی با بند تنبان و خوراندن سم و رادیو اکتیو و مواد اولیه ی شیشه از جمله ریتالین و .... کسانی را که برای گرفتن حق اقدام کرده اند از سر راه بردارند . و وزارت ارشاد هم مجوز چاپ کتاب رویای شیرین را بدهد که برادر و خواهری با هم در آن ازدواج می کنند . اوایل انقلاب یا همان رستاخیز ( بعث ) هم همه خواهر و برادر بودند ، حالا آجی و داداشی . 

 

در تاریخ آمده روزی که محمد امین ( چهارمین ابر مرد تاریخ ) برای نفرین با یهودیان به صحرا رفت ، یوم المباهله نامیده شد .

امروز یوم المباهله است . یک سو بنده تک و تنها ، سوی دیگر شمایید و شوالیه های معبدتان ( لژ ) .

 

یا واقعا داری اسلام را پیاده می کنی و دست استمناء جهانی و پیر و جوان نمی گذارند ؟! که پیاده کنی !! که سد البته باید همگی تان آرام و بی دردسر از این خاک بروید ، یا دست نشانده ی دیگری از لژ رویال اسکاتلند یا در همین مایه ها هستید ، از برای آخر الزمان هری پاتر فرزند سیده الیزابت ؛ که باز هم باید زحمت را کم کنید . چون اضطرار که از حد بگذرد دیگر کسی منتظر نخواهد ماند تا کسی بیاید ، حتی امام زنان ؛ بل که مضطر خودش حقش را می گیرد ، حتی با خونش .

مرگ با عزت و غیرت ، سگش به زندگی در زیر سایه ی قرمساقی و بی ناموسی حاصل از حکومت این چنینی شیرین تر از عسل است . ناگفته های بسیاری دارم که سد البته خواب زده ها را بیدار نمی کند ولی مانند ادرار می تواند عقرب ها را از لانه شان بیرون بکشد تا خوراک خفاش ها شوند . بی خودی مسموم نشدم .

حسن مولاپناه

رونوشت : همه جا ، همه کس

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: