گروگان گیری تا به کی؟ جاسوس گیری تا به چند؟

به راستی این جاسوسان چه کسانی هستند؟ در کشوری که برای استخدام یک آبدارچی یا پستچی ساده در اداره ای معمولی نیاز به ده ها تاییدیه از مسجد محل، امام جمعه و ادارات حفاظت است، چگونه این افراد توانسته اند مشاغل حساس را به تصرف خویش درآورند؟

 

حکومت اسلامی از روز نخست ایجادش تا به امروز مرتبا و بی وقفه در حال گروگان گیری و جاسوس گیری است. گروگان گیری و جاسوس گیری ابزارهایی هستند که رژیم بن بست هایش را در سیاست داخلی و خارجی با آنها توجیه می کند. هر چه بن بست های رژیم گسترده می شود، میزان جاسوس ها نیز به همان نسبت افزایش می یابد، حال بنا به اطلاعیه ای که وزارت اطلاعات در باره دستگیری 17 جاسوس منتشر کرده است، این جاسوسان کسانی هستند که در مراکز حساس نظامی، انتظامی و اقتصادی رژیم رخنه کرده بودند. به راستی این جاسوسان چه کسانی هستند؟ و چگونه این افراد توانسته اند در کشوری که برای استخدام یک  آبدارچی و یا پستچی ساده در یک اداره معمولی نیاز به ده ها تاییدیه از مسجد محل، امام جمعه و ادارات حفاظت است، به مشاغل «حساس» دست یابند. اصولا معلوم نیست که وزارت اطلاعات رژیم منظورش از مشاغل حساس چیست.

  اینگونه مدعیات در باره جاسوس گیری از دو حال خارج نیست: یا راست است یا دروغ. اگر این ادعاها راست باشد، پس باید به حال چنین رژیمی خندید که با وجود صدها فیلتر امنیتی و چهل سال جهاد مستمر در جاسوس شناسی و جاسوس گیری، بر تعداد جواسیس افزوده شده بطوری که توانسته اند مشاغل حساس را به تصرف خویش درآورند. اما ظن غالب آنست که این مدعیات دروغ باشد و بایستی آن را جزیی از تبلیغات روزمره رژیم به حساب آورد. وزارت اطلاعات برای رنگ و لعاب دادن به ادعای ضربه زدن به شبکه جاسوسان استکبار جهانی بویژه آمریکا فیلم به اصطلاح مستندی هم ساخته است که همزمان با اطلاعیه وزارت اطلاعات در رسانه ها منتشر گردید. در این مستند گوشه ای از یک فیلم اکشن ِ تام کروز هنرپیشه معروف هالیود به نمایش درآمده و پس از آن عکس هایی از زن و مردی با 5 کودک خردسال و نیز مردی که در کنار میزی در یک رستوران در حال خوردن غذاست به عنوان جاسوس معرفی می شوند. علاوه بر آنها چند نفر ایرانی هم با صورت های استتار شده در مقابل  دوربین قرار می گیرند و به جاسوس بودن خود اقرار می کنند. اینگونه کارهای کودکانه را آیا می توان کار اطلاعاتی نامید؟

 اما ماجرای دستگیری ها می تواند از جهتی درست نیز باشد و واقعا عده ای دستگیر و در معرض اعدام و یا زندان قرار گرفته باشند. دستگیر شدگان در این ماجراها معمولا غریبه نیستند، آنها دوستان و همقطارانی هستند که در مسیر بن بست های سیاسی، گاه در تعارض با یکدیگر قرار می گیرند و کار را به تسویه حساب و تصفیه های فیزیکی می کشانند. قضیه سعید امامی، ترور حجاریان، تقابل دستگاه های متعدد اطلاعاتی رژیم با یکدیگر، دستگاه های امنیتی موازی و نیروهای لباس شخصی بارها به جان هم افتاده اند و گاه، کار به تصفیه های خونین نیز انجامیده است.

 اطلاعیه وزارت اطلاعات درست در زمانی صادر شده است که رژیم در مخمصه خطرناکی از تعارضات بین المللی در باره ایران گرفتار شده است. محاصره اقتصادی بین المللی و فشار روزافزون آمریکا، و بی اعتمادی عمومی به رژیم در داخل کشور، می تواند شرایط را به گونه ای رقم زند که بخش هایی قدرتمند در درون نظام را به اتخاذ سیاست های متعارض با یکدیگر سوق دهد. احتمال چنین تعارضاتی درست در لحظاتی که مساله تغییر کل نظام و یا تغییر کارکرد آن به عنوان دو گزینه جدی در دستور کار نیروهای خارجی و داخلی قرار دارد بسیار جدی است. اطلاعیه وزارت اطلاعات می تواند بیانگر نبرد سهمگینی باشد که در پس پرده های تاریک سیاست، برای تاثیر گذاری بر قدرت سیاسی در آینده نزدیک در جریان است.

 احمد تاج الدینی

چهارشنبه 2.مرداد.1398/ 24.07.2019

 

منبع: 
منبع نخست انتشار:کیهان لندن
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: