آزربایجان، انقلاب و استقلال ( در نقد حسن راشدی و حسن ارک )

برای آزادی:

 

حسن ارک در خصوص اندیشه عمیق نیست. ( آمریکا ستیزی و غرب ستیزی او شبیه شعارهای رژیم آخوندی است). در نوشته های او غرب و آمریکا اهریمن و استعمارگر بزرگ هستند. و او سعی دارد آزربایجان را به غرب ستیزی تشویق کند که نقطه اشتراک نوشته های او و رژیم آخوندی است. ( دقت کنید که دارم از اشتراکات تفکر سیاسی حرف می زنم ).

من نخستین کسی هستم که اگر شخصیت و زندگی خصوصی حسن ارک و حسن راشدی را تخریب کنند علیه تخریبات می ایستم اما بحث من در مورد متن هایی است که این دو می نویسند. من اینجا با اشاره به بعضی از نوشته های این دو تصمیم گرفته ام « نقطه ی کور تحلیل ها »را نشانه بروم. 

 

بعضی از متن ها در حرکت ملی به مثابه نقاط کور هستند. در این نقاط هم عافیت طلبان و  هم رژیم دینی و فاسد استعمارگر ایرانیت سنگر می گیرند.

 

دغدغه ی حسن ارک این است: حکومت یا سیستم؟!

خلاصه ی سخن حسن ارک این است که ؛ « استعمارگری آمریکا و انگلیس و غرب، سیستم پانفارس موجود را ساخته اند و مبارزه ی ما با این سیستم است نه حکومت!»

 

حسن ارک از استعمارگری ایرانیت حرف نمی زند. 

باید بگویم پانفارسیسم و شیعه ی شعوبی و استبداد و ترورسیسم و اشغالگری و ... از شاخصه ها و بازوهای استعمارگری ایرانیت هستند. باید بگویم اینروزها بدان اندازه که استعمارگری روسی و چینی و ارمنی در حفظ و نگهداری استعمارگری ایرانیت کوشا هستند هیچ مملکت دیگری نیست. 

 

حسن ارک فقط یک بازو را می بیند. حسن ارک که همیشه از ترکیب « جمهوری اسلامی ایران » استفاده می کند هرگز متنی در رابطه با رژیم و سیاستهای انسان ستیزانه اش و نیز اقدامات سرکوبگرانه اش در خصوص ملت های دیگر ننوشته است. 

همه می دانیم که رژیم دینی با رژیم سلطنتی دشمنی دارد. آخوندها « حاکمان اشغالگر فعلی »  و پهلوی ها « حاکمان اشغالگر قبلی » هر دو به یک اندازه از آزربایجانچیلیق و تورکچولوک نفرت دارند. سلطنت طلب ها ما را کُشتند و تبعید کردند و کوچ دادند. این رژیم هم همان کار را می کند. این رژیم فرزندان ما را با حکم‌های سنگین زندانی می کند و در صدد نابودی زبان و جغرافیا و هویت و هستی ماست. این رژیم هم مثل رژیم قبلی به دنبال اهداف اشغالگرانه و استعمارگرانه ی  خویش دارد ما را با استحاله و ترور ( سفید ) و اشغال و استثمار نابود می کند. رژیم های استعمارگری، نقطه ی اوج و آکتیو سیاست های سیستمِ سرکوب و اشغالگری هستند. این رژیم هم نقطه ی اوج و آکتیو سیستم اشغالگر و استعمارگر است. نباید برای خوشامد رژیم اشغالگر فعلی صرفا فقط بر علیه رژیم قبلی نوشت. اتفاقا باید بیشتر، از جنایت های خامنه ای و اصولگرایان نوشت. خامنه ای راس آکتیو و انسان ستیز سیستمی است که انسان و جهان و ما را می کوبد. و من تعجب می کنم که بعضی ها سعی دارند حتی او را پدر آزربایجان جا بزنند! ( منظورم اشاره به سخن مشهور عیسی نظری است). 

 

حسن ارک می نویسد:

« ...بیر تاریخی فرصت ده مشروطه انقلابینین آرمانلاری، انگلیس توسط ایله اوغورلانیب فارس آدینا بئجردیلمیش دوشونجه طرزینه تحفه وئریلدی. انگلیسلر بیر کودتا ایله قاجارلاری دئوریلدیب رضا خانی ایراندا شاه دوزلتدیلر. ممالک محروسه حکمدارلیق سیستمین داغیدیب، یئرینه اوزلرینه منفعت توره لدن، ایرانیلاری قاراباخت ائدن بیر دولتچیلیک سیستمی یاراتدیلار.

بو سیستم کوکوندن فاسیددیر، بو سیستمی ایراندا یاشایان میللتلر یوخ بلکه استعمارچیلار، مدرن دولت قورولوشو، آدینا ایران روشنفکریسینه باسیبلار. بو سیستم استعمارچیلیغین قالینتیسیدیر.‌ هئچ حوکمدار بو سیستم واسطه سیله ایران میللتلرینه سعادت گتیره بیلمز.

بو سیستم قورولاندان بری، حقوق مردم و یا خود دموکراسی  آدینا نئچه انقلابلار گوروب، اما هئچ بیری ارمانلارینا چاتماییب.

ایندیسه غرب دئدیگیمیز گوجلر، چالیشیرلار بو سیستمی ایراندا ساخلاییب قوروسونلار. حکومتلرین ده ییشیلمگینه بویون اگه بیلیر غرب، اما سیستمین ده ییشمه سینه اصلا گویول وئرمیر.

ایرانین بو گونکو دوروموندا غرب بو سیستمین داغیلماسیندان نگران دی. غرب چالیشیر ایرانداکی بدبختچیلیکلری، ساده جه حوکمدارلارین باشینا سالیب سیستمی قوروسون.

اما آزربایجان میلی حرکتی بو سیستمی ده ییشمک ایسته گینده دیر. 

آزربایجان میلی حرکتی بیلیر حوکمدارلارین ده ییشیلمه سیله هئچ نه عوض اولماز، اما سیستمین ده ییشیلمه سیله چوخ شیئی لر ده ییشیله بیلر.

اونا گوره غرب و اونون نوکرلری، میلی حرکتین گوجونو، سیستم علیهینه یوخ بلکه یالنیز حکمدارلار علیهینه ایشلتمک ایستیرلر...اما آزربایجان میلی روحو اویاقدیر اویاق.

(حسن ارک) ۹۸/۴/۲۳.»

 

 

حسن ارک زیرکانه دارد از سیستمی که انگلستان به نام پانفارسیسم ساخته حرف می زند اما به دلیل عدم شناخت کافی از استعمارگری نوین و سیستم انسان ستیز شیعه ی شعوبی دارد دانسته و ندانسته نوک پیکان را از سمت رژیم آخوندی به سمت غرب ستیزی می چرخاند. حتی اگر هم نوع سیستم ستیزی حسن ارک را تایید کنیم باید در نظر داشته باشیم که همین رژیم هم دارد از همان سیستم به شدت دفاع می کند و به نوعی نگهبان آنست! از صدا و سیمایش بگیر تا ارشادش. بنابراین احمقانه است که بگوییم ما با حکومت کاری نداریم بلکه با سیستم کار داریم. این حکومت نقطه ی فعال همان سیستم است. ( دارم از جایگاه ذهنیت حسن ارک حرف می زنم. ) حسن ابولویی ( حسن ارک ) اگر مدافع حرکت ملی آزربایجان است باید از جایگاه آزربایجان سیاسی و فرهنگی حرف بزند. 

حرکت ملی آزربایجان دارد از « آزربایجان سیاسی » و « آزربایجان فرهنگی » حرف می زند و برای استقلال می ستیزد. مبانی این حرکت و ساختار فکری و فلسفی و سیاسی این حرکت برای آزادی انسان در همه ی زمینه ها مبارزه می کند. 

 

استعمارگری ایرانیت اعم از همه شاخه هایش باید کوبیده شود.

در این راه اینجانب اصرار دارم که خوشرقصی ها به نفع یک شاخه ی استعمارگری  برای کوبیدن شاخه ی دیگر آن نه تنها اثر ندارد بلکه باعث ایجاد انحراف فکری در نسل جدید حرکت ملی آزربایجان می شود.

 

اولویت آزربایجان در حال حاضر مبارزه با استعمارگرانی است که آزربایجان جنوبی و دوغو تورکستان و قاراباغ را اشغال کرده اند. این چین است که دارد انسان تورک را قتل عام می کند. این ارمنستان است که قاراباغ را در اشغال دارد. ما هرگز نمی گوییم که قاراباغ را یک سیستم به اشغال درآورده است بلکه در عرف سیاسی گفته می شود که رژیم اشغالگر ارمنستان قاراباغ را اشغال کرده است. این رژیم اشغالگر ارمنستان است که سربازهایش را در سراسر قاراباغ برای اشغالگری تقویت می کند. این رژیم ایران است که در راستای سیاست های استعمارگرانه و اشغال گرانه ما را نابود می سازد. این رژیم چین است که هر روز تورکهای دوغو تورکستان را قتل عام می کند. این استعمارگری روسیه است که با آنهمه سابقه ی استعمارگری در منطقه هنوز هم دارد استعمارگری ایرانیت را علیه جهان و ما تقویت می کند. اولویت آزربایجان ستیز با ساختار سیستم هایی است که به کمک حکومت های برگزیده شده از داخل همان سیستمها دارند در عصر کنونی، انسان را برده و اسیر و استعمار شونده بار می آورند. 

 

 

حسن ارک و حسن راشدی دوست ندارند که انقلاب دیگری ( تغییر رژیم )در ایران صورت بگیرد:

 

به نوشته ی حسن راشدی دقت کنید:

« بعد از گذشت ۴۰ سال از تغییر رژیم پهلوی به انقلاب اسلامی، ظاهرا عده ای می خواهند انقلابی دیگر بکنند که دوباره به عقبتر بر گردیم، آنهم دو پله به عقب! 

یعنی به زمان حاکمیت یک شاه، ارباب و آقا بالاسر کراواتی بر سرنوشت خودمان! 

مثل اینکه ما هنوز رشد فکری  نکرده ایم  و هنوز معنای دموکراسی و آزادی و داشتن حقوق برابر ملل و اقوام ساکن ایران را به نسبت کثرت جمعیت آنها نمی دانیم و باید یک شخص، یک قوم و یک زبان و یک فرهنگ  آقا و ارباب در ایران باشد و بقیه ملل و اقوام  نوکر و خدمتگزار آنها!؟ 

ظاهرا ما نمی توانیم کشور را به صورت دموکراتیک اداره کنیم و حقوق همه ملل و اقوام را در همه زمینه های تحصیلی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره به نسبت جمعیتشان به رسمیت بشناسیم چون هنوز در فکر ایرانشهری و پان ایرانیسم به سر می بریم و باید شاهی، اربابی ربع پهلویی و چیزی شبیه آن را جستجو کنیم که ما را اداره کند! زیرا هنوز خودرا صغیر می دانیم و در رویاهای زمان رضاخان دیکتاتور و بیسواد دست نشانده انگلیس به سر می بریم که با کودتا بر کشور حاکم شد. یعنی در فکر رفتن به جلو نیستیم می خواهیم دوباره به عقب بر گردیم!

یعنی از چاله در بیاییم و به چاه بیفتیم. دوباره برگردیم به دوران پهلوی که سال ۵۷ آنرا پشت سر گذاشتیم.!

راستی ما دنده عقب رفتن را چه خوب بلدیم؟!                                                                                                                                  حسن راشدی : ۲۴ خرداد ۱۳۹۸   »

 

حسن راشدی در اندیشه ی کشور ایران و ایرانیت است خصوصا آنجا که می گوید ظاهرا ما نمی توانیم کشور را به صورت دموکراتیک اداره کنیم!! حسن راشدی از رضاشاه آن « آقا بالا سر کراواتی » می نالد و دوست ندارد به آن دوران برگردد اما در مورد خامنه ای « آقا بالا سر عمامه ای » حرف نمی زند. در این نوشته بویی از آزربایجانچیلیق و تورکچولوک و به خصوص « مبانی حرکت ملی آزربایجان » دیده نمی شود. « آزربایجان جنوبی » در این نوشته به شیوه ی غیر مستقیم کوبیده می شود. چون این نوشته به کشوری می اندیشد که به دوران پهلوی بر نگردد بلکه به جلو برود. حسن راشدی از امروزِ  این « کشور » و « آقا بالا سر امروزی» و « رژیم اشغالگر و استعمارگر آخوندی » اصلا حرف نمی زند. حسن راشدی اگرچه روی سخنش با سلطنت طلب ها و ایرانشهری ها هست اما غیر مستقیم از یکپارچگی ایرانیت دفاع می کند. و درست همینجاست که ایرانیت دغدغه ی او می شود!! حسن راشدی یادش رفته که روی صحبتش با سیستم و حکومت اشغالگر است. آزربایجان جنوبی یک کشور اشغال شده است و ملت ما در اسارت ایرانیت اشغالگر و استعمارگر می باشد. کشور ما ایران نیست آزربایجان است. مدار ما « تبریز باکی آنکارا »است. ما برای استقلال مبارزه می کنیم نه برای پیشرفت و ترقی اشغالگران. خط سیر ما از سلطنت طلب و اصلاح طلب و اصولگراها جداست. نوشتن از زشتی های دوران پهلوی خوب است اما زشتی های حکومت آخوندی را چرا نمی نویسد؟ 

 

این نقد به معنی نفی آثار فرهنگی و تورکی حسن راشدی  نیست بلکه اتفاقا من بعضی از نوشته های تاریخی او را می پسندم. این نقد بر اساس تحلیل های سیاسیئی است که خود این عزیزان می نویسند و منتشر می کنند. 

 

دغدغه ی آزربایجان این است که چرا نباید از دیکتاتوری خامنه ای و ظلم و ستم او حرف نزد؟ چرا در نوشته های حسن ارک و حسن راشدی به حکومت فاسد شیعه ی شعوبی که خامنه ای پرچمدار آن است پرداخته نمی شود؟!  چرا از اقتصاد و فرهنگ و هویت آزربایجان که توسط خامنه ای و سپاه اشغال شده و غارت می شود حرفی به میان نمی آورند؟! چرا فقط بخش اصلاح طلب رژیم را به وقت اقتضا می کوبند اما از خامنه ای و جنایت هایش دم بر نمی آورند؟

 

حسن ارک نقد مرا « قارا یاخما » حساب می کند اما این نقدها « یازی اوزوندن قارا سیلمک » می باشند. 

 

در پایان این بخش یادآوری نکاتی بسیار ضروری است.

 

انقلاب در برابر رژیم و سیستمی که با انقلاب شکل گرفته و مخالفان را با اتهام ضد انقلابی حذف می کند فاجعه نیست. یعنی انقلاب برای آنها خوب است و برای دیگران بد؟!

اگر انقلابی برای آزادی آزربایجان جنوبی، برای جمهوریت آزربایجان جنوبی شکل بگیرد مگر بد است؟!

