معامله احتمالی ترامپ - خامنه ای، و مسئله خیزش عمومی

نیروی جامعه 80 میلیونی، ضرورت دارد "خواسته-مند"، "مستقل و متمرکز"، نفی حاکمیت اسلامی، را مورد هدف " سراسری" خود قرار بدهد...

 

 

« ترامپ افزود: «آقای مکرون همه چیز را به من گفت که چه کسی می‌خواهد بیاید و بعد هم گفت که چه صحبت‌هایی داشته‌اند. اما باید شرایط فراهم شود. شاید به نتیجه برسیم و شاید هم نرسیم.» دویچه وله.
«آقای روحانی با رد چنین ملاقاتی، هرگونه تغییر در رابطه جمهوری اسلامی با آمریکا را به شرایطی از جمله لغو پیشاپیش تحریم‌ها موکول کرده است.» بی-بی-سی.

یعنی اینکه مقدمات توافق احتمالی دارد آماده می شود و به قول ترامپ " شاید به نتیجه برسند و شاید هم نرسند".
حرکات عمده ی روحانی و ظریف، و نمایندگان مجلس، تحت نظارت خامنه ای، انجام می گیرد، با حفظ این " امکان" که طبق معمول هر جا" فقیه" لازم دانست، راحت بگوید:
" من از اول با این کارمخالف بودم". و دیگران را مقصر نشان دهد. 
 انگار " نماینده خدا بر روی زمین"، دارد مخفیانه  جام سمّ را با ناز و کرشمه "مز-مزه" میکند، و فقط در ظاهر به مردم، قیافه می گیرد.
بگذریم از " تئاتر" این افراد. که اتلاف وقت است.

ترامپ در اندیشه منافع امریکاست، و خامنه ای در اندیشه قدرت مطلقه گروه خود. راه مردمان ستمدیده جامعه راه دیگری ست، که به آن می پردازیم. 

" خواسته های حداقلی همگانی، خیزش عمومی":

 چیزی که از سوی حکومت بی وقفه و طبق معمول علیه مردم اعمال شده و خواهد شد، "عدم حل مشکلات اساسی جامعه و سرکوب و کشتار وحشیانه ی معترضان " است.
چون "حکومت اسلامی" قادر به حل مشکلات نیست و فقط میخواهد با شیوه ی سرکوب و کشتار، خود را سرپا نگاه دارد.

دقیقاً همین جاست که راه حل اساسی مشکلات جامعه یعنی رخداد " انقلاب"، در بهترین حالت، پیروزمند و به اهداف خود رسیده، مطرح می شود. 
مردمان معترض جامعه لازم است متوجه باشند که " خواسته های مختلف و به حق آنها" در حکومت کنونی امکان برآورده شدن ندارند. صحیح آن است که راه حل انقلاب را برگزید.
هر چند اعتراضات مقطعی برای دست یابی به خواسته های اصلاحی، از دو زاویه ( کسب تجربه مبارزه، و رسیدن یا نرسیدن، به جزیی از حق خود) مفید است، ولی راه حل اساسی برای مشکلاتی که عمومی و سراسری شده اند نیست.
لازم است گامها را در مسیر اساسی( حادثه انقلاب) برداشت. 

نوشته ام، باز یاداوری میکنم:  " در چنین اوضاعی، چه جنگ دولت ها رخ بدهد و چه ندهد، چه بین آنها قرار دادی بسته بشود و چه نشود، چه حکومت دست و پایش را از گلیم اش دراز بکند یا نکند، چه تحریمی در کار باشد یا نباشد، وظیفه دائمی و اجتماعی-سیاسی و اخلاقی نیروی مترقی، « آمادگی کامل برای شرکت مؤثر در تغییر بنیادین جامعه" است. یعنی اتخاذ استراتژی انقلاب دموکراتیک." برای شرکت در انقلاب پیش رو.
عدم آمادگی کافی نیروهای مترقی به منزله " شکست انقلاب" است.

خیلی روشن یعنی اینکه سد حکومت باید توسط قیام عمومی و سراسری بشکند.
و راه حل اساسی:  "نفی حکومت اسلامی حاکم"، با به خدمت گرفتن همه تاکتیک های انقلاب دموکراتیک، جهت بسیج اکثریت ناراضی جامعه، برای قیام سراسری، و کسب حمایت جهانی، می باشد.یعنی چه؟ 
برای شرکت در قیام عمومی، چه گونه می توان آماده شد؟

-حمایت عملی از یکدیگر: وجود "جزایر اعتراضات" در جامعه خوب و مثبت است، اما مشکل گشا نیست. این جزایر وقتی "عملاً از یکدیگر حمایت کنند"، می توانند کارساز باشند. می توانند در طی جریان به اعتراضات عمومی سراسری فرارویند. با صدها متد و شیوه شناخته و ناشناخته امکان آن هست که جزایر اعتراضات از یکدیگر عملاً حمایت کنند و سراسری شوند. لازم است این شیوه ها را یافت و به کارگرفت. 
جزیره ها باید به شبه جزایر تبدیل شوند.
-ضروریست "نیرو" را تا حد امکان، در پرپایی اعتراضات عمومی به کارگرفت، به جای پخش آن در جزایر. لازم است آگاهانه به این مسئله توجه کرد. و در این مسیر کوشید.

-"جرقه" خیزش عمومی می تواند  در یکی از عرصه های مختلف زندگی اجتماعی روشن شود. مانند اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، محیط زیست، و غیره. 
اما زمان آن ناگهانی و غیرمترقبه است. مانتد خود رویداد انقلاب، معلوم نیست کی و کجا آغاز می شود. در هر حال، کار دائمی"آمادگی و آماده سازی" نباید لحظه ای فراموش شود.

حرکات حکومت، جهت استمرار حاکمیت ضد انسانی خود، که "رؤیای چیرگی" قرنها را در سر می پروراند:
-تشدید سرکوب و کشتار.  در داخل و خارج. علیه معترضان و آزادیخواهان. در صورت نیاز تکرار کشتار عمومی مانند سال 67 . و بدتر. 
- بهره دهی و کنار آمدن با قدرت های جهانی و منطقه ای جهت حفظ حکومت.
- تلاش برای تسلیح بیشتر و گروه سازی در منطقه و جهان ( از راه کنار آمدن با قدرتها). جهت صدور" خمینسم".
- ایجاد " اختلاف و دشمنی" بین مردمان مختلف جامعه. از راه تقویت ناسیونالیسم ها علیه یکدیگر. و " دشمنی با چپ و کمونیستها ".
- و حرکات مختلف دیگر. 

اگر طرفین به قرار داد جدیدی هم برسند، طبق معمول سرکوب داخلی توسط حکومت با شدت بیش از پیش ادامه خواهد یافت.
کمک به رشد اقلیت فعال جامعه تا حد اکثریت ، و خیزش عمومی سراسری جهت جمع کردن بساط کامل حکومت اسلامی، و نه ناقص، 
از طریق اعمال  " اجبار" ، که دیگر خواست عمومی ست، جهت تحویل قدرت به جامعه، و در صورت مقاومت، شکستن آن با حق دفاع از خود، راه تغییر حاکمیت است.
در روند این مبارزه آلترناتیو موقت از دل مبارزه زاده میشود و میتوان جلو آلترناتیوسازی بیگانه را گرفت.

نیروهای سیاسی شرکت کننده در خیزش عمومی

اکنون در خارج و داخل تلاشهایی در جریان است که شکست  یا پیروزی انقلاب آینده را رقم بزنند:
1-  در داخل و خارج نیروهایی بر " استمرارحکومت اسلامی"  میکوشند.
2- نیروهایی در داخل و خارج میکوشند " حکومت پهلوی" دوباره برقرار شود.
3- نیروهایی در داخل و خارج میکوشند " حکومت مجاهدین خلق" حاکم شود.
4- گمان میرود بخش بیشتر جامعه میکوشد" حکومت سکولار-دموکرات "برسر کارآید .
 مثل بخشی از" ملیت های تبعیض دیده و چپ ها و سوسیال دموکرات ها و مانند اینها".
در بین این چهارجریان و حالت ، مسیر 4 -ام  میتواند به برآورده شدن بیشتر نیازهای جامعه  کمک کند.
باقی بیشتر استبداد پیشه اند و موجب شکست کامل انقلاب میشوند.
--
گرچه " منافع و خواسته ها"ی اقشار و طبقات اجتماعی در یک جامعه و جنبش و خیزش عمومی " متفاوت و مختلف و متضاد" اند، اما
آنها در حیات( اجتماعی-سیاسی-اقتصادی-فرهنگی) خود، دارای  فصول مشترک نیز هستند، که " اجتماع و جامعه و انسان" بودنشان را ضامن و نشانه است.
به بهانه ی اختلافات و تضادها نمی توان فصول و توافقات مشترک( و حداقل، مقطعی)، را ندیده گرفت و بر طول عمر ارتجاع افزود. یا تکروی و منم-منم پیشه کرد.
و به تله ی" عدم همبستگی عمومی" ، گذاشته شده از سوی حکومت، افتاد. 

  بخشی از نیروهای سیاسی جامعه  در موارد زیر کم و بیش اشتراک نظر دارند: 
1- نفی حکومت اسلامی
2-قانون اساسی جدید
3- حفظ چهار چوب ارضی کشور

4- دموکراسی( آزادی و برابری)  و  حکومت سکولار دموکرات
5- حقوق بشر
6- عدم شکنجه و اعدام
7- عدالت اجتماعی و عدم تبعیض
8-آزادی زندانیان سیاسی، رسیدگی عادلانه به جرایم غیر سیاسی
--
این خواسته های 8 گانه یا مانند آنها ، و مکمل آنها، می توانند ، برنامه توافق عمومی، برای نفی حکومت اسلامی، جهت استقرار حاکمیت سکولار دموکرات باشند. 
 برنامه ای ست حداقلی. و بهتر از " هیچ" .  بهتر از " عدم توافق".  و پراکندگی.
بدون توافق عمومی و عملی پیرامون چنین برنامه ای " حاکمیت اسلامی" می تواند ادامه یابد و رؤیای ملا ها تحقق پیدا کند. 
نیروی جامعه 80 میلیونی، ضرورت دارد "خواسته-مند"، "مستقل و متمرکز"، نفی حاکمیت اسلامی، را مورد هدف " سراسری" خود قرار بدهد.
این راه می تواند سد حکومت را بشکند و" فضای عمومی" جامعه را بگشاید، که هر کس بتواند خواسته های مورد نظرش را به صورت دموکراتیک، پی گیرد.

چهل سال " گروه ها و سازمانها و احزاب" منم-منم کردند، راه خود را " تنها راه رهایی" خواندند، نتیجه اش این است که شاهدیم. "همه اندر خم یک کوچه"! 
ضرورت دارد " با برنامه حداقلی، هرکس مستقل و در عین حال، همه  با نیروی متمرکز عمومی، مثلاً در دایره ی ائتلافات، یا پشتیبانی های عملی از حقوق یکدیگر و همگانی ، حاکمیت را مورد هدف قرار دهند. 
داشتن خواسته های حداقلی همگانی، و آمادگی برای خیزش عمومی، بهتر از آن است که اسیر حوادث شویم. 
« مداخله بیگانه، بلای جنگ و حکومت مرتجع» همیشه گریبان جامعه ای را میگیرد که نتواند « همبستگی عمومی» جهت تحقق «خواسته های مترقی» ایجاد کند.
راه چاره ایجاد همبستگی همگانی، بر اساس برنامه ی حداقلیِ مترقی، و خیزش عمومی ست. 
رسیدن به این نتایج ، و انتخاب یک برنامه ی مختصر با اصول همگانی ، برای بخشی از فعالیت خود، و به کارگیری جدی آن، عملاً راه همبستگی عمومی را میگشاید. 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: