توان رزمی جمهوری اسلامی

دردوران جنگ و جنگ نفت کش ها در پایگاه پنجم شکاری امیدیه بودم. آن زمان که ما در تحریم و محاصره بودیم، ابتکارات زیادی به ذهنم میرسید که چگونه میتوان از نفت کش ها دفاع کرد و چگونه میتوان با ناوهای جنگی بزرگ و کوچک آمریکا مقابله کرد. اول جنگ نفت کش ها بود و سپاه هم قایق تندرو در اختیار نداشت که طرح قایقهای تندرو به ذهن رسید. علیرغم این که چند باری جهاد سازندگی پایگاه بخشنامه کرده بود که چنانچه نظرات، ابتکارات و پیشنهاداتی در مورد مسائل جنگ دارید با این نهاد در میان بگذارید، من این طرح و طرحهای دفاع

  من این طرح و طرحهای دفاعی دیگر را هرگز به «جهاد سازندگی» پایگاه ارائه نکردم. بگذریم از این که از ریشوهای بیکار و بیعار نشسته در آن دفترها نفرت داشتم، تمایلی به دفاع از این نظام جهل و جنون نداشتم تا بلکه در جنگ شکست بخورد و سرنگون شود. حتا اگر عراق بخشهایی از کشور را اشغال میکرد اما روزی که ایران آرامش اش را بدست می آورد و دوباره ابرقدرت می شد عراق بالاخره مجبور بود مناطق اشغالی را بازپس بدهد حال یا با زبان خوش یا با گوشمالی در وقت مناسبی که ما قدرت نظامی و همکاری با آمریکا را مثل قبل بالا برده ایم. 

 سیستم دفاعی ناوها از توپ راداری برای زدن اهدافشان استفاده میکنند که چون از اصابت به هدف اطمینان حاصل بود به همان بسنده شده بود. تصور این که یک ناو توسط قایقهای تندرو مورد هدف قرار بگیرد ناچیز بود و مثل جنگ دوم جهانی نبود که در هر طرف ناو بیست یا سی تیربار توپدار تعبیه شده باشد تا بتوانند حریف دهها هواپیمای ملخ دار شوند که روی آنها شیرجه میرفتند. از این رو براحتی میشد با صدها قایق تند رو کامیکازه یکباره و در یک زمان به ناوها نزدیک شد. از میان این صدها قایق فرض بگیریم ده قایق هم به ناوها نزدیک میشدند و اژدر ضد کشتی شان را رها میکردند میشد براحتی حریف ناوهای آمریکا شد. اصابت هشت اژدر غرق بلافاصله ناو را بدنبال دارد و در مقایسه ممکن است کل تلفات قایقها به 40 تا 50 نفر هم نرسد اما ناوها بین هشتصد تا هزار و اندی را هم کشته میدادند. ایران تعدادی قایق دست ساز از دست میداد و آمریکا ناو چند صد میلیون دلاری.

 

***

 امروز بنظر میرسد که محاصره و تحریم ایران در این سالها کمک کرده است که جمهوری اسلامی در حد امکاناتش در تولید سلاح متکی به خود باشد. پیشرفتهایی در زمینه ساخت هواپیمای جنگی بعمل آمده است اما اصلا کافی نیست و نیروی هوایی ایران امروزه در مقابل حتا کشورهای همسایه همچون پاکستان  و یا کشورهای آنسوی خلیج فارس حرفی برای گفتن ندارد.   اما تولیدات موشکی و پهباد در صنایع سپاه پاسداران این کمبود را تا حدی جبران کرده است. و نیز اگرچه ایران با دریافت موشک های اس 300 روسی توانسته تا حدی ضعف دفاع هوایی اش را جبران کند اما نه انقدر که خیالش از بابت بلایای آسمانی راحت باشد. پهناور بودن ایران و ناتوانی ایران در دفاع ضد هوایی ایران را آسیب پذیر میکند. با این وجود قدرت تلافی بالایی در موشکها و پهبادهای  ایران  موجود است و همین آمریکا و سایرین را وادار میکند که دست به عصا راه بروند. یکی از فرماندهان سپاه هم چند سال قبل اشاره کرد که اگر صدها موشک بطرف ناو هواپیمابر یا مناطق نظامی شلیک بشود کاری از دست دفاع هوایی کشتی ها بر نمیاید و این سخن کاملا درست است. سیستم دفاعی پاتریوت آمریکایی ها با هجوم صدها موشک و پهباد  حیران و گیج خواهد ماند. این زنگ خطری برای آمریکا هم هست. اگرچه آمریکا اخیرا نمونه های پیشرفته تر دفاع ضد هوایی را نیز به خدمت گرفته است و ترامپ هم در یک نشست خبری با ولیعهد بحرین با لب و لوچه اشاره کرد که سیستم دفاعی بهتری به میدان آورده است اما دقت اصابت پهبادها و موشکهایی که اخیرا به مراکز نفتی عربستان شلیک شد ژنرالهای استراتژیست آمریکا را به وحشت انداخت. این موشکها اگر در ابعاد صدها به ناوهای آمریکایی اصابت کنند جنگ اجتناب ناپذیر خواهد بود. فقط همین مقدار را میگویم که اگر یک ناو جنگی آمریکا غرق شود آمریکا ناچار است تمام عیار وارد جنگ شود و در چنین حالتی همه چیز ممکن است رخ بدهد. از بمب فرش کردن مناطق صنعتی و تولید سلاح با هواپیماهای «بی 52» گرفته تا شلیک پهباد و موشک از رزمناوهای واقع در دریای عمان و دریای سرخ.  

قلدری و گردنکشی جمهوری اسلامی

 اما جمهوری اسلامی چه نفعی از حمله به صنایع نفت عربستان می برد؟ اول این که به عربستان حالی کرد که زیاد به هواپیماهای برتر نیروی هوایی اش ننازد و ملاحظه کند که تا چه حد آسیب پذیر است. نکته دوم این پیام بود که ببینید این تازه موشکهایی است که دست حوثی های یمنی نوچه مان داده ایم پس ببین ما خودمان چه میکنیم. سوم جمهوری اسلامی نشان داد که چقدر بی پرواست و چندان از الدرم بلدرم های آمریکا هراسی ندارد.  .

نکته دیگر این که در یک درگیری فرضی بین ایران و امریکا، جمهوری اسلامی واهمه ای از افکار عمومی مردم ایران ندارد.  ترسی هم از کشتار مردم معترضش ندارد و این را بارها در سرکوب تظاهرات مردم نشان داده است. لذا در یک درگیری فرضی، و به زیر اب رفتن حتا یک ناو کوچک آمریکایی و کشته شدن سربازان ناو، حکومت آمریکا از افکار عمومی آمریکاییان و مردم جهان و حکومتهای اروپایی صدمه خواهد دید. در زمینه اقتصادی نیز صدمه برقرار خواهد بود.   و نکته آخر ، چنانچه آمریکا در از این درگیری با نتیجه مساوی  هم بیرون بیاید (حتا باخت هم دور از تصور نیست که به معنای سر میز مذاکره بازگشتن است) جمهوری اسلامی میخ قدرت خود را بر منطقه کوبیده است و نیز توانسته است علیرغم نفرت مردم از وجودش اما حس سرخوردگی آنها از انقلاب و آخوندها را با این پیروزی تبدیل به غرور کند و تا حدی زخمهای شان را التیام بخشد.  این درست که مردم خواهان برکناری این رژیم هستند اما صحنه های انتخابات پرشور ریاست جمهوری و نیز استقبال از ظریف به هنگام بازگشت از نشست برجام و به نتیجه رسیدن آن در دوران اوباما نشان از همدلی مردم با رژیم در آنجا دارد که منافع ملی و منافع رژیم باهم هماهنگی دارند. این یعنی تضمین ادامه حکومت جمهوری اسلامی برای چند سال آینده. و اینجاست که رژیم پروایی از یک درگیری مختصر با امریکا ندارد. 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: