چالش

کدامین بیشتر و بهترباید، شایسته است و میتوانیم در مسیر رفرم «بدون تلفات انسانی یا نا بودی زیر ساختها و سرمایه های ملی» با همه خطرات و خطیرات و اما و اگرها ، بکوشیم و آیا نسل انقلاب کرده در این روز گار کماکان پاسخگوست ؟؟

چالش (ضیاء مصباح )

با میان سالی برومند، خوش فکر ، آشنا به چگونگی ها ، اهل سیاست و تحلیل ، خود ساخته و آزموده  ،متبحر در هنر قلم و بیان، تحصیل کرده و هزینه پرداز وادی مسائل اجتماعی از دوران دانشجوئی در معتبر ترین دانشگاهها ، البته در مقایسه  «بدون اغراق »با بیش از 90 در صد هم سن و سالهایش که در پی تخصصی مشخص، مناسب روزگار پویا و متکی بر دانش و حرفه  وبتبع آن  تامین زندگی شایسته  در حد نیاز ی فراتر از نیازها ی مادی و ابزارهای زندگی  گذشته که بخشی اجتناب نا پذیر مینماید و لازمه راحت زیستن البته - در صورت دوری از گرفتاری دیگران .....

 یا ترک وطن بر آمده از پندار« بی حاصل بودن هر گونه کوششی در مسیر تغییر» در درون کشور  به دلیل بی تفاوتی ها ، مصرف کنندگی یا عافیت خواهی با تجربه ای گران به قیمت نا بودی سلامتی هزاران نفر متعاقبت حضوراعتراضی  انبوه خردادیان  88 در کف خیابان و....     در فرصتی مناسب به این مهم پرداختیم که :

نقش ما سالمندان شریک جرم انقلاب 57 ( شسصت ساله ها و بیشتر ) و نسل آغازین دهه 50تا اواخر دهه70 که کمتر از 50 سال از سن آنان می گذرد و بخشی از آنان اکنون در عنفوان جوانی« با سن 18 سال ببالا » قرار دارند ......خلاصه نسل های بقول خودشان « سوخته » که در واقع پدر سوخته محسو بشان توان کرد !!

کدامین بیشتر و بهترباید، شایسته است  و  میتوانیم در مسیر رفرم «بدون تلفات انسانی یا نا بودی زیر ساختها و سرمایه های ملی» با همه خطرات و خطیرات و اما و اگرها ،  بکوشیم و آیا نسل انقلاب کرده در این روز گار کماکان پاسخگوست ؟؟

 در آغازاین گفتگوی شاید منحصربرآمده از فرصت به دست آمده ، شاهدی از غیب رسید

 به این ترتیب که :

آگاهانه با توجه به ضرورت و تمایل طرفین  قراری مجدد با مخاطب گذاردم ، زمان و مکان را یکسویه تعین و بنوعی توصیه که بر آشفت و گفت :

چگو نه همه چیز را بدون توجه به توان و برنامه های من تعین میکنید ؟؟ و این شد بابی برواجب شدن  ادامه این گفتمان که برای عنایت همه نسل های اثر گذارفاخر با پندار نیک و سلامت نفس  برشته قلم و متعاقب آن بزیور طبع در می آید ....

با این استارت که در مقابل  پیشنهادی شدنی و در امکان – آنهم  بدون خطر وهزینه چنین «البته مودبانه و بحق » غضبناک میشوید و در مقابل شداید و نا ملایمات عجیب و غریب تحمیل شده ،سکوت مطلق پیشه میفر مایید ؟؟

هر چند نسل مرتکب خطای انتقال قدرت از دیکتاتوری برنامه محور ، مسلط به  تعاریف بین المللی با لحاظ تقدم منافع ملی و ایران و ایرانی با مفاهیمی جلوتر از زمان خود  و کاملا بیطرفانه مبتنی بر حقیقت و واقعیت برآمده از تربیتی مناسب روزگار بقول ژیسکار دستن « خود کشی نهنگها »

به زعمای نادان حیله گرفاسد  که عملکردشان تمامی ارزشها را به نابودی کشانده و اقتصاد یعنی زیر بنای «پیشرفت و توسعه » و دور شدن از انحرافات را برای «خران تصور داشتند» و بنیاد تفکر آنان بر مکر و حیله  خداوندی استوار...

 عبور جامعه از تامین نیازهای اولیه و درپی آن  جستجوی آزادی و تامین حقوق انسانها با تعریف متداول کشورهای پیشرفته و افکاری فراتر از نیازهای فردی و متکی بر خود محوری ها ، چنانکه افتد و دانی .....

از آنجاکه مخاطبین درد مند با یک اشاره به عمق این نوشته ، دفاع و با تعریفی هد ف آنهم با مقدمه ای که آمد پی میبرند ، اطاله کلام  و پر گوئی در مقامشان توضیح واضحات بوده و زیبنده نیست و بهمین مختصر اکتفاء میشود که :

هر دو نسل حتی بدون تردید نسل کنونی دنیا دیده مفتخر به مدارک دانشگاهی هر چند کم محتوی ، مسلح به «ابزار ارتباط جمعی » در حدی فراتر از انبوه ، که آخرین آمار درون کشورمان برآمده از جبر زمان حدود 90 درصد را تحت پوشش « ناخواسته نظام »  قرار داده و کم وبیش با تسلط به زبان خارجی و علوم ارتباطی روز و تکنولژی برتر...هشیار و اندیشمندانه سر را بزیر برف فرو برده اند و در انتظار منجی

 همگام با زمان به دلیل پیوستگی دنیای معرفت و آگاهی که میتواند با تجارب علمی و عملی با کمترین هزینه بیشترین دست آورد را حاصل نماید ...

بدون اغراق و گزافه گوئی بیش از مقصرین اولیه که از بسیاری جهات در این زمانه حتی با تلقین ... توان هر گونه اقدامی را در خود بطور موجه نمیبینند و ندارند و  برآمده از سن فاقد آن بشمار میروند ، در این روزگار « پر آب و چشم » نقش آفرین توانند بود و پرتاب توپ یا مسیولیت به زمینی دیگر،  قابل توجیه نیست و رافع مسیولیتها نتواند بود .....تا مصداق «خود کرده را تدبیر نیست » بیش از این گریبان این قشر انبوه فر هیخته را نگیرد

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: