حضورظریف دراتاق تهاترسران ۷قدرت بزرگ غرب وسورپرایزمکرون! چه خبراست؟!واهداف حمله اسرائیل

در شرایطی که حکومت ایران برای تقوبت قدرت چانه زنی خود از مدتی پیش برای گذر از معادله باخت-باخت برجام به وضعیت باصطلاح تهاجمی، تهدید امییت کشتی رانی و کاهش گریزهسته ای از طریق افزایش غنی سازی و خروج تدریجی ازبرجام را روی میزگذاشت، گسیختگی تاکتیکی و حتی بن بست استراتژی فشارحداکثری ترامپ بیشتر نمایان شد.یابایددست روی دست گذاشت یا یا توسل به یک تهاجم بزرگ نظامی بن بست را گشود.وضعیتی که نه ترامپ متمایل به آن است ونه اروپا خواهان آن. از همین رو مکرون فعالانه واردصحنه شد برای زدن پلی بین آن ها

اصل آمادگی برای مذاکره، صرفنظر از چگونگی تحقق آن، بویژه پس از ۵بارگفتگوی تلفنی مکرون و روحانی و اظهارات ظریف علیرغم مخالفت ها و دستورالعمل های قبلی خامنه ای و سکوت معناداراو نسبت به این اظهارنظرها، بارها مطرح شده بود و امرتازه ای نبوده است. اما این که صحبت از دیدارروحانی و ترامپ درمیان باشد ( در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل و در فرصت های مشابه) به میان آید، البته امرتازه ای است که باید دید علیرغم خوشبینی های مطرح شده توسط مکرون و ترامپ صورت می گیرد یا نه؟ در اینجا نگاه کوتاهی داریم به بسترها و پس زمینه های چنین واقعه ای:

 ۱- ایران از مدتی پیش برای تغییرمعادله باخت-باخت خود (هم گرفتارمحدودیت های آن و هم بی نصیب از فوایدش ) تصمیم به کاهش تدریجی تعهدات هسته ای و حتی تهدید به خروج از آن و نیز تهدید امنیت ترددکشتی های آبراه هرمز کرد و حتی به اقدامات عملی در سلب امنیت ترددکشتی رانی و سرنگونی پهباد آمریکائی و صدوراولتیماتوم های زمان بندی شده کاهش تعهدات برجامی مبادرت کرد و و اعلام داشت که توقف چنین روندی مشروط به تحقق حقوق مندرج در توافقنامه برجام خواهدبود هدف رژیم خروج از آچمرشدگی و افزایش قدرت چانه زنی در مذاکره با اروپا و نیز به نیابت از آمریکا و شاید اگر لازم باشد مستقیما با دولت آمریکا به شرط کاهش تحریم ها و امکان فروش مقادیری نفت و گشایش دادوستد بود. این را روحانی و ظریف بارها مطرح کردند  که ایران مخالف تعامل و مذاکره سازنده نیست، اما بشرطی که از تحریم ها کاسته شود. و البته هیچ واکنشی هم از سوی رهبر«بی بصیرت» نظام که چندی پیش با تأکیدبه مراتب بیشتری خطوط قرمز و تخطی ناپذیرخود را تعیین کرد و اکنون حتی وقتی مرکب آن خشک نشده به تف سربالا تبدیل شده است، دیده نشد. با چنین رویکردی معلوم گردید که در پشت پرده به ناگزیر و بنا «مصلحت نظام» به مدافعانی که شرایط کنونی را فرصت خوبی برای خروج از تنگناهای افتصادی ارزیابی کرده است،‌ چراع سبزنشان داده  و همان سخنی را که ظریف ( در برابرپیشنهادات وسوسه برانگیر مکرون) به زبان رانده بود و گقته بود علیرغم شانس نه چندان زیادش به امتحان کردنش می ارزد، خامنه ای هم پیشتر به شیوه خاص خود که من می دانم بی نتیجه است ولی حالا که اصراردارید، آزمایش کنید ( و لابد تا سرتان به سنگ بخورد ...). یعنی اتخاذچنان موضعی که در صورت شکست و ناکامی بتواند آن را به حساب درستی مواضع خود و خطای دیگران واریزکند. البته در طی مذاکرات پشت پرده دولت ایران هم  به نوبه خود بسته پیشنهادی به همراه پیشنهادات اصلاحی به طرح مکرون ارائه کرد و روحانی هم صراحتا گفت که اگر فلان مقدارنفت بفروشیم یا اعتبار نخصیص داده شود برای آغازمذاکره و پای بندی به برجام برایمان قابل قبول خواهد بود.

۲-مساله اساسی برای اروپا و (حتی ترامپ) جلوگیری از خروج ایران از برجام و بازی با ورق غنی سازی بالا در مسیردست یابی به بمب هسته ای و مشخصا کاهش زمان گریزهسته ای بود. در حقیقت اقدام ترامپ در افزایش فشارحداکثری با پیش فرض تسلیم ایران و فاقدعامل بازدارنده واقعی علیه خروج ایران  از هسته ای بود. برای چنین بازدارندگی نهایتا یا باید به تهاجم بزرگ نظامی متوسل شد و یا شاهدکاهش زمان گریزهسته ای. نقش اروپا در این میان پرکردن همین شکاف بین تصمیمات ترامپ و فقدان بازدارندگی آن بوده است و از این منطر ترامپ هم به نوعی و البته تحت شرایطی به اقدامات اروپا به عنوان یک مکمل نیازدارد و همراهی نسبی او هم در نششت گروه ۷ و موافقت با تلاش های مکرون و دعوت از ظریف ها با مشاهده چنین چشم اندازی صورت گرفته است. البته فشارحداکثری هم تاکنون و در کوتاه مدت ان گونه که ترامپ و سایرکارگزاران کاخ سفید امیدداشتند، علیرغم همه تنگناها و آسیب هایش، قادر به تسلیم حکومت ایران نشده و متقابلا با خروج از لاک تدافعی و حالت تهاجمی گرفتن به خود، در شرایطی حربه تهدید به خروج از توافقنامه هسته ای را روی میز گذاشت در شرایطی که ترامپ هم اکنون با معضل خلع سلاح کره شمالی دست و پنچه نرم می کند و آمادگی ورود به یک جنگ بزرگ و سرنوشت ساز را ندارد (بخصوص که افکارعمومی آمریکا نزدیک به ۸۰ درصد مخالف هرگونه جنگ است )، بویژه با توجه به انتخابات پیشارو که فی الواقع مهم ترین مساله ترامپ است. نمایش برخوردانفعالی او در پاسخ به سرنگون شدن پهبادپیشرفته آمریکا و حمله به کشتی های متحدانش و نیز ناتوانی در توقیف کشتی گریس! بدلیل همراهی نکردن متحددیرینش انگلستان، و یا افزایش فعالیت های دیپلماتیک ظریف علیرغم تحریم او و حوادثی و موضع گیری هائی از این دست نشان دهنده وجودحلقه های سست و سنجیده نشده ای در استراتژی ترامپ درموردمواجه با رژیم ایران بوده است. مکرون با استفاه از این خلآ راهبردی ترامپ سعی کرد که بین دوطرف پل بزند. پلی که فی الواقع هم  ترامپ به آن نیازدارد و هم اروپا بدون جلب توافق آمریکا قادر به حفظ برجام از طریق پاسخ به توقعات ایران و تؤسعه دادوستد و نخواهد بود. در واقع این آن چیزی است که ظاهرا مکرون توانسته به روحانی حالی کند که بداند بدون پل زدن به آمریکا اروپا یک تنه زیرفشارآمریکا قادر به انجام انتظارات ایران و وعده ها و وظایف برجامی اش نخواهد بود و اگر هم ایران به نقض برجام ادامه دهد، به لحاظ جلوگیری از تؤسعه سلاح هسته ای در منطقه، اروپا ناگزیراست که در کنارآمریکا بایستد. برخوردلااقل ظاهری ترامپ به این ابتکارات فی الواقع منفی نبود. علاوه براین اکنون جنگ تجاری با چین برای ترامپ که واردمراحل حساس و تازه ای شده است اولویت اول را دارد و مضاف برآن احتمال شروع رکود و بحران اقتصادی درآمریکا با توجه به برخی نشانه های مهم و نیز ارزیابی شماری از اقتصاددانان معتبر، می تواند بخت ترامپ را که رشداقتصادی مهم ترین برگه برنده اش بشمار می رود شکننده کند. اضافه بر این ها، در منطقه هم اوضاع متحدین ترامپ  تعریف چندانی ندارد و شاهدناکامی های عربستان و امارات در یمن هستیم و یا در افعانستان خودترامپ برای خروج نیروهای آمریکائی از باتلاق آن به مذاکره و سازش با طالبان آن هم  قبل از انتخابات داخلی دخیل بسته است و نیاز هست که رژیم ایران هم پس از خروج موش دوانی نکند. معامله قرن هم عملا چشم اندازی ندارد و همه این ها مجموعا ترامپ را مستعدنوعی سازش و گفتگو می کند. ضمنا حکومت ایران با مشاهده رفتارکره شمالی در برابر ترامپ ( و بدون دستاوردی واقعی ) و نیز مذاکرات پنهان ونزوئلا و دولت آمریکا، احتمالا در اتاق فکرخود به این نتیجه رسیده است که با استفاده از حربه مذاکره ولو با ترامپ که جنبه های نمایشی اش برای او اهمیت دارد، چه بسا بتوان قبل از برگزاری انتخابات که بنا به ارزیابی رژیم، همانطور که ظریف هم بزبان آورده است، شانس موفقیت ترامپ بالاست چه بسا بتوان به شرط کاهش تحریم ها به توافقی دست یافت و حتی اگر مذاکرات به طول هم بکشد با کاهش فشارهای حداکثری ضرر نخواهد کرد و خود فرصتی است. محاسبه ایران آن است که چهارده ماهه قبل از انتخابات دوره دوم ترامپ فرصت مناسبی است برای بهره گیری از وضعیت موجود. از دو حال خارج نیست: اگر ترامپ دوباره انتخاب شود، اکنون بهتر می تواند با او معامله کند تا پس از انتخاب شدن مجدد و اگر هم شکست بخورد فبه المراد!. البته در این میانه این ریسک هم وجود دارد که ترامپ بکوشد که بدون دادن امتیازواقعی یک ملاقات تشریفاتی را صرفا به بهره برداری در کمپین انتخاباتی خود تبدیل کند، ریسکی که روحانی پس از منعکس شدن گزارش های خوش بینانه برای زدون خطرآن ابرازداشت که روحانی برای عکس گرفتن با کسی ملاقات نخواهد کرد.

برای تدقیق کلام باید دونکته زیر راهم به ملاحظات بالا اضافه کرد: نخست آن که حضورظریف در نزدیک مقرسران- در اتاق تهاترگفتگو- و سخنان تابوشکنانه روحانی مبنی براعلام آمادگی دیدار با هرکس که لازم باشد و نیز سخن مکرون که اعلام داشت بزودی و قبل از آن که دیر شود برای دیدار روحانی با ترامپ با او تماس خواهد گرفت ( از جمله بخاطربازداشتن ایران از برداشتن گام سوم)، آن هم در فضای چنگ و دندان نشان دادن ها و شعارهای تند و تیزاین چندماه از رهبرنظام تا رئیس جمهور و سرداران و ...، انتظار می رود که هم چون روانه شدن آب به لانه مورچگان «آشوبی بزرگ» در صفوف حاکمان بر پاکند که نشانه های آن از هم اکنون در مجلس و رسانه های اصول گرایان و نزدیک به سپاه آشکارشده است. دراین وادی آشوبناک و جنگ حیدرنعمتی بخصوص اگر خامنه ای به سکوتش ادامه دهد، معلوم نیست که روحانی و دیگردولتمردان تا چه حد بتوانند استقامت ورزند. در آنسو هم تیم باصطلاح  ب  و فشارهای اسرائیل و...  را داریم که معلوم نیست تا چه اندازه بتوانند بر تصمیمات ترامپ تأثیرگذار باشند. نکته دوم هم واقعیت جنگ روانی و ضدحمله های  طرفین بیکدیگراست برای پوشاندن نقاط ضعف های خود و تقویت قدرت چانه از یکسو و خاموش و آرام کردن زبان مخالفان از سوی دیگر. نهایتا همانطور که از هردوسو ابرازشده است، وضعیت شکننده است و در بهترین حالت شانسی بیش از ۲۰-۳۰٪ برای موفقیت قائل نیستند. اما در شرایط بن بست یعنی تهدید به کاهش زمان گریزهسته ای از یکسو و فشارحداکثری از یکسو که در غیاب حلقات واسطه و مفصل بندی شده به یکدیگر نمی رسند، راهی دیگر جز دلبستن به شانس های ۲۰و ۳۰٪ نمی ماند. در توصیف وضعیت توسط یکی از رسانه های اروپائی به نقل از سخنی ظاهرا منتسب به کیسنجر چنین آمده است: وقتی نمی دانیم به کجا می رویم، همه راهها به ناکجا ختم می شود!      

سخن پایانی: در یک سوی این بحران رژیم ایران قراردارد که در محاصره چندین بحران بزرگ داخلی و بین المللی و از جمله خطرفروپاشی اقتصاد و بروزنارضایتی های گسترده قرارگرفته است. برای او نهایتا دشمن و خطراصلی داخلی است تا خارجی، همانجائی که تظاهرکنندگان با باک رسای خود فریاد می زنند دشمن همین جاست!. از همین رو مذاکره برای و هم تاکتیک است و هم استراتژی. در شرایطی که مذاکره (فی الواقع برای برجام دوم و زهرآگین تر) در توازن قوای واقعی و بطوراجتناب ناپذیر در حکم خوردن جام زهر پیرامون بندهای غروب و بردموشک ها و مداخلات منطقه ای است، اما برای او  در برابرخطر اصلی که تهدیدش می کند و حفظ کیان قدرتش هم چون شربتی گوار محسوب می شود.

*- مکرون: شرایط برای دیدارروحانی و ترامپ آماده شده؛ ترامپ: احتمال دیدارواقعی است 

http://www.bbc.com/persian/world-49468520?SThisFB

یرامون سناریوی های مطرح شده در گسترش حملات اخیراسرائیل!

در توضح و تبیین دلایل گسترش حملات هوائی اسرائیل به سه کشورسوریه و عراق و بویژه لبنان با توجه به حضور و نقش حزب الله در آن که بقولی شکستن آتش بس بیش از دهه ساله بین آن ها محسوب می شود، حدس و گمان ها و سناریوهای مختلفی مطرح می شوند که البته هیچ کدامشان به عنوان یکی از عوامل دخیل پرت نیستند، مثل تاثیرگذاری برانتخابات داخل و یا گستاخ شدن به دلیل عدم واکنش متقابل در عملیات های متعددگذشته و آگاهی به ضعف آنها و احساس برتری خود. البته علاوه براین ها دو هدف حتی مهم تر نیز مطرح هستند: نخست ایجادشکاف در کشورهای موردنظر مثل عراق و یا جامعه لبنان با ایران با دادن این پیام که بدانند حفظ امنیت اشان در گروفاصله گرفتن از رژیم ایران است. اما حتی این هدف هم نمی تواند بدلیل در نظرنگرفتن شرایط حاکم برمنطقه و استراتژی عمومی اسرائیل حول دوقطبی کردن بحران در منطقه حول ایران (دولت ایران) و بقیه کشورها به تنهائی قابل فهم باشد. آن چه مطرح است نگرانی اسرائیل از یکسو بدلیل رفتارعملی و واکنش انفعالانه دولت ترامپ علیرعم لفاظی ها در مواجهه با تحریکات اخیرتهران بوده است که سبب شد حتی برخی کشورهای عرب متحدآمریکا نیز رویکردهای نسبتا نرم تر یا محافظه کارانه تری نسبت به ایران پیشه کنند. هدف اصلی اسرائیل ممانعت به هرقیمت از توافق احتمالی رژیم ایران با اروپا و حتی با دولت ترامپ در مذاکرات پیش رو است و برای اینکار و برای به شکست کشاندن آن بهترین راه را تشدیدمناقشات خود با ایران از طریق حمله به نیروهای نیابتی اش بخصوص در عراق و لبنان می داند. و درست بهمین دلیل رژیم ایران می داند که پاسخ و عکس العمل های او می تواند نائره بحران و جنگ را خارج از کنترلش بالا ببرد؛ جنگی که بی تردید آمریکا و حتی اروپا در صورت وقوع و در مقام انتخاب بیطرف نمانده و در کناراسرائیل خواهند بود و از همین رو رژیم ایران علیرغم حملات لفظی در عمل برخوردمحتاط آمیزی پیش گرفته است. با این همه حمله به حزب الله و چگونگی واکنش به آن تست مهمی برای اسرائیل هم خواهد بود در چگونگی پیشبرد و گسترش چنین تاکتیکی! از یکسو رژیم ایران نمی خواهد در بحبوحه تدارک برای مذاکرات، نقشه اسرائیل برای بحران افزائی صورت تحقق بگیرد و از سوی دیگرسکوت و خویشتن داری هم مضرات و پی آمدهای خود را دارد. ....

واکاوی حملات اخیراسرائیل به سوریه و عراق و لبنان و چرا اسرائیل«گستاخ شد؟»

http://tik.ir/fa/news/271900

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: