ما را به سکوت دعوت نکنید!

ملت ایران، سکوت را در برابر نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی جایز نمی دانند و زمانی که همه شرایط برای سرنگونی آماده باشد و آلترناتیو مناسب و مورد اعتمادی همچون «شورای ملی» که بتواند ، مردم را از آینده ای روشن مطمئن کند ،اعلام موجودیت کند ، با تمام قوا وارد عرصه خواهند شد و فریادهای خود را برای آینده ایران و مردم ایران سر خواهند داد.

سالهاست که ماه خرداد ، خبرسازترین ماه در تاریخ معاصر ایران نام گرفته است . از سال 76 که محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بر رقیب اصولگرای خود پیروز شد،تا به امروز که بیشتر تاریخ سازان خرداد ماه،یا در حبس و تبعید هستند و یا جاوید نام گشته اند و محصول این دوران جمله ای است که همگی کم و بیش با آن آشنا هستیم :«ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم»

نقطه عطف ماههای خرداد در چند سال گذشته ، آغازاعتراضات پر حجم مردمی، به عملکرد حکومت در انتخابات خرداد سال 88 و نادیده گرفتن آرای مردم و تمکین نکردن به خواسته حداقلی مردم در این برهه زمانی بود که با شعار «رای من کو؟» آغاز شد و در روزها و ماههای بعد با شعارهای ساختار شکن و براندازانه چون «مرگ بر دیکتاتور» و « مرگ بر اصل ولایت فقیه» ادامه یافت .

در این سه سالی که از روزهای پر حادثه و خونین خرداد 88 می گذرد و با توجه به مشخص شدن خواسته های اکثریت مردمی ،مبنی بر کنار رفتن نظام نامشروع جمهوری اسلامی ، جای تعجب است که افراد و گروههایی، هنوز در محیط بسته فکری خود، باقی مانده اند و همه خواسته مردم را طی این چند سال صرفا در کناره گیری دولت کودتا تعریف کرده و همه تلاش خود را برای تاکید بر خروج رهبرانشان از حبس خانگی و اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ،بکار می گیرند .

شورای هماهنگی راه سبز امید که به درستی از سوی یکی از دوستان ،شورای ناهماهنگ نا امیدی خوانده شده بود ، دو سالی است که سعی دارد خود را نماینده طیف معترض مردم و جنبش سبز معرفی کند و گاه گداری با صدور بیانیه ای ،آنها را به اعتراض ،آنهم بصورت سکوت ،فرا می خواند!

این شورا،در آخرین بیانیه خود به مناسبت 25 خرداد ،که چند روز پیش منتشر شد،مردم را به تجمع سکوت در اماکن عمومی و پارکها فراخواند!

اولین سئوالی که پیش می آید ،این است که دعوت مردم به پارکها و اماکن عمومی ،آن هم در عصر جمعه که طبیعتا نسبت به روزهای عادی هفته ، این مکانها شلوغتر خواهد بود چه معنی دارد؟!! آیا جز این است که این شورای نا امید ، صرف می خواهد از حضور پرتعداد مردم در این روز به نام خود استفاده تبلیغاتی کند و آن را مرهمی قرار دهد به عدم استقبال مردمی از فراخوانهای قبلی خود!

حال از این موضوع که بگذریم،دعوت به سکوت خود مقوله ای شده است که با وجود همه ایرادها و انتقادهایی که به این عملکرد شورا در بیانیه های قبلی بوده و اینجانب نیز مقاله ای در این مورد نوشته بودم ،باز از سوی این گروه و حامیان آن مطرح می شود .

به نظر شما ،آیا ترس ازسردادن شعارهای ضد نظام جمهوری اسلامی و ضد اصل ولایت فقیه و در کل شعارهای ساختارشکن از سوی مردم ، عامل اصلی این دعوت به سکوت نیست ؟

این گروه و یارانشان، بارها و بارها چه به صورت آشکار و چه بصورت پوشیده ، ثابت کرده اند ، با نظام جمهوری اسلامی مشکلی ندارند و خواستار اصلاح آن بوده و در آرزوی برگشت به دوران طلایی خمینی! و اجرای بی تنازل قانون اساسی هستند! و بیشتر اختلافاتشان بر اساس مشکلات شخصی و جنگ قدرت درون نظام بوده است ،به طوری که رهبر معنوی این گروه یعنی آیت اله منتظری ،با وجود انتقادهای شدید و علنی به حاکمان وقت ، هرگز مردم را ترغیب به مبارزه با این نظام فاسد نکرد!

به این افراد باید گفت، ما خوب می دانیم که ،اجرای بی تنازل قانون اساسی ،یعنی پذیرش همین شرایط موجود،یعنی ادامه موجودیت نهاد ولایت فقیه و شورای نگهبان . چرا که هر دوی اینها از اصول ذکر شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند . «اصول ،5 – 91 – 92 – 93 – 94 – 98 – 99 – 109 – 110 »

باز می گویند خواسته شان بازنگری و بازبینی قانون اساسی موجود است . در پاسخ باید گفت ،بازنگری قانون اساسی ،طبق همین قانون به شورایی محول شده است که زیر نظر رهبری قرار دارد « اصل 177 » . پس گام گذاشتن در این راه یعنی پیمودن مسیری بی ثمر و تکرار دور باطل.

متاسفانه شورای نا امید و موافقان و حامیان آن ، پیش از اینکه گامی در جهت نتیجه بخش بودن این اعتراضات و خیزش عمومی بردارند، با شیوه هایی که تا کنون اتخاذ کرده اند ،پروژه تغییر را نه تنها عقب انداخته اند ،بلکه حتی تحولات اصلاح طلبانه مورد نظر خویش را هم نتوانسته اند ،گامی به جلو ببرند .

حبس خانگی سران اصلاح طلبان نیز خود مقوله ای است که باید با دقت و تیزبینی به آن نگاه کرد.لازم می دانم در این فرصت ،به کوتاهی ، با یاد آوری موضوعی در گذشته نه چندان دور ، به آن بپردازم .

بعد از ترور حجاریان توسط سعید عسگر، الله کرم که فرماندهی گروههای لباس شخصی را بر عهده داشت ، در مصاحبه ای گفت : « وقتیکه در بالا اختلاف نظر و یا اختلاف سلیقه ای روی می دهد و مسئولین قادر نیستند که بدنه نظام را توجیح کنند  ،لذا این بچه ها فکر می کنند که اختلافات واقعی است و خود سرانه عمل می کنند»

به نظر می رسد امروزنیز این اختلافات در داخل نظام وجود دارد ولذا با درس گرفتن از گذشته ، مسئولین نظام برای حفظ جان این آقایان از دست امثال سعید عسگر، چاره ای جز حفاظت از آنان ، آنهم به صورت حبس خانگی ندارند و بهتر است با توجه به شرایط زندگی آنها که شباهتی به زندان و حبس ندارد ، موضوع از آنچه که هست بزرگتر جلوه داده نشود! و اگر خواستار پیگیری وضع زندانیان سیاسی هستند، افراد بیشماری از طیفهای مختلف وجود دارند که،  شرایط سخت و وحشتناکی را در زندانهای جمهوری اسلامی،تحمل می کنند و گاها از سوی همین گروهها ،سانسور خبری می شوند!

البته یک انسان آزادیخواه موافق دربند بودن دیگران نیست و نمی تواند باشد و این مخالفت از زاویه دید آزاد اندیشی است و ربطی به موضع و دیدگاه و اعتقادات فرد محبوس ندارد ، و مهم این که ، باید در مبحث زندان و زندانی در جمهوری اسلامی ، موضوع جدید «زندان و حبس مصلحتی» را نیز افزود و با آن بعنوان یک آزادیخواه ، مخالفت کرد!

نکته مهمی که باید به اصلاح طلبان وتشکلهای آنان، که خود را مالکان بلامنازع جنبش سبز می دانند ، متذکر شد این است که ، روند اعتراضات و نوع حرکتها و چگونگی شعارها در روزهای اعتراض ،خود نشانگر ماهیت اعتراضات بود. حضور پرتعداد مردم در این اعتراضات ، نباید امر را بر این افراد مشتبه سازد که صرف دعوت آنان و رهبرانشان ، برای اهداف مشخص ، این تجمعات و اعتراضات را شکل داده است . بلکه مردم ایران ، از هر فرصتی استفاده کردند تا با کمترین آسیب به خود و عزیزانشان ،اعتراض خود را به ادامه حیات جمهوری اسلامی نشان دهند و این را از« شرکت در انتخابات برای نه گفتن به نامزد مورد نظر حاکمیت» تا «شرکت در تجمعات اعتراضی که قسمتی از حاکمیت نیزدر آن نقش داشت» ، نشان دادند.

تغییر شعار از پیگیری رای اعتراضی انداخته شده به صندوقها ، به شعارهایی که مستقیما راس و اصل نظام را هدف قرار می داد ،همگی نشان از اکثریت موافق با سرنگونی چنین رژیم سفاک و فاسدی را داشت که حتی تحمل و ظرفیت کوچکترین انتقادی را از سوی یاران وفادار و قدیمی و خدمتگذار خویش را نداشته و با آنان و طرفدارانشان نیز بطور قهر آمیز برخورد می کند .

پس براصلاح طلبان و نماینده آنان یعنی شورای هماهنگی راه سبز امید است که با دیدی واقع بینانه و پرهیز از ناآگاه شمردن توده مردم ، ازعملکرد خود، بیش از این خود را مضحکه عام و خاص قرار ندهند و با موضع گیریهای دو پهلو ، به شعور مردم توهین نکنند .

مردم خوب می دانند و جمهوری اسلامی ثابت کرده است که بی شرم تر و بی حیا تر از آن است که با سکوت ، کوتاه آمده و قدرت را به مردم واگذار کند. پس ملت ایران، سکوت را در برابر نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی جایز نمی دانند و زمانی که همه شرایط برای سرنگونی آماده باشد و آلترناتیو مناسب و مورد اعتمادی همچون «شورای ملی» که بتواند ، مردم را از آینده ای روشن مطمئن کند ،اعلام موجودیت کند ، با تمام قوا وارد عرصه خواهند شد و فریادهای خود را برای آینده ایران و مردم ایران سر خواهند داد.

ما را به سکوت فرا نخوانید

عمری است که بغضمان را فرو خورده ایم.

فریادمان آرزوست.

 

همایون نادری فر

23 خرداد 1391

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
" ما را به سکوت فرا نخوانید " - جناب همایون خان ما هر چه خیابانها را در تاریخ 25 خرداد 91 متر کردیم شما و همراهان شما را ندیدیم که برای براندازی آمده بودید و مدام هم بجای سکوت فریاد میزدید ولی ما سکوت که چه عرض کنم خفقان گرفته بودیم - بهرحال این را بگویم که شجاعت شما و همراهان شما در اونور آب بسیار ستودنی است - این که به خود زحمت میدهید و اینهمه راه را پیاده طی میکند آنهم با پای پیاده تا بیایید و براندازی کنید در مدت ساعت 7 تا 9 جای تشکر و قدردانی دارد - به شاهزاده سلام برسانید و به او بگویید که امید ما به شاهزاده است مخصوصا به قهوه خانه لاهه به سرپرستی شاهزاده.