و حالا تبریز به شما حق انتخاب می دهد؛ چکسلواکی یا یوگسلاوی؟!

Reza Levayi
فریاد تبریز را شنیدید؟!

 

غلط سیاسی مخالفان در  فهم اندیشه ما این است که ما را « انسان تدافعی‌» فرض می کنند. ما « انسان مبارزه » هستیم. فرض آنها بیشتر  از آنکه از نحوه ی فعل و انفعالات بین استعمارکننده ها و استعمارشونده ها گرفته شود، محصول نگرش های استعمارکنندگی و اشغالگری است. 

 

من منکر ضعف بخشی از بدنه ی حرکت ما در فهم مبانی « مبارزه ی استعمارشونده ها» نیستم. این بخش از بدنه ی ما هنوز سعی دارد با حمایت از ایدئولوژی دینی رژیم ایران به نوعی مبارزه با بخش باستانگرای ایرانیت را توجیه کند. آنها به مرور در بدنه ی نظام اشغالگر هضم شده و به چماق استعمارکنندگی تبدیل می شوند. اطلاعات رژیم و سیستم استعمارگری در درون این بخش سفره پهن می کند و از این طریق مبارزان‌ واقعی استعمارشونده ها را می کوبد. اما به رغم تلاش بازوهای استعمار ایرانیت اعم از رژیم تروریست آخوندی و پان ایرانیست های دو آتشه ما توانستیم اکثریت مردم آزربایجان جنوبی را با « اراده‌ی استقلال » و جدایی آزربایجان جنوبی هماهنگ و همرنگ سازیم. کار به جایی رسیده که عناصر نفوذی رژیم همچون مسعود بهنودها برای گریز از « اراده ی استقلال » ما پیشنهاد وابستگی بیشتر رژیم به روسیه را می دهند. برای همین از استعمارگری روسیه و ایرانیت به یک اندازه متنفرم.

 

و البته در این میان خیلی ها سعی کردند صدای استقلال و استقلال صدای مرا بکوبند. از « خود لیدر انگارهای چرکین عقل » گرفته تا چرکاب های اطلاعات رژیم فاسد آخوندی،ایرانشهری ها،  و حتی فدرالیست های ایرانیت. اما یقین من و مبانی من برای استقلال و آزادی منسجم تر از همیشه گشت. اما تفکر « استقلال خواهی » در بین ملت من افزون تر از قبل‌ ریشه دواند. راه من و ما راه استقلال است. 

من و ما فرزند استقلال هستیم.

تنها گزینه ای که می تواند ملت های محبوس در قفس ایرانیت جعلی را نجات دهد استقلال آنهاست. و حالا... 

 

و اکنون در « عمق مبارزه برای آزربایجان جنوبی » سنگر گرفته ایم. پلاکاردها و متون استقلال و جمهوریت برای آزربایجان جنوبی از خیلی وقت حاضر است. از دوره ی پیشه وری بزرگ به اینسو. و اکنون گزینه ها را ملت من می نویسد: « حق انتخاب با شما؛ چکسلواکی یا یوگسلاوی؟!» ملت بزرگ آزربایجان صریح و قاطع نقشه ی راه خویش را اعلام کرد. ما برای ذره ذره ی خاک و وطن خویش خواهیم جنگید. انتخاب با شماست. ما شما را از چنگال « حس اشغالگری و استعمارگری » نجات خواهیم داد. ما شما را با هر روشی که خودتان انتخاب کنید از چنگال جعلیات تاریخی، خود برترانگاری و نژادپرستی نجات خواهیم داد. 

 

بعدش به اصطلاح روشنفکران سیاسی ایرانیت دنبال توجیه های همیشگی خویش هستند. آنها داد و فریاد راه انداخته اند که مردم آزربایجان و آنهایی که آذربایجان را با «ز» می نویسند دنبال خون و خونریزی هستند. « خونریزی » را آنچنان با تاکید بر «و» ( خوووووونریزی ) می گویند که انگار خودشان بره ی معصوم دشت‌های اشغال شده ی ممالک محروسه هستند. مگر همین ها با تفنگ و کلاشینکف و نارنجک و کوکتل مولوتوف انقلاب نکردند؟ مگر همین ها با سلاح به « جمهوری آزربایجان پیشه وری » هجوم نیاوردند؟ یک تغییر مسالمت آمیز در ایران برایم نام ببرید. من از این به اصطلاح روشنفکران ایرانیت سئوال می کنم که چرا می خواهید با خون و خونریزی، آزربایجان را همچنان در اشغال خود داشته باشید؟ چرا به طور مسالمت آمیز از سرزمین آزربایجان جنوبی خارج نمی شوید؟ چرا از بلوچستان اشغالی و از احواز اشغالی به صورت مسالمت آمیز خارج نمی شوید؟! 

 

سلام نظامی ملت آزربایجان در دفاع از ارتش ترکیه و عملیات چشمه ی صلح،  و در رد تروریسم کُردی و حامیان اصلی آن ( رژیم ایران و اپوزیسیون ایران ) خشم اشغالگران و استعمارگران ایرانیت را برانگیخته است. همه ی هزینه های آنها در جهت حذف و نابودی زبان تورکی و ملیت آزربایجانی با یک سلام نظامی دود شد و به هوا رفت. آنهایی که تا دیروز تبریز را سنگر مشروطه و ایرانیت و نظام تبلیغ می کردند حالا در طنین فریادهای تبریز برای استقلال، دیوانه شده اند. و حالا تبریز به شما حق انتخاب می دهد؛ یوگسلاوی یا چکسلواکی؟! فریاد تبریز را می شنوید؟! انتخاب کنید. 

 

و فراتر از این مسایل ما در اندیشه ی یک « بُرش تاریخی » هستیم. وابستگی و هضم شدگی مردم من و خاورمیانه در جهالت دینی،  درد و اندوه من نیست که سمت نشانه گیری من است. ما باید به لحاظ ذهنی این نقطه از زمین را که همه ی سعادت بشری را با وسوسه ی سودای آخرت، قربانی حاکمان فاسد و قاتل و مزوّر می کند کاملا بشوییم. مردم خاورمیانه  دنیای ترقی و پیشرفت و سعادت امروزین را به آخرت چرند لیدرهای دینی فروخته و معتاد این وعده و وعیدهای مکارانه گشته اند. من از دینی که خلاصه اش نخوت و عناد و سرکوبگری خامنه ای و قاسم سلیمانی است بیزارم. من از دینی که انسان را نابود می کند بیزارم. من از دینی که مردان پارسی را به ثریا می برد و مردان تورک و عرب و بلوچ را بر زمین می زند بیزارم. 

 

 

و در نهایت باید بگویم که من امروز رو به سمت آزربایجان و رو به سمت تبریز « سلام نظامی » می دهم و ممنونم از تبریز که نظام سلامش بر جهان تورک و بر جهان آزادی را دیکته می کند. به ملت آزربایجان فخر می کنم و از اینکه صدای مبارزان خویش را می شنود خاک پایش را می بوسم. 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: