سالگرد پس ازانتخابات 1388 در تورنتو

در نوبت پرسش و پاسخ این سوال را مطرح کردم که چرا باید به دموکراسی و یا مردمسالاری، صفت اسلامی، دموکرتیک اسلامی، کارگری و یا سکولار را اضافه کنیم؟ مگر نه این است که این صفتها صاحبانی و متولیانی دارند که خود را بدین طریق رئیس آن میدانند و بنام آن صفت، دیکتاتوری به مردم تحمیل میکنند که نمونه اسلامی، کارگری، نژادی و حالا سکولار را میخواهند تحمیل کنند؟

روز شنبه 9 ژوئن برابر با 20 خرداد 1391 جبهه متهد دانشجویی و مرکز بین المللی حقوق بشر در ایران، در سومین سالگرد حوادث پس از انتخابات 1388 ، به بررسی چالشهای دموکراسی خواهی در ایران پرداختند.

در این جلسه چهار سخنران حضور داشتند ؛ آقایان مجتبی واحدی ، رضا مریدی ،فرخ زندی، اردشیر زارع زاده.

دو گروه برگزارکننده از دانشجویان و فعالان درون کشور در سالهای اخیر جنبش دانشجوی هستند. بنظر می رسید، راه کارها و کاربردها، از واقعیتهای و تاثیرآن در داخل را، مد نظر دارند. در این میان ، گروهای چند نفره ی هم، که خود را دموکرات و اپوزیسیون حکومت، میخواندند! سعی در بهم زدن جلسه را داشتند که توسط عده ای پلیس که در محل حاظر شده بودند جلوگیری شد.

 من متوجه نمیشوم عده ای دموکرات  و انقلابی! که در گذشته در کنفرنس برلن آلمان و جلسات دیگران را بجای تبادل اندیشه و نظر، سعی میکنند بهم بزنند چه منظوری دارند؟ آیا این روش دموکراسی است؛یا بهر طریقی رسیدن به قدرت است؟ در این سالها در نشستهای خود چند نفر بودند؟ چرا میخواهند بزور خود را مطرح کنند؟ فکر میکنند دیگران نمی توانند ضد حکومت شوند و اگر هم مخالفند، باید از اینها اجازه بگیرند و گرنه، از عوامل رژیم محسوب میشوند؟! گروه سلطنت طلب، داد از کشتار مردم توسط رژیم میزد و فقط به کشتار رژیم فقها می پردازد، انگار کشته شدگان در رژیم شاه،  ایرانی نبودند!

 براستی اگر سران رژیم گذشته در یک دادگاه علنی با حضور مردم محاکمه میشدند ، آیا طرفداران سلطنت که حالا خود را اپوزیسیون مینامند می توانستند اظهار وجود کرده و فاجعه بارتر،خواهان برگشت رژیمی باشند که علیه دولت ملی و منافع مردم ایران بکمک بیگانگان کودتا کرد؟

همه مردم ایران، خواهان محاکمه سران رژیم کنونی هستند، اگر محاکمه ای هم، بعد از رژیم فقها بر ایران بوجود آمد، باید سران رژیم کودتای گذشته به همراه سران دیکتاتوری حاکم، محاکمه شوند؛ تا دیگر گروهی با ایدئولوژی اینبار غیر دینی دست به کشتار مخالفین نزند.

در این نشست، بعد از معرفی برگزارکنندگان، پیام مادر شهید سهراب اعرابی خوانده شد؛ سپس سخنران اول نماینده ایرانی در پارلمان استان انتاریو کانادا، آقای رضا مریدی بود. ایشان ضمن محکوم کردن رژیم حاکم که دستش بخون مردم آلوده  و ایران را منزوی کرده است به مخالفت علیه اصلاح طلبانی که فکر میکنند از درون رژیم میتوانند تغییر دهند، پرداخت و اعلام کرد که بهتر است، خود را از رژیم جدا کنند.او ادامه داد؛ حاکمیت از آن ملت و اراده مردم است، زن و مرد، دینی و غیر دینی همه اقوام، در آن شرکت دارند؛ آزادی اندیشه بی حد و حصر گفته دکتر براهنی را هم تکرار کردند. در پایان صحبتها که تعجب برانگیز بود، اعلام کردند که رژیمهای همسایه ایران، از کشورهای عربی جنوب خلیج فارس و حتی افغانستان از نظر دموکراسی از ما جلوتر و وضع بهتری دارند! کشورهای جنوبی حلیج فارس عربستان، امارات و... پارلمان ندارند و حتی آمریکا بخاطر دخالت نکردن مستقیم در سرکوب مردم بحرین  که خواهان، آزادی و دموکراسی هستند، کشورهای حاشیه خلیج فارس را واداشت که نیروی نظامی برای سرکوب تظاهرکنندگان برای دموکراسی و نابودی آن، به بحرین بفرستند! در افغانستان، آمریکا با همه کشتار نیروهای خود و مردم افغانستان، اوایل امسال در دوحه قطر با طالبان از در مزاکره درآمده و این طالبان بود که اعلام کرد، تا زمانی حمید کرزای، دست نشانده  اشغالگران، استعفا و نیروهای خارجی از افغانستان بیرون نروند دیگر مذاکره نمیکند!

سخنران دیگر در این نشست، آقای فرخ زندی ، نماینده سکولار سبز و رئیس کنگره ایرانیان بود. ضمن  نقد سخنگویان جنبش سبز (به ظن ایشان رهبران جنبش سبز)، با محکوم کردن آنها ، تنها راه نجات ایران را سکولار سبز به رهبری گروه سکولارها، اعلام کردند. ایشان تاکید زیادی به سکولار داشتند و ادامه دادند که دین از دولت جداست ولی از اینکه،  ایدئولوژی هم باید از دولت جدا باشد صحبتی نکردند؛ اما، اضافه کردند که دین هم نباید در سیاست دخالت کند!

اگر دین بعنوان مرام و راه و عقیده نباید در سیاست دخالت کند، بدین معنا که فرد دیندار نباید به کسی که از نظر مرام و مسلک به او نزدیکتر است رای بدهد ! به باور سکولارهای ایرانی، یک فرد دیندار، دین و مرام خود را داشته باشد و لی به سکولارها رای دهد! چون دین و عقیده خودش برای خودش محترم است و در خانه نگه دارد و در سیاست دخالت ندهد! فکر میکنم آنهای که می گویند دین از سیاست جدا باشد نه دموکراسی را میدانند چیست نه دین بعنوان مرام و مسلک و عقیده را!

در نوبت پرسش و پاسخ این سوال را مطرح کردم که چرا باید به دموکراسی و یا مردمسالاری،  صفت اسلامی، دموکرتیک اسلامی، کارگری و یا سکولار را اضافه کنیم؟ مگر نه این است که این صفتها صاحبانی و متولیانی دارند که خود را بدین طریق رئیس آن میدانند و بنام آن صفت، دیکتاتوری به مردم تحمیل میکنند که نمونه اسلامی، کارگری، نژادی و حالا سکولار را میخواهند تحمیل کنند؟

آقای مجتبی واحدی بعنوان سخنران مهمان، بیشتر سوالها و نقد ها، از ایشان بود. ایشان در باره سوالهای که توسط سایر سخنرانان راجع به ولایت فقیه و تکلیف حکومت مذهبی و نوع حکومت آینده ، اصلاح طلبی  و... از ایشان شده بود ، گفتند؛  اصلاح طلبی با وجود ولایت فقیه اگر باشد، من دیگر اصلاح طلب نیستم. ایشان ادامه دادند که ما مردم دنبال قهرمان هستیم که بیاید برای ما همه کار بکند تا زمانی که ما قهرمان پرستیم کاری نمیتوانیم بکنیم؛ ما باید مسئولیت بعهده بگیریم. آقای واحدی در باره تکلیف حکومت دینی و نوع حکومت آینده ، گفتند: نوع حکومت را در رفراندم ، مردم انتخاب میکنند.

در سوال و جواب از آقای واحدی و دیگر سخنرانان در باره حکومت آینده ایران. سوال کردم؛ مگر قرار نیست حکومت آینده ایران، دموکراسی یا مردمسالاری باشد که همه سخنرانان از آن صحبت کردند؟ اگر قرار است مردم حکومت کنند دیگر چرا باید رفراندوم از مردم در باره حکومت خود باشد؟ اگر قرار است مردم حکومت کنند و آقای مریدی به حق گفتند که حاکمیت از آن ملت از همه باور و مرامها میباشد، دیگر رفراندم برای چه؟ اگر منظور شکل حکومت است که ما مردم چه شکل مشروطه و چه شکل جمهوری فرقی در محتوا که استبداد فردی است چیزی نصیب ما نشده است ! اگر قرار است شکل حکومت رای گیری شود، میخواهیم با دست خود دوباره استبداد فردی را در شکل دیگری تجربه کنیم و مسولیت را بکسی دیگر بسپاریم ، باز دنبال قهرمان رفتن نیست؟!

در حرکتهای گروهی و تک روانه ، مرامی و مسلکی در این روزها شاهد هستیم که اگر قرار است تک روی کنیم، به همان تعداد محدود چند نفره باقی خواهیم ماند. بدون همکاری همه گروها متعهد به مردمسالاری، دست یابی به آن، غیر ممکن است . بنابراین برای رسیدن به مردمسالاری با احترام به باور و عقاید دیگران، با شعارها و خواستهای مشترک دموکراتیک، باید تکیه کرد . هیچ گروهی تنها نمیتواند به دموکراسی برسد؛ تکیه به بیگانگان با تجربه عراق لیبی هیچ ایرانی نمی تواند کشورش مثل عراق و لیبی ویران ببیند؛ اگر هم بخواهد مردم آنها را خیانت کار به ایران میدانند با وصف بر اینکه با حاکمیت مطلقه فقها صد در صد مخالفند با گروهای که بکمک بیگانگان به خاک کشور حمله میکنند وطن فروش می نامند. باید با همکاری، این امر مهم واقعیت پیدا کند. گروهای که در محور استقلال ،آزادی ، عدالت اجتماعی و حاکمیت مردم باور دارند؛ همان خواستهای مردم ایران  که بیش از صد سال برای آن مبارزه کرده اند.

ایمیل نویسنده: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مگر هیتلر با ابزار دمکراسی به قدرت نرسید مگر اقای خمینی چگونه به قدرت رسید?
جنایات مدرسه رفاه مگر با حمایت جبهه ملی همراه نبود؟
هولوکات ۶۷ مگر اعتقاد به اسلام یا نداشتنش اساس ان نبود.
شما چگونه ادعا میکنید با دمکراسی همه چیز حل است؟
اگر ۹۹ درصد ملت ایران نیز بخواهند حق ان را نخواهند داشت حقوق بهاعیان را سرکوب کنند.
دمکراسی بدون حکومت سکولار و اعلا میه حقوق بشر
یا به مدرسه رفاه ختم می شود یا
به هولوکاست ۶۷
با احترام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مگر سران حکومت پهلوی پشت بام مدرسه رفاه بعد از بازجوعی و احتمالان شکنجه توسط
اقای یزدی به خلخالی تحویل داده نشدند. که اعدام شونند.
مگر هویدا که بود?کم اعدا م کردند. جبهه ملی بین ایران و اسلام براحتی ایران را می فروشد.
اینکه مردم حکومت سکولار در رفراندم بخواهند به ان خاطر اسث که خود حاکم خود باشند.
دیروز ادعای کودتا می کردید امروز نیز رفراندم را کودتا می نامید و شرکت کنندگان ان را
روسپی؟