 

مگر « انقلاب » دموکراسی و آزادی را شکل نمی دهد؟!« انقلاب آمریکا ( American Revolution ) مجموعه رویدادها و اندیشه‌ها و تغییراتی است که منجر به جدایی سیزده ایالت آمریکای شمالی از بریتانیا و تأسیس ایالات متحدهٔ آمریکا گردید. اولین درگیری‌ها از شهر بوستون شروع شد که به دنبال شدت عمل پادشاهی انگلستان به سرعت گسترش یافت. در ۱۷۶۵ در نیویورک کنگره‌ای متشکل از ۹ ایالت تشکیل شد که سران این ایالت ها در این کنگره برای اقدام علیه انگلیس هم پیمان شدند و در مه ۱۷۷۵ رهبران  از مردم درخواست کردند که برای مبارزه با اشغالگران آماده شوند.» 

 

مگر ترکیب 

South Azerbaijan Revolution بد است که از آن وحشت دارند؟!  مگر نهایت اعتراض ها و عصیان های انقلابی، آزادی انسان نیست؟! 

 

روی سخن من با نسل نو است. مواظب تله های تخریبی و نوشتاری دشمنان باشید. آنها از اینکه من انگشت بر حساس‌ترین نقاط فکریشان فرو می کنم مرا می کوبند. باکی نیست. بگذارید برایتان یک مثال بزنم. اگر یک درخت از توفان و تگرگ بیرون جان سالم بدر برد از انگل ها و کرمها و بیماری‌هایی که بر درونش می افتد جان سالم بدر نخواهد برد. من و امثال من بر کرمهای درون این درخت سم می پاشیم تا از درخت فرو بریزند. اگرچه می دانیم این کرمها و حشرات بر سر و روی ما ریخته خواهند شد. باز هم باکی نیست. هم حسن ارک و هم حسن راشدی هم باید نکته را در نظر بگیرند که رژیم ستیزی من و ما و سمپاشی های ما بر روی کرمهای استعمارگری ( نظیر سایت آذری ها و دیگر قلم بدست های ساتقین ) یک ضرورت است تا درخت آزربایجان جنوبی سالم بماند. نباید نوشته ها و تحلیل های حفره داری بنویسیم که کرمها در آن لانه سازند. نوشته های یک فعالی که مدعی دفاع از حرکت ملی آزربایجان جنوبی است اگر با ما نیست بر ما هم نباشد. نوشته هایش همچنان که در نقد ما شفاف است در نقد رژیم هم شفاف باشد. من نویسنده ای برای آزادی هستم. در خصوص آزربایجان و برای رهایی آزربایجان سیاسی و فرهنگی سخنان دوست و دشمن را نقد کرده ام و خواهم کرد. ملت و نسل نو می خوانند و قضاوت می کنند. بعضی مواقع هم بنده با صراحت کلام حرف می زنم چون من یک عاصی و یک مبارز هستم. من برای رهایی می جنگم. روحیه ی من لبریز اعتراض و عصیان و اندیشه ی آزادی است. بعضی ها این را با خشونت، عوضی می گیرند. 

 

خشونت، رژیم استعمارگر و اشغالگر ایران است. خشونت، اندیشه های کلاسیک و عرفانی مآب و برده پرور کسانی است که ملت آزربایجان جنوبی را به اسارت زدگی ترغیب می کنند. خشونت، مهربانی و خنده های خاتمی ها و زیباکلامهاست. خشونت، سکوت در برابر خشونت و سرکوبگری رژیم و سیستم اشغالگر است. خشونت این است که دلسوزی های امثال مرا خشونت بدانید اما نرمش های قلمی بعضی ها را در برابر استعمارگری ایرانیت عین مبارزه فرض کنید. 

 

من، محمدرضا لوایی، به هیچکس بی حرمتی نمی کنم اما هر اندیشه ای را که خواسته و ناخواسته، دانسته و ندانسته در برابر رؤیاهای آزربایجان بایستد تا جایی که ذهن و توان و زندگی یاری می کند  نقد خواهم کرد. خود را هم عقل کل و ریش سفید و لیدر و از این کلاسیک بازی‌ها نمی دانم. یکی هستم از همه. 

 

یاشاسین اؤزگور آزربایجان

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: