شورای مدیریت گذار، از لندن تا کوردستان

اطلاعیه ”شورای مدیریت گذار” را دیدم. البته اسناد و کل مطالبی را هم که قبلا پخش کرده‌بوند چند روز پیش مطالعه کردم. دوستان پیشکسوتی که در این پروژه حضور دارند، افراد نام آشنایی هستند. خودم هم سالها در پروژه ”اتحاد برای دمکراسی در ایران” در خدمتشان بوده‌ام. در چند سالی که در ”اتحاد برای دمکراسی در ایران” همراهشان بودم، همیشه دو موضوع

 

شورای مدیریت گذار، از لندن تا کوردستان
 
کاوه آهنگری
اطلاعیه ”شورای مدیریت گذار” را دیدم. البته اسناد و کل مطالبی را هم که قبلا پخش کرده‌بوند چند روز پیش مطالعه کردم. دوستان پیشکسوتی که در این پروژه حضور دارند، افراد نام آشنایی هستند. خودم هم سالها در پروژه ”اتحاد برای دمکراسی در ایران” در خدمتشان بوده‌ام. در چند سالی که در ”اتحاد برای دمکراسی در ایران” همراهشان بودم، همیشه دو موضوع بسیار اساسی برایم مطرح بود. یکی اینکه از دوستانی که در شورای سیاستگذاری و هیئت دبیران حضور داشتند به‌غیراز اعضایی همچون خانم شرفکندی و من، اعضای دیگر که جمهوریخواه، از اعضای قدیمی فدائیان، متمایل به پادشاهی و یا اعضای تازه از ایران خارج شده که اغلب هم از طیف اصلاح طلبان درون جمهوری اسلامی بودند موافق ”فدرالیسم” نبوده و همیشه سر این موضوع با هم اختلاف نظر جدی پیدا می‌کردیم. اگر دقت کنید الان هم بعداز این همه مدت، چهره‌های نام آشنای شورای مدیریت گذار از پرداختن به این موضوع خودداری می‌کنند و در اسناد هم به آن اشاره‌ای نکرده‌اند. حتی کار به جایی کشیده که سخنگویان این جمع تاکنون، دلیل عدم پرداختن به فدرالیسم را وجود ”حساسیت” عنوان کرده‌اند ( آقای حسن شریعتمداری چند بار در چند مصاحبه به این موضوع اشاره کرده‌اند). حال بماند که فدرالیسم، مبل دست ساخت شورای مذکور نیست تا با عدم استقبال (نه فقط عموم بلکه اکثریت اپوزیسیون و سیاسیون مدعی هم فهم درستی از فدرالیسم ندارند یا شاید نمی‌خواهند داشته باشند و اینگونه نشان می‌دهند) روبرو گشته و از عدم خرید آن نگران باشند. بلکه فدرالیسم بهترین و حتی می‌توان گفت تنها نسخه‌ای است که متخصصین امور، لازم است به مردم معرفی کنند بدون ترس از ”حساسیت”.
دومین نکته هم عدم عملگرایی یاران ”اتحاد برای دمکراسی در ایران” بود که یکی از داد و هوارهای من بود. بدین معنی که از نمایشگاه تئوری خارج گشته و بسوی تشکیل یک ائتلاف بمنظور معرفی آلترناتیو سیاسی به ایرانیان و جامعه جهانی حرکت کنیم. در این میان آقای جواد خادم هم بسیار بر این مورد تاکید می‌کردند.
وقتی که محتوای اسناد و ترکیب و ترتیب پروژه را مشاهده کردم، نه تنها هیچ پیشرفتی (به غیر از گذاشتن شیروخورشید در لوگوی منتشر شده که تا مدتی قبل چپها و جمهوریخواهان با وجود آن در پرچم ایران مشکل داشتند) به چشمم نمی‌خورد، بلکه به جرات می‌توانم بگویم که با در نظر گفتن مسائل تاریخی حل نشده در ایران که یکی از آنها که همانا مساله ملی است، یک قدم هم عقب‌نشینی کرده‌اند
 
سکولاریسم، دمکراسی و مواردی که در اسناد شورای مدیریت گدار عنوان شده‌اند همه خوب‌اند ولی هیچ کدام تازه‌‌گی نداشته و تابحال هم این موارد نتوانسته‌اند ائتلاف/ آلترناتیو مورد نیاز را به وجود آورند. ایراد اساسی دیگر بر چنین تجمعی، یک تناقض آشکار و بی‌آینده‌ است که بارها در جلسات به آن اشاره کرده‌ و مورد نقد قرار داده‌ام و آن اینکه ترکیب فرد و حزب نه تنها درست نیست بلکه مشکل‌ساز خواهد شد. در نظر بگیرید آقای عبدلله مهتدی طبق تعریف و ادعای بنیانگداران این تجمع به عنوان فرد حضور دارند، البته افراد دیگری نیز چون آقای ناصر بلیده‌ای و یا اعضایی از حزب چپ ایران و … غیره نیز حضور دارند. و همچنانکه عنوان شد، بنیانگذاران اتحاد برای دمکراسی در ایران (سالها پیش) و شورای مدیریت گذار کنونی بارها بیان کرده‌اند که هر کس به صفت فردی حضور دارد و نه به عنوان نماینده یک حزب.
در این جا اولین ایرادی که می‌شود به این تجمع گرفت این‌است که اگر همه به صفت فردی و بعنوان شهروند حضور دارند پس ادعای نمایندگی تنوع اتنیکی ایران‌ از سوی شورا برای چیست؟ اگر هر یک از عزیزان نامبرده با در نظر گرفتن جایگاه حزبی- تشکیلاتی‌اشان در شورای مدیریت گذار حضور دارند، پس مبنای چنین چیدمان و انتخابی چیست؟
مگر نه اینکه در سند شماره دو بند الف به حزب و تشکل و اصناف اشاره‌ کرده‌اید، پس چرا از حضور نمایندگان احزاب و نقش احزاب سکولار، دمکرات و عدم تمرکزگرا بعنوان موسسین این پروژه خودداری کرده‌اید؟
 
ین در حالی است که در سند شماره یک این شورا آمده‌است: ”از همین رو شکل گیری یک اتحاد بزرگ ملی برای آزادی و دموکراسی امری حیاتی و عاجل است. تنها با چنین اتحاد بزرگی که آرزوی دیرینه مردم و جامعه سیاسی ایران است، هدایت اعتراضات سازمان یافته و مبارزات ساختارمند و خشونت پرهیز تا تسلیم استبداد حاکم به خواست مردم برای کناره گیری از قدرت و تشکیل مجلس موسسان منتخب برای جایگزینی یک نظام سیاسی دموکراتیک میسر است.
برای نیل به چنین اتحادی که دربرگیرنده فعالان همه گروه های اجتماعی و احزاب و گرایش های سیاسی و فرهنگی و اتنیکی دموکرات و آزادیخواه کشور خواهد بود، تعهد به چند اصل بنیادی یعنی: حفظ یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران، دموکراسی پارلمانی مبتنی بر جدایی دین از دولت و اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون‌های ضمیمه آن الزامی است.”
ولی ترکیب هیئت موسسین شورای مدیریت گذار، ترکیبی گزینشی ( از سوی آنان) بوده است نه ”نمایندگی” احزاب و سازمانها و گرایشهای سیاسی .
این هم بماند که تمامیت ارضی ایران و مطرح کردن آن در این سند، به نوعی می‌تواند تلاش برای حاشیه‌سازی و یا به حاشیه‌راندن ملیتهای غیر فارس و معتقدان به فدرالیسم باشد تا با ”برچسب” ”تجزیه طلب” مقدمات حذف آنها را فراهم آورند و یا حذفشان را توجیه کنند. وگرنه از چنین پیشکسوتانی بعید است از این غافل باشند که تمامیت ارضی ایران در تقابل با دولتها و نیروهای نظامی کشورهای دیگر قابل تعریف است نه دو هموطن ایرانی نسبت به هم. اگر مثلا می‌گویند ارتش نباید در امور داخلی دخالت بکند و کار آن حفظ تمامیت ارضی و پاسداری از مرزهای کشور است، دقیقا به این معنی است که تمامیت ارضی در تقابل با کشور یا نیرویی بیگانه آن هم در خارج از ایران که احیانا قصد حمله و یا ورد به ایران را داشته باشد قابل تعریف است.
دررابطه با یکپارچگی ملی هم، آنچکه من به عنوان فکت می‌توانم به آن استناد کنم ناتوانی و درماندگی اپوزیسیون در چهل سال گذشته -آنهم در دنیای آزاد- جهت نیل به اتحاد و یکپارچگی عملی علیه دشمن مشترک خود یعنی جمهوری اسلامی است، مادامی که چنین ضرورتی را نتوانسته‌اند در میان خود عملی کنند، چگونه می‌توانند چنین امر مهمی را در میان همه‌ ایرانیان با وجود چنان بیگانگی، گسل (بویژه ملی و مذهبی) و فاصله‌های عدیده‌ای که بوجود آمده‌ است را برطرف و به یکپارچگی ملی نیل یابند؟
اگرچه من سالهاست که این پیشکسوتان را از نزدیک می‌شناسم و همکاری میدانی با آنها داشته‌ام، و همچنین تجربه‌ و تلاشهای مشابه زیادی را که در سالهای گذشته از سوی اپوزیسیون جمهوری اسلامی به میان آمده و متاسفانه به شکست انجامیده‌است را ناظر بوده‌ام، ولی جا دارد که با برآوردی محتوایی میان این پروژه (شورای مدیریت گذار) و بسیاری از پروژه‌های مشابه، بگویم که هیچ تازگی از لحاظ محتوا و روش در این پروژه به‌چشم نمی‌خورد به غیر از یک مورد که بنا به گفته‌های آقای حسن شریعتمداری، برخی از اعضای این شورا در داخل کشور حضور دارند که جزو ستاره‌های فرهنگی، هنری و از اعضای سرشناس صنفی هستند.
به باور من شاید برای چند صباحی پوپولیسم و سلیبریتی‌بازی سیاسی بتواند هیاهو ایجاد کند ولی هیچ وقت راه چاره‌ای برای رنج تاریخی کوردستان و کوردستانیان به همراه نخواهد آورد و این پروژه هم به مانند پروژه‌های قبلی در اولین ایست‌بازرسی تهران به کوردستان متوقف خواهد شد.
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: