حقایق و درس های از تاریخ... قاجاریان

قسمت اول.......سلطانعلی میرزا قاجار آخرین رییس ایل قاجار، در حالی در نزدیکی هشتاد سالگی در پاریس درگذشت که بازگشت سلطنت به ایران را ناممکن می دانست و از نزدیک به دو قرن پادشاهی مطلقه پدرانش بر ایران دفاع می کرد و اعتقاد داشت که ناصرالدین شاه می خواست تحولی در کشور ایجاد کند و احمد شاه آخرین سلطان قاجار تنها پادشاه دموکرات و عمیقا مشروطه طلب بود.

سلطانعلی میرزا که همزمان با تبعید خانواده قاجار، و هنگامی که سردار سپه خود را شاهنشاه ایران خوانده بود در بیروت به دنیا آمد هفتاد سال از عمر خود را در فرانسه گذراند تا هنگام مرگ گذرنامه ایرانی داشت و بسیار دلبسته ایران بود.

او که روز شنبه در پاریس درگذشت بزرگ ترین پسر از میان برادرزادگان آخرین پادشاه قاجار بود و در حالی که هرگز خود را مدعی سلطنت نمی خواند اما بازماندگان قاجار وی را به ریاست ایل می شناختند. او که دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس داشت از چند سال قبل از انقراض نظام پادشاهی امکان یافت تا به ایران سفر کند و به کشاورزی بپردازد.

فرزند سلطان مجید میرزا [برادر کوچک احمد شاه قاجار] در حالی به ریاست ایل قاجار شناخته شد که هنوز بسیاری از نوادگان ناصرالدین شاه هم زنده بودند که آخرین آن ها پنج سال قبل در لندن درگذشت. او کتابی هم به زبان فرانسه درباره ایل قاجار نوشت که عنوانش بود شاهان فراموش شده ..Les Rois Oublie..

ایل قاجار از دورانی که صفویه محو شد مدعی قدرت در کشور بود اما ناگزیر شد سال ها برای آن بجنگد و سران خود را کشته دهد تا سرانجام در سال ۱۷۹۴میلادی آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار، از آشفتگی ناشی از مرگ کریم خان زند بهره گرفت و بعد از جنگ های سخت تاج بر سر نهاد.

آقامحمد خان که جز در چادر نخفت اما تهران را به پایتختی برگزید و با انتخاب برادر زاده خود فتحعلی میرزا به ولیعهدی، امکان داد که در تهران قصر ها و ابنیه مناسب ساخته شود. او خود در حالی که مرزهای کشور را از سوی شمال گسترش داده و به زادگاه ایل قاجار در شمال دریای خزر رسانده بود هنگامی که قصد داشت مرزها را به آب های آزاد دریای سیاه برساند در قلعه شوشی ترور شد.

فتحعلی شاه دومین پادشاه قاجار در دو دوره جنگ با روسیه، سرزمین هائی را که آقامحمد خان در قفقاز و ماوراء قفقاز به دست آورده بود از کف داد و علاوه بر آن بخش عمده ای از جواهرات و اندوخته های شاهان پیشین [به ویژه نادرشاه افشار] را که آقامحمد خان از افشاریه و زندیه بازگرفته بود، غرامت پرداخت.

عباس میرزا ولیعهد، مشهور به نایب السلطنه، فرزند بزرگ فتحعلیشاه، که جنگ های با افغان ها و روسیه تزاری را با دلاوری پیش برد و محصلانی برای آموختن به اروپا فرستاد و مستشارانی از فرنگ استخدام کرد، در عین حال شخصیت با فرهنگی مانند میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را به صدارت برگزیده بود، پیش از پدر درگذشت و فرزندش بی کفایتش محمد میرزا برتخت نشست، وزیر با تدبیر پدر را علیرغم قولی که داده بود کشت و بی آن که یادگار مهمی از خود به روزگار به جا بگذارد، در تهران پایتخت درگذشت و سلطنت برای ناصرالدین شاه فرزند خود گذاشت.

ناصرالدین شاه قاجار بزرگ ترین پادشاه قاجار بود که در تاریخ معاصر به شاه شهید شهرت داشت، وی نزدیک به پنجاه سال از ۱۸۴۸ تا ۱۸۹۶ بر اریکه سلطنت بود، نیمه دوم قرن نوزدهم مبدا تحولات بزرگ جهانی بود. این پادشاه که توانست به بسیاری از دستاوردهای علمی جهان میدان دهد. ارتش منظم، پست، پلیس، راه آهن، تاسیس هیات وزیران، بانک، اسکناس، مدرسه، مطبوعات و بسیاری از مظاهر تمدن تازه در دوران وی در ایران راه یافت.

قامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار، از آشفتگی ناشی از مرگ کریم خان زند بهره گرفت و بعد از جنگ های سخت تاج بر سر نهاد...

ناصرالدین شاه که تاریخ نویسان وی را آخرین امپراتور ایران خوانده اند در سه سفر خود به روسیه و اروپا با سلاطین و فرمانروایان زمان خود دیدار کرد، به فرمان وی راه ها کشیده شد و کاخ های سلطنتی در شهرهای بزرگ کشور ساخته آمد، برای تهران نقشه جامعی کشید و محروسه ای ساخت و برای نخست بار برای اداره کشور آئین نامه ای تنظیم کرد، بودجه نویسی و تهیه خزانه کشور که بعد ها جواهرات سلطنتی پشتوانه اسکناس خوانده شد به دوران وی شکل گرفت.

این شاه تا زمانی که به دست یک اسلامگرای تندرو کشته شد، پنجاه سال حساس را در قدرت گذراند و هم در زمان وی روابط دیپلوماتیک ایران با جهان برقرار شد. وی علاقه ای وافر به مدرنیزم داشت و در سال های آخر عمر مدام درگیر کشمکشی با سنت گرایان و روحانیون بود که بسیاری از تدابیر وی را مانع شدند. از اثر این کشمکش ها و ارتباطی که بین ایران و همسایگانش پدید آمد، جهشی در اندیشه و مطالبات اجتماعی مردم حادث شد که موجب گردید هشت سال بعد از ترور وی جنبش مشروطه خواهی به راه افتاد و در سال ۱۹۰۶ مصادف با ۱۲۷۵ خورشیدی به پیروزی رسید و به فرمان مظفرالدین شاه پنجمین شاه قاجار ایران در زمره کشورهای صاحب قانون اساسی درآمد.

احمد شاه قاجار نوه مظفرالدین شاه که هفتین پادشاه این سلسله بود با تعهد به قانون اساسی تنها پادشاه دموکرات تاریخ ایران باقی ماند و در دوران سلطنت وی انتخابات آزاد، احزاب سیاسی، روزنامه های آزاد شکل گرفت و او خود هرگز به مقابله با آن برنخاست. برپائی جنگ جهانی اول، تغییر نقشه سیاسی جهان، انقراض تنها امپراتوری مسلمان [غثمانی]، تاسیس اولین کشور سوسیالیستی، از ترکیب ملیت ها و اقوام مختلف در شمال ایران و تاسیس اولین پالایشگاه نفت منطقه در جنوب ایران، نیاز به وجود حکومت های قدرتمند ضد کمویستی را در حاشیه جماهیر شوروی ایجاد کرد. از این تحولات کودتائی شکل گرفت که شش سال بعد به انقراض پادشاهی قاجار، صعود رضاشاه، تاسیس سلسله پهلوی و تبعید احمد شاه و خانواده قاجار انجامید.

احمدشاه، ولیعهد و برادرش محمد حسن میرزا، برادر دیگرش عبدالمجید میرزا و سرانجام سلطان علی میرزا در تبعید اروپا به عنوان رییس ایل قاجار شناخته شدند بدون آن که قدرتی داشته باشند. با مرگ آخرین ولیعهد قاجار، محمد حسن میرزا در لندن، همزمان با جنگ جهانی دوم ، کسی مدعی از این ایل مدعی پادشاهی نشد.

سطانعلی میرزا می گفت مطمئن است که اگر الان ایرانی هست و صحبت از ایرانی هست، آن را از آقامحمدخان و از قاجاریه داریم.

سلطان علی میرزا سال گذشته در گفتگوئی با عنایت فانی در علت برقرار نماندن دموکراسی در ایران گفت آن زمانی که احمدشاه در ایران سلطنت می کرد، هنوز کل ملت ایران شاید برای اینکه بتواند در آزادی کامل و آگاهی کامل رای به دمکراسی بدهد آمادگی نداشت. اما این تربیت کم کم و به مرور در ملت وارد می شود و فکر می کنم مثل جاهای دیگر هم شده، رجال آن زمان که رجال خیلی قوی بودند، می توانستند یک دمکراسی رجالی یا بقول فرانسوی ها ارستوکراتیک، درست بکنند و برجا بگذارند که کم کم این سیستم رجالی تبدیل به یک سیستم دمکراتیک بشود.

رییس ایل قاجار در همان مصاحبه در پاسخ این سئوال که "چرا وقتی صحبت از سلسله قاجاریه می شود، اصولا خیلی ها از قاجار به نیکی یاد نمی کنند. بلافاصله معاهده های گلستان و ترکمنچای و از این جور چیزها وسط می آید" گفت:

- اشتباه خیلی بزرگی است. یعنی در قرن هجدهم وقتی افغان ها آمدند و صفویه را از بین بردند اصلا ایرانی دیگر وجود نداشت، بکلی از بین رفته بود، ممالک مختلف شده بود، هرکس یک جایی سلطنت می کرد. و اگر آن داستان ادامه پیدا می کرد اصلا امروزه ایرانی وجود نداشت. این آقامحمدخان بود که تکه های پخش شده ایران را جمع کرد، با قدرتی که داشت و با زحمتی که کشید ایران امروزه را درست کرد. چه ایراد به نظر من احمقانه ای است که از قاجاریه می گیرند. همه مملکت را آنها جمع کردند، واحد کردند و مرکزی کردند. حال بعضی قسمت ها را مجبور شدند بدهند، چون قشون ایران شکست خورد. وقتی آدم شکست می خورد، خب طبیعی است که باید بهای شکست را بدهد. و عباس میرزا همه گنجی که در اختیار داشت داد که آذربایجان را نجات بدهد و آذربایجان که ایران واقعی بود برای ایران باقی ماند. حال در قفقاز یک مقداری از خان نشین ها از بین رفتند که همه ترک زبان بودند و هیچوقت جزو واقعی فرهنگ ایران نبودند، به تمدن ایران و به فرهنگ ایران صدمه بزرگی نخورد.

شما پس در مجموع معتقدید که قاجار به ایران خدمت کردند؟

- من مطمئنم که اگر الان ایرانی هست و صحبت از ایرانی هست، آن را از آقامحمدخان و از قاجاریه داریم. فقط آقامحمدخان ممالک پخش شده را جمع کرد و بعد از آن پایتختی انتخاب کرد، مثل تهران، که پایتخت دائمی برای ایران ماند، نه فقط پایتخت قاجارها بود پایتخت خاندان پهلوی و جمهوری اسلامی هم شد.

در یک خلاصه کوچک..........«سر آغاز» آشنایی ایرانیان، با «مدرنیسم » از دوران قاجار است، به نحوی که این دوران را می توان آغاز «دوران جدید تاریخ ایران» دانست. عصر قاجار، بحث انگیز ترین دوران تاریخ ایران است، عصری که بسیاری از تلاش های دوران جدید تاریخ ایران، برای تحول و دگرگونی در سامان و شۆون مختلف زندگی اجتماعی و سیاسی، آغاز شد. ادامه...

 

 

منبع: 
اینترنت
برگرفته از: 
اینترنت
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
مغلطه گوئی ها همچنان ادامه دارد
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســــلام دوســـلار.....
از طرف " سوسیالیست کذائی و پان فارسیست حقیقی " نوشته شده بود که...
(( درباره این که دین اسلام در درازنای تاریخ به هر کجا پا گذاشته است آب خوش از گلوی مردم آن سرزمین پائین نرفته است ))...ایشان زیرکانه از یادشان میرود که...
1- در زمان شکست ساسانیان اولین گروهی که اسلام را پذیرفتند , زنان ایرانی بودند به این خاطر که زن در زمان ساسانیان هیچ ارزشی نداشت.ارزش زن ( صفر ) بود و این بی ارزش بودن زن بود که نخبه های ساسانیان با خواهر و افراد نزدیک ازدواج میکردند. با آمدن دین اسلام, زن ارزش نصف مرد را بدست آورد. این یک انقلاب اجتماعی آن دوران بود. چادر پوشیدن زنان ایرانی هم درست برمیگردد به این مسئله . زنهای که به عبادتگاه می رفتند ازطرف مرد ها اذیّت میشدند و حتی به طرف زن ها سنگ پرتاب میکردند. بخاطر اینکه هویّت زنها آشکار نباشد زنان شروع به پوشش سر و صورتشان را
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، درباره این که دین اسلام در درازنای تاریخ به هر کجا پا گذاشته است آب خوش از گلوی مردم آن سرزمین پائین نرفته است و دین مسیحی با آن که مانند دین اسلام خرافه است کارنامه ای بهتر از دین اسلام دارد پیش از این برایتان نوشتم و گفتم که یکی از وندهای شکست های سنگین ایرانیان در زمان قاجاریان هنگام نبرد با روسستان مسلمان بودن ایرانی ها و مسیحی بودن روس هاست!

اکنون به انگلستان می پردازیم که هنگام فرمانروائی قاجاریان درگیری های فراوانی با ایران پیدا کرد و در این درگیری ها همواره ایرانیان شکست خوردند!

در انگلستان نیز مانند روسستان زن ها در سایه دین خردسوز اسلام با حجاب سیاهی و تباهی پارچه پیچ نشده و به زنجیر کشیده نشده بودند، هنگام فرمانروائی قاجاریان در ایران زنی به نام ویکتوریا پادشاه انگلستان شد که سی و چهار سال شهبانوی انگلستان بود، آیا در ایران زمان قاجار نیز .....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، پیش از این برایتان نوشتم که دین اسلام در درازنای تاریخ به هر کجا پا گذاشته است آب خوش از گلوی مردم آن سرزمین پائین نرفته است و دین مسیحی با آن که مانند دین اسلام خرافه است اما مانند دین اسلام ویرانگر نبوده است و زن ها را به زنجیر نکشیده است و هنر را نابود نکرده است و خردها را مانند دین اسلام نسوزانده است و مغزها را مانند دین اسلام از کار نینداخته است!

با ارزیابی ایران هنگام بر سر کار آمدن قاجاریان که دین بیشتر مردم آن اسلام است و ارزیابی کشوری مانند روسستان که دین بیشتر مردم آن مسیحی است به این هوده می رسیم که ایران کشوری تیره روز است و یکی از وندهای این تیره روزی مسلمان بودن ایرانیان و مسیحی بودن روس هاست!

از این روی اگر ما همه گناهان را درباره فلان تیره روزی که ایرانیان در فلان تاریخ دچارش شدند و یا از دست رفتن بخش هائی از خاک ایران به گردن فلان .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
 پس از پایان جنگ جهانی دوم یکی از معدود کسانی که در دادگاه‌های نورنبرگ به مرگ محکوم شد، آلفرد روزنبرگ، تئوریسین و مسئول روزنامه حزب نازی بود، کسی که خود مستقیماً در قتل‌عام و کشتار نقش نداشت، بلکه با نوشته‌های خود از پشت صحنه‌، کشتار را هدایت می‌کرد.
شاعری همچون “ازرا پاوند” که در طول جنگ جهانی به بلندگوی تبلیغاتی جبهه فاشیزم ایتالیا تبدیل شده‌ بود، با پایان جنگ جهانی از سوی آمریکایی‌ها دستگیر و به تیمارستان منتقل شد. شاید تیمارستان مناسب‌‌ترین مکان برای “ناکسانی” است که با ابزار علم و هنر به جان انسانیت افتاده‌اند و بر می‌کنند ریشه انسانیت را.
هنرمندی که تمثال ناصرالدین‌شاه قاجار، یکی از دلسوزترین پادشاهان این سرزمین را بر سنگ توالت حکاکی می‌کند، مسؤولانی که اجازه می‌دهند این اثر قبیح در “خانه هنرمندان” به نمایش گذاشته‌شود و اصحاب رسانه‌ای که به جای انتقاد به تبلیغ این قباحت و وقاحت

عنوان مقاله: 
ننه من غریبم...
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـلام دوســــلار...
آقای سوسیالیست کذائی و پانفارسیست حقیقی....
انتقاد از آنچه که شما نوشته بودید , شده بود. ( زمان پنجم هم که فرجام تاریخ است و انسان ها در همه جهان به آن خواهند رسید کمونیسم و انترناسیونالیسم است. ). این جمله مال من نیست , مال شماست.. در مقاله " حقایق و درس های از تاریخ... قاجاریان " لطفآ به یک جمله و یا پاراگراف اشاره بکنید که در باره (( زبان )) نوشته شده است...دوره اشک تمساح ریختن خیلی وقت است سپری شده..
بــــریـــزم اشــــکهـــایم را مثــــل تمســــاح...
در ایـــران گلــــوبـــال مـــی زنـــم نـــاله و آه....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده این نوشتار نوشته است: (..... اگر هوشمندی و درایت قاجاریان نبود به جای نیمی از خاک کشور کل و تمام کشور از دست می رفت! .....) من نیز پاسخ نویسنده را درباره هوشمندی و درایت قاجاریان داده ام اما نویسنده به جای پاسخ دادن به سخنان من به بدگوئی از کمونیست ها پرداخته است!!!

چه نیک گفته است زنده یاد احمد کسروی تبریزی که: "بخوانید و داوری کنید!"

عنوان مقاله: 
روز قیامت..یا روز فرجام تاریخ
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســــلام دوســـلار...
همانطور که نوشته شده است..
زمان پنجم هم که فرجام تاریخ است و انسان ها در همه جهان به آن خواهند رسید کمونیسم و انترناسیونالیسم است..
آخوندها در ایران به فرجام تاریخ یک تعریف خوبی دارند . "فرجام تاریخ یعنی روز قیامت".خوشبختانه روانشناسان هم به کسانی که باور دارند تاریخ به فرجام خواهد رسید یک تعریف خوبی دارند که به اسم « مریض روانی » ... دانشمندان فیزیک نجومی ها هم برای کسانی که فکر میکنند مغلطه ای بنام ( فرجام تاریخ ) وجود خواهد داشت , تعریف خوبی دارند به اسم « .... ». به این خاطر که فرجام تاریخ یعنی ( توقّف کردن زمان ). چون « زمان » و « فضا» مکمل همدیگر هستند و فضا هم از شروع بیگ بنگ گسترش میبابد The expansion of the universe پس زمان نمی تواند استاپ بزند. پس فرجام تاریخی از نظر علمی غیر ممکن است.
اگر کمونیست ها باور دارند در زمان پنجم تمام انسان ها به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به دانش آموزان عزیزی که در خرداد ماه در درس تاریخ تجدید شده اند، پیشنهاد می شود که با خواندن کامنت های آقای تبریزی که مثل ستارگان دنباله دار می باشد، قطعا می توانند در امتحانات شهریور با نمره بیست قبول بشوند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(دنباله) ..... کرد و سرانجام برای پرخوری و پرنوشی بیمار شد و مرد! زندگی مظفرالدین شاه قاجار نمونه ای دیگر از هوشمندی و درایت قاجاریان است!!!

پس از مظفرالدین شاه قاجار محمدعلی شاه قاجار بر سر کار آمد، محمدعلی شاه قاجار را نه یک شاه بلکه عروسک کوکی روس ها باید نامید! محمدعلی شاه قاجار که پیش از شاه شدن به خوشگذرانی می پرداخت از سیاست و کشورداری چیزی نمی فهمید و پس از شاه شدن مجلس شورای ملی را با پشتیبانی روس ها به توپ بست و آزادی خواهان را کشت و سپس به تبریز لشکرکشی کرد تا ایستادگی تبریزیان را سرکوب کند اما شکست خورد و به روسستان پناهنده شد و بار دیگر نیز خواست با پشتیبانی روس ها به ایران بیاید و نبردی را در این باره به راه انداخت اما باز هم شکست خورد و سرانجام برای پرخوری و پرنوشی دچار بیماری دیابت شد و در ایتالیا مرد! زندگی محمدعلی شاه قاجار .....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(دنباله) ..... کشتارها و ددمنشی های فراوان فرمان داد به زن های وابسته به خاندان زند تجاوز شود که یکی از این زن ها نیز مریم همسر لطفعلی خان زند بود که ده ها بار به او تجاوز شد! آقامحمدخان قاجار سپس به کرمان تاخت و فرمان داد به همه زن های کرمانی تجاوز شود و همه مردان کرمان نیز کور شوند! روشن است که با این ددمنشی ها و بیدادگری های فراموش نشدنی که از آقامحمدخان قاجار دیده شدند مردم شیراز و فارس و کرمان و جنوب ایران از قاجاریان بیزار شدند و قاجاریان را در نبردهای فراوانی مانند نبرد با روس ها که در آینده گرفتارشان شدند یاری نکردند! آقامحمدخان قاجار سپس به گرجستان و تفلیس تاخت و مردم بی دفاع تفلیس را با آن که تسلیم شده بودند کشتار کرد و فرمان تجاوز به زن های تفلیس را داد و بسیاری از زن های گرجستان را به بند کشید و به نام کنیز در ایران فروخت! روشن است که مردم گرجستان .....
تصویر تبریزی

عنوان مقاله: 
هوشمندی و درایت قاجاریان!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، انسان ها تا کنون از چهار زمان تاریخی گذشته اند:

یک - زمان ددمنشی

دو - زمان برده داری

سه - زمان دهداری

چهار - زمان سرمایه داری

زمان پنجم هم که فرجام تاریخ است و انسان ها در همه جهان به آن خواهند رسید کمونیسم و انترناسیونالیسم است.

دین نمایش فرهنگ و روش های زمان برده داری است و همه دین ها در زمان برده داری پیدا شده اند و حتی یک دین را نیز نمی توان یافت که در زمان برده داری پیدا نشده باشد! دین یهودی، دین مسیحی، دین اسلام، دین های یک خدائی، دین های چند خدائی، بت پرستی، جانورپرستی، خورشیدپرستی، ماه پرستی، ستاره پرستی و ..... همگی در زمان برده داری پیدا شده اند.

از این روی اگر ما بپذیریم که خدائی جهان را آفریده است هیچ دینی با آن خدا در پیوند نیست و همه دین ها زاده ذهن انسان ها هستند و دین یهودی زاده ذهن تورات نویسان، دین مسیحی زاده ذهن .....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان تلخ روسی؟ کجای زبان روسی تلخ است؟ زبان روسی بسیار هم زیباست! (به لینک زیر نگاه کنید)

https://www.youtube.com/watch?v=6HPNS_2UldY

عنوان مقاله: 
درایت قاجاریان
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـلام دوســــلار...
آقای سوسیالیست کذائی...
اگر هوشمندی و درایت قاجاریان نبود, بجای نیمی از خاک کشور , کـــل و تمام کشور از دست میرفت و شما هم بجای زبان شیرین دری , با زبان تلخ روسی را حرف میزدید و آقای پوتین هم برایتان فرمانروائی میکرد...
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، در زمان فرمانروائی پادشاهان قاجار ایران کمابیش نیمی از خاکش را از دست داد!

پس از به روی کار آمدن فتحعلیشاه قاجار (که باید او را گندعلیشاه قاجار نامید) بخش هائی از قفقاز که هزاران سال بخشی از خاک ایران بودند از خاک ایران جدا شدند! و جمهوری آذربایجان کنونی، جمهوری ارمنستان کنونی، جمهوری گرجستان کنونی و داغستان کنونی از دست رفتند!

پس از آن رویدادها به جای آن که قاجاریان به خود آیند و چاره ای بیندیشند همچنان به خوشگذرانی پرداختند! از این روی هنگام فرمانروائی ناصرالدین شاه قاجار جمهوری ترکمنستان کنونی، افغانستان کنونی و بخشی از بلوچستان و پاکستان کنونی نیز که هزاران سال بخش هائی از ایران بودند از ایران جدا شدند! و کوتاه سخن آن که ایران در زمان قاجاریان کمابیش نیمی از خاکش را از دست داد!

اما پان ترک ها همواره گندکاری های بی شمار قاجاریان را ماله کشی و ماست مالی می کنند!

عنوان مقاله: 
عدم فهمیدن یک زبان هزار ساله
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـلام دوســـلار...
همانطور که متوجه هستیم بعضی ها واقعآ در درک زبان دری هزار ساله مشکل دارند چون توانائی فکر کردن را از دست داده اند. موضوع مقاله در باره سلسله قاجاریان است ولی این کاربر سوسیالیست کذائی در باره « زبان » کامنت میگذارد....دو موضوع کاملآ جدا... خدایا سوسیالیست ها کذائی را به را هر چه چپ تر هدایت فرما . چون هر چه چپ تر هدایت شوند به راه راست نزدیکتر میشوند. درست سفر در کره زمین... اگر از شرق شروع به سفر بکنیم, هرچه سفر را ادامه بدهیم به طرف غرب نزدیکتر میشویم.. آمین یا ربّ العالمین..
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده این نوشتار که ناسیونالیست و پان ترک و راست گرا و ضد کمونیست است پس از گنده گوئی های فراوان و ستایش های گزاف از فرمانروائی پادشاهان قاجار نگفته است که در زمان قاجاریان زبان کاربردی دبستان ها زبان فارسی بوده است و در زمان قاجاریان دبستان به زبان مادری و دبستان به زبان پدری و دبستان به زبان عمه ای و دبستان به زبان خاله ای در هیچ کجای ایران یافت نمی شدند!

البته پان ترک ها این داستان خنده دار را ساخته اند که از زمان به روی کار آمدن رضاشاه همه دبستان ها ناچار شدند با زبان فارسی کار کنند اما همه می دانند که زبان دری که به نادرست فارسی نامیده می شود هزار سال است که زبان کاربردی همه ایرانیان است!