قسم آیه مریم رجوی در واشنگتن مرحمی بر جگر محمد ادب شده؟

منطقه خلیج فارس از اوایل سال 2015 تا به امروز تحولات بسیار شگرفی را که در تاریخ چند دهه گذشته اش سابقه نداشته است را تجربه میکند. ‏با مرگ ملک عبدالله پادشان عربستان، ملک سلمان به جانشینی او به پادشاهی رسید. مقام ولیعهدی که معمولا دست فرزند دیگر ملک عبدالله یعنی ‏امیر مقرن بود به فرزند برادر پادشاه سابق محمد بن نایف مقام ارشد امنیتی عربستان سپرده شد که معاون نخست وزیر و وزیر کشور نیز شد، وی که ‏خودش از سه بار سوء قصد بدست مخالفان جان سالم بدر برده است نقش جدی ای نیز در سرکوبهای مخالفین داخلی داشت

مقام نایب ‏ولیعهد اینبار باز بر خلاف سابق به محمد بن سلمان فرزند ملک سلمان، سپرده شد که وزیر دفاع نیز هست و جنگ یمن را ‏مستقیما هدایت میکند. بنابراین برای اولین بار بود که این پست ها که تماما در دست فرزندان پادشاه(ملک عبدالله) بوده به نوه های او بجای پسرانش منتقل میشد.

‏اما عجیبترین تغییرات، انتصاب عادل الجبیر یک سیاست مدار عربستانی تحصیل کرده آلمان و سفیر عربستان در ایالات متحده که هیچ رابطه ای نیز ‏با خاندان سلطنتی ندارد به مقام وزارت خارجه بود. که معمولا به یکی از فرزندان ملک عبدالله (پادشاه) سپرده میشد. عادل الجبیر بخاطر اظهارات ‏افراطیش علیه ایران شناخته شده است. ویکیلیکس افشاء نمود که وی از طرف پادشاه وقت عربستان چندین بار از آمریکا خواسته است که تمامی ‏سایت های هسته ای ایران را بمباران کند. ‏

این تغییرات در شرایط بسیار حساسی که عربستان با رشد فزاینده مبارزات مخالفین درونی، رکود اقتصادی، کاهش بیسابقه قیمت نفت، بیکاری ‏فزاینده در بین جوانان و افزایش فقر روبروست رخ میدهد. طوریکه عربستان بسیار ثروتمند را مجبور کرده است که جهت جبران کسری بودجه ‏کلانش دست به سرمایه های خارجی اش بزند. و همزمان صدها تن از اعضای خاندان سلطنتی را بگروگان گرفت و تنها بعد از اخاذی از آنها ‏آزادشان نمود. ‏

ملک سلمان از بدو روی کار آمدن موضع گستاخانه تری نسبت به ایران در مقایسه با ملک عبدالله داشته است. و حتی اطرافیان خود را از کسانیکه ‏موضع متعادلی در رابطه با ایران داشته اند خالی کرد. فراموش نکنیم که فرزندش محمد بن سلمان، اعلام نمود جنگ را با رژیم به داخل ایران ‏خواهند کشاند و با اعزام تروریستهای وهابی یکبار در تهران با حمله به مجلس و یکباردر اهواز جنایت آفرید در همین راستا بود.

رهبران جدید ‏سعودی بطور مشکوکی با تغییر جهت، بحرانهای داخلی خود را به مشکلاتشان در مرزهای جنوبی با یمن و حمایت ایران از حوثی ها، سرکوب شدن ‏داعش یکی از دست آموزهایشان بدست رژیم در عراق و سوریه و جلوگیری از تصرف سوریه توسط داعش را به دخالتهای ایران در منطقه مصادره ‏میکنند. ‏

 در همین رابطه بود که ویکیلیکس از رابطه فعال بین عربستان و سازمان مجاهدین پرده برداری کرد، که نمایانگر تلاشهای مسعود و مریم رجوی از ‏سال 2012 جهت رفتن زیر چتر عربستان و نزدیکی بیشتر و علنی آنها از مجاهدین بودند. این تلاشها در شرایط جدید سعودی پاسخ مناسب را ‏دریافت کرده، ترکی الفیصل یکی از شاهزادهای عربستان که 25 سال در موضع وزیر اطلاعات کنترل مجاهدین را بطور طولانی در اختیار داشته و ‏مسعودرجوی را در سال 1365 به عربستان برده بود،از سال 2016در شوهای سالیانه مجاهدین در پاریس ظاهر شده حتی خبر مرگ مسعودرجوی را برای اولین بارعلنی نمود و از آنها علیه ایران ‏حمایت کرد. ‏

 

روزنامه ایندیپندنت(1) ‏ انگلیس براساس گزارش کوتاه و یک و نیم صفحه ای که “بی ان دی” سازمان ضد جاسوسی آلمان در ژانویه 2016 برخلاف ‏عرف دستگاههای اطلاعاتی جهان با ارسال برای تمامی رسانه ها منتشر نمود، نوشت:‏

 

‏««عربستان یک سیاست مداخله جویانه بی حساب و کتاب و خطرناک را بکارگرفته است. این گزارش که با عکس وزیر سعودی و معاونش ولیعهد ‏محمد بن سلمان که از بیماری دیمنشیا (بیماری زوال عقل) رنج میبرد، بعنوان یک قمارباز سیاسی که با بکارگیری جنگ های نیابتی (با بکارگیری ‏گروههای شبهه نظامی) که در یمن و سوریه براه انداخته دنیای عرب را بی ثبات میکند. معمولا آژانسهای جاسوسی هیچگاه چنین گزارشاتی ‏انفجاری را آنهم در مورد یکی از قویترین و نزدیکترین متحدین خودشان همچون عربستان سعودی از طریق رسانه های عمومی منتشر نمیکنند. این ‏باید نشانه و شاخص میزان نگرانی “بی ان دی” آلمان بوده باشد که چنین یادداشتی را بطور عمومی و گسترده منتشر کرده است. هرچند سازمان ‏مربوطه بدنبال اعتراضات رسمی عربستان سعودی توسط وزارت خارجه آلمان مورد نفی قرارگرفت ولی اخطار بی ان دی آلمان علامت ترس فزاینده ‏آلمان نسبت به از ضامن خارج شدن و غیر قابل پیشبینی بودن عربستان سعودی میباشد.»» ‏

 

 

با روی کار آمدن ترامپ این تحولات دامنه بسیار وسیعتری بخود گرفت و اسرائیل نیز اینبار علنا به اتحاد عربستان و آمریکا پیوست و مثلت آنها ‏تکمیل شد. اولین میوه این مثلث خروج ترامپ از برجام و نابودی اهرمهای دیپلماتیک جهت حل و فصل مناقشات بین المللی از طریق گفتگو بود، ‏که تحریمهای بی سابقه در تاریخ توسط آمریکا علیه رژیم را نیز بدنبال داشت. تحت الشعاع این اتحاد اسرائیل تا میتوانست به یاری ترامپ و سکوت ‏معنی دار عربستان اقدامات یکطرفه ای را علیه مردم فلسطین بکار بست. و تمامی فرایندهای دیپلماتیک صلح بین اسرائیل و فلسطینان را نابود ‏نمود که هنوز هم ادامه دارد. عربستان نیز تا توانست به یُمن کمکهای تسلیحاتی متحدینش بر سر مردم بی پناه یمن بمب ریخت و با محاصره آن ‏کشور دست به گرسنگی دادن و به قحطی کشاندن آنها پرداخت. از جمله شاهد ماجرای دستگیری و گروگان گرفتن سعد حریری نخست وزیر لبنان ‏در عربستان بودیم(2) ‏. و یا به قطعه قطعه کردن یکی از مخالفان حکومت عربستان در استانبول ترکیه میتوان اشاره نمود.‏

 

 

 تمامی امید عربستان و اسرائیل و دست آموز آنها مریم و مسعود رجوی در درجه اول بر فرو ریختن رژیم از درون تحت تحریم اقتصادی دوخته شده ‏بود و یا اقدام نظامی آمریکا علیه ایران یا همان خط عربستان و اسرائیل که توسط عادل الجبیر، جان بولتن و جان مک کین مرتب در شوهای مریم ‏رجوی تکرار و تبلیغ میشد طوریکه ریتم “بامب بامب بامب ایران” مرحوم! جان مک کین از متحدین بسیار نزدیک مریم رجوی معروف شده بود بسته بود. ‏جولیانی و جان بولتن در شوهای مریم رجوی حتی تاریخ بردن مریم رجوی به تهران را قبل از چهل سالگی انقلاب ایران خواند.

هرچند اخباری که ‏از آلبانی میرسد بیانگر آن است که بعد از اخراج بولتن جهت تامین مخارجش سفرهایی به نزد مریم رجوی در آلبانی و پاریس داشته باشد تا ضمن دلداری دادن به ‏همدیگر از اخبار و تاریخ های جدید!! برای تحولات ایران خبر بدهند!!! ‏

 

بدنبال تلاشهای به صفر رساندن صادرات نفت ایران، اما تحولات 16 ماه گذشته بعد از خروج ترامپ از برجام، چنان معادلات را تغییر داد که ‏شگفتی جهان را بر انگیخته است. ‏

از جمله این تحولات هدف قرار گرفتن کشتیهای نفتی در منطقه تنگه هرمز و بنادر امارات متحده در دریای عمان از یکطرف و تصرف نظامی! یک ‏نفتکش غول پیکر ایران در آبهای آزاد توسط نیروی دریایی انگلیس از طرف دیگر، اعزام ناوگان نظامی آمریکا به منطقه خلیج فارس بود. ولی ‏تحول کلیدی و مهمترین آن هدف قرارگرفتن پیشرفته ترین پهباد جهان متعلق به آمریکا که مدعی است حتی توسط روسیه و چین نیز قابل رد یابی ‏نیست، بر فراز خاک ایران (به ادعای رژیم) و بر فراز آبهای بین المللی (به ادعای آمریکا) بود. این تحولات عربستان و اسرائیل و دنبالچه آنها ‏مجاهدین در توهمات و برنامه ریزیهایشان براساس تمامی امیدها و محاسباتشان از تعادل قوای منطقه ای و بین المللی و سرمایه گذاریهای چند ‏صد میلیاردیشان جهت راضی کردن ترامپ به هدفشان (نابودی!! ایران بدست آمریکا) اگر نگوئیم رساند، بسیار نزدیک کرد. ‏

 

اما دیدیم که محاسبات عربستان و اسرائیل و دنبالچه آنها “مریم رجوی” بعد از تحولات فوق با محاسبات برادر قلدرشان آمریکا بسیار تفاوت کرد و واکنشی که انتظار داشتند را نشان نداد!! این تحول جدید ضربه ‏کمرشکنی به سیاست “بمب بمب بمب ایران زد” و بحران گریبان گیر عربستان شد، و از این نقطه به بعد تحولات سمت و سوی جدیدی گرفت. ترامپ که ‏تا چند روز قبل ناوگان هواپیما بر به خلیج فارس اعزام میکرد خواستار ملاقات با سران رژیم شد. پمپئو از همه 12 شرط خود برای شروع مذاکرات ‏کوتاه آمد، طوریکه نارضایتی شدید عربستان و بخصوص اسرائیل را با دعوت شدن ظریف به محل اجلاس سران هفت کشور صنعتی در بیاریتز ‏سوئیس از آمریکا در پی داشت. طوریکه ترامپ حتی جواب تلفن بنیامین نتانیاهو را نیز جهت تلاش برای جلو گیری از دیدار احتمالی ترامپ و ‏ظریف صورت گرفته بود را نیز نداد.‏

‏ ‏

اما ضربه تمام کننده هنوز در راه بود، و آن حمله پهبادی حوثی ها به آرامکو (بزرگترین پالایشگاه نفتی جهان) درعربستان بود. که تمامی جهان از ‏چنین ضربه نظامی بسیار مهلک، دقیق و حساب شده در شگفتی فرو رفت. و عربستانی که پنج سال بود بدون کمترین بهایی تحت حمایت نظامی ‏غرب علیرغم اینکه سازمان ملل عربستان را به جنایات جنگی در یمن متهم کرده است، تا میتوانست به نابودی مردم یمن و کودکان آن ادامه میداد، ‏خود را چنان بی پناه و بی دفاع یافت که تا چند روزی به لکنت زبان دچار شد تا بتواند موضعی در قبال آن بگیرد. ‏

تمام کننده بودن این ضربه از آنجا پیداست که، پمپئو بلافصله بدون کمترین تحقیق و یا ارائه دلیل و مدرک آنرا به حساب رژیم گذاشت و مدعی شد ‏حوثی ها نه میتوانند و نه سیستمهای لازم جهت انجام چنین عملیات بزرگ و حساب شده و دقیقی را بدون اینکه هیچ سیستم ردیابی بتواند آنرا ‏مشاهده و یا کشف کند را به اجرا بگذارند!!! تا شاید بدین صورت بتواند تبعات کشنده نظامی-سیاسی آنرا بکاهد. از طرفی نیز حتی طرفهای ‏اروپایی نیز در شوک چنین توانمندی نظامی مبجور شدند علیرغم میل باطنی موضع بی پایه و اساس متکی به حدس و گمان پمپئو را تکرار کنند. ‏

این تحول حتی تمامی حامیان نابودی یمن بدست عربستان را که با بی عملی نظاره گر آن بودند متقاعد کرد که معادلات منطقه تا چه میزان متفاوت ‏با ارزیابی آنها جهت حمایت مخفی از اقدامات عربستان در جهت منافع خودشان است. ‏

عربستان نیز بعد از مدتی که توانست سرانجام موضع گیری کند، چیزی جز ادعای اینکه این حمله توسط حوثی ها نبوده است اکتفا نمود. اثر این ‏حمله بویژه بر محمد بن سلمان (ولیعهد و وزیر دفاع) که بطور مستقیم شخصا جنگ یمن را پیش میبرد و طی پنج سال گذشته نتوانسته است حوثی ‏ها را بزانو در آورد، خود بزانو در آمد. البته چه آمریکا و چه عربستان و چه متحدین غربیشان حق دارند که این حمله را زمانیکه سراسر منطقه ‏خلیج فارس تحت کنترل و پایش 24 ساعته ماهواره ها، پهبادها،و…آمریکا، اسرائیل، فرانسه و انگلیس قرار دارد و ناوهای آنها در سراسر خلیج در ‏رفت و آمد هستند به رژیم نسبت دهند تا اینکه قبول کنند توسط حوثی ها صورت گرفته است. این قلم در مطلبی تحت عنوان “یکبار مصرفها و چرا ‏انگشت اتهام بسوی ایران” است نوشتم. ‏

چرا‎ ‎که در صورت قبول اینکه حوثی ها چنین ضربه کاری ای را به عربستان زده اند، به معنی شکست کامل نه تنها نظامی که سیاسی عربستان و ‏ائتلاف علنی و مخفی آنها در جنگ یمن آنهم بعد از پنج سال بمباران بی وقفه مردم غیر نظامی است. و شاهدی بر اینکه با وجود نبود هیچ دلیل و ‏مدرک مستند جز ادعا برهدف قرارگرفتن تاسیسات آرامکو عربستان از سوی رژیم، مجبورند نپذیرند که حوثی ها اینکار را کرده اند‎.‎ مهمتر اینکه آنچه حمله حوثی ها نمایان نمود و بعنوان حقیقت در معرض قضاوت و دید جهانیان قرار داد، عدم کارآیی تمامی سلاحهای فروخته شده ‏توسط آمریکا و اروپا به قیمت های صدها میلیارد دلار به عربستان و دیگر کشورها (عربستان در سال ۲۰۱۸ با صرف ۶۷.۶ میلیارد دلار، پس از ‏آمریکا و چین‎ ‎سومین کشور‎ ‎به لحاظ هزینه های نظامی “بالاتر از روسیه و فرانسه و بریتانیا”قرار دارد) بود. بعلاوه اینکه علیرغم این هزینه عظیم ‏تا چه حد آن کشورها در برابر تجهیزات نه چندان پیشرفته نظامی بعلاوه اراده مردمی برای مقاومت در قبال تجاوز آشکار آسیب‌پذیر است. که برای ‏بازار اسلحه مقوله مثبتی نخواهد بود‎.‎‎ ‎بنابراین آمریکا و عربستان و حالا اروپا هیچ چاره ای ندارند الا اینکه:‏

اولا: حملات پهبادی را به گردن ایران بیندازند که شکست نظامی از حوثی ها را نپذیرند. ‏

ثانیا: با اینکار ضمن شیطان سازی ایران که بنفع منافع آمریکا و عربستان و اسرائیل است، عملا با اینکار به رژیم ایران التماس کنند که جلوی حوثی ‏را بگیرد. ‏

التماس، چون خود نمیتوانند حملات حوثی ها را متوقف کنند، و در واقع با مقصر جلوه دادن رژیم ایران بعنوان اهرم فشار بر ایران جهت جلوگیری ‏از حملات حوثی ها استفاده میکنند‎.‎‏ تمامی حوادث اخیر نشان میدهد که معادلات منطقه در حال تغییر جدی است. از جمله اینکه، دیگر آمریکا و ‏متحدینش نمیتوانند به دیگران براحتی خواسته های تجاوزکارانه و استعماری خود را دیکته کنند‎.‎

 

 

اما امروزه بعد از عملیات بزرگ و شگفت انگیز حوثی ها که توانستند در روی زمین و نه حتی با تکنولوژی پهبادی مناقشه برانگیز، سه تیپ ویک ‏هنگ عربستان را در نزدیکی شهر مرزی نجران نابود کنند و صدها اسیر و سلاح و زرهی آنها را به غنیمت بگیرند و فیلمهایش را به نمایش بگذارند. ‏خود گواه بسیار بسیار آشکاری است که میتوان گفت و ادعا کرد که معادلات منطقه بجد نه در حال تغییر بکله “تغییر کرده است”. تاجائیکه محمد ‏بن سلمان را که مدعی کشیدن نبرد بداخل ایران بود، در حفظ سقف بالای سرش عاجز کرده، طوریکه دیروز “در مصاحبه ای با شبکه سی بی اس ‏آمریکا تاکید کرد که راه حل دیپلماتیک را به گزینه نظامی در برابر ایران ترجیح می دهد”. و به ورشکستگی سیاست “بمب بمب ایران” اذعان نمود.‏

 

 اما در این میان اقدامات بسیار چاکر منشانه و مستاصل مریم رجوی که بعد از مرگ جان مکین، برکناری جان بولتن، وضعیت سیاسی نتانیاهو، ضربه ‏های حوثی ها به عربستان، و البته وضعیت برادر قلدر آقای ترامپ در روزهای اخیر چنان روزگار این تشکل ورشکسته که بطور روزانه با فروپاشی ‏از درون، با مرگ اعضا (والدین) و فرار فرزندان اعضا روبروست، سیاه شده است که بعد از ازکار افتادن دروغهای مسعود رجوی به دروغهای جان بولتن و جولیانی و سناتور های کرایه ای جهت نگهداری نیروهایش متوصل میشود. و اساسا  طی چهار دهه گذشته تنها با مزدوری برای جانی ترین حکام منطقه (صدام ‏حسین، محمد بن سلمان و اسرائیل) به حیات ننگین و خفیف و خائنانه خود ادامه میدهند با این تحولات دچار ضربه مغزی نموده طوریکه بطور مزحکی بمیدان آمده و بعد از اینکه تمامی سیستم ‏های اطلاعاتی جهان نتوانسته اند کوچکترین مدرکی قابل ارائه الا ادعا و حدث و گمان در زمینه اینکه حوثی ها حمله آرمکو را انجام نداده اند ارائه ‏کنند مدعی شده است که با اتکاء حتما به هزاران کانون شورشی!!! خود با ریز و جزئیات از تمامی مراحل انجام عملیات توسط رژیم ایران خبر ‏دارند!!!

این اقدام مریم رجوی را تنها میتوان تلاشی مذبوهانه برای مرحم گذاشتن  بر جگر پاره پاره رئیس و سرورش محمد بن سلمان که بعد از حمله به آرامکو مجبور شد قبول کند خون قاشقچی به گردنش ‏است، و از طریق عمران خان نخست وزیر پاکستان برای رئیس جمهور رژیم نیز پیام ارسال کرده و در مصاحبه با شبکه سی بی اس خواهان راه حل دیپلماتیک در رابطه با ایران شد و بنظر میرسد کمی نیز ادب شده دانست وارزیابی کرد تا مبادا در چاگر منشی و ‏مزدوری مریم رجوی کوچکترین شکی بخود راه بدهد و عایداتش را قطع کند.

این شو مریم رجوی آنقدر مسخره بود که صدای آمریکا یکی از طرف خریدهای چنین اطلاعاتی نوشت ” در این نشست مطبوعاتی، … جزئیات مختلفی از این ‏حمله پهپادی به تأسیسات نفتی عربستان بیان کرد اما شواهدی برای اثبات گفته‌های خود ارائه نداد”. البته این روش جاری مسعود و مریم رجوی ‏است که برای سرپا نگاه داشتن خود مجبور است انواع دروغها اطلاعاتی را به خورد صاحب منصبانش بدهد.

البته سیستم های اطلاعاتی مهم جهان نیز خوب میدانند که مریم رجوی صرفا برای مطرح شدن و نشان دادن حمایتش از عربستان حامی مالی چندین دهه ای خود به چنین اقداماتی دست زده و مطلقا ‏دروغ میگویند. این قلم مدتها منتقل کننده اخبار جعلی رجوی به مقامات امنیتی عراق بودم. مسعودرجوی میگفت ما باید عراق با دادن اطلاعات لازم!!  به جنگ با ایران ‏بکشانیم و تا میتوانیم در فضای سیاسی خودمان را بزرگ جلوه دهیم. این حقیقت که مریم رجوی آشکارا میداند که تمام جهان از طرفی با همه ابزار اطلاعاتی ‏و ماهواره ای و نظامی و … خود میدانند که چه کسانی حملات را انجام داده اند و یا نداده اند.و از طرف دیگر عطف  به کنترل تمامی سیستمهای ‏تشکل رجوی توسط کشورهای غربی و با اتکاء به تمامی نفوذیهایشان در آن تشکل میدانند که مریم رجوی با این شو فقط خود را به سخره گرفته است و تنها نگاه عاقل ‏اندر سفیه خبرنگاران و سیاستمداران را برای خود در این کنفرانس میخرد، چاره ای ندارد الا اینکه برای فریب آن تعداد باقی مانده در اسارتش این ‏مانور حقیر و تف سربالا را اجرا کند. ‏

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: