خروش مردم با شعار سرنگونی حکومت عراق

روز سه شنبه اول اکتبر خروش مردم جان به لب رسیده بغداد علیه هیئت حاکمه فاسد ملی مذهبی تحمیل شده زبانه کشید. این اعتراضات کوبنده و برحق تاکنون به چند استان و تعداد قابل توجهی از شهرهای بزرگ عراق از جمله بصره، عماره، کربلا، زیقار، کرکوک، بابل و ... گسترش یافته و هنوز ادامه دارد.

هیئت حاکمه مستاصل و به تنگنا افتاده عراق اعم از دولت و پارلمان و رئیس جمهور کذایی، با اتکا به دارودسته های نظامی و انتظامی برای بقای نظام فاسدشان به سرکوب بیسابقه و خونین روی آورده اند. ۳۱ نفر جانباخته، بالاتر از هزار نفر زخمی و تعداد قابل توجهی دستگیرشده جنایاتی است که تا اواخر شب پنجشنبه گزارش شده است.

 

همه شواهد نشان میدهد نسل جوان پرشور از کانال شبکه های اجتماعی این حرکت بزرگ و جسورانه را فراخوان داده اند. آنچه اینروزها در بغداد و دیگر شهرهای عراق شاهد آنیم رعد و برقی در آسمان بی ابر نیست. حاصل شانزده سال حاکمیت قومی مذهبی برآمده از جنگ و اشغالگری آمریکا و متحدینش چیزی جز فساد، ناامنی و کشتار، رشوه خواری، بیکاری و فقر و در یک کلام تباهی و  سیاهی تحمیل شده بر مردم و به ویژه نسل جوان نبوده است. بر این بستر در این مدت شانزده  ساله بارها و بارها مردم حق طلب شهرهای عراق و از جمله سال قبل در ابعاد وسیع توده ای به میدان آمده و دولتهای حاکم را تا لبه سرنگونی رانده اند. هر بار هیئت حاکمه فاسد و مافیایی در کنار اندک عقب نشینی های موضعی و مزورانه، اساسا با اتکا به انواع ترفندهای شناخته شده ارتجاعی و به کارگیری نیروی سرکوب، و البته در غیاب رهبری رادیکال و روشن بین جنبش توده ای به میدان آمده، برای مدتی دوباره اوضاع را کنترل کرده و از کابوس سرنگونی نظامشان عبور کرده اند. اما هیچگاه از فوران دوباره آتش زیر خاکستر مردم جان به لب رسیده آرامشی به خود ندیده اند. در چنین شرایطی دولت سرهم بندی شده عادل عبدالمهدی در یکساله شدن عمر خود با موج عظیم و توده ای مردم پر از خشم و نفرتی روبرو است که با رساترین شیوه با شعارهای قاطع علیه فساد، رشوه خواری و بیکاری و فقر به میدان آمده و به درست چاره کار را در "اسقاط نظام" (سرنگونی حکومت) میدانند.

 

جنبش توده ای بزرگ این بار در همان ابتدا و به وضوح خواستار کنار زدن همه احزاب و جریانات و شخصیتها و به اصطلاح سیاستمدارانی است که از ۲۰۰۳ به بعد به نحوی از انحا در ایجاد این موقعیت سناریوسیاهی نقش داشته اند. این گامی بزرگ در راستای خلاصی از نقش و کارکرد جریانات ارتجاعی مذهبی و قومی است، که در اعتراضات قبلی بعضی از آنها سنگ مردم را به سینه زده و خود عامل مهمی در ناکامی حرکتهای توده ای دوره های قبل بوده اند. این روند با دخالتگری آگاهانه کمونیستها و آزادیخواهان میتواند به نقطه عطف مهمی در مسیر پیروزی مردم خواهان تغییر و تحقق رفاه و آزادی تبدیل گردد.

 

یک خصلت مهم بروز کرده در این اعتراضات ضدیت با احزاب اسلامی، به ویژه جریانات اسلامی وابسته به جمهوری اسلامی است. تظاهر کنندگان به روشنی علیه جمهوری اسلامی و نیروهای وابسته به آن شعار داده اند و پایان دادن به حضور جمهوری اسلامی جزو خواسته های فوری آنها است. این واقعه قطعا موجب ایجاد همسرنوشتی محکمتر اعتراضات توده ای مردم در عراق و ایران و علیه دو حاکمیت سیاه همگام و متحد در منطقه میشود. کمونیستها و آزادیخواهان دو سوی مرز لازمست این روند را آگاهانه  و نقشه مند به جلو سوق دهند.

 

کمونیستها و فرصتی دیگر

لازم به گفتن نیست، پیشروی و پیروزی قطعی این مبارزات برحق در گرو تامین رهبری رادیکال و آزادیخواهانه است. هم اکنون این نگرانی وجود دارد، که بار دیگر جریانات راست و بورژوایی و ارتجاع اسلامی امثال مقتدی صدر این موج اعتراضی برحق را کنترل کنند. نیروی رادیکال و آزادیخواه و کمونیست نمیتواند و نباید به تحلیل و توضیح نگرانیها بسنده کند، بلکه باید آستین بالا زند، با حضورو اراده آگاهانه و نقشه مند، عروج رهبری رادیکال و سوسیالیستی این مبارزات را تضمین کند. توده وسیع کارگر و مردم برخاسته از اعماق جامعه با جسارت و حق طلبی تمام به میدان آمده اند و دولت عراق را در تنگنا قرار داده اند. بار دیگر فرصتی باز شده تا کمونیستها و آزادیخواهان در  عراق نقش ایفا کنند. این فرصت را باید دریافت.

 

ما به عنوان کمونیسم کارگری و حزب حکمتیست همواره در کنار اعتراضات حق طلبانه مردم عراق، مبارزه کمونیستها و آزادیخواهان آن جامعه هستیم. حمایت، تقویت و پیروزی این مبارزات را امر  بی اما و اگر خود میدانیم.

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